| از فرودگاه تا فرودگاه، به ونکوور رسیدیم |
|
|
| رشید شهرت | ||||||||||||
| ۰۹ تير ۱۳۹۰ | ||||||||||||
|
تهران، لندن، تورنتو، ونکوور، مسیری بود که طی کردن آن حدود 26 ساعت به طول انجامید، از ساعت 6 صبح روز سه شنبه 7 تیرماه، تا ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 8 تیر ماه. سه پرواز که جمعا حدود 20 ساعت به طول انجامید بالاخره ما را به ونکوور محل برگزاری کنگره جهانی جوانان زرتشتی رساند. نخستین پروازمان از ساعت 6 صبح روز سه شنبه 7 تیر ماه از تهران و به مقصد لندن آغاز شد، پروازی حدودا 8 ساعته که با سوختگیری در فرودگاه ارمنستان همراه بود و حدود ساعت 2 ظهر به وقت ایران به پایان رسید، تا وارد فرودگاه هیترو، یکی از فرودگاه های پر رفت و آمد جهان بگذاریم، ما از ترمینال یک وارد شدیم و می بایست تا کمتر از دو ساعت دیگر از ترمینال سه پرواز می کردیم، با وجود اینکه مسافت این دو ترمینال کمی زیاد بود و با اتوبوس آن را طی کردیم، اما با توجه به تابلوهای فراوان که مسیر را مشخص می کرد، این اتفاق به زودی رخ داد و کمی هم فرصت داشتیم تا در فروشگاه های فراوان ترمینال 3 فرودگاه گردش کنیم. بار دیگر سوار بر هواپیما شدیم و در زمانی حدود 8 ساعت این بار از فراز اقیانوس اطلس گذشتیم و وارد قاره آمریکا شدیم، البته شهر تورنتو از کشور کانادا، بعد از اینکه مهر ورود به کشور کانادا در پاسپورتهایمان نقش بست و چمدانهایمان را گرفتیم و برای پرواز بعدی تحویل دادیم، دو سه ساعتی را در فرودگاه بودیم تا بالاخره نوبت به پرواز سوم رسید، در این پرواز، نتوانستیم با دیگر همسفران از ایران در کنار یکدیگر باشیم و سرگرمی ما استفاده از صفحه مانیتور تاچی بود که جلوی هر مسافر قرار داشت و می توانست با آن به تماشای فیلم و گوش دادن آهنگ و کارهای دیگر بپردازد، البته من با وجود اینکه توصیه کرده بودند در دو پرواز آخر نخوابم، پرواز سوم را بیشتر در خواب سپری کردم. بدین ترتیب ساعت 9 شب به وقت محلی که حدود ساعت 9 صبح ایران روز چهارشنبه در ایران است در فرودگاه ونکوور به زمین نشستیم، هنوز چمدانم را تحویل نگرفته بودم که مادر بابک یکی از دوستان هم کانونی قدیم که چند وقتی است ساکن ونکوور کانادا است مرا پیدا کرد و در ادامه با گروه دیگری از خانواده های ایرانی که به دنبال دیگر همراهان آمده بودند آشنا شدیم. چمدانها را تحویل گرفتیم و در نخستین ساعات شب از همسفرهایمان جداشدیم. شب نخست در ونکوور به سرعت گذشت، حمام، شام، گفتگو در مورد ایران، تا بابک از سر کار بازگشت، بعد از خوش و بش ها و تازه کردن دیدارها برای چند دقیقه به پیاده روی رفتیم و حدود ساعت 2 شب بود که دیگر از خیر تمام کردن این مطلب گذشتم و در رختخواب افتادم تا امروز صبح که گزارش روز اول را تمام کردم. ![]() پپپ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() در این زمینه بخوانید: از فرودگاه تا فرودگاه، به ونکوور رسیدیم گزارش سفر به کانادا، آشنایی با ونکوور گزارش سفر به کانادا، استقرار در محل برگزاری کنگره گزارش و تصاویری از آیین افتتاحیه پنجمین کنگره جهانی جوانان زرتشتی کانادا گزارش و تصاویری از آیین افتتاحیه پنجمین کنگره جهانی جوانان زرتشتی کانادا(2) تماشای آتش بازی بر روی قایق کروز در روز ملی کانادا نخستین سخنرانان کنگره جهانی جوانان در ونکوور کانادا گردش در کوه های ونکوور برنامه پسین روز دوم کنگره از آهنگ پیرسبز چک چکو تا در گردش در ساحل ونکوور حضور پررنگ ایرانیان در آخرین سخنرانی های کنگره جهانی جوانان زرتشتی گزارش و تصاویری از مراسم پایانی کنگره جهانی جوانان زرتشتی گردهمایی زرتشتیان ونکوور به مناسبت حضور جوانان ایرانی در کانادا تصاویری از پل معلق، یکی از جاذبه های گردشگری ونکوور تصاویری از بازدید جوانان زرتشتی ایران از ویستلر ونکوور تصاویری از گشت و گذار در ونکوور بازدید: 1497
|
||||||||||||