با درود به روانشاد پشوتن جي ماركار بانی پرورشگاه مارکار و روانشاد مانکجی لیمجی هاتریا که مدد کاران واقعی جامعه زرتشتی بودند. یادم می اید هفت هشت ساله بودم، بوی نان تازه خانه را پر کرده بود، از دبستان به خانه رسیدم، مادرم یک دانه نان داد تا برای بانو خانم که کسی در روستا نداشت ببرم یا سبویی آب شیرین آب انبار برای بانو خانم بردم (گفت چند ساعتی بوده آب خوردن نداشته است)و با جوان پیر بشی از من تشکر کرد.
عمه سرور1 و خاله فرنگیس2 بانوان سالخورده ای بودند که در موقع زایمان های بانوان روستا به کمک خانواده ها می آمدند، یا هر موقع خانواده ها مشکلاتی داشتند به کمک می شتافتند وحتی در موقع سیل با جان گذشتگی کمک می کردند و چشم داشتی هم نداشتند.
بیشترین قصه و حدیث مددکاری را از کانون دانشجویان زرتشتی به یاد می آورم زمانی که دانشجو بودم و روستاهای پر جمعیت داشتیم و مشکلات شهرنشینی هم اینگونه نبود که همسایه از همسایه خبر نداشت.
با پدیده صنعتی شدن و تزریق پول نفت به اقتصاد کشور های خاورمیانه مهاجرت از روستا به شهر و گسترش بی رویه شهرها و خالی شدن روستا ها و پیشرفت علم مددکاری هم طی دهه های گذشته در دانشگاه ها تدریس و کاربردی شد. مددکاری اجتماعی نوین می کوشد این خدمات را به شکلی حرفه ای تر، معقولانه تر و علمی تر ارائه کرده و آن را به نحوه سازمان یافته برنامه ریزی کند. در عین حال از ویژگی های این حرفه آن است که ضمن تلاش های عقلایی، منطقی و علمی برای بررسی و حل مشکلات افراد، گروهها و جوامع به زمینه های احساسی، عاطفی، فرهنگی و ارزشی مربوطه نیز توجه کند.
مددکاری اجتماعی به شکل نوین و امروزیش بیش از صد و ده سال در جهان غرب و بیش از پنجاه سال در کشور ما سابقه دارد.
مددکاری حرفه ایست مبتنی بر علم و هنر و مهارت و هدف که در آن سعی می شود که مددجو(فرد یا گروه یا جامعه) مشکل خود را شناخته و به تواناییهای خود پی برده و با استفاده از منابع و امکانات موجود در جهت حل مشکل خود بر آید. مددکاری علمی است که در آن مدکار همه تواناییهای خود را در جهت حل مشکل مددجو به کار برده و به مددجو نشان دهد که او علیرغم داشتن مشکلات دارای تواناییها و استعدادهای فراوانی است که به انها توجه نکرده است و می تواند با بکار بردن تواناییهای خود مشکلات را حل کند. بدور از بحث های حواشی مددکاری شیخ بهایی چه راحت همه حرفها را به زبان می آورد:
همه روز روزه بودن همه شب نماز خواندن همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن ز مناهی و ملاهی همه احتراز جستن ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن به خدا که هیچیک را ثمر انقدر نباشد که به روی نا امیدی در بسته باز کردن
مددکاری دارای ارزشهای اساسی است این حرفه دارای اصول اساسی نیز می باشد. به عبارت دیگر اگر ارزشها به مصابه ریشه و تنه مددکاری به حساب بیاید اصول ان مانند شاخه های ان می باشد. با استفاده از این اصول است که مددکاری به صورت علمی انجام می شود و با توجه به این اصول است که مددکار موفق می شود تا وظیفه خود را به نحو احسن با توجه به اصول مدد کاری انجام دهد.
با تشکر از کارگروه مدد کاری که تلاشی همه جانبه را آغاز کرده است و برای انجمن ها دوصفحه ایین نامه شورای مدد کاری فرستاده اند که سه نفر برای هسته مرکزی نیاز دارد و توضیحاتی که خیلی قانع کننده به نظر می رسد. البته هر انجمنی به فراخور حال خویش کارهایی کرده وتجربه هایی دارد. و بودجه هایی برای مدد کاری و کمک به نیازمندان در درمان یا جنبه های دیگرامدادی دارند ولی همه جنبه های علمی مددکاری را عمل نمی کنند و سود سپرده ها را خرج می کنند و گاهی هم سود را نیز دوباره سپرده می کنند در صورتی که نیازمند در جامعه وجود دارد و ظاهرا مددکاران به مشکلات امروزه نیازمندان توجهی ندارند.
از رییس انجمنی می شنوم که در محله آنها افسردگانی هستند که ساعت دارویشان را فراموش می کنند، کاری که عواقب خطرناکی برایشان دارد یا به علت شکستگی استخوان امکان زندگی عادی را ندارند ورکسی هم ندارند که از آنها پرستاری کنند.
رییس انجمن دیگری می گوید طی سه سال گذشته سه مورد داشته ایم که شخص تنهایی در خانه خودش در گذشته بعد از چند روزمشخص می شود و مشکلات عدیده برای مراسم بعدی در گذشته به عهده انجمن می باشد و اینگونه اشخاص در شهرها و روستا های ما زیاد به چشم می خورند، البته همه آنها مشکل مالی ندارند و بعضی ها هم وضعیت خیلی خوبی دارند و حتی می توانند یاریگرمالی دیگران باشند.
البته مددکارانی هم هستند که حتی نمی خواهند شناخته شوند و فردی عمل می کنند ولی آیا با یک گل بهار می شود؟! نه! ولی وقتی مشکلی حل می شود و لبخندی بر روی لب های خشکیده مددجو می نشیند، عشق به ادامه راه و سختی کار پیدا می شود چون ایمان دارند "خوشبختی از آن کسی است که دیگران را خوشبخت سازد." یا "خشترمچا اهورا آئیم دری گوبیو ددت واستارم" به معنی
اهورا مزدا از کسی خشنود است که نیازمندان را یاری کند.
دوست سالخورده و مددکار من خود امکانات مالی مورد نظر را فراهم می کند و با گسترده شدن شهر نیازمندان را شناسایی و در حد امکان یاوری می کند. بانویی که تمام عمر خود را به آموزش و یاری رساندن نیازمندان جامعه صرف می کند.
اگر نیازمندان جماعت را طبقه بندی کنیم شامل 1-افراد بیکار و مستمند 2-کودکان وخانواده بی سرپرست 3-افراد معلول و از کار افتاده 4-خانواده های تک نفره و مشکل دار
اما وقت آنست که آموزش مددکاری را در جامعه جدی بگیریم ابتدا مدیران مددکاری با آموزش علمی با برنامه ریزی درست در جهت خودکفایی، جوانان برای این کار بسیج کنیم آموزش ببیند و با برنامه ریزی علمی عمل کنیم با جمع آوری خیریه ها و درست مدیریت کردن مددکاری و برای همیشه با تغییر فراگیر مددجویان را دریابیم و کارهایی انجام دهیم که به مرحله خودگردانی مددجویان و خود کفایی مددکار برسیم و یاریگر همدیگر باشیم.
من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش چون به فکر سوختن افتاده ای، جانانه باش
1-خوی پذر سروی 2- خوی ماذر فرنگیس
بازدید: 569
یادداشت ها (1)
1. نویسنده baran , در ۱۳۹۰/۰۹/۱۵ - ۲۲:۴۲:۰۵ salam matlabetoon ali bod. movafagh bashid baran
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید