برای ماندن در این دنیا فقط یک راه است وجز این راه دیگری وجود ندارد و آن راه نوآور بودن و متفاوت بودن است و این که حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی نوآوری یعنی شناخت استعدادهای منحصر به فرد که در وجود خودمان یا گروهمان است
و هدایت این استعداد به سمت ایجاد تغییر و تحولی در زندگی دیگران یا شکلی که دیگران این تغییر نوآورانه را بپذیرند و حاضر باشند برای آن هزینه کنند وقتی طرحی نوآورانه مخاطب خود را یافت، خودش مخاطبان را حفظ خواهد کرد. مجله موفقیت 222
وخواجه شیراز چه خوش گفته است: بیا تا گل بر افشانیم می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم وطرحی نو در اندازیم شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطر گردان را شکر در مجمر اندازیم! یکی از عقل می لافد، یکی طامات می بافد بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم!
با تحقیقی در اندیشه جامعه شناسان و پیامبران در می یابیم: یکی از خصایل انسان اندیشیدن به راه است حتی اگر به بیراهه برویم، اگر اندیشه کنیم بر سر چهار راهی قرار گرفته ایم که از روی اجبار باید مسیری را انتخاب کنیم.
اولین راه و شاید ساده ترین راه منفرد ماندن است، انسان در این راه با نومیدی دائمی، خیالهای آزار دهنده روبرو می شود و بطور کامل از درک زمان خود عاجز است. دومین راه انسان به دلیل عدم درک صحیح از زمان منفرد مانده و زمان و جهان را در خود می بیند. سومین راه راه ورود به فرقه ها و تشکل های دروغین و فریبکارانه است واین راه شاید از دو راه دیگرمخرب تر است. راه آخر درمان تنهایی در پیوستن به جمعی است که با واقعیت های زمان روبرو شده و با علم روز و با اندیشه نیک خود را از ترس ذاتی انسان منفرد دور می کنند و همیشه امید وار وکوشا هستند.
این جمع می تواند تشکلی باشد اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی که در راه هدف خود می کوشد. افراد گروه چهارم در ابتدا منافع مشترک دارند و در جهت آن می کوشند اما هدف های دور تر و عام تر بسیار با مشکلاتی روبرو می شوند و گاهی اعضای خود را از دست می دهند، انجمن های زرتشتیان خود شاهدی برا این مدعا می باشند که امید است که با اندیشه و گفتار و کردار نیک و تعهد به قسمی که در بدو ورود به انجمن داشته اند مشکل را از پیش پا بردارند.
اشو زرتشت نوآوری را در فرشکرت یعنی پویایی و تازه شدن جهان می داند و در گات ها پایانی برای آفرینش نیست همانگونه که آغازی هم متصور نیست و هر آنچه در بیکرانی است تابع زمان و فضا قرار نمی گیرد. فرشکرت در بند 3 هات 51 گات ها آمده است و ترجمه آن بند چنین است: «باشد که کوشندگان راه پیشرفت و تازه گردانیدن جهان با هم یگانه شوند و در آبادانی زمین و نگهداری آن با هما هنگی بکوشند.»
فرشوکرت هدف نهایی کوشش اشوان در راه پیشرفت هنگامی که جنگ، ستیز و نادانی جای خود را به آشتی، یکرنگی و دانایی بدهد با تازه شدن جهان یگانگی و پویایی از راه اندیشه و گفتار و کردار نیک صورت گیرد.
بازدید: 540
یادداشت ها (1)
1. نویسنده اردشير, در ۱۳۹۰/۰۸/۲۲ - ۰۸:۰۲:۰۲ با تشكر از اطلاعات مناسب كه توسط آقاي شامرداني تهيه شده است.
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید