|
گزارش تصویری : آتشکده دولتخانه، میراثی برای با هم بودن |
|
|
| آناهیتا کشاورزیان | ||||||||
| ۰۲ مهر ۱۳۹۰ | ||||||||
|
از کوچه های محله دولتخانه می گذشتم و از آنجاییکه در این محله میراثی وجود دارد که به آتشکده دولتخانه مشهور است مناسب دیدم به این محل نیز سری بزنم. از شخص بهدینی که تقریبا همسایه آتشکده است و کلید ورود به این محل را دارد خواهش کردم تا درب را برویم بگشاید و وی با خوشرویی پذیرفت. این آتشکده نیز استثنا نبوده و دستخوش فرسودگی هایی شده است که روزهای پایانی تعمیرات خودش را پشت سر می گذارد. از درب که وارد شدم اوضاع بی سروسامان آنجا نشان از مرتب نبودن محل می داد. که البته پس از تعمیرات این امر عادی است. درختان سرسبز بیشتر فضای حیاط را دربرمی گرفت. پایین دیوارها که تا چند روز پیش کاه و گلی بود، صفه ها و مطبخ نیز دستخوش تعمیرات شده بود. اما سقف سیاه و دیوارهای سپید جلوه جالبی به مطبخ داده بود. در واقع بنا در حال حاضر بصورت نیمه سنتی و نیمه نوین درآمده است. در این آتشکده، شعله های کوچک آتش که به گاز شهری متصل است زبانه می کشند و دیماه هر سال به روز سروش ایزد گهنباری بنام گهنبار شاه عباسی در این محل انجام می شود که تاریخچه ای مربوط به خودش دارد. به اتاق کنار سالن آتش دعوت شدم و در کمال ناباوری ترک ها و فرسودگی آنجا را دیدم و بسیار تعجب کردم که چرا تعمیرات لازم در اینجا صورت نگرفته است. از طرفی خوشحال بودم که با تعمیرات، اتاقی که بانوان در روزهای پیش از مراسم گهنبارخوانی گرد هم جمع می شوند و به پاک کردن سبزی و خورد کردن سیر و پیاز و چغندر و ... می پردازند نیز تمیز و مرتب شده باشد اما با باز شدن درب تمام خوشحالیم پایان یافت چرا که هیچ تغییری، در آن اتاق نامناسب شکل نگرفته بود. از بهدینی که در را به رویم گشوده بود، خواستم تا مرا به پشت بام راهنمایی کند . وی توضیح داد که راه پله چندان مناسب نیست ولی با این حال برای دیدن پشت بام پافشاری کردم و او پذیرفت. از راه پله پیچ دار که گذشتیم به یک درب کوتاه رسیدیم که باید تا کمر خم می شدم و البته زمانیکه راست شدم و چشمم به پشت بام افتاد دوباره جان تازه ای گرفتم. چرا که امسال با نم بارانی سقوط و خطر خرابی سقف ها به خاطر کاه گلی بودن پشت بام و فرسودگی بسیار حتمی بود اما با وجود ایزوگام پشت بام این خطرات به حداقل رسیده است. از بالای پشت بام زمین مجاور آتشکده نیز به راحتی هویدا بود که انگار این زمین نیز از سوی بهدین خیراندیش هدیه ای است به آتشکده تا در آنجا سالنی بنا شود. گویا هزینه این تعمیرات از سوی خزانه انجمن زرتشتیان کرمان و خیرین نیک اندیش تا به حال پرداخت شده است ولی فرش شدن کف حیاط هنوز مانده است که دستان خیر همکیشان را می طلبد. کارم تمام شده بود ولی حیاط باصفا و محیط آرام مرا به ماندن و نشستن دعوت می کرد از این رو دقایقی بر روی سنگ لبه صفه نشستم و به درد دل بهدین همسایه آتشکده، گوش سپردم. وی می گفت نمی دانم چرا در زندگی امروزی تا به این اندازه از یکدیگر دور افتاده ایم و حال و حوصله یکدیگر را نداریم. چرا سعی نمی کنیم هر مکانی را، بهانه ای برای دور هم جمع شدن بدانیم. دلش می خواست آنجا مکانی باشد تا مراسم مذهبی، فرهنگی، جشن تولدها، نامزدی ها و حتی شب نشینی های بی بهانه را دور هم باشیم. وی گفت در آنجا تمام امکانات لازم برقرار است ولی همکیشان برای استفاده کم لطفی می کنند و این مکان را تنها گذاشته اند. در پایان یادآور شد که، طی مراسم مذهبی و پذیرایی آش و سیروگ که در تاریخ 8 مهرماه ساعت 5 پسین انجام خواهد گرفت این محل نیز افتتاح خواهد شد. وی، سروش ایزد هر ماه را روز دیدار در این محل نامید و امیدوار بود با تعمیرات صورت گرفته، هر ماه همکیشان را در این محل دور هم ببیند. البته ورود و استفاده در تمام روزهای سال از این مکان را آزاد شمرد. از وی تشکر و خداحافظی کردم و در راه بازگشت، صحبتهای بهدین همسایه را مرور می کردم. واقعا درست می گفت ما در کرمان، آنگونه که شایسته است سعی نمی کنیم از امکاناتی که در اختیارمان بی هیچ چشم داشتی قرار گرفته است استفاده کنیم حال آنکه کسانی آرزویشان است که اندکی از این مکانها را در اختیار داشته باشند. آیا زندگی تشریفاتی تا این حد دیدمان را تغییر داده است یا شادی و تلاش از بینمان رخت بربسته است. کمی به خود بیاییم اینگونه که پیش می رود تنها چند قدم تا نابودی بیشتر نمانده است. در ادامه تصاویری از این آتشکده را ببینید : ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() بازدید: 768
|
||||||||