|
بنابر یافته های جدید، اسکندر مقدونی تخت جمشید را آتش نزد گزارش جلسة بررسی کتاب فرمان کورش بزرگ |
|
|
| هادی صدیقی | ||||||||
| ۰۷ آذر ۱۳۹۰ | ||||||||
|
جمعه چهارم آذرماه کتاب « فرمان کورش بزرگ » نوشته دکتر عبدالمجید ارفعی با حضور ایشان مورد بررسی قرار گرفت. این جلسه که یکی از جلسات ماهانه کتابخوانی بنیاد جمشید بود در دفتر این بنیاد با حضور زرتشتیان ساکن تهران ، زبان شناسان و زبان پژوهان، استادان دانشگاه و دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران برگزار شد. ابتدا فریبرز آذرکیوان به نمایندگی از بنیاد جمشید به شرکت کنندگان خوش آمد گفت و به روان استادان بزرگ تاریخ ایران باستان که دیگر در میان ما نیستند و به تمامی کسانیکه در این راه تلاش می کنند درود فرستاد. سپس دکتر کتایون مزداپور سخن را آغاز کرد و گفت دکتر عبدالمجید ارفعی گنجی است که در کنجی پنهان مانده است و با فروتنی به هر پرسشی پاسخ می دهد. این استاد دانشگاه در ادامه پیرامون الواح بارو و خزانه تخت جمشید که تنها با کوشش دکتر ارفعی امکان ترجمه دارد توضیحاتی داد و ترجمه و خوانش این الواح را کلید آشنایی با سازمان اداری سترگ هخامنشیان دانست و افزود شوربختانه چندین دهه عقب هستیم و از وجود دکتر ارفعی به خوبی استفاده نکرده ایم. سپس هادی صدیقی به معرفی دکتر عبدالمجید ارفعی پرداخت و زندگینامه ایشان را ارایه نمود و ایشان را نخستین مترجم منشور کورش از زبان اصلی به فارسی دانست که از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی و اکدی در جهان است و در ایران یگانه است. وی افزود هم اکنون با همراهی دکتر ارفعی، دکتر کتایون مزداپور و دیگر استادان پیگیر ایجاد مرکزی برای ترجمه الواح تخت جمشید هستیم. وی این کتیبه ها را میراث گذشتگان دانست که می تواند برای پژوهشگران در رشته های گوناگون مانند علوم اجتماعی، مردم شناسان، جغرافی دانان، زبانشناسان و .... راهگشا باشد و به انجام رسیدن این مهم را تنها با کمک و یاری همگان دانست. در ادامه دکتر عبدالمجید ارفعی به پرسشها پاسخ گفت و درباره استوانه کورش توضیحاتی ارایه نمود. وی ابتدا پیرامون عکسهای موجود در کتاب فرمان کورش بزرگ سخن گفت و تاریخچه چگونگی کشف استوانه و ترجمه آن و نیز چگونگی رمزگشایی از کتیبه ها توضیحاتی ارایه داد. وی گفت استوانه در ایزاگیل یافت شده است. ایزاگیل بخشی از درون شهر باستانی بابل (درعراق امروزی) بوده است که در آن قسمت معبدهای زیادی وجود داشته که مرکز آن یک معبد بزرگ به صورت زیگورات بوده که استوانه در زیر آن مدفون بوده است. وی گفت توانسته است بخشی از سطر 36 استوانه که محل چسبیدن دو قطعه با همدیگر است را به ترجمه دیگران اضافه کند و برخی کلمات را نیز تصحیح نماید که پروفسور دکتر بِرگر نیز آنها را تایید کرده است. دکتر ارفعی در پاسخ به پرسشی درباره زبان ایلامی گفت: زبانهای اکدی، عربی، عبری، آرامی، فینیقی، حبشی همه جزو زبانهای سامی هستند که معمولا ریشه کلماتشان سه حرفی است و صرف می شوند. وی زبان سومری را مجزا دانست که خانواده ی دیگری ندارد. زبان ایلامی نیز منحصر بفرد خودش است و ممکن است با دراویدییهای هند در ارتباط باشد. وی افزود زبان بابلی بومی منطقه جنوب ایران است که تا قندهار نیز ادامه داشته چرا که چند کتیبه بدان زبان در آنجا نیز پیدا شده است. عبدالمجید ارفعی در بخشی دیگر از سخنانش توضیحاتی درباره اقوام آرامی داد؛ آرامیها از حدود سال 1300 پیش از میلاد به میان رودان (بین النهرین) آمده اند. وی گفت بین سالهای 1100 تا 900 پیش از میلاد یک دوره ی تاریک تاریخی در آسیای غربی ( ایران، ایلام، مصر، سومر، فلسطین و میان رودان) داریم که نوشته و کتیبه ای از آن زمان بدست نیامده است و پس از آن جابجاییهای عظیمی را می بینیم. سکاها در قفقاز، هیتی ها از آسیای صغیر به سمت سوریه کنونی کشیده شده اند، مادها و پارس ها را در ایران می بینیم، قومی را می بینیم که به مصر رفته اند. اقوام آرامی در محدوده ی عراق امروز ساکن شده اند. تنها ایرانی متخصص زبانهای ایلامی و اکدی گفت در دوره کورش بزرگ زبان بابلی تنها در کتابت استفاده می شده و احتمالا زبان محاوره آرامی بوده است و کاتبان کم کم رو به سوی نوشتن به زبان آرامی می آورند که برای ما آغاز بدبختی بزرگ است چرا که نوشتن به زبان آرامی ساده بوده و آنرا با مرکب و بر روی چیزهای فاسد شدنی همانند پارچه، چرم و ... می نوشتند که نتیجه اش از بین رفتن بسیاری از اسناد است و ما یک باره با یک خلاء مواجه می شویم. خط میخی را با چوب سه گوش بر روی گل نیمه خشک می نوشته اند و برای همین تا به امروز ماندگار مانده است. دکتر عبدالمجید ارفعی سپس به چگونگی پیدایش خط اشاره کرد و گفت خط اصولا برای اقتصاد و نگه داشتن دخل و خرج بوجود آمده است. ابتدا تنها عدد را می نوشتند و پس از صدها سال شکل و مفهوم مورد نظر مانند گندم، گاو، گوسفند، شراب، روغن کم کم روی گل نوشته ها پیدا می شوند و سپس اسم کسانیکه جنس تحویل می گیرند و تحویل می دهند با استفاده از شکل خام نوشته می شود. مثلا شکل پا هم به معنای ایستادن و هم راه رفتن به کار می رفته است. یا آدم به معنی شخص و با تاج به معنی شاه بوده است . اگر دست جلوی یک سر کشیده شود به معنای خوردن می باشد. وی ادامه داد در ابتدا صوت را نمی نوشتند و بعدها از صوتها برای نوشتن اسمها استفاده کردند و مثلا چون گندم با « ش» شروع می شده به جای ش از شکل گندم استفاده می کردند و بعدها هجا ها نوشته شد و کم کم دستور زبان بین سالهای 2800 تا 2600 پیش از میلاد وارد زبان می شود و ابتدا سومریها و سپس ساکنان میان رودان ( بین النهرین) از آن استفاده می کنند. ایشان به هزوارش اشاره کرد و گفت بسیاری از آنها هزوارشی بوده اند و مثلا به زبان دیگری می نوشتند ولی به زبان سومری می خواندند. وی گفت به تازگی کشف شده سومریها مبدع خط نیستند و قومی ناشناخته که نامهای مختلفی بدان داده اند مبدع خط هستند. وی گفت خط میخی نیز اینچنین است و به زبانهای مختلف خوانده می شود. وی گفت در حدود سالهای 1300 پیش از میلاد دراوگاریت در سواحل دریای مدیترانه و لبنان امروز، نخستین خط میخی صد در صد هجایی را داریم که تمام حروف همانند آنچه خوانده می شده اند نوشته می شده اند. وی گفت خط فارسی باستان خط نیمه الفبایی است و خط فارسی امروز هجایی است و نه خط الفبایی چرا که هجاها در آن مستتر هستند. استاد این نظریه را که خط میخی در زمان داریوش و احتمالا همزمان با نگارش کتیبه بیستون پدید آمده است، تایید کرده و در ادامه گفت تنها شباهت خط میخی فارسی باستان با خطهای ایلامی و اکدی استفاده از شکل میخ برای نشان دادن حروف است، وگرنه خط میخی فارسی باستان با دیگر خطهای میخی تفاوتهای اساسی دارد. دکتر ارفعی دربارة پیدایش خط توضیح داد: برخی معتقدند خط از شوش در خوزستان امروز شروع می شود چرا که توپک هایی یافت شده که در شوش بیشتر از جاهای دیگر می باشد. این توپک ها به عنوان رسید کالا استفاده می شده به گونه ایکه می آمده اند شکلهایی که نشان از تعداد و جنس یک نوع کالا بوده و آنرا در انباری در شوش تحویل می داده اند را درون این توپک ها به اندازه توپ تنیس می گذاشتند و روی آن را موم اندود می کردند و هنگام تحویل و یا باز پس گرفتن جنس در حضور شاهد آنرا می شکسته اند و درون آنرا نگاه می کرده اند. بعدها آنچه درون توپک گذاشته بودند را روی موم نیز حک می کرده اند و کم کم دیگر چیزی درون توپک نمی گذاشتند و تنها آنچه روی آن حک شده بود را ملاک قرار می دهند و رفته رفته از شکل توپک خارج شده و به صورت لوح های کوچک در می آیند. وی ادامه داد امروز دانش ما نسبت به خط میخی کامل است و معنی کلمات را می دانیم. وی گفت در آنزمانها کسانیکه خط میخی را فرا می گرفته اند بر روی گل معنی لغات را می نوشته اند به عنوان مثال کلمه گندم را نوشته و جلوی آن به زبانهای ایلامی یا سومری یا ... معنیش را می نوشتند که با کمک آنها معنای کلمات را به خوبی می دانیم. وی گفت حدود 8 سال طول می کشیده است تا یک شخص به طور کامل خط میخی را فرا بگیرد و بتواند آنرا بنویسد. دکتر عبدالمجید ارفعی در بخشی از سخنانش گفت سندی مبنی بر آتش زدن تخت جمشید توسط اسکندر مقدونی نداریم چرا که هیچکدام از کتیبه ها ی یافت شده بر خلاف تصور پخته شده نیست و همه خام است و اگر چنان آتش سوزی بزرگی اتفاق افتاده بود بایستی نشان سوختگی را روی دیوارها و ستونها می دیدیم ولیکن بسیار از جاها که جرز دیوارها از خشت بوده نپخته اند. وی افزود بنابر یافته های آقای میر عابدین کابلی از باستانشناسان ایران جنگ بسیار بزرگی در شوش در گرفته است. وی افزود از کاخهای شوش هیچ باقی نمانده است که شاید نشان دهد این شوش بوده که توسط اسکندر به آتش کشیده شده است. دکتر ارفعی در پاسخ به یکی از پرسشها درباره شیوة فتح بابل توسط کورش بزرگ توضیح دادند: بر اساس اسناد بینالنهرینی سپاه ایران دو روز قبل از فتح بابل در 16 کیلومتری بابل بوده است؛ این امر نشان میدهد که بین سپاه ایران و بابل جنگی صورت نگرفته است و سپاهیان کورش احتمالا بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شدند. دلیل دیگر ما کتیبة کورش است که تاکید میکند من آشتیخواهان وارد بابل شدم، این واژه در کتیبههای آن دوره منحصر به فرد است. وی درباره دلیل لشکرکشی کورش به بابل چنین توضیح داد که احتمالا روحانیان بابل از نبونئید دل خوشی نداشتند چون او سعی داشت که خدایان پرستشگاه حران را جانشین مردوک خدای بزرگ بابل کند. از سوی دیگر آوازة مهربانی و معرفت کورش در همه جا پراکنده و زبانزد بود، زیرا در سندی تاریخی آمده است که پیش از آمدن کورش مردم بابل به طرفداری از کورش به شورش دست میزنند و نبونئید آن را سرکوب میکند. در انتهای این جلسه دکتر عبدالمجید ارفعی کتاب فرمان منشور کورش بزرگ را برای حاضرین امضا نمود. بازدید: 313
|
||||||||