شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین خبر با عنوان ، بازدید علی زند وکیلی از اقامتگاه بومگردی ناردونه در 4 ساعت قبل منتشر شده است .
»   فرهنگی  »   وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان در گفتگو با بوذرجمهر پرخیده
457 بازدید
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ , ساعت ۹:۵۳
وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان در گفتگو با بوذرجمهر پرخیده

وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان در گفتگو با بوذرجمهر پرخیده

وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان چگونه است؟ در حالی که نمایشگاه کتاب برگزار شد، نگاهی به وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان در گفتگو با بوذرجمهر پرخیده، پژوهشگر تاریخ و کتاب شناس انداختیم.

این گفتگو چند ماه پیش صورت گرفته است و اکنون منتشر می شود:

 

 

به عنوان نخستین سوال، قدیمی ترین کتابفروشی ها و انتشارات زرتشتیان را نام می برید؟

کتابفروشی فروهر، قدیمی ترین کتابفروشی زرتشتی است که هنوز فعال است. البته اگر چاپ راستی را کتابفروشی در نظر بگیریم،‌ چاپ راستی قدمت بیشتری دارد. چاپ راستی قبل از انقلاب علاوه بر چاپ تقویم به چاپ کتاب نیز می پرداخت و تنها یک چاپخانه نبود. از محل ساختمانش هم به عنوان کتابفروشی استفاده می کرد که کتابهای چاپ شده خود را در آنجا به فروش می رساند.

دکتر کتایون مزداپور، در کتابی که به تلاش ایرج افشار در مورد کتابها و خاطرات کتابفروشی های ایران است، نوشتاری در مورد کتاب و فعالیت های انتشاراتی زرتشتیان نوشته است. در این کتاب آمده است که اولین کتابهای مرتبط در هند چاپ می شده است و به ایران می آمده است. اولین فردی هم که این کار را می کرده است و کتابهای منتشر شده در هندوستان را به ایران می آورد فردی بوده است به نام “آموزنده ابن شیرمرد”.  پس از آن نشر خاضع (اردشیر خاضع) بوده است که از هند به ایران و یا برعکس از ایران به هند کتاب می برد و می فروخت. کتابفروشی و چاپ راستی نیز پس از آن راه افتاده است. پس از آن کتابفروشی دینیار آذری در شهر یزد بوده است که در گذشته در محل دربند ارباب سهراب فعال بوده است ولی اکنون دیگر فعال نیست.  پس از آنها کتابفروشی فروهر در سال ۱۳۵۳ تاسیس شده است. پس از این کتابفروشی ها کتابفروشی اندیشه نیک، در این کتاب نام برده  شده است که در سال ۱۳۷۲ توسط من راه افتاد.

غیر از این کتابفروشی ها کتابفروشی بزرگمهر در یزد هست که الان نمی دانم هنوز فعال هستند یا خیر. همچنین کتاب سرای فروهر و خانه کسرا نیز در یزد وجود دارند. در تهران هم یک نوشت افزار و کتابفروشی در خیابان طالقانی بود که الان اسمش را یادم نمی آید، ضمن اینکه نمی دانم، فعال هستند یا نه.

سال گذشته هم کتابفروشی جدید ما در پاساژ کتاب ایران راه افتاده است به نام کتابفروشی آناهیتا.

 

 

شما چه نوع کتابهایی دارید؟

در پاساژی که کتابفروشی اندیشه نیک و همچنین پاساژ ایران که کتابفروشی آناهیتا در آن قرار دارد، همه مغازه ها کتابهای دست دوم دارند. اینجا کتابخانه های شخصی را می خرند و کتابها را تفکیک می کنند و به فروش می رسانند. هر کتابفروشی در اینجا تخصص و علاقه خاصی دارد مثلا یکی به کتابهای فلسفی علاقمند است و همه وی را می شناسند و اگر کسی سراغ کتابهای فلسفی را بگیرد همه او را معرفی می کنند. من هم بنابه علاقه شخصیم به کتابهای مرتبط با زرتشتیان، تاریخ و  ادبیات کهن، سرگذشت ها و مانند آن علاقه دارم. الان هر کسی در بازار کتاب بیاید و از هر کدام از مغازه ها سراغ کتابی در مورد زرتشتیان را بگیرد مرا معرفی می کنند و می گویند می گویند بیایند پاساژ صفوی، طبقه دوم، اندیشه نیک.

اینجا به نوعی پاتوق فرهنگی هم است. افرادی که به نوع خاصی ار  کتابها علاقه دارند اینجا و در مغازه ها جمع می شوند و با یکدیگر در مورد فلان کتاب صحبت می کنند و آنرا نقد می کنند.

 

 

کتابهای چاپ جدید هم دارید؟

لازم است به روز باشیم یعنی کتابهای جدید که در مورد موضوع خاصی چاپ می شود را بدانیم ولی معمولا کسی سراغ کتابهایی که در بازار کتاب موجود است را در اینجا نمی گیرد. ولی افرادی می آیند اینجا و می گویند که در مورد فلان موضوع خاص می خواهند بداند و ما راهنماییشان می کنیم که چه کتابهایی در آن باره چاپ شده، موضوعاتش چیست و کمکشان می کنیم تا کتاب مناسب را پیدا کنند.

ما کتابهایی که داریم جدید و نو هستند ولی آنها نیز کتابهایی است که در بازار رایج کتاب وجود ندارند. مثلا پژوهشگاه علوم انسانی به تازگی کتابی چاپ کرده است به نام اندرزنامه اشنر دانا این کتاب را فقط من دارم و خود پژوهشگاه.  چون اینجا نزدیک دانشگاه است و بازار کتاب شاید من بیشتر از خود پژوهشگاه آنرا بفروشم.

مثلا کتابفروشی فروهر برخی از کتابهای چاپ قدیمش را حتی خودش هم ندارد ولی من اینجا دارم و یا انتشارات بهجت، کتابهای فروهر را ندارد و فروهر کتابهای بهجت را ندارد ولی من اینجا هر دو را دارم.

 

 

مشتریهای شما چه جور افرادی هستند؟

الان که شبکه های مجازی هست و ما در آنجا به آدرس @ANDISHEHNIKBOOKSHOP کتابهایی که به دستمان می رسد را عکس جلدش را منتشر می کنیم و برخی سراغش را می گیرتد و از همه جای ایران دنبال کتاب می آیند. برخی دنبال کتابهای خاصی هستند که خیلی کم یاب است و من نیز ندارم. از آنجایی که علاقه دارم می روم دنبال کتاب ها و می گردم و رد کتابها را پیدا می کنم تا بتوانم بدهم به دست مشتری.این دادن کتابها به دست مشتری و لبخند رضایتی که می زند برای پیدا کردن کتاب برایم شیرین است. سودی هم که می گیرم در حدی است که بتوانم خرج اجاره اینجا را در بیاورم.

برخی موسسات هم می آیند و از ما کتاب می‌خواهند. مثلا چند وقت پیش موسسه ای از افغانستان دنبال کتابهای مختلف بود که از کتابفروشی های مختلف کتاب خرید و از من هم تعدادی کتاب در مورد ایرانشناسی خرید کرد.

کتابخانه ها هم گاهی از ما خرید می کنند. مثلا مدتها پیش آقایی به نام نفیسی در حال ساخت کتابخانه ای برای مدرسه ای بود و کل کتابهای موجود در کتابفروشی را یکجا خرید.

 

 

فعالیت شما قانونی است؟

بیشتر کتابفروشی هایی که در این پاساژ هستند مجوز ندارند ولی من هم برای اندیشه نیک و هم کتابفروشی آناهیتا مجوز گرفتم تا فعالیتهایم کاملا قانونی و مجوز دار باشد.

 

 

 از کارتان راضی هستید؟

به هر حال کار پر زحمتی است و باید بالا سر کار بود. به خصوص اگر بخواهیم برای شهرستان ها کتاب بفرستیم که لازم است تا مشکلات حمل و نقل را حل کنیم و کاری کنیم که کتابها در حمل و نقل آسیب نبینند. این کار صبر و حوصله زیادی هم می خواهد مثلا جلد اول کتابی دو جلدی را پیدا می کنی ولی جلد دومش پس از سالها پیدا می شود.

از طرف دیگر گاهی پولش کم و زیاد می شود ولی خوشبختانه تا حالا مشکل غیرقابل حلی نداشتم. این کار سود زیادی ندارد ولی تا حالا سود و زیانش برابر بوده و زیان زیادی هم نکردم.

 

 

تمام کتابهای موجود در کتابفروشیتان را خوانده اید؟

خیلی ها را خوانده ام ولی اگر نخوانده باشم هم ورقشان زدم و آنها را می شناسم چون اگر این طور نباشد، نمی توانم آنها را بفروشم. چون مشتری می آید از من می پرسد که کدام ترجمه گاتها بهتر است و من باید ترجمه های مختلف را بشناسم. یا می پرسد که دکتر مزداپور چه کتابهایی را در زمینه اساطیر چاپ کرده است. اینجا بیشتر مشتری ها به عنوان موضوع می آیند سراغ کتاب و باید به صورت دقیق و مسلط آشنا باشم به کتابها تا بتوانم آنها را به مشتری معرفی کنم.

 

 

چرا دو کتاب فروشی راه اندازی کرده اید؟

بهزاد، پسرم به این شغل علاقه مند بود ولی به دلیل مشکل مجوز نتوانست مجوز بگیرد من رفتم مجوز را گرفتم ولی الان کتابفروشی آناهیتا را او اداره می کند.

 

 

آیا این کار در زندگی شخصیتان تاثیرگدار بوده است؟

اگر زندگی شخصی یعنی اینکه آدم با لذت زندگی کند، بلی. به هر حال هر کسی به چیزی علاقه دارد یکی به کوهنوردی علاقه دارد و یکی به فرش علاقه دارد، من هم به کتاب علاقه دارم. فرش فروش هم وقتی فرشی را به مشتری ای می فروشد که راضی است، خود هم لذت می برد. من هم وقتی مشتری پیامک می زند که فلان کتاب را می خواهم و پیدایش می کنم و برایش می فرستم و او با یک پیامک تشکر می کند که کتاب را دریافت کرده و در حال خواندنش است لذت می برم.

 

 

سخن پایانی:

پیشنهاد می کنم زرتشتیان بیشتر کتاب بخوانند و اگر هم علاقه دارند به کتابفروشی بپردازند. البته سود چندانی ندارد ولی کتابفروشی هم مانند کتاب خواندن باعث گسترش فرهنگ می شود. که متاسفانه زرتشتیان چندان وارد این کار نشده اند.

برساد-کامبیز رستمی

مطالب مرتبط با برچسب

وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان در گفتگو با بوذرجمهر پرخیده
در سال جدید تحصیلی حدود 150 دانش آموز در دبیرستان و هنرستان ماندگار فیروزبهرام تحصیل خواهند کرد که حدود نیمی از آنها زرتشتی هستند.
سومین همایش سه سخن برگزار می شود
سازمان جوانان زرتشتی(فروهر) سومین همایش سه سخن را برگزار می کند، نسرین خنجری، بوذرجمهر پرخیده و سیاوش بنداریان زاده روز آدینه 29 بهمن ماه سخنرانی می کنند.

یک دیدگاه برای وضعیت کتاب و کتابفروشی های زرتشتیان در گفتگو با بوذرجمهر پرخیده

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین خبرها