|
به استقبال جشن سده، جشن کهن ایرانی می رویم |
|
|
|
آناهیتا کشاورزیان
|
|
۰۹ بهمن ۱۳۹۰ |
کمی که به گذشته بنگریم، متوجه می شویم با چشم برهم زدنی خاطرات تلخ و شیرینی را بر صفحه زندگی مان ثبت کردیم.
یادش بخیر چندین سال پیش که دانش آموز بودیم، برای رسیدن به مهرایزد و بهمن ماه روز شماری می کردیم. آتش افروزی جشن سده خاطرت غرور آفرینی را برایمان رقم می زد.
دهم بهمن ماه از رفتن به مدرسه معاف بودیم چرا که این روز تعطیلی ویژه زرتشتیان بود، اما از چند روز پیش تر همکلاسی هایمان پرسش های گوناگونی از سنت این جشن می پرسیدند و ما نیز با آموزش هایی که سر کلاس های دینی دیده بودیم برایشان با غرور توضیح می دادیم که بسیاری از آنها نیز مشتاق برای شرکت در این جشن می شدند. با کارت دعوتی که از سوی مسئولان دریافت می کردیم آنها را نیز در این جشن ملی سهیم می کردیم. ولی باز هم ته دلمان به این شاد بودیم که ما از صبح تعطیل هستیم و آنها باید سرکلاس درس حاضر می شدند که این تفاوت کلی برایمان شادی بخش بود؛ و همین حس حسادت برخی از دوستانمان را برمی انگیخت اما دنیای بی ریای بچگی همه چیز را برای روز بعد به دست فراموشی می سپرد.
خانه روز پیش با زحمت مادر کاملا تمیز و آراسته بود گو اینکه به پیشواز نوع دیگری از نوروز می رویم. چرا که این جشن برای همه ارزش خاصی داشت. صبح زود با بوی خوش عود و کندر از خواب برمی خواستیم. به اعضای خانواده تبریک جشن سده را می گفتیم و برای رفتن به منزل مادربزرگ آماده می شدیم.
آب و جاروی جلوی درب چوبی منزل مادربزرگ، از جشن و خوشی در منزل خبر می داد. آغوش گرم مادربزرگ و پدربزرگ برای نوه ها و فرزندانشان همیشه گشاده بود. مادربزرگ کمی زودتر خمیر سیروگ رو آماده کرده بود. با ورود ما که همراه با سرو صدا و تبریک و خنده بود کم کم هر کسی جایگاه خودش را انتخاب می کرد. نوه های پسر برای بردن هیزم از هیزم دان به پدربزرگ کمک می کردند و نوه های دختر بهمراه مادر و مادربزرگ برای ریختن سیروگ آماده می شدیم. تاوه پر از روغن کنجد که سیروگ های بزرگ در آن جوش می خورد دیدنی و ناخنک زدن به آن هوس انگیز بود. سیروگ داغ همراه با پشمک عجب مزه ای داشت. پس از خوردن سیروگ، شیطنت های بچگی، ما را بسوی بازی در حیاط بزرگ قلقلک می داد. سیروگ ها پخته می شد و ظروف شسته و جمع می شد و دیگ آش بر شعله اجاق جای می گرفت. آش کشک جشن سده آماده بود و ما را بسوی خود می کشید.
ای کاش دوران بچگی و آن خوشی ها برای لحظه ای برمی گشت!
ظهر هنگام تمامی اعضای خانواده بر سر خوان بلند بالایی که معمولا پلو و خورشت سیب خوراک اصلی آن بود قرار می گرفتیم و ناهار صرف می شد.
پس از آن کم کم آماده می شدیم تا برای دیدن جشن به جشنگاه برویم. البته پیش از آن هیزم ها به پشت بام کاه گلی حمل می شد تا پدربزرگ و مادربزرگ که با ما به جشنگاه نمی آمدند در خلوتشان آتشی برای خود بیفروزند و از گرما و زبانه های آن رخ شاد کنند.
از دور هیمه هیزم چشم را خیره می ساخت و جمعیتی که بر گرد آن هیمه بودند احساس زیبایی بر وجودمان می انداخت. خرامان خرامان از میان جمعیت می گذشتیم و وارد سالن می شدیم. سالن مملو از جمعیت همکیش و میهمان بود گاهی جایگاه برای نشستن پیدا می شد و البته بیشتر اوقات باید می ایستادیم. برنامه ها با سرود ملی آغاز می شد و سخنرانی هایی را بدنبال داشت. گروه موزیک نیز جشن را جلوه خاصی می بخشید اما بخش زیبای جشن ورود موبدان سپید پوش برای انجام مراسم مذهبی بود تا در ادامه برای آتش افروزی راهی شوند. نوجوانان و جوانان دختر و پسر با مشعل های روشن بدنبال موبدانی که همازور را با خود حمل می کردند برای مراسم آتش افروزی از میان جمعیت می گذشتند و هیمه های آتش را جان می بخشیدند تا شعله های تنومند آتش شکوهی جاودانه را رقم زند. سرخی شعله های آتش رنگ دیگری بر چهره می نشاند و گرمای ملایمی را در دلها خلق می کرد.
کم کم جمعیت متفرق می شدند و بهدینان دانه های خوشبوی کندر بر باقیمانده آتش می گذاشتند و همراه با آن دعا و خواسته های خوب را از آفریدگار اندیشه و گفتار و کردار نیک آرزو می کردند.
جشن رو به پایان بود ولی گرمایش تا روزها در وجودمان جریان داشت. به خانه برمی گشتیم و این روز را بر صفحه دیگری از صفحات سرنوشتمان حک می کردیم. و صبح روز بعد روز از نو و روزی از نو ...
بازدید: 1170
1. نویسنده دوست, در ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ - ۱۱:۴۹:۵۵ چرا ترتیب خبرها رعایت نمینشه ما که گیچ شدیم |
2. نویسنده کیوان, در ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ - ۱۲:۱۵:۴۲ گرمی جشن سده گرمی وجودتان وسده مبارک البته که باید این سنت وجشنها سینه به سینه ونسل به نسل باشکوهتر منتقل شود وپدر ومادرها علاوه برشرکت در برپایی ان فرزندان خود رابر همت مضاعف تشویق نمایند |
3. نویسنده مهرداد, در ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ - ۱۲:۴۰:۲۸ http://www.tabnak.ir/fa/news/222856/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%B3%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1 |
4. نویسنده ارسلان فره کیانی , در ۱۳۹۰/۱۱/۰۹ - ۲۰:۰۰:۳۷ بخشنودی اورمزد دانا درود بر شما بزرگواران خجسته باد, ایدون باد چشم به راه ان بودیم و از فرا رسیدن آن بسیار خرسندیم |
5. نویسنده ebrahim, در ۱۳۹۰/۱۱/۱۰ - ۲۰:۳۰:۵۷ سلام جشن سده بزرگ جشن ايران باستان را به هموطنان زرتشتي تبريك و فرخنده باد. با آرزوي خوبي وخوشي و فرخي براي همه ابراهيم مالكي نژاد |
6. نویسنده pesare tanha, در ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ - ۰۸:۵۳:۳۵ agha kheyli dir dir update mikoni , sade tamoom ham shod hanoo khabare shoma khabare esteghbaleeeee ? |
7. نویسنده !!!!!!!!!!!!!!, در ۱۳۹۰/۱۱/۱۳ - ۱۰:۳۷:۵۳ پسر تنها!خوب برو خبرهایی که در مورد برگزار شدن جشن سده هست رو بخون خبر استقبال رو نخون چه اصراری هست حالا. یک کم که اون جهت نمای سمت راست رو ببری بالا می تونی خبرهای جدید رو بخونی آفرین از تنهایی هم درمی یای |
|
- لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
| |