• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


دکتر کتایون مزداپور در جشن رونمایی از کتاب "یسنا و ویسپرد" در دبستان گیو گفت:
اوستا شناسنامه ی زرتشتیان و ایرانیان و سرچشمه ی شناخت است
چاپ ارسال به دوست
لیدا گوهربخش   
۲۹ امرداد ۱۳۹۰
دکتر کتایون مزداپور، از پژوهشگران و برگزیدگان جهان به خصوص ایران، در گهنباری که به مناسبت رونمایی از کتاب "یسنا و ویسپرد" در روز آدینه، 28 امرداد ماه، ساعت 10 بامداد با آوای خوش موبد فیروزگری و همیاری موبد رامین شهرزادی در دبستان گیو برگزار شده بود، در مورد آرمان چاپ این نوع کتاب­ها سخن گفت.

وی با اشاره به اینکه این کتاب دست نویس و به خط دین دبیره کتابخانه ارباب جمشید سروش سروشیان برای چاپ و انتشار به کتابخانه­های دیگر گرفته شده، به بیان تاریخچه ا­ی درباره کتاب­های اوستایی پرداخت.

دکتر مزداپور همچنین اوستا را سرچشمه­ای برای شناخت و شناسنامه­ی جامعه­ی زرتشتی و ایرانی دانست و آرمان از چاپ کتاب­های کهن و اوستایی را نگهداری اوستا به دلیل ویژگی­های ذکر شده، بیان کرد.

دکتر اسفندیار اختیاری، نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس، با تشکر از دکتر کتایون مزداپور و سپاس از کار ارزشمند ایشان و تشکر از بابک سلامتی، سردبیر دوهفته نامه­ی امرداد، به دلیل برگزاری نشست­های مربوط به کتابخوانی در آخر هر ماه، گفت: " در طول تاریخ افراد زیادی بودند که کم­کاری افراد دیگر را جیران کرده­اند و تمدن ما را نگاهداری کرده­اند، پس باید کار ارزشمند این دوستان را ارزش نهیم و آنرا حفظ کنیم." وی گفت: بهتر است برای ارج نهادن به کار این دانشمندان بیشتر کتابهای آنها را مطالعه کنیم.

سرهنگ دکتر رستم خسرویانی، فرنشین انجمن زرتشتیان تهران، نیز در راستای سخنان دکتر اختیاری برای ارزش نهادن به تلاش تمام کسانی که در این راه تلاش کرده­اند، گفت: "این مسایل فرهنگی است که ما را پایدار و جاودان نگاه خواهد داشت، از برگزاری چنین مراسمی تقدیر کرد.

وی همچنین دلیل کم بودن جمعیت حاضر در مراسم را کوتاهی در اطلاع رسانی دانست و در این راستا گفت: " هنوز جا دارد که ما روی مسایل فرهنگی جامعه کار کنیم."

بابک سلامتی، سردبیر دوهفته نامه و تارنمای خبری امرداد، نیز با اشاره به پایین بودن میانگین مطالعه در ایران و گذاشتن وقت بسیاری در پای تلویزیون­ها، تلویزیون­ها را ضحاک زمانه دانست و گفت: " بیایید ضحاکان خانه­مان را در بند بکشیم و اندیشه و اندیشیدن را به کار اندازیم."

وی همچنین با تشکر از دکتر کتایون مزداپور، گفت: "کتاب دیگری به کتاب­های سرزمین ما افزوده شد که این کتاب­ها ثروت­های ما هستند و تا خوانده نشوند نمی­توان از آن بهره برد."

سلامتی در ادامه با اشاره به اینکه گهنبار امروز بهانه­ای بود برای اینکه در زمینه­ی کتابخوانی کاری انجام شود، این موضوع را به اطلاع همگان رساند که دوهفته امرداد با همکاری بنیاد جمشید قصد دارد هر ماه کتابی را به عنوان کتاب برگزیده­ی آن ماه انتخاب کند و پس از یک ماه که فرصت برای مطالعه آن داده شد در نشستی که برگزار می­شود آن را به بحث بگذارند تا فرهنگ کتابخوانی در جامعه پررنگ­تر شود و کتاب این ماه را "داستان بهرام چوبین" معرفی کرد.

موبد اردشیر بهمردی و آقای مهربد خانی­زاده از دیگر کسانی بودند که درباره تاریخچه­ی کتاب­های اوستایی و خط دین­دبیره در این مراسم سخنرانی کردند.

آقای فریبرز آذرکیوان، مجری برنامه، پس از بیان اینکه علاقه­مندان می­توانند این کتاب را به قیمت بیست­هزار تومان از خانم نخستین فرهادی در بنیاد جمشید تهیه کنند، به برنامه­های آینده اشاره کرد و گفت: " 26 شهریور ماه در دبستان گیو بزرگداشت خادم آتشکده آذرگشسب را خواهیم داشت و 8 مهرماه ساعت 10 بامداد در بنیاد جمشید نشست کتاب و کتابخوانی برگزار خواهد شد."

وی همچنین با اشاره به اینکه سال بعد جشن تولد 3750 سالگی پیامبر بزرگ ایران، اشوزرتشت اسپنتمان را در پیش داریم از همه خواست تا برای برنامه­های این جشن فکری بکنند تا بتوان آن را هر چه باشکوه­تر برگزار کرد.
آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد

آیین رونمایی از کتاب یسنا و ویسپرد


بازدید: 729

  یادداشت ها (4)
1. نویسنده yeki bud digari nabud, در ۱۳۹۰/۰۵/۳۰ - ۰۴:۱۲:۵۴
یکی بود یکی نبود ! 
عاشقش بودم عاشقم نبود 
وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود 
حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود ! 
 
یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست. 
همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود ... 
برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان "با هم بودن و با هم ساختن" نمی گنجد؟ 
و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد. 
 
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود ... همه با هم بودند. 
و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم. 
 
از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست. 
انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما. 
 
و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن. 
 
و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم. 
 
هنر "بودن یکی و نبودن دیگری" !!!
2. نویسنده فریدون دمهری, در ۱۳۹۰/۰۵/۳۰ - ۰۳:۵۰:۲۵
سال دیگر که سال ۳۷۵۰ زرتشتی میباشد مربوط به پیامبری اشوزرتشت است و اگر بپذیریم که ایشان در ۳۰ سالگی پیامبر شدند سال دیگر ۳۷۸۰ مین سال زایش وخشور بزرگ ایران زمین خواهد بود.
3. نویسنده آبتین بیک, در ۱۳۹۰/۰۵/۳۰ - ۰۷:۴۰:۳۸
در روز گهنبار توجی برای کتاب اوستای خانم دکتر مزداپور ، تنها یک جلد کتاب آورده شده بود.قسمت این شد که من این کتاب را همان جا خریدم و خانم کتایون مزداپور و آقای موبد مهربان فیروزگری در برگ پایانی این اوستای سپنتا برای من یادگاری نوشتند و من هم این کتاب را تا بزرگ شدن پسرم ( پادرا بیک ) نگهداری می کنم تا وقتیکه دین دبیره یاد گرفت آنرا همیشه بخواند.جالب تر اینکه گمان می رفت این اوستا توسط یکی از باشندگان پسین همان روز به هند میرفت ولی در ایران نزد من ماند. شاد و خوش و خرم باشید .
4. نویسنده yek nfar zartoshti, در ۱۳۹۰/۰۶/۰۱ - ۰۳:۰۲:۲۹
چه زیبا گفتی‌ نویسنده عزیزِ یکی‌ بود دیگری نبود: 
وقعا من هم نمیدانستم که داستانِ یکی‌ بود یکی‌ نبود از کجا سر چشمه گرفته که از شما آموختم. واقعا بعضی از ما بودنمان را در نبودِ دیگری می‌دانند. و یکی‌ را بالا میبرند و دیگری را نیست میکنند، یا کمرنگ میکنند. غافل از اینکه این دو نفر وابسته به همند یا بهتر بگویم همه وابسته به همیم. اگر هر دو را بالا بردیم یک کاری کردیم واگر نه‌ یکی‌ را بالا ببریم و دیگری را پایین، که کاری نکردیم. شاد و پیروز باشید. یک نفر زرتشتی.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات