• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


گفتگو با خورشید بزرگچمی، معلم نمونه زرتشتی
چاپ ارسال به دوست
فرحناز چهلمرد   
۱۶ مهر ۱۳۹۰
Image
از اون كسایی كه حتی اگه بار اولت باشه كه باهاش هم صحبت می شی از همون چهره پر از ذوق و صدای پر از انرژيش متوجه می شی كه سن شناسنامه ايش با سن واقعيش زمین تا آسمون متفاوته. به جرات می تونم بگم من با يك نوجوون پر از زندگی داشتم صحبت می كردم.
سر ساعت 5 پسين سر وعده هم زمان با هم رسیديم. خانم بزرگ چمی رو می گم. همون كسی كه بچه هایی كه دوران راهنمایی رو با ايشون گذروندن يكی از بهترین دوره تحصيلشون بوده. سال تحصيلی 89-90 ايشون به عنوان دبير نمونه انتخاب شده اند.اين بهانه ای شد تا بتونم از نزديك با ايشون و ديدگاهشون نسبت به جامعه و دانش آموزان امروزی و خيلی چيزای ديگه بيشتر آشنا بشم:

خودتونو معرفی كنید:

خورشیدچهر بزرگ چمی  فرزند سهراب، متولد1345

چه مدت است كه به كار تدريس اشتغال دارید؟

25 سال

چه پايه ای تدریس می كنید؟

رياضی  مقطع راهنمایی

چه مدارسی مشغول به كار بوده اید؟

مدارس عادی، غير انتفاعی مشاركتی .در اين ميان سعادت 21 سال خدمت در مدرسه ماركار را هم داشته ام. سال اول كارم بايد در مناطق خدمت می كردم و پشتكوه تفت تدريس داشتم. بعد به دلیل كسب امتیاز بالا به مدرسه نمونه تفت منتقل شدم. بعد هم اشكذر و سپس در سال چهارم به بعد در يزد مشغول خدمت شدم.

امسال به عنوان دبير نمونه شناخته شده ايد چه گزينه هایی دليل اين انتخاب بوده است؟

بازدهی يا نتايج پايان سال در مدارس، امتحانات نهایی، ميزان انتقاد والدين و ارزيابی آموزش و پرورش همگی مجموعه ای از امتيازات را تشكيل می دهند كه در انتخاب يك معلم موثر است.

روش تدريس شما در سال های ابتدایی كارتان با حال چه تفاوتی كرده است؟

اوايل خيلی سخت گير تر بودم وهنگام طراحی سوال هم از هر صفحه ای سوال می دادم ولی الان بيشتر سوالات مفهومی و كاربردی طرح می كنم. مثلا اگر دانش آموزی 8 روش برای محاسبه جذر آموخته است  ولی فقط 4 تای آن در كتاب كاربرد دارد من همان 4 روش را از او امتحان می گيرم.

قبلا با چه ديدی به دانش آموزان نگاه می كردید الان چطوری؟

ديد من نسبت به دانش آموزانم هيچ تفاوتی نكرده هميشه برايشان مثل يك دوست بوده ام. ولی دانش آموزان امروزی من با دانش آموزان ديروزی من بسيار متفاوت شده اند. با دانش آموزان ديروزی راحت تر می توانستم ارتباط برقرار كنم و صميمی باشیم ولی دانش آموزان امروزی به گونه ای رفتار می كنند كه مجبورم جدی تر باشم.

از ديد شما آيا دانش آموزان زرتشتی از ويژگی رفتاری يا اخلاقی خاصی برخوردارند؟

دانش آموزان زرتشتی هم از لحاظ علمی هم از لحاظ اخلاقی هميشه بهترين دانش آموزان من بوده اند. من حاضر نيستم دو تا از بچه های ماركار را با كل دانش آموزان غير انتفاعی عوض كنم. نيمی از زحمتی كه برای دانش آموزان ماركار می‌كشم مساوی سه برابر زحمتی است كه برای غير انتفاعی می كشم و نتيجه هم درست برعكس می شود به طوری كه در ارزشيابی های علمی هميشه ماركار رتبه های برتر را از آن خود می‌كند.

فكر می كنيد دليل آن چيست؟

خانواده های مقيدی‌ دارند. بر درس و مشق بچه ها نظارت می كنند.روی نمره تاكيد دارند. يه دليل ديگر هم جوايزی‌است كه در محله های گوناگون و به مناسبت های مختلف به بچه ها می دهند يا جشنواره ناركی كه بسيار تاثيرگذار است.

به نظر شما اگر يك دانش آموز بخواهد نمونه باشد بايد چه ويژگی هایی را دارا باشد؟

به دانش آموزانم هميشه گفته ام و می گويم صداقت را سر لوحه كارهايتان قرار دهید. من خودم هم هميشه در همه كارهای زندگيم صداقت دارم  به آن ها می گويم اگر تمرين ننوشته ايد دليلش را بگويید ولی تورا به خدا نگویید در منزل جا گذاشته ام. كسی كه راستگو است به همه ارزش های ديگر هم پايپند است و اين اساس نمونه شدن است.

آيا هيچ گاه شغلتان، مانعی برای رسيدگی به امور منزل و خانواده بوده است؟

خوشبختانه هيچ وقت كار و خانواده ام با هم تداخل نداشته است. من كارها و امور منزل را اول صبح يا آخر شب انجام می دهم تا بقيه روز به كارم برسم. در اينجا جا دارد از همسرم كه دراين زمينه همواره ياور من بوده است قدر دانی كنم. ايشان در كارهای بيرون از منزل يا خريد هر گاه كه برايم مقدور نبوده مرا ياری رسانده اند. شغلم و بخصوص رشته ای كه تدريس می كنم باعث شده در زندگی ‌برنامه ريزی‌بسيار حساب شده ای‌ داشته باشم.

آيا تعهدی كه نسبت به كارتان حس كرده اید موجب شده اعضای خانواده را معترض كند؟

من چون برنامه ريزی دقيقِ برای خودم دارم بچه ها هم از من ياد گرفته اند و می دانند چه موقع تقاضا هايشان را مطرح كنند. مثلا وقتی به آن ها می گويم 8 صبح تا 2 پسين متعلق به خودم است و2 تا 9 شب برای خانواده. آن ها هم در همين بازه برايم برنامه می چينند.

آيا شما در كنار شغلتان فعالیت های اجتماعی ديگری نيز داشته اید؟

قبلا به فعاليت هایی در كميسيون بانوان مشغول بودم ولی در حال حاضر به دليل مشغله زياد و همچنين سنم كمتر وقت دارم و تنها فعاليت اجتماعی من افتخار عضويت در كميسيون دينی است كه آن هم جمعه های مرا به خود اختصاص داده است.

چی باعث شد كه معلم شوید و اگر اين اختيار را داشتید كه به بيست و پنج سال پيش باز می گشتید و از سر پيشه ای را بر می گزيديد چه شغلی را می پسندیدید؟چرا؟

من هميشه معلمي را دوست داشتم. ولی يك چيز كه باعث شد معلم رياضی بشم علاقه ای بود كه نسبت به رياضی در من ايجاد شده بود. يادمه كلاس دوم راهنمایی بودم كه از رياضی 5/19گرفتم و از بس گريه كردم معلم من را از كلاس بيرون كرد و از آن به بعد گرفتن غير بيست در رياضی خيلی برايم سخت بود در صورتی كه اين حساسيت را در مورد هيچ كدام از درس های ديگرم نداشتم. اعتقاد دارم اكثر دانش آموزانی كه نمرات درس رياضيشان خوب است دروس ديگر را هم نمرات خوبی می گيرند و اين به آن دليل است كه رياضی فهم و درك انسان را زياد می كند و اين خود باعث درك بهتر ساير مطالب می شود. اگر مرا معلم، آن روز از كلاس بيرون نمی كرد شايد الان معلم هنر می شدم. خيلی نقاشی را دوست داشتم ولی الان رياضی جز پوست و خون من شده است و تاثير آن را در همه كارهای روزانه ام می بينم.

به نظر شما آينده مدارس زرتشتی به كجا خواهد انجامید؟

اگر فقط به دانش آموزان زرتشتی بسنده كنند رو به زوال خواهد گذاشت. از طرفی اوليا مدرسه بايد كارهای مفيدتری انجام دهند. مثلا همين مدرسه دينياری اگر كلاس های تقویتی‌ سطح بالا و كلاس تست برای دانش آموزان بگذارد يا بنيه علمی آن ها را قوی كند ديگر، خانواده ها مجبور نيستند فرزندان خود را با اين هزينه های هنگفت به مدارس ديگر بفرستند.

مشكل دانش آموزان امروزی چيست؟

 از لحاظ علمی دانش آموزان امروز سطح پايين تری دارند و من مقصر اصلی را سامانه آموزشی كشور می دانم. در مدرسه ماركار بعد از اين كه از دانش آموزی با معدل 20، امتحان گرفته می شود می بينيم كه نمره 14 می آورد و اين نشان می دهد كه توان علمی واقعی او همين 14 بوده است و آن 20 به اجبار از معلم گرفته شده است. از لحاظ اخلاقی هم نه تنها دانش آموزان امروزی بلكه بهتره بگويم كل جامعه در سراشيبی افتاده ايم. شوربختانه حرمت های ديروزی‌ امروز ديگر از ميان رفته است. به يكديگر احترام نمی گذاريم. از طرفی در منزل  بچه ها ياد می گيرند كه بزرگترها را به چشم شهروند درجه دو نگاه كنند و خودشان را درجه يك و سپس در مدرسه نيز همين طور.  معلمی كه با او بسيار هم صميمی هستند در طول هفته تحويلش نمی گيرند تنها ساعاتی كه با معلم كلاس دارند به او توجهی دارند. اين رويه را كل آموزش و پرورش مخصوصا كسانی كه در راس هستند پياده می كنند. مثلا روان شناسی كه دعوت می شود تا برای والدين يا دانش آموزان صحبت كند به دانش آموزان سفارش می كند كه فقط درستان را بخوانید. اشكالی ندارد اگر كارهای منزل را انجام ندادید و به خودتان هم زياد فشار نياورید. از طرفی به والدين نيز می گويد به بچه ها مسووليت ندهيد و در درس خواندن هم به آن ها فشار نياوريد بگذاريد خودشان در حد توانشان درس بخوانند.

مشكل دانش آموزان زرتشتی به طور خاص چيست؟

به غير از بحث هایی‌كه در كلاس دينی غير زرتشتيان مطرح می شود مثل نماز و روزه و از بچه های زرتشتی در اين مورد از جانب دوستان سوال می شود و آن ها بايد پاسخگو باشند مشكل خاصی ندارند. البته بچه های زرتشتی هم نجابت هم شرم وحيای بيشتری دارند واين باعث می شود خيلی از مطالب را بدون چون و چرا قبول كنند و مطيع باشند. ولی در زندگی آينده شان متوجه خواهند شد كه اين زندگی‌ نياز به كسانی دارد كه راهكارها را به چالش بكشند و در مقابل  ديگرانی كه رقيبشان هستند بايد محكم بايستند و شجاعانه از مواضعشان دفاع كنند.

مشكل خانواده های امروزی چيست؟

همه چيز ظاهری شده و كمتر به دنبال معنا هستیم. از لحاظ علمی سواد ها پايين است ولی نمره و مدرك مورد نياز را به هر ترفندی شده می گيريم. كاش بيشتر به دنبال دانش واقعی و افزودن به معنای زندگی بودیم. خانواده ها بدون اين كه تفكری داشته باشند تنها از روی آن چه ديگران انجام می دهند يا آن جا و اين جا روان شناسان می‌گويند امور را در اختيار فرزندانشان می‌گذارند. چه بسا به چشم خود ديده ام كه دانش آموز شرط می گذارد كه تا فلان لپ تاپ يا فلان موبايلی برايش نخرند درس نمی خواند و پدر مجبور شده كل عيدی ‌خود را به فرزندش تقديم كند تا ايشان آن چه دوست دارند خريداری‌ كند.

مشكل خانواده های زرتشتی به طور ويژه چيست؟

چشم و هم چشمی ها در ما بيشتر از جامعه است و چون همه چيز را در حد ايده آل می خواهيم ازدواج هايمان هم كم شده و هم  ناكام مانده است. در صورتی كه می‌توان زندگی را ساده شروع كرد و خيلی از چيزها را با طی زمان به دست آورد ولی ما منتظريم كه يك خانه مبله كاملا مجهز، اتومبيل فلان مدل و هزار قلم چيز ديگر آماده شود تا ما زندگی خوب خود را آن موقع شروع كنيم تازه با همه اين اوصاف اگر بتوانيم با طرفمان كنار بياییم شاید زندگی مشتركی پا بگيرد. يعنی مشكل ما اين است كه آن چنان بيش از حد به كيفيت اهميت می دهيم كه كميت را از دست می دهيم. خيلی ها به جای دو دست مبل شيك يا اتومبيل فلان مدل ترجيح می دهند يك دست مبل ساده و اتومبيل معمولی و تر و تميز داشته باشند ولی در عوض ملكی هم داشته باشند يعنی تعادل را در زندگی می آورند. البته در مورد تربيت فرزندان اين صفت خيلی هم خوب است چون مثلا ما زرتشتی های امروزی نهايتش دو تا بچه مي اوريم ولی خيلی خوب به تربيت و پرورش و آموزششون اهميت می دهيم و مثلا يكی را دكتر و يكی را مهندس تحويل جامعه می دهيم.

فكر می كنید چه ارزش های خوبی جايگزين ارزش های بد شده و بالعكس چه ارزش های بدی جايگزين خوب ها شده؟

اين كه امروزه پسر ها و دخترهای ما در جامعه زرتشتی روابط  سالم و خوبی دارند و باعث شناخت دو جنس از همديگر می شود، يكی از ارزش هایی است كه بسيار مهم است. ولی از طرفی بايد مواظب بود كه جوانانمان كوته فكری نكنند. بعضا بدون آگاهی پدر و مادر وعده هایی  بين آنان رد و بدل می شود و  كم كم برای خودشان از كاه كوهی می سازند و در ذهنشان قصر كاغذی می سازند و زمانی والدين در جريان امور قرار می گيرند كه دير شده و جوان به هيج وجه زير بار واقعيت نمی رود. پس چه بهتر كه بر اين روابط نظارت داشته باشیم و آن ها را به سمت و سوی درست هدايت كنيم.

چطور بايد جوانان را بيشتر در فعاليت های اجتماعی مشاركت داد؟

مشاركت جوانان بستگی به ميزان مشاركت خانواده هايشان دارد. خانواده ها بعد از يكی دوبار شركت در مراسم يا مجمعی جوانشان هم تشويق به شركت درآن مجامع می شود و چه خوب است جوانان  بتوانند با كسانی كه هم سطح يا بالاتر از سطح خودشان هستند تعامل داشته باشند تا يكديگر را ارتقا دهند. حتی می توانند برنامه ريزی كنند تا به صورت گروه های  چند نفره  كسانی كه سطح پايين تری هستند را، هم در زمينه علمی هم ورزشی ياری رسانند.

ما خودمان در سال های دهه 60، بعد از پايان هر جلسه گاتاپويان، با بچه ها جلسات رفع اشكال می گذاشتیم و آنقدر اثر گذار بود  كه همه بچه هایی كه با هم كار می كرديم همگی در كنكور سراسری پذيرفته شديم.

نظرتان راجع به فارسی صحبت كردن برخی از خانواده ها با فرزندانشان برای ورود راحت تر و ايجاد ارتباط موثرتر در مدارس، چيست؟ آيا تهديدی برای فرهنگمان به شمار می‌رود؟

ببينيد بچه های ما اگر زبان دری را در منزل بياموزند وقتی وارد مهد می شوند شايد كمی شكسته بسته فارسی حرف بزنند ولی بالاخره تا مدرسه ياد می‌گيرند و هيچ آسيب خاصی به دليل يادگيری اندكی دير هنگام فارسی‌ نمی بينند ولی اگر بخواهند بعدها در سنين بالاتر دری را ياد بگيرند هم مشكل تر ياد می گیرند و هم شايد چون قادر به روان صحبت كردن آن نيستند مورد تمسخر واقع شوند كه اين خود عاملی برای‌از بين بردن انگيزه در آن ها می شود.از ديد ديگر در بسياری از جاها بچه های زرتشتی‌به دليل دانستن اين گويش می توانند حرف هایی‌كه دوست ندارند ديگران  بفهمند را خيلی راحت بين خودشان رد و بدل كنند.

آيا دانش آموزان همان رغبت دانش آموزان قديمی را برای درس خواندن دارند و يا صرفا برای رفع تكلیف يا بعضا رقابت های فشرده تن به درس خواندن می دهند؟

رغبت در دانش آموزان امروزی به شدت كم شده چون وقتی می بينند چه 18 بگيرن چه 20 نمره مستمری كارنامه شان 20 خواهد بود ديگر تلاشی نمی‌كنند. نتيجه اين كه سواد دانش آموز امروزی و ديروزی قابل مقايسه نيست.

اين كه آينده شغلی آن ها غير قابل پيش بينی شده است در كمتر كردن انگيزه آن ها يا ايجاد اضطراب در آن ها تاثيری داشته است؟

بله. واقعا اثر داشته است. وقتی دانش آموز می بيند كه افرادی داریم كه كارشناسی يا كارشناسی ارشد دارند ولی كار يك كارگر ديپلمه را انجام می دهند از خود می پرسد"وقتی برای علمی كه اين همه فرا می گيرم كار درست وحسابی وجود ندارد براي چه خودم را خسته كنم؟"و واقعا هم شغل های مطابق با سطح تحصيلات جوانان امروزی كم است و توازنی در كار نيست.از طرفی مشاغل آزاد كاربردی را داريم كه طرف با داشتن يك پيچ گوشتی و بدون مدرك خاصی  به دليل كار فنی ای كه انجام می دهد درآمد بسيار بهتری از كسی دارد كه شبانه روز درس خوانده تا مهندس شود و حالا بايد در به در دنبال كار بگردد.

آيا دانش آموزان مدارس دولتی و غير انتفاعی تفاوتی با هم دارند ؟بيشتر شرح دهید.

هدف دانش آموز بايد يادگيری علم باشد ولی بايد خودش به اين نتيجه رسيده باشد و با ميل آن را بخواند. در مدارس غير انتفاعی چون پولی از خانواده ها گرفته شده است كلاس های تقويتی و تست برايشان می گذارند كه بايد درآن شركت كنند. به نظر من در اين مدارس معلم خريداری شده است و نمره 20ی كه دانش آموز در اين جا می گيرد اقرار نيست كه بگويم همان نمره 14 مدارس عادي كه در‌آن نمره قابل خريداری نيست، می باشد. اگر دانش آموز در زمانی كه در مدارس عادی درس می خواند كلاس های تقويتی بيرون مثل قلم چی يا گزينه دو شركت كند بهتر جواب می گيرد.

آيا می تواند يكی از دلايل پايين بودن كارایی برخی كلاس ها در مدارس غير انتفاعی عدم نظارت بر نوع گزينش معلم باشد؟

اين مدارس اجازه ندارند ساعات سازمانی نيروی موظف آموزش و پرورش را پر كنند ولی اضافه بر سازمان از آن ها بهره می برند. در درجه بعد سراغ نيروهای بازنشسته می روند كه اكثرا 50 به بالا هستند، يعنی دوران كارایی‌مفيد آن ها به پایان رسيده است و با اين حال باز بايد بيايند سر كلاس با بچه ها سر و كله بزنند. در درجه سوم هم از نيروهای آزاد می گيرند. مثلا ممكنه كسی كه نه رشته اش رياضی بوده و نه تجربه ای در زمينه تدريس رياضی داشته را بگيرند كه من خود شاهد اين موضوع بوده ام كه  واقعا قادر به كلاسداری درست نيستند. مرتب از ساير معلمها اشكال می پرسند و باز هم صدای دانش آموزان و خانواده ها را در می آورند.

تدريس در چه نوع مدارسی را ترجيح می دهيد ؟چرا؟

من در مدارس عادی، مشاركتی و غير انتفاعی تدريس كرده ام. خدا را گواه می گيرم كه هميشه تدريس در مدارس عادی را بر هر مدرسه ای ترجيح می دهم، بخصوص تدريس در ماركار را. چون ضوابط و مقررات رعايت می شود. 45 دقيقه ای كه تدريس می كنم واقعا مفيد است. در حالی كه مثلا در مدرسه مشاركتی يا غير انتفاعی هم مدير معلم را دير سر كلاس می فرستد و هم هر برنامه ای كه مدرسه در حال تدارك آن باشد مثل ورزش يا سرود و... به راحتی سر كلاس پی دانش آموز می فرستند تا برود. در نتيجه با وجودی كه هميشه در ورزش يا روزنامه ديواری در استان رتبه های خوبی كسب می كنند ولی دستاورد چشمگيری در زمينه علمی ندارند. به همين دلايل من حاضر نيستم دو ساعت از مدرسه ماركار را با غير انتفاعی يا مشاركتی عوض كنم.

آينده شغليتان را چگونه پيش بينی می كنید؟

من آينده روشنی را پيش روی خود می بينم و حاضرم كسانی كه وارد اين رشته و حرفه می شوند را راهنما باشم. از آن جایی كه سالی كه نكوست از بهارش پيداست و من با پشتكارم از همان ابتدا ظرفيت خود را نشان داده ام و هميشه شاهد موفقيت های پی در پی خود بوده ام ايمان دارم حتی اگر موقتا صعودی هم در كار نباشد لااقل نزولی پيش نخواهد آمد.

توصيه ای به والدين:

در ارتباط با درس خواندن فرزندانشان نه زياد سخت گيرانه و خشك برخورد كنند و نه خيلی آن ها را آزاد بگذارند تا هر كار دلشان خواست انجام دهند. اگر مهمانی می دهند آخر هفته باشد تا به درس دانش آموز لطمه ای وارد نشود. اگر جایی دعوت می شوند معلم را تحت فشار نگذارند كه اجازه دانش آموز را بدهد. چون معلم كه هميشه در رودربايستی قرار می گيرد و اجازه می دهد ولی اين خود دانش آموز است كه ديگر كسی نيست تا آن درس را همانند معلم به او بياموزد. فرزندانشان  را توجيه كنند كه موظف نيستند در هر مراسم و جشنی شركت كنند تا از درسشان بزنند.

توصيه ای به دانش آموزان:

هميشه راست بگويند. هيچ وقت از صداقت ضرر نمی كنند. با دروغ ممكنه موقتا كارشان را پيش ببرند ولی بالاخره ماه پشت ابر نمی ماند و رسوایی به بار می آيد. درسشان را در نهايت توانشان بخوانند نه برای نمره بلكه برای اين كه سواد و دركشان از موضوعات مختلف ارتقا يابد.12 سال را خوب درس بخوانند تا بتوانند بقيه عمرشان را از آن بهره برداری كنند.


بازدید: 1062

  یادداشت ها (8)
1. نویسنده بهدین, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ - ۰۶:۲۳:۲۹
خانم خورشید بزرگ چمی من هم این موفقیت را به شما وهمسر گرامیتان تبریک عرض نموده امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشید
2. نویسنده مادر, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ - ۱۴:۵۰:۰۶
خيلی مفيد بود مخصوصا واسه ما كه نوجوون داریم.
3. نویسنده danesh amooz, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ - ۱۵:۵۲:۲۸
vaghan khanome bozorgchami khaste nabashiiiiiiid...man tahala moalemi behtar az shoma nadidam,movafagh ooo piroooz bashid.
4. نویسنده آناهیتا, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۷ - ۱۶:۵۵:۲۹
با درود به خانم بزرگچمی و خانم چهلمرد و سپاس از گفتگوی بسیار زیبا و کامل.  
تنها یک گله و آنهم بدلیل آنکه من نیز همکار شما هستم البته با تجربه ای بسیار کم، اما به هر حال خارج از وادی فرهنگی و تدریس نسیتم.  
و آن اینکه صحبت شما در مورد مدارس غیرانتفاعی و مشارکتی کمی بی انصافانه است. این معلم هست که به دانش آموز در مدرسه غیرانتفاعی نمره 20 می دهد اما با کمی جدیت خصوصا برای دبیران ریاضی این ما هستیم که داتش آموزان را مجبور به درس خواندن می کنیم و مدیر را مجاب به دادن نمره ای که حق دانش آموز است.شاید در مدارسی نمره به راحتی به دانش آموزان داده می شود اما تمام مدارس غیرانتفاعی هم مثل هم نیستند بسیاری از آنها از مدارس دولتی بسیار سختگیرتر هستند. پس سعی کنیم در گفتگوهایی که انجام می دهیم همه را با یک چوب نزنیم.
5. نویسنده آنی, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۸ - ۰۹:۱۰:۳۴
خانم بزرگچمی عزیز 
بهترین شادباش ها تقدیم شما معلم دوست داشتنی. 
امیدوارم همیشه سربلند و پیروز باشید.
6. نویسنده m, در ۱۳۹۰/۰۷/۱۹ - ۰۸:۴۳:۰۲
بادرودبه شمامعلم نمونه من موفقیت دخترم در ریاضی رامدیون شما هستم امیدوارم اهورامزدا همیشه بشتیبان شما باشد
7. نویسنده B, در ۱۳۹۰/۰۷/۲۵ - ۱۵:۴۸:۱۱
khanom bozorgchami man ham be onvane yek shagerde ghadimi az shoma sepasgozaram. va movafaghiate emroozam ro madione dabirane khoobi mesle shoma hastam va hamishe baraye shoma ehteram ghaelam.
8. نویسنده میترا بزرگچمی, در ۱۳۹۰/۰۸/۰۸ - ۱۷:۳۳:۴۳
دختردایی عزیز 
موفقیت شما را تبریک میگویم.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات