جمعه, ۲۷ مهر ۱۳۹۷
آخرین خبر با عنوان ، سخنرانی نماینده ایرانیان زرتشتی در ژنو در 1 روز قبل منتشر شده است .
»   فرهنگی  »   گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی آذر ماه
1,183 بازدید
۶ آذر ۱۳۹۶ , ساعت ۱۴:۴۶
گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی آذر ماه

گزارش و تصاویری از دوره شاد و گفتگوی آذر ماه

برنامه دوره شاد و گفتگوی ماهیانه، در ماه آذر، روز آدینه سوم آذر و همزمان با جشن آذرگان در تالا آتشکده تهران برگزار شد.

گزارش و تصاویری از این برنامه را در ادامه مطلب ببینید:

ابتدا خانم اذرمیندخت بلیوان مجری و هماهنگ کننده برنامه به باشندگان خوش امد گفت و درباره شکوه آذرگان سخن راند؛ پس از آن از خانم کیان بانو مزداپور دعوت شد تا شعر انتخابی خود را  بخواند. وی نیز شعری از علی اطهری کرمانی با عنوان  “جان بی بها” را خواند که چند بیت ان بدین ترتیب است:

جامم تهی است ساقی

امشب بیا صفا کن

جامی بریز و جانم

جام جهان نما کن

ای من فدای دستت

وان چشم نیم مستت

امشب مرا به مستی

از خویشتن جدا کن

 

سپس شاهرخ خدادادی رشته سخن را بدست گرفته و در باره جاماسب نامه و پیشگوییهای نسبت داده شده به ان در زمانهای سعد و نحس اشاره کرد.

 

بعد از ان نوبت به خانم پری شهریاری رسید  که شعری با لهجه کرمانی از خانم فاطمه لشکری (رحیل کرمانی) خواند که چند بیت ان عبارت است از:

امرو دواره حال ئی مادرم  پتاله

دواره ماره دیده می خوا دلش بناله

میگه ننو مجیدو بیا بشی کنارم

بیا بشی تو ئیجو بیا یه حرفی دارم

میگم دواره ا نو مادر سرش شرو شد؟

دواره حرف ما و حرف ئی دخترو شد؟

این سروده که شرح تلاش یک مادر برای زن دادن به پسرش به لهجه کرمانی بود موجب شعف باشندگان گردید .

 

آنگاه خداداد شهریارزاده با اشاره ای به شرح حال شادروان ابوالقاسم حالت از طنز پردازان مشهور معاصر ایران قطعه ای از او را با عنوان “شناسنامه یا شانسنامه” خواند که بدینگونه است:

شد از قضای الهی جوانکی خوشرو

به یک اداره گرفتار مردکی  بدخو

به پشت میز خود ان مرد کارمندی بود

که بی سبب همه را سر دواند از هر سو

جوان چو حاجت خود کرد پیش وی اظهار

به اخم سینه خود صاف کرد و گفت بدو

برو، هرآنچه که خواهی به نامه ای بنویس

درست مثل فلان فرم یا فلان الگو

مقررات اداری رعایتش رسمی است

چنانکه هیچ نگنجد به لای درزش مو

جوان چو نامه ی خود برد، مرد زد فریاد

که از چه نیست خطش همچو میر نکو

چو نامه ای دگر از نو نوشت آقا خواست

گواهی عدم سوء سابقه از او

چو مدرک عدم سوء سابقه آورد

گرفت و گفت بدو پس سه قطعه عکست کو

چو رفت و نوبت دگر سه قطعه عکس اورد

گرفت و گفت که این عکس خوب نیست عمو

جوان چو روز دگر عکس بهتری آورد

گرفت مرد و سپس چین فکند بر ابرو

به خشم گفت اینها سه عکس نیمرخ است

برو بیار سه عکس تمام رخ، هالو

خلاصه هردم از او انقدر گرفت ایراد

که ناشکیب شد و بغض آمدش به گلو

ز کوره سخت بدر رفت و داد زد کای مرد

بهانه جوی مباش اینقدر بهانه مجو

عمو تو هستی و هالو تویی که حرف حساب

به هیچ رو نرود توی کله ی تو فرو

بیا نگاه کن اندر شناسنامه ی من

که من پسر کیستم برو از رو

به یک نگاه که او در شناسنامه فکند

پرید رنگ به ناگاه از رخ  یارو

که دید او پسر مالدار معروفی است

بلند مرتبه و قادر و قوی بازو

چنان فتاد به پوزش که گوئیا می خواست

ز بهر سجده زند در برابرش زانو

نه عکس خواست دگر ز او نه رونوشت سجل

دگر نه چون و چرا کرد و نه بگو ی و مگو

درست کرد سر ده دقیقه کارش را

چنانکه خوشدل از آنجای رفت و خندان رو

یکی که واقعه را دید گفت در واقع

شناسنامه اش اعجاز کرد یا جادو

که چون هویت خود فاش کرد شانس اورد

شناسنامه ی او بود شانسنامه ی او

 

بعد از این شعر طنز نوبت به فریدون سامی رسید که به خواندن چند ترانه پرداخت. باشندگان که روحیه ی شاداب تری پیدا کرده بودند، اکنون به شعر کله پز از ابوالقاسم حالت که توسط شیرین کاویانی ارائه شد گوش دادند، متن شعر بدین ترتیب است:

نه کار و مشغله دارم، نه آب و نان دارم

خوشم، اگرچه نه این دارم ونه ان دارم

ولی به خاطر این گوشهای حرف شنو

ز دست مردم پر حرف، الامان دارم

میان جمع، شبی ناطق عزیزی گفت:

که من به نطق، عجب قدرت بیان دارم!

لبم چو پشت تریبون به نطق گردد باز

دهان من نشود بسته تا دهان دارم

اگر فزون ز دوساعت کنم سخنرانی

هنوز بهر سخن طاقت و توان دارم

ز من مخواه بجز حرف، چون همین حرف است

بهین متاع، بهر جا که من دکان دارم

در این زمانه که گران گشته است هر جنسی

برای جمله، من این جنس، رایگان دارم

شنید این سخن را ظریف طبعی و گفت

که شکوه ها من از این جور ناطقان دارم

در آن محله که مائیم نیز؛ کله پزی است

که من همیشه ز پر حرفی اش فغان دارم

شبی من از او طلب مغز کردم و گفتم:

“اگر که مغز دهی، منتت به جان دارم.”

به زیر خنده زدم ناگهان، چو دیدم گفت

که هیچ مغز ندارم، ولی زبان دارم !

 

برگزاری جشن تولد همراه با بریدن کیک تولد به مناسبت زادروز خانم آذرمیندخت بلیوان بخش بعدی برنامه بود.

سپس دکتر ناهید کشاورزی درباره داروهای روانگردان از جمله آمفتامین، کوکایین و اکستازی صحبت کرد و به اثار مخرب انها را بر انسان اشاره نمود و نسبت به مراقبتهای لازم حاضرین از نوه ها هشدار داد.

اجرای شعر آذرگان از سروده های اقای خسروانی بخش بعدی برنامه بود.

 

پایان بخش برنامه  که از هیجان انگیز ترین بخشها بود؛ “خاطره از شما، جایزه از ما”  بود که این بار بدلیل مساوی بودن امتیازات دو نفر اول از میان چهار شرکت کننده؛ به هر دو نفر جایزه داده شد .

 

گفتنی است تعداد باشندگان این ماه یبش از ۷۰ نفر بود که در پایان  همگی با شادی جلسه را ترک کردند. جلسه ی بعد نیز اول دیماه ساعت ۴ پسین در سالن انتهای اتشکده تهران برگزار می شود.

 

مطالب مرتبط با برچسب

وزیر ارشاد جشن آذرگان را شادباش گفت
دکتر سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حساب توییتری خویش جشن آذرگان را به زرتشتیان شادباش گفت.
زرتشتیان اصفهان جشن آذرگان را گرامی داشتند+تصویر
انجمن زرتشتیان اصفهان، جشن آذرگان را در آتشکده این شهر برگزار کرد.
گزارش تصویری از آیین گاهنبارخوانی در رستم باغ به مناسبت جشن آذرگان
به مناسبت جشن آذرگان روز آدینه سوم آذر ماه، آیین گاهنبارخوانی در آتشکده مجموعه مسکونی رستم باغ برگزار شد. گزارش تصویری از این برنامه را در ادامه مطلب ببینید:
تصاویری از جشن آذرگان در مهدکودک یسنا
نونهالان مهدکودک یسنا، تنها مهدکودک زرتشتیان استان یزد، جشن آذرگان را برگزار کردند.

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


لطفا معادله امنیتی را تکمیل کنید *

  • آخرین خبرها