| ننویس آقا! |
|
|
| ماه، از پشت ابر | ||||||||
| ۰۴ امرداد ۱۳۹۰ | ||||||||
|
- اینی که گفتی که بیشتر شوخی بود تا جدی. دیگه نوشتنش چه ضرری داره؟ - وقتی بنویسی، اینها یا اونها می فهمن، کارها خراب میشه. - آخه، مگه اینها نفهمنن یا اونها فهیم، که قراره با نوشته های من چیزی را بفهمن. - یه بار یه چیزی نوشتی کلی دویدیم تا حوضشو پر کردیم. - مگه نوشته های منو کسی جدی هم می گیره؟ - حتی یه بار یکی رو به خاطر نوشته هات محکوم کردیم. - مگه نوشته های من مدرکه؟ - همین که گفتم ننویس، تو را هم می ندازیم زندان. - باشه. ولی... دست مزن ! چشم ! ببستم دو دست راه مرو ! چشم ! دو پایم شکست حرف مزن ! قطع نمودم سخن نطق مکن ! چشم ! ببستم دهن هیچ نفهم ! این سخن عنوان مکن خواهش نافهمی انسان مکن لال شوم ! کور شوم ! کر شوم لیک محال است که من خر شوم سید اشرف الدین گیلانی بازدید: 603
|
||||||||