| هنر، استثنایی ندارد |
|
|
| امید کاجیان | ||||||||||||||||||||||||||||||
| ۰۶ بهمن ۱۳۹۰ | ||||||||||||||||||||||||||||||
|
یک عمر چشمانم را بسته بودم. او در یک کوچه آن طرف تر از خانه خودمان بود و سال هاست که او را می شناسم اما نه انگار که نمی شناختمش یا شاید هم نخواستم بشناسمش یا شاید هم آن طور که باید نمی شناختمش، من هم یکی بودم، مثل خیلی از آدم های دیگر که بی توجه به چنین افراد و استعدادهایی که می توانند در خود داشته باشند از کنارشان رد شدم. می خواهم اینبار چشمانم را باز کنم و با همه وجودم ببینم. می خواهم برای یک بار هم که شده بروم پای حرفهایش بنشینم با دنیای به ظاهر غریب و متفاوتش آشنا شوم بروم پای آن چله و گلیم بافی اش! و دستانی که هنرمندانه اما در تنهایی و دور از جامعه نقش می زنند را بر تار و پود وجودم حس کنم. کیوان فلفلی هنرمند استثنایی است که حرف هایش را در نقش های زیبایی که در گلیم و فرش پدید می اورد می زند باز هم یک جوان هنرمند ولی استثنایی دیگر!، از لحاظ ذهنی کمی متفاوت با بقیه اما با آموزش پذیری و گیرایی بالا کیوان آموخته هایش را در خانه به کار گرفت و اینبار هم یک مادر فداکار دیگر که از جان و دل گذشته و با صبوری اش باعث شده تا کیوان امروز به اینجا برسد زرین جاماسبی در اینباره می گوید: "کیوان قالی بافی را از 14 سالگی شروع کرد در آن روزها باید بچه هایی مثل کیوان 14 سالشان می شد تا بهزیستی آن ها را قبول کند مثل الان نبود که مدارس مخصوص این بچه ها جایی باشد در آن جا چند تا مهارت مثل نجاری خیاطی و قالی بافی را آموزش می دادند که گفتند کیوان در قالی بافی استعداد دارد نکته ای که در بهزیستی باید بگویم این است که بیشتر از دو سال بچه ها را در بهزیستی آموزش نمی دادند و نوع آموزش هم به این شکل بود که فقط خودشان یاد می دادند و از بچه ها کاری نمی خواستند ،اما کیوان گلیم بافی را در آموزشگاهی که خودم ثبت نام کرده بودم آموخت و در خانه آموخته هایش را به کار می گرفت " گلیم و قالی وی درباره تفاوت قالی و گلیم به متفاوت بودن پیچیدن چله و گره ها اشاره می کند و اینکه در گلیم باید طرح های مختلف را بزنیم و این کار سخت تر از نوع بافتن فرش است و همین طور به برجسته بودن کار قالی هم اشاره دارد . مادر کیوان به یکی از معلمان کیوان به نام خانم قدسی هم اشاره دارد که با توجه به اینکه با بچه هایی مثل کیوان کار کرده بود با حوصله بسیاری طرح و نقش زدن ها رابه او آموخت " آموزشگاه فنی حرفه ای با نمره عالی کیوان تعجب کرد اما کیوان مدرک رسمی کار گلیم بافی را از آموزشگاه فنی حرفه ای با رتبه بسیار خوب گرفته در حالی که از او هم ازمون های کتبی و نظری و هم عملی گرفته شده است ،زرین خانم برایم یک عالمه صفحه درسی میاورد که کیوان برای امتحان دادن، آن ها را خوانده است تا این مدرک را بگیرد حافظه خیلی خوب او و آموزش پذیری بالایش باعث شد تا مسئولین آموزشگاه فنی حرفه ای با تعجب بگویند ما تا به حال همچین کار آموزی نداشتیم و اصلا فکر نمی کردیم او چنین نتیجه خوب و بالایی بگیرد . قرار شد وام بدهند هنوز خبری نشده است زرین جاماسبی در باره این مدرک می گوید وقتی به بهزیستی رفتم و در باره حمایت برای آینده شغلی کیوان پرسیدم گفتند باید او مدرک فنی حرفه ای بگیردو آن وقت ما او را به سازمانی معرفی می کنیم که به او وام بدهند ، به خاطر همین وام ،کیوان مدرک را گرفت ولی هنوز در این زمینه پیگیر هستیم ولی وامی دریافت نکردیم هزینه های بالا وی اضافه می کند "هر کیلو از نخ های گلیم پانزده هزار تومان هزینه دارد و اگر بنا باشد تا از این طریق کیوان کاری داشته باشد تا از آن در آمد کسب کند مطمئنا به این وام نیاز خواهد داشت " او می افزاید :" آموزشگا ههای بیرون هم گران هستند و برای ثبت نام با شرایطی که کیوان دارد کلی در دسر خواهیم داشت من می می خواهم تا او برای اینکه رو پای خودش بایستد کار کند چندین جا هم قبلا کار کرده اما با توجه به شرایط موجود کاری نیست که کیوان را حمایت کند و حتی امکاناتی را برای اینکه او در خانه از طریق هنر خودش کسب در آمد کند کسی مهیا نکرده است " کارهای کیوان را به نمایش بگذارند و یا بخرند از این مادر دوست داشتنی می پرسم که مسئولین جامعه خودمان چه می توانند برای کیوان و امثال او انجام دهند گفت :" برپایی محلی برای به نمایش گذاشتن کارهای کیوان و خریدن آثارش می تواند خیلی به او کمک کند و مشوق کارهای بعدی او باشد" وی می گوید :" دلم می خواهد تا کیوان در اجتماع باشد تا آدم های مختلف را بشناسد اینکه همیشه بخواهد تا با من یا پدرش باشد مرا نگران می کند ، به هر حال او مثل بقیه ما نیست و لی وقتی با آدم های مختلف باشد می تواند لا اقل از آینده بهترش مطمئن باشم " در طول گفتگو کیوان برخی از کارهایش را به من نشان می دهد و همین طور طریقه کار کردنش را و برایم از تفاوت های قالی وگلیمش هم می گوید اگر حمایت باشد چرا که نه از جاماسبی درباره جوانان دیگری پرسیدم که آیا باید دنبال این هنر بیایند یا نه گفت :" موقعی که مردم از آنها حمایت کنند و پشتوانه مالی و کاری داشته باشند چرا که نه! ولی تا زمانی که کسی از آن ها حمایت نکند نتیجه ای نمی گیرند " وی اضافه می کند: "کسانی که در خارج از کشور هستند وقتی به ایران بیایند بیشتر به این هنر(گلیم و قالی) علاقه نشان می دهند تا افراد دیگر" البته زرین جاماسبی خودش هم دستی بر هنر دارد از نقاشی گرفته تا طرح رو میزی اما گلیم بافی را در کنار کیوان میاموزد پدر و مادر تنها پشتوانه های کیوان گویا تنها کسانی که برای کیوان کاری کرده اند پدر و مادرش بودند نه خبری از مسئولینی بود که با صبر و حوصله کاری انجام دهند نه کسانی که اینگونه افراد را درک کنند، می گفت به هر آموزشگاهی که میروم و بخواهم او را ثبت نام کنم باید کلی دردسر بکشم در خیلی مواقع نتیجه هم نمی گیرم با آنکه گیرایی کیوان در زمینه آموزشی بالاست اما راهکار مناسبی برای اینگونه افراد در نظر گرفته نشده است "، نگرانی اصلی همه نگرانی این مادر از این است که بعد از اوو پدرش، کیوان چگونه زندگی خواهد گذراند نگرانی که بخشی از آن به دلیل نبود آن امکانات و تسهیلات لازم برای اینگونه افراد است که باید فراهم شود ، بخش دیگری به خاطر باور نداشتن استعدادها و توانایی های افرادی مثل کیوان که می توانند از خود بروز دهند و بخش دیگری هم به خاطر در اجتماع نبودن و یا پذیرانشدن اجتماع برای قبول کیوان هاست که آینده این عزیزان را نگران کننده خواهد کرد از آن ها بیاموزیم نمی دانم در جامعه ما چه تعداد دیگر از این افراد با این هنرهای خاموش وجود دارد که شناسایی نشدند اما شاید دیگر وقت آن رسیده است تا به جای دلسوزی ، دوری یا افسوس ، آن هارا بشناسیم و در آغوش جامعه پذیرایشان باشیم و هم از خودشان بیاموزیم و هم از خانواده هایشان، از خودشان که با پشتکاری که دارند چنین هنرهایی را خلق می کنند که انگشت به دهان بمانی و هم از خانواده هایشان که چنین مسئولانه فرزندانشان را با شرایط ویژه ای که دارند به اینجا رساندند . تا چه وقت؟ راستش خودم هم می خواهم درد دل کنم در دل از اینکه آیا گفتن از این هنرها و از این افراد خاص دردی را دوا می کند؟ آیا کسانی هستند که بخواهند شرایط را برای این معلولین هموار کنند ؟یا بازهم این نوشته یک متن میشود برای فراموش شدن ؟ و آیا هنوز هم باید منتظر نمایشگاه کسانی مثل نیما طلایی هنرمند نقاش مبتلا به " سی پی " باشیم و همین طور نمایشگاه کیوان فلفلی این هنرمند گلیم باف استثنایی؟ و فقط خدا می داند در جامعه ما چه کسان دیگری با این شرایط ویژه، وجود دارد که با خلق آثارهنریشان در تنهایی و عزلت ، روزگار می گذرانند بازدید: 1784
|
||||||||||||||||||||||||||||||