• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


دکتر بابک خزائی از جایگاه زن در دنیای امروز سخن گفت
چاپ ارسال به دوست
مهربان افسرکشمیری   
۲۸ آذر ۱۳۹۰
Image
دکتر بابک خزایی پسین 27 آذر ماه در نشستهای هفتگی بنیاد جمشید حاضر شد و از نقش و جایگاه زن در دنیای امروز سخن راند.

وی در ابتدا هدف نشست را تبیین نقش زن در دنیای کنونی ذکر کرد و گفت: "در غرب حدود دهه 50 ارزشهای انسانی لابلای تکنولوژی پنهان شد و بین عناصر و اجزاء خانواده جدایی بوجود آمد، اما در حالیکه ما همه عناصر فرهنگ و تمدن را داشتیم، نتوانستیم از آنها به نحو شایسته ای استفاده کنیم، در حالیکه اروپاییها و غربیها کتابهای ما یردند و ترجمه کردند و مهمتر از همه آنکه به مفاهیم آنها عمل کردند. در دهه 90 شرق شناسی در اروپا و مغرب زمین شروع شد و آنان در اقتصاد و فرهنگ و سایر اجزاء تمدن پیشرفت کردند و زایشی دوباره را در اجتماع بوجود آوردند و این زمان هنگامی بود که زن و مرد را برابر دانستند و زنان نیز هم پای مردان کار و فعالیت می کردند."

دکتر خزایی به نیروهای نهفته در مرد و زن و تعادل و توازن این دو در کنار هم اشاره کرد و ادامه داد: در گذشته زنان ایرانی در کشاورزی به همسرانشان کمک می کردند، مدیریت خانواده را بر عهده داشتند و احتمالا این آغاز نظام زن سالاری در ایران بوده است. سپس به نقش زنان در ایرن باستان اشاره کرد و گفت: در تخت جمشید به پستهای کاملا برابر بین زنان و مردان برمی خوریم و حتی پستهایی که زنان از مردان بالاتر بوده اند و این نشان می دهد به ویژگیهای زنان همردیف مردان توجه می شده در نیروی دریایی خشایارشا «آرتمیس» سپنتا بانوی دریاسالار ایرانیست که کشتی را از خطر قطعی نجات می دهد و از حمله رومیان محفوظ نگاه می دارد. مقام و منزلت زن تا حمله اسکندر گجستک باقی می ماند ولی پس از حمله اسکندر و ورود فرهنگ آنها به ایران دوباره متزلزل می گردد ولی با به روی کار آمدن شاهنشاهی ساسانیان باردیگر زن به مقام و منزلت قبلی باز می گردد و ارزشهای او نیز همپایه مردان شناخته می شود. چنانچه زنان به مقامهای کشوری و قضاوت و حقوق رسیدند و بدین گونه جامعه ساسانی به رشد و شکوفایی می رسد.

این پژوهشگر ایرانی در بخش دیگری از سخنانش به تبیین جایگاه دختران و پسران در نظام خانواده کنونی اشاره کرد: "در خانواده کنونی از همان ابتدا نظام خانودگی می گوید «تو دختری» و «تو پسری» و هر کدام را به شیوه ای خاص پرورش می دهد، بگونه ای که به فرزند پسر اهمیت بیشتری داده می شود و مرد و پسر را دارای قدرت و نیروی بیشتری می داند در حالیکه ثابت شده در بسیاری از موارد در شرایط بحرانی و سخت زنان قدرت مدیریت قویتری نسبت به مردان را دارند و هنگامی که زنان در جامعه به جایگاهی رسیده اند در آن جامعه پیشرفت و توسعه بوجود آمده است."

 وی در ادامه سخنانش گفت: ایرانیان هیچگاه مذکر و مونث نداشتند و بجای آن و اژه «او» داشتند و این حاکی از برابری زن و مرد در فرهنگ این مرز و بوم است، وقتی جامعه ای بر اساس سوءاستفاده از زنان باشد و زن را به عنوان املاک و دارایی و اثاثیه بداند و به دید کالا بدان نگاه کند، چگونه چنین جامعه ای می تواند به توسعه برسد.

به گفته دکتر خزایی هم اکنون ثابت شده کودک در دوران جنینی و تا 2 سالگی از محیط اطراف خود اطلاعات را دریافت می کند و پس از این مدت اطلاعات دریافت شده را پس می دهد، بنابراین نقش مادران در طول دوران جنینی و نخستین سالهای زندگی کودک بسیار حائز اهمیت است و می تواند نسلی سلامت و مقتدر و کوشا را به جامعه تحویل دهد.

وی سپس بر این مسئله تأکید کرد که: ما باید گردآفرید، پانته آ، آتوسا و دیگر سپنتا بانوان ایرانی را به درستی بشناسیم ولی از آن مهمتر آنست که بدانیم این شیرزنان ایرانی در چه محیط و فرهنگی آموزش دیدند و پا به اجتماع گذاشتند و ما هم اکنون با چه راهکارهایی می توانیم چنین زنان بلند مرتبه ای را تربیت کنیم تا به جامعه خود خدمت کنند، در شاهنامه گردآفرید همانند مردی سلحشور به نبرد می پردازد و از نظر تواناییها و ارزشها بین مرد و زن تفاوتی دیده نمی شود. ولی شوربختانه پس از حمله تازیان کتب ایرانیان دستخوش تاراج می گردد و ما نوشته هایی نداریم که نشان دهد زنان چه مقام و منزلتی داشته اند.

در ادامه به وضع فعلی پرداخت و گفت: در طول 20-30 سال گذشته از نقش زنان در پیشرفت و توسعه اجتماعی و فرهنگی بسیار سخن به میان آمده ولی هیچگاه این پرسش مطرح نشد که این فرهنگ تعلیم و تربیت از کجا آمد و چگونه شکل گرفت به گفته دکتر خزایی در کتیبه ها و سنگ نگاره های قدیمی به نشانه هایی بر می خوریم که حاکی از تمدنی بزرگ در آن روزگار بوده بطور نمونه در بندر سیراف نخستین گمرک ایران در دست یک زن ایرانی بوده و ورود کالا را با کشتی با دود بطور بی سیم به یکدیگر اطلاع می دادند. در جامعه ابتدایی عرب نیز زن دارای مقام بوده چنانچه پیامبر اسلام با یک زن تاجر ازدواج می کند ولی پس از حمله تازیان به ایران و نگرشی که آنان به زنان و دوشیزگان ایرانی داشتند و کنیز درست کردند و همین نگرش روی خود آنان نیز تأثیر گذاشت و زن از مقام و منزلت افتاد بگونه ای که در برخی اقوام عرب زن را نماد شر و مرد را نماد خیر دانستند.

دکتر خزایی در بخش دیگری از سخنانش گفت: تعهد و وظیفه ما امروز آنست که به زنان آگاهی دهیم ولی از آن مهمتر«دانا کردن» زنان است، یعنی تبیین جایگاه و نقش آگاهی در زندگی و ژرف نگری در آگاهیهاست. زن ایرانی باید بداند چگونه باید آگاهی هایش را کاربردی کند و جامه عمل بپوشاند و این صرفا با تحصیلات دانشگاهی میسر نیست. دانشگاه های ما صرفا یکسری متون ترجمه شده خارجی را در اختیار دانشجویان قرار می دهند که در نهایت کاربردی نمی شود و تنها و تنها به درد تدریس در همان دانشگاه ها می خورد.

سخنران این هفته بنیاد جمشید نگاهی کوتاه نیز به نظام مدیریتی ساسانیان داشت و بر خلاف تصور عده ای آن را یک نظام پیشرفته و کارآمد دانست وی در ادامه سخنانش گفت: آیا دیگر ما می توانیم هنر دست استادکاران زن ایرانی را در فرشی مانند پازیریک ببینیم وی خاطر نشان کرد بسیاری از هنرها نزد خود ما ایرانیان بوده ولی بیگانگان آنها را بردند برای خودشان ترجمه کردند. سپس ما دوباره همان علوم و فنون را گرفتیم و برای خود ترجمه کردیم در حقیقت بیگانگان آنچه از ما وام گرفته بودند دوباره به ما برگرداندند. مثلا فنگ شویی که در واقع همان انرژی درمانی از طریق رنگهای متنوع هست و ما نظیر همین رنگ درمانی را در فرهنگ خود داریم.

دکتر خزایی گفت:برای شناخت مقصد نهایی فرهنگیمان باید کمی به گذشته برگردیم و با نگاهی به گذشته،فرهنگمان را دوباره بازسازی کنیم و تمدن غنی حویش را بار دیگر به تعالی برسانیم

 وی در بخش پایانی سخنانش نسبت به تهاجم فرهنگی بیگانگان انتقاد کرد و افزود: فرزندان ما بجای اینکه قهرمانان شاهنامه یا دیگر داستانهای ایرانی را بشناسند از قهرمانهای تازه به دوران رسیده اروپایی پیروی می کنند در واقع چیزهایی که بیگانگان برای خود ساخته اند ما نیز عین همان را برای خود آورده ایم وی در خصوص مدیریت فرهنگی جامعه نیز گفت: ما باید «دهش فکری توسعه» را بصورت داستان منتقل کنیم ما باید به فرزندان خود بیاموزیم بابک خرمدین که بود تا او نیز بتواند همانند بابک رفتارکند ما باید از نوع نگرشی که نسبت به فرهنگمان وجود دارد به شایستگی پاسداری کنیم و آن را به نسل بعد منتقل کنیم  وی از این مسئله انتقاد کرد که دیگر از هنر دست زنان و مردان ایرانی در خانه های ما خبری نیست و جای آن را تزئینات چینی و مدلهای غربی گرفته است و آنچه هم اکنون در دست ماست محصولی بی نام و نشان است که نه مبدأ آن مشخص است و نه مأخذ آن و در دوران کنونی بر ما بایسته است خشت بر خشت و با آینده نگری ایرانی سرافراز را برای آیندگان این مرز و بوم بار دیگر پایه ریزی کنیم


بازدید: 229

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات