2. نویسنده بابک, در ۱۳۹۰/۰۵/۳۱ - ۱۱:۲۹:۳۰ واقعا مثل ما مثل آنان است که می آیند برای کسی که در یک خانه کاهگکلی زندگی می کند خانه مدرن بسازد و آن خانه گلی را خراب می کنند و خانه نو راهم نا تمام می گذارند و می روند...نتیجه این می شود که آن بی نوا که روزگاری به خوبی و خوشی در خانه گلی زندگی می کرد حالا نه خانه گلی دارد نه خانه مدرن....اصلا هیچی ندارد!واقعا من همان موقع که این تصمیمات گرفته می شد پای صحبت بزرگانی که می شناختم (چه مسلمان چه زرتشتی)می نشستم همگی ناراضی از تغییر روز عشق از اسفندگان بودند و همگی چنین روزی را متصور بودند...مدتها و سالها زمان برد و زحمت ها کشیده شد تا به جوانان بقبولانند که به جای ولنتاین اسفندگان بگیرید که فقط چند روز اختلاف زمانی دارد و موفق هم شدند اما در این بین انجمن موبدان بدون در نظر گرفتن ربشه های جامعه شناسانه ، روانشناسانه و تحقیق بستر مورد نیاز دست به تغیر این روز زد که حتی در بین خود زرنشی ها هم اجرا نشد...چه کسی حاضر است بزرگی و زیبایی و اساطیری بودن جشن مهرگان و داستان ضحاک و کاوه و پیروزی بر ظلم ضحاک یا فلسفه مهر و آیین مهر را با عشق و عاشقی ولنتاین گونه طاق بزند؟!!ای کاش در گردش جدید انجمن موبدان از این تصمیمات نادرست درس بگیریم وقبل از تصمیم گیری های غیر قابل برگشت با چند نفر از اساتید جامعه شناسی، فرهنگ باستان، و ...چه همکیش و چه غیر همکیش مشورت کنیم... |