| سی امین سالگرد درگذشت جان باخته داریوش شهزادی برگزار شد |
|
|
| مهربان افسرکشمیری | |||||||||||
| ۰۷ آذر ۱۳۹۰ | |||||||||||
|
سی سال از درگذشت جان باخته داریوش شهزادی می گذرد، یکی از جان باختگان تا ابد جاوید راه ایران. سی سال پیش در روز 6 آذر ماه بر اثر بمب گذاری در پمپ بنزین خیابان ولیعصر تهران مهندس داریوش شهزادی فرزند موبد رستم شهزادی جان به جان آفرین تسلیم کرد، همسر وی گلرخ مهری قطع نخاع و به شدت مجروح شد، اما فرزند یکساله شان رامتین شهزادی که امروز جوان برومندی است خوشبختانه در این حادثه آسیبی ندید. روز گذشته تالار ایرج تهران میزبان دوستداران خانواده شهزادی و جان باخته داریوش شهزادی بود که گرد هم آمده بودند تا سی امین سالگرد درگذشت آن جان باخته زنده روان را گرامی دارند. مهرانگیز شهزادی خواهر آن روانشاد پس از پایان اوستاخوانی از گلرخ مهری همسر جان باخته داریوش شهزادی گفت کسی که در این مدت سی سال با وجود همه ی مشکلات نه تنها فرزند برومندی را تربیت کرده است بلکه از کار و فعالیت نیز باز ننشسته است، در بنیاد فارابی و صداو سیما به کارهای ویراستاری و ارزیابی مشغول بوده، حتی در دو فیلم مستند نیز به عنوان نقش اصلی بازی کرده و در یکی از آنها اشاره می کند که نیمی از بدنش با همسرش رفته و نیمی باقی مانده تا فرزندش رامتین را به ثمر برساند. مهرانگیز شهزادی سی امین آیین سالگرد درگذشت یک فرد را مراسم بدرقه فروهر آن درگذشت به سوی فروهران پاکان دانست و از حضور باشندگان در این آیین بدرقه سپاسگزاری کرد، وی همچنین به یکی از یادداشتهای روانشاد موبد رستم شهزادی اشاره کرد که پس از درگذشت آن موبد بزرگوار پیدا شده است، یادداشتی که در کنار دست نوشته های پسرش داریوش نگاشته شده و در واقع آن متن را کامل کرده است و آن را برای باشندگان خواند: هزارن سال بگذشته است گه نشيب و گه فراز گاه ناهموار و گاه هموار جهان يكسان نميماند تو اكنون مانده دور از ما، به دل غمگين به دوشت كولهبار يادهاي دور ولي ديرينه ميپايد كنار رود آمو همدگر را باز خواهيم ديد و روي پرنيان ريگهاي آن به شادي پاي خواهيم كوفت و جام بادهي خود را به شادي نوش خواهيم كرد جهان يكسان نميماند گهي غمگين، گهي شادان به هر طرزي كه باشد عمر ما پايان پذيرد ولي چيزي كه ميماند نكويي با رفيقان، همدلان، خويشان. عزيزان، قدر يكديگر بدانيد. سپس با اشاره به اینکه روانشاد داریوش شهزادی از هموندان فعال کانون بوده است، از دکتر اسفندیار اختیاری به عنوان یک کانونی برای سخنرانی دعوت نمود. دبیر پیشین کانون دانشجویان زرتشتی در سخناش از نسلی گفت که داریوش یکی از آنها بوده است، نسلی که داریوش، پرویز، مهرداد، کامران، فرهاد و دیگر همراهانشان شاخص ترینشان بوده اند، دکتر اختیاری که در بخشی از زمان جنگ تحمیلی مسئولیت دبیری کانون دانشجویان زرتشتی را بر عهده داشته است، این نسل را اینگونه معرفی کرد: افرادی تحصیل کرده و دیندار که با وجود اینکه می توانستند بروند، ماندند و مهمترین شاخصه شان مسئولیت پذیری بود، کسانی که جمله مشهور «چو ایران نباشد تن من مباد» را در عمل اجرا کردند. به گفته ی دکتر اختیاری بیشتر این افراد در زمان عضویت در کانون در کمیته مددکاری فعال بودند، آن هم زمانی که امکانات پزشکی و دارویی اندکی وجود داشت. وی سپس به خانواده این نسل نیز اشاره کرد که آنها نیز از خود گذشته بودند، همچون گلرخ مهری که این چنین شایسته فرزندش را پرورش داده است، دکتر اختیاری در ادامه به سخنانش با رئیس بنیاد شهید اشاره کرد که به وی خاطرنشان کرده اگر در سوابق خود بررسی کنید می بینید خانواده جان باختگان زرتشتی از امکانات شما کمترین استفاده را کرده اند و اگر استفاده کرده اند نیز آن را برای جامعه هزینه کرده اند. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() اما داریوش شهزادی که بود؟ داریوش شهزادی در تاریخ 6 دیماه 1328خورشیدی در تهران از زوجی دیندار(خانم دولت لهراسب و موبد رستم شهزادی) متولد شد. در دوران کودکی مانند بچه های دیگر زرنگ بازیگوش و معصوم بود. دوران ابتدایی را در مدرسه جمشید جم با دلسوزی معلمان و پدر و مادر به پایان رسانید و سپس وارد دبیرستان فیروز بهرام شد و با موفقیت دراین دبیرستان دیپلمش را در رشته علوم ریاضی گرفت، در ادامه موفق شد کارشناسی مهندسی الکترونیک را از دانشکده علم وصنعت دریافت کند. سپس به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید، 4ماه آموزشی را در پادگان و20 ماه بقیه را در رادیو تلویزیون قصر شیرین گذرانید. بلافاصله به استخدام صدا و سیما درآمد و در واحد فنی به کار مشغول شد و در سال 53 برای کارآموزی شش ماهه به ژاپن و فرانسه اعزام شد . داریوش در سال 57 خانم گلرخ مهری، دختری شایسته از جامعه زرتشتی را برای همسری انتخاب کرد. ثمره این ازدواج پسری به نام رامتین است. داریوش مدتی با کانون دانشجویان زرتشتی باشوق بسیار به جامعه خدمت کرد و مسلما اعضای کانون آن موقع خدمات ارزنده ای از او بیاد دارند، داریوش با دل و جان مددکار طبقه کم در آمد جامعه بود و به سنت های مذهبی به شدت علاقه داشت و باعث افتخار دوستان و خانواده و جامعه بود. و از زبان همسنگر و همسر ایشان بقیه ماجرا را می شنویم: " وارد پمپ بنزین خیابان ولیعصر شدیم ناگهان بمب منفجر شد. اول فکر کردم ماشین نقص فنی پیدا کرده، اما اینطور نبود و در آن لحظه همه چیز را میدیدم. دیدم که درختان از هر طرف افتادند، ولی هیچ صدایی را نمیشنیدم- سکوت مطلق بود، بعدها فهمیدم که در موج انفجار خلا ایجاد میشود، پسرم رامتین که در آن موقع یک سال و هفتماه داشت در بغل داشتم". اینجا بغضی گلویش را میفشارد، ادامه میدهد: " میدیدم که گریه میکند اما صدایش را نمیشنیدم خیلی وحشتناک بود. وقتی دیدم که داریوش از حال رفته و خودم هم نیمه تنم را احساس نمیکنم در یک لحظه بین این دنیا و آن دنیا قرار گرفتم و در آن لحظه تنها از خدا خواستم که لطفی در حق ما کند و رامتین را سالم نگه دارد که خوشبختانه همینطور هم شد. داریوش که از دنیا رفت من هم نیمه بدنم فلج شد و پسرم سالم ماند و کوچکترین نقصی پیدا نکرد." خانم گلرخ مهری در6 اذر60 در اثر انفجار بمب به دست منافقان به شدت مجروح شد و قطع نخاع شده است. ایشان جانباز 70 درصد است و در 30 سال گذشته، با تحمل همه درد ها و ناشکیبایی ها مانند سنگ صبوری بوده و حتی به اطرافیان دلداری می دهد و امیدوار به آینده، نگهداری از تنها فرزند را بعهده داشته است. یاد داریوش شهزادی گرامی راهش پر رهرو باد. بازدید: 684
|
|||||||||||