دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین خبر با عنوان ، خلاصه سخنرانی دکتر بهشید برخوردار در برنامه دانش و دانشوری در 3 دقیقه قبل منتشر شده است .
»   فرهنگی  »   گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی ماه بهمن (بخش دوم)
430 بازدید
۲۳ بهمن ۱۳۹۶ , ساعت ۹:۴۷
گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی ماه بهمن (بخش دوم)

گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی ماه بهمن (بخش دوم)

دوره شاد و گفتگوی ماهیانه روز آدینه ۶ بهمن ماه در تالار انتهایی آتشکده تهران برگزار شد. بخش دوم گزارش و تصاویر این برنامه را در ادامه مطلب ببینید:

لطافت فضای جلسه مثال زدنی بود و مطالب عرضه شده توسط اقای مهربان پیمانی حال و هوای جلسه را عوض کرده  بود. بهر تدبیر یا بهر تقدیر، نوبت به بخش دیگری رسیده بود که طی آن به جایگاه والای سعیدی سیرجانی در ادبیات ایران اشاره شد و شعر  “عقابی درخرابه ی زاغان” از او تقدیم باشندگان گردید. این شعر را که از یادگارهای جوانی اوست به این صورت است:

عقابی قوی چنگ و پولاد پر

خط کهکشانش کمین رهگذر

خدنگی عقاب افکنی جانشکار

بیفکند ناگه پرش را ز کار

به پروازنیروی بالش نماند

باوج فلک بر مجالش نماند

برآسایدش تا پر ناتوان

سبک سوی خاک آمد از آسمان

عقابی که بد چتر گردون پرش

به ویرانه ای شد قضا، رهبرش

به ویرانه ای گندش آزار جان

در او زاغکی چند را آشیان

بهشتی جز ان گوشه نشناخته

به مرداری از عالمی ساخته

****

فرومایه زاغان مردار خوار

فرو ماند منقارهاشان ز کار

یکی زان میان گفت یاران شتاب

که امد پی جیفه خوردن عقاب!

برآورد فریاد زاغی دگر

که این فتنه جویی است بیداد گر

به کین جستن کار ما آمده ست

پی غصب مردار ما آمده ست

فرو برده در گند منقار خویش

به حسرت یکی گفت با یار خویش

که: دیگر جهان را صفایی نماند

در این گوشه آسوده جایی نماند

دگر زاغکی گفت کین فتنه گر

خندنگیش بنشسته گویا به پر

بباید بر او ناگهان تاختن

به یک حمله روزش تبه ساختن!

نه یارای پیکار او داشتند

نه اش لختی آسوده بگذاشتند

***

بکار پر خسته حیران،عقاب

چو دید آن هیاهو به کنج خراب

سوی خیل زاغان و مردار و گند

به چشم حقارت نگاهی فکند

دل – ازگند مردارش – امد بهم

شد – از گند زاغان – روانش دژم

به خود گفت کاینجا ، نه جای منست

نه این گندزاران سزای منست

ور اینجا درنگم دوای پر است

باوج فلک مردنم خوشتر است!

****

پر خسته ی خویشتن باز کرد

سبک سوی افلاک پرواز کرد

******

منم ان عقابی که تا بوده ام

به اوج هنر بال و پر سوده ام

ولی ناوک عشقم از پا فکند

قضای زمانم بدینجا فکند

به خود گفتم آسایم اینجا دمی

نهم بال بشکسته را مرهمی

مگر زخم عشقم مداوا شود

دل ناشکیبم شکیبا شود

ندانستم اینجا بود گند زار

بهر گوشه زاغیست مردار خوار

فرو مایه زاغان دهان وا کنند

رقیبم شمارند و غوغا کنند

پلیدان بی مایه ،ای وای من

که خود را شمارند همتای من

ندانند اگر چند پر خسته ام

دل از ناوک عشق بشکسته ام

به کنجی خزیدستم افسرده حال

فرو برده سر زیر بشکسته بال

هنوزم به نیروی طبع بلند

ندیده ست بنیان همت گزند

هنوزم به طبع سخن آفرین

فرستد خدای سخن ، آفرین

ندانند اگر من بجنبم ز جای

در اندازم این سفلگان را ز پای

ندانند اگر خامه جنبان شوم

فرومایه را  آفت  جان شوم!

****

کمر بسته جمعی به آزار من

که پروای آنان بود عار من

مرا با فرو مایگان جنگ نیست

وگرنه مجال سخن تنگ نیست

 

ترانه زیبای کیجای رشتی و  واریته ای  از چند آهنگ با صدا و دف آقای شاپور خرمشاهی انرژی بخش و دلچسب بود .

پس از آن خانم دکتر ناهید کشاورزی دربخش سلامت توصیه های  پزشکی لازم را برای پیشگیری از سکته ی مغزی ارائه کرد که مورد توجه قرار گرفت .

در ادامه خانم مهین تاج هرمزدیاری  با خواندن ترانه ای با گویش دری و ترانه ای با نام دعا گرمی جلسه را افزود. در این هنگام یکی از یاران و یاوران همیشگی دوره شاد و گفتگوی ماهیانه، آقای فریدون سامی با صدای گرم خود و اجرای دو ترانه “رعنا” از قمرالملوک وزیری و “زیبا رفتی” از جهانگیرکاشانی رونق جلسه را دو چندان کرد.

خانم شیرین کاویانی؛  ابتدا شعر طنزی را که دو جلسه پیش توسط یکی از هموندان دیگر خوانده شده و مورد استقبال قرار گرفته بود باز خوانی نمود و سپس با ارایه ی چند لطیفه جالب خاطر باشندگان را شاد کرد. نمونه ای از لطیفه های عرضه شده  توسط وی را در ادامه می خوانید:

– کتاب ریاضیمو گم کرده بودم و فردا امتحان داشتم، از مامان پرسیدم ندیدیش؟ گفت اتاقت رو مرتب کنی حتما پیداش می کنی. منم اتاق رو کردم مثل دسته ی گل ولی پیداش نکردم. دیدم دست کرد تو کیفش کتاب رو در آورد و گفت اینم جایزه ات .

– یک ایرانی از یک ژاپنی پرسید مگر شما نفت دارین که وزیر نفت دارین؟ او گفت مگر شما رفاه دارین که وزیر رفاه دارین .

در نهایت خانم آذرمیندخت بلیوان با خواندن  دو شعر یکی درباره سده و دیگری با نام “من و تو” از سیمین بهبهانی  تلطیف جو جلسه و روحیه ی باشندگان را باعث شدند که به آن می پردازیم:

شعر من و تو از سیمین بهبهانی

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم
کامم اکنون که برآمد بنشین تا بنشینم
پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد
تو که پاکی بِنِشین تا منِ رسوا بنشینم
بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری
با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم
شمع را شاهد احوال من و خویش مگردان
خلوتی خواسته ام با تو که تنها بنشینم
من و دامان دگر از پی دامان تو؟ حاشا!
نه گیاهم که به هر دامن صحرا بنشینم
آن غبارم که گرَم از سر دامن نفشانی
برنخیزم همه ی عمر و همین جا بنشینم
ساغرم، دورزنان پیش لبت آمدم امشب
دستگیری کن و مگذار که از پا بنشینم

در پایان اعلام شد که اخرین جلسه ی امسال؛ روز آدینه ۴ اسفند ماه ساعت ۴ پسین در آتشکده زرتشتیان تهران در محل همیشگی برگزار می شود و باشندگان با شادمانی و روحیه ای مضاعف با امید دیداری دوباره سالن را بسوی خانه های خود ترک کردند.

مطالب مرتبط با برچسب

گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی ماه بهمن (بخش دوم)
دوره شاد و گفتگوی ماهیانه روز آدینه 4 خرداد ماه برپا می شود.
گزارش تصویری از دوره شاد و گفتگوی ماه اردیبهشت
روز آدینه 7 اردیبهشت ماه، برنامه دوره شاد و گفتگوی ماهیانه در تالار انتهایی آتشکده تهران برگزار شد.
گزارش تصویری از دوره شاد و گفتگوی ماه اردیبهشت
نخستین گردهمایی دوره شاد و گفتگوی ماهیانه در سال 1397، روز آدینه 7 اردیبهشت ماه برگزار می شود.
تصاویری از دوره شاد و گفتگوی ماه اسفند
پسین آدینه 4 اسفند ماه گردهمایی دوره شاد و گفتگوی ماهیانه برگزار شد.

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


لطفا معادله امنیتی را تکمیل کنید *

  • آخرین خبرها