• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


گزارش و تصاویری از صعود کوهنوردان زرتشتی به علم کوه
چاپ ارسال به دوست
گروه کوهنوردان زرتشتی تهران   
۱۰ امرداد ۱۳۹۰
زندگی و روزگار چه لحظه ها و چه مسیرهایی را که برای انسان پیشرو قرار نمی دهد.

همه چیز با گلگشت و علاقه زیادی که به طبیعت و زیبایی های آن داشتم آغاز شد، چند برنامه سبک و نیمه سنگین پر لذت در دل طبیعت.

هر زمان که برنامه ای را سنگین و فنی احساس می کردم خودم را کنار می کشیدم چون راستش خیلی از یک کوه خشک و ....خوشم نمی آمد و  بالا رفتن را دوست نداشتم ولی دلیل اینکه چی شد پیشنهاد تورج و کامبیز را برای برنامه توچال شبانه قبول کردم را نمی دانم. تورج می گفت: این موقعیت ها زیاد در زندگی پیش نمی اید، تجربه اش کن، تو توانش را داری. و ...... و نمی دانم چطور شد که در برنامه توچال شبانه شرکت کردم. من اصلا نمی دانستم که در تمام برنامه ها، من و دیگر همنوردان در حال تست شدن هستیم و بعضی از دوستان تمامی حرکات و رفتارهای جسمی و روحی ما را زیر نظر دارند برای شرکت در برنامه صعود قله علم کوه به یاد جان باختگان زرتشتی ایران زمین.

پس از توچال شبانه تعدادی از دوستان که خواسته های لازم سرپرست برنامه را دارا بودند پیشنهاد قله علم کوه را دریافت کردند و من هم یکی از این افراد بودم که پیامک برنامه را گرفتم و ......

 و این چنین پای در راه برنامه ای گذاشتم که تجربه آن شاید هیچوقت به ذهنم نمی رسید که در زندگی داشته باشم.

صعود قله علم کوه، دومین قله مرتفع ایران زمین به یاد جان باختگان راه ایران زمین

از چند روز قبل از ارتفاع زدگی که همه ازش صحبت می کردند، واقعا دچار استرس شده بودم ولی با این وجود حتما می خواستم برم علم کوه و توان جسمی و روحی خودم را محک بزنم. بالاخره روز سفر فرا رسید. ساعت 6 بامداد در میدان آزادی با همراهی 16 نفر دیگر در حالیکه جای بسیاری از دوستان خالی بود.

افلاتون سهرابی، رامتین مهربان شهریاری، افروز سهرابی و خشایار سرایی از شیراز

شاهرخ باستانی، مهرشاد دهموبد، مهزاد خاوریان و بانی بزرگ از یزد

نگین اجباری، فرین فرهادیان، مهرداد دهموبد، ساسان اجباری، اردشیر بهمردی، پویا مندگاریان، نوید سهرابی، تورج باستانی(سرپرست برنامه) و میترا گوشنی(خودم) از تهران

با دو تا ون به سمت رودبارک در کلاردشت مازندران رفتیم و بعد یک ساعتی را تو نیسان وانت در مسیری خاکی پر پیچ و خم و ناهموار بالا و پایین پریدیم که خودش خیلی مهیج و خاطره انگیز بود.فقط خوب شد که به سفارش با تجربه ها  ناهار را نخوردیم وگرنه ......

پس ار پیاده شدن و خوردن ناهار و معرفی همه صعود آغاز شد. دو ساعت و نیم حرکت در کنار رودخانه و گل و سبزه و ... در مسیری زیبا و دوست داشتنی و سپس چادر زدن در جایی خوب در کنار دیگر گروه ها.. به خودم می گفتم که اگر ادامه مسیر هم اینطور باشد خیلی خیلی خوبه.

دسته جمعی به سمت دریاچه ی حصارچال در ارتفاعی بالاتر رفتیم. فوق العاده زیبا بود البته ظاهرا نسبت به سالهای گذشته هوا خیلی سردتر بود بطوریکه هنوز میان دریاچه برف زیادی بود و سوز سردی می امد. در همین زمانها سردرد شدم اما چون نمی خواستم ارتقاع زدگی را باور کنم صدام در نیامد. ولی بعد از پرسش نوید به او گفتم که شاید برای ارتفاع یا سرما یا کم خوابی باشه که سرم  درد گرفته است..

اوگفت قرص نخورم تا معلوم بشه ناشی از ارتفاع است یا ....  پای چادرها فهمیدم که بقیه هم کم و بیش مثل من هستند و این سردرد در ارتفاع بالا رایج است. نتوانستم شام بخورم و سردرد و کمی حالت تهوع داشتم. راستش خیلی بهم برخورده بود و ناراحت بودم چون امده بودم که صعود کنم اما بدلیل ارتفاع زدگی این موقعیت از من در حال گرفته شدن بود.از همنوردان سئوال شد که کی می خواد صعود کنه و کی نمی خواد.؟ با ناراحتی زیاد گفتم : نه نمی تونم.

بعد از مدتی که به زور به من کمی سوپ داغ داده شد، تورج پیش همه منو صدا زد و حالم را پرسید و گفت فردا صعود می کنم یا خیر؟ گفتم به دلیل ارتفاع زدگی نمی تونم بیام چون نمی خوام تو مسیر دیگران پابند من شوند و از صعود جا بمانند. درباره ارتفاع زدگی کمی صحبت شد و اینکه الان همه کمی سردرد دارند و با خوابیدن و گذشت زمان بهتر خواهند شد و اینکه من شرایط جسمی نرمالی را دارم و اینکه چند نفر که قبلا علم کوه را صعود کرده اند برای همراهی و کمک در این برنامه امده اند ( فرین، اردشیر، افلاتون، خشایار و تورج) و دیگران نیز برای همراهی هستند و اصلا نگران این قضیه نباش. چون در کوه به کسانی که صعود می کنند جایزه نمی دهند و کسانی هم که صعود نمی کنند را تنبیه نمی کنند. پس تا صبح استراحت کن و اماده شو.

شب اصلا نتوانستم بخوابم، هم جا کم بود و هم چادرهای کناری تا صبح سر و صدا کردند و اینها غیر از بیدار شدن های گاه به گاه همنوردان خودی بود.

صبح با کلی لباس گرم به راه افتادیم. هر دو نفر یک کوله مشترک که حمل آن بیشتر با پسرها بود که واقعا دستشون درد نکنه. تورج به عنوان سرپرست توصیه هایی را که لازم بود به همه می گفت و در طول مسیر نوید و رامتین و مهرداد، خشایار و دیگر همنوردان نیز در مورد دم و بازدم و مواردی که به ذهنشان می رسید با تمام وجود عنوان می کردند. جای کسانی که در چادرها مانده بودن خیلی خالی بود.

در کل مسیر مشکل خاصی نبود و من می خواستم هر چه زودتر قله را ببینم. تو مسیر به گروه هایی که می رسیدیم همه به هم خسته نباشید و خدا قوت می گفتند و بهم روحیه می دادند. چیزی که خیلی جالب و در عین حال برام عجیب بود، همه تا خانم های گروه را می دیدند آنها را تشویق می کردند. اولش نمی دانستم چرا این قضیه مورد توجه آنها است تا اینکه پشت یک پیچ تا قله را دیدم دوزاریم افتاد. قله ای زیبا و پر ابهت درست مانند تو فیلم ها. ترسی وجودم را گرفت که ایا می توانم یا نه؟ اصلا امکان صعود داره یا نه؟ اما جالب اینکه دیگر همنوردان انگار که مشکلی نیست و راحت حرکت می کردند.علت ترس من انطور که دوستان گفتند نوع دید من بود چون آنها فواصل کوتاه را برنامه ریزی می کردند اما من نهایت کار را. و جالب اینکه باتجربه ها  می گفتند که اگر ما هم انتها را ببینیم پریشان می شویم ولی کوه نتیجه قدم های کوتاه است که مشکلی نیست..

خلاصه در پاکوب ها حرکت کردیم و به آرامی و در نهایت ایمنی به قله نزدیک شدیم. اما در روی قله بعلت جای کم هر گروه باید صبر می کرد تا گروه دیگر عکس خود را بگیرد و پایین بیاید تا بتوان روی قله رفت.

روی قله که رسیدیم به هم تبریک گفتیم و عکس گرفتیم و ای کاش می شد بیشتر روی قله بود. حس شوق وصف ناپذیری داشتم، با تمام وجود از خدا سپاسگزار بودم و مانند تمام دوستان به ستایش پروردگار پرداختم.

تا چشم کار می کرد قله ها و کوههایی که در ارتفاع پایین تر بودند دیده می شدند و ما بر فراز دومین قله بلند ایران قرار داشتیم به یاد عزیزان جان باخته زرتشتی. یاد و خاطرشان گرامی. لحظات زیبایی بود مخصوصا اشک چشمان بسیاری از همنوردان.

و قسمت سخت مسیر که بازگشت بود آغاز شد.پایین رفتن در شیب های شن اسکی که بدلیل سرمای زیاد امسال مجبور بودیم گاهی از روی مسیر های یخ زده عبور کنیم. همدیگر را در طول مسیر حمایت میکردیم و به ارامی پیش می رفتیم اما یک بی احتیاطی خاطره تلخی را پیش اورد. نوید که در تمام مسیر همه را حمایت می کرد در اثر یک لغزش کوچک پا، روی مسیری یخ زده لیز خورد و پس از توقف ، و اعلام سلامتی خود، گروه را از نگرانی در آورد اما کمی آسیب دید.. کوهنوردی از گروهی دیگر به کمک سریع خود را به نوید رساند و تورج هم بعدا به نوید رسید.

خوشبختانه تنها قسمتی از پوست دست هایش دچار سایش و خونریزی شده بود که در همانجا بانداژ موقت شد و در چادرها توسط دوستان بانداژ کامل شد. مابقی مسیر با کمی استرس بخاطر نوید برای همه سپری شد . و سپس چادر ها و بازگشت به پای صعود و بازگشت به تهران.

در کلی چیزی که در این مدت کوتاه به آن رسیدم این بود که کوه نوردی یعنی زندگی و در کوه چیزی جز حمایت افراد از هم ، هماوزی و کمک به یکدیگر نمی بینی و این یعنی همه چیز، ولی هنوزم احساس میکنم تمام احساسی را که روی قله داشتم را نتوانستم به زبان بیارم و خود احساس هنوز در وجودم هست، احساسی که شاید تکرار نشود.

خیلی خوشحالم از اینکه با این دوستان کوهنورد همکیش همراه بوده و در یک گروه و برنامه تماما زرتشتی حضور داشته و توانستم به لطف اهورامزدا به دومین قله مرتفع ایران صعود کنم و تجربه ای زیبا و مهیج را داشته باشم  

میترا گوشنی
امرداد 1390
صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه

صعود کوهنوردان زرتشتی به قله علم کوه


بازدید: 1217

  یادداشت ها (4)
1. نویسنده تورج باستانی, در ۱۳۹۰/۰۵/۱۰ - ۲۲:۰۲:۰۲
درود بر تک تک همنوردان گروه کوهنوردان زرتشتی ایران که افتخاری برای هازمان زرتشتی هستند مخصوصا بانوان و شیرزنان گروه که در برنامه های پیشین و این برنامه خوش درخشیدند و همچنین آقای شاهرخ باستانی و آقای افلاتون سهرابی (فرنشینان انجمن های اله آباد و شیراز) که افتخار همراهی را به ما دادند و دیگر همراهان نازنین.
2. نویسنده آریان, در ۱۳۹۰/۰۵/۱۲ - ۰۷:۲۰:۳۸
عکسها ی قشنگی بود که 
میتونست حس و حال شما رو نشون بده همیشه جوان وپر انر...ی و سلامت باشید تا ما شاهد سعودههای زیباتری از شما باشیم .راستی میترا خانم خیلی قشنگ توضیح دادند تورج جان همیشه بگو این خانم گزارش بنویسن قلمش گرمتر از توست .....در پناه حق باشید
3. نویسنده سیروس, در ۱۳۹۰/۰۵/۲۸ - ۱۵:۳۸:۰۸
دم شما گرم با دیدن این عکسهای زیبا دلم برای کوهنوردی حسابی تنگ شده امیدوارم بتوانم مجددا دربرنامه های گروه شرکت نمایم
4. نویسنده دوست كوهنورد, در ۱۳۹۰/۰۶/۰۶ - ۱۱:۳۹:۵۴
سيروس جان اميدوارم زودتر برگردي و دوستان را همراهي و راهنمايي كني.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات