• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


یادی از شب چله سالهای دور
چاپ ارسال به دوست
آناهیتا کشاورزیان   
۰۲ دي ۱۳۹۰
جشن یلدا، که امروزه برای پاس داشتنش در تالارها  با شیوه های نوین گرد هم جمع می شویم شاید از زبان پدربزرگ ها (باشو) و مادربزرگ ها (نَنو) پرمعنی تر حکایت شود. بد نیست پای حرفهایشان بنشینیم و کمی به گذشته ها برویم.

انارام ایزد و آذرماه بلندترین شب سال یا همان شب چله بود. از صبح زود به اشتیاق دور هم جمع شدن و میهمانی شب یلدا از خواب برمی خواستیم. مثل تمام باعزت روزها و عزیز روزهای ماه اولین کارمان نظافت و آب و جارو بود. تمام خانه از جلوی در، دالان، حیاط، مطبخ و تمام اتاقها تمیز می شد و پس از آن بوی خوش دشتی و کُندر از مجمر همازور (کُوِه) فضا را آرامشی خاص می بخشید. مجمر در تمامی اتاقها چرخ می خورد و سپس بر لبه باغچه زیر درخت (مورد) جا خوش می کرد تا بوی خوش آن به عرش برود.

کم کم برای تدارک شام شب به مطبخ می رفتیم. کله پاچه و شکمبه ای که از روز پیش برای این شب تمیز و آماده شده بود داخل کمادون قرار می گرفت تا با آتش (قیچ و کُنده) داخل اجاق تا شب پخته و آماده طبخ گردد. البته اگر پیش از شب یلدا دانه های مروارید برف از آسمان می بارید شام شب یلدا حتما ارده شیره با نان سنگک بود.

به هر روی شام شب در حال پختن بود باید به سراغ هندوانه شب چله برویم. هندوانه شب چله بزرگترین و رسیده ترین هندوانه بین بار هندوانه ای بود که از صحرا داخل جوال به خانه می آمد که از چله تابستان در اتاق سه دری که مکان خنکی نسبت به اتاقهای دیگر خانه بود نگهداری می شد تا برای شب چله مورد استفاده قرار گیرد. بقیه میوه ها هم شسته می شد و داخل سفتو قرار می گرفت تا آبشان رفته و خشک شوند.

بلندترین شب سال همراه با شب چره معنای جالبی داشت خصوصا برای کوچکترها. به همین دلیل آجیل (چِلِسمِه) که متشکل بود از تخمه هندوانه، دِندِل، تخمه کدو، تخمه اَنجوجه (آفتابگردان) و پسته؛ داخل تُوِه روی اجاق با هیزم برشته می شد. آجیل مخصوص بچه ها، آجیل شیرین بود که مخلوطی از کشمش، خرما، پَرِهلو، آلو، مویز، انجیر، نخود، بادام و نقل بود. هر دو نوع آجیل داخل مفرشوهایی که در سینی مسی قرار داشتند گذاشته می شد.

پدر خانه از صبح زود پس از خواندن وُستا و خوردن صبحانه برای کسب روزی حلال به بازار بزازی سرای سردار که محل کارش بود راهی می شد و ظهر هنگام جعبه شیرینی می خرید و داخل خورجین دوچرخه اش می گذاشت و به خانه برمی گشت تا شیرینی این شب را تکمیل کند. 

گویی فضای خانه برای به رخ کشیدن شادی دختر برنای سیه موی بلند بالا، یلدا، به بانوی باتجربه سپید موی  محیاست.

میهمانان برای با هم بودن در بلندترین شب سال کم کم از راه می رسیدند. از در خانه که پا به دالان می گذاشتی بوی کله پاچه فضای حیاط را پر کرده بود که خبر از شام سنتی این شب می داد. همگی وارد اتاق می شدیم و پس از احوالپرسی و تبریک شب چله بهترین آرزوها را برای یکدیگر می کردیم.

خوانی از چیدنی هایی که از صبح تهیه شده بود؛ سفتوی میوه، بزرگترین هندوانه و انارهای دانه یاقوتی قرمز، مفرشوهای آجیل رنگارنگ داخل سینی مسی، قوطی (حُقِه) قهوه سفید و سیاه گوشه اتاق، پذیرایی شب چله را به نمایش گذاشته بود.

کتاب افسانه ای شاهنامه که بر روی جایگاه مخصوصش با غرور و احترام قرار داشت و دوره سبز رنگی که برای برنامه شب چِلُمو مورد استفاده قرار می گرفت بر روی کُرسی خودنمایی می کرد.

میهمانان با قهوه سفید کام خود را شیرین می کردند. در استکانهای نقره دسته دار از سماوری که کنار اتاق قُل قُل می کرد و قوری چینی گل سرخی تاج سرش بود و چایی زعفرانی خوش عطر در دلش جای داشت پذیرایی می شدند. شاهنامه خوانی توسط بزرگ خانواده انجام می شد و همگی با داستانهایش به افسانه ها سرک می کشیدند. مشاعره سرگرمی دیگر این شب بود. بیت شعری خوانده می شد و حرف پایانی آن ابتدای بیت شعر نفر بعد بود. در حین این برنامه ها آجیل و میوه خورده می شد. خصوصا هندوانه که با خوردنش در شب یلدا بر این باور بودند که به واسطه آن، در تابستان عقرب آنها را نیش نخواهد زد. البته بی صبری کوچکترها برای ناخونک زدن به خوردنی ها جای خودش را داشت.

سفره شام انداخته می شد. سفره ای که، سرکه ترشی را حتما بر خود جای می داد تا رسم شام شب یلدا را کامل کند. پس از خوردن کله پاچه روی آن انار تُرش خورده می شد تا چربی حاصل از غذا که برای سلامتی مضر بود زایل گردد.

شب چله با شب چِلُمو ادامه پیدا می کرد و هر کس شیئی را در دوره می انداخت. دختر کوچولویی اشیا را از دوره درمی آورد و شعری خوانده می شد که به نیت صاحب شیئ بر می گشت. حال اگر این نیت خیر بود با شعر جور می شد و اگر خیر نبود نیز مشخص می شد.

با اتمام سرگرمی ها شب طولانی نیز رو به پایان می رفت تا خاطره ای نو را رقم زند.

حال آیا نسل امروز نیز می تواند برای آیندگانش از شب چله خاطره ای رقم زند؟       


بازدید: 738

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات