| هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(138) |
|
|
| اردشیر ماندگاریان | ||||||||
| ۱۰ آذر ۱۳۹۰ | ||||||||
|
برو یک جوانی به خود پیشه کن یکی زندگی نیک اندیشه کن بگفتا تو دانی دل من کجاست پر از غم از آن دلبر بی وفاست تو در یک نظر این سگم را نبین بیا درونم، دلم را ببین به شیرین زبانی دلم را ربود در آن دم برفتیم و عقدم نمود بسی رنج بردم کنم یاریش که بهبود گردد ز بیماری اش پس از آنکه خود ترک عادت نمود به روز دگر کیف پولم ربود ندانم کجا باشد آن بی وفا که در زندگی کرد بر من جفا وفای سگ از آن جوان بهتر است که تنها کنم زندگی خوشتر است بازدید: 222
|
||||||||