• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


طنز
داستان پرویز و تبلیغات کاندیداهای انجمن در سایت نزدیک به نماینده
چاپ ارسال به دوست
بی سر و زبون   
۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰
Image
جای شما خالی پیش پای شما پرویز اینجا بود، خیلی خیلی عصبانی بود، نه سلامی، نه علیکی همین جوری داشت زیر لب بد و بیراه می گفت: "فکر می کنه ما برده اونیم، فکر می کنه هر چیزی که اون بگه باید انجام بدیم، فکر می کنه که فقط اون می تونه فکر کنه، هر وقت کار داره یاد ما می افته، یه بار نشد ازش یه چیزی بخواهیم بگه باشه، یه بار نشد زنگ بزنه بپرسه حالت چه طوره؟ فقط برو اینکارو بکن، چرا اونکار را نکردی؟"

برای اینکه بفهمم چی شده می پرسم: پرویز جون چی شده، از دست کی شاکی هستی، نکنه دوباره داری فیلم بازی می کنی؟ نگاه خشمناکی به من انداخت و گفت: "دستت درد نکنه، منو فیلم بازی کردن؟ می خواهی از دست کی شاکی باشم؟ از دست مدیر سایت نزدیک به نماینده، آقا هنوز مثل 4000 سال پیش فکر می کنه و تو دوران برده داری سیر می کنه"

بهش می گویم این که تازگی نداره، همه می دونن، خوب حالا چی شده که به این نتیجه رسیدی؟ همچنان عصبانی است این بار جهت حمله اش را عوض می کنه: "می دونی چیه؟ اصلا من از نماینده ناراحتم، همش تقصیر اونه، انگار که کل سایت نزدیک به نماینده را مدیر می چرخونه و ما هیچ کاری نمی کنیم، برای چی همش باید هوای اونو داشته باشه؟ می دونی آقای مدیر سایت این هفته بلیط رفت و برگشت کانادا خریدن؟ می دونی قیمت این بلیط چند بوده؟ به نظرت این پول از کجا اومده؟ نه از کجا اومده؟ جواب منو بده دیگه؟"

می گویم من چه می دونم پرویز جون، با خنده پاسخ می دهد: "عجب! تو خبر نداری؟ همه می دونن، معلومه این پول از کجا اومده؟ آخه کار و بار این مدیر سایت چیه که 2 میلیون تومان بلیط کانادا بخره؟ خوب معلومه از کجا اومده از اونی که بهش نزدیکه دیگه؟"

می پرسم خوب تو چرا ناراحتی؟ این دفعه شاکی می شود: "چرا ناراحت نشم، برای چی اون باید بره؟ مگه ما اینجا زحمت نمی کشیم، مگه خودت تو، من، یا این همه بچه های دیگه کار نمی کنیم؟ پس چرا ایشون باید برن عشق و حال کنن، به اسم اینکه خبر تهیه می کنه؟ چرا نماینده باید این همه تبعیض قائل بشه؟ آخه چرا؟ اون هم برای چنین آدمی که فکر می کنه ما برده هاش هستیم."

بهش می گویم، مگه از اولش اینجوری نبود؟ مگه سال گذشته آقای مدیر سایت نرفت هندوستان؟ مگه سال قبلش نرفتند دبی؟ این که چیز جدیدی نیست که اینطور ناراحت می شی پرویز جون؟ به هر حال به قول من نه، ولی به قول دوستان، مدیر ما هم جیره خوار تشریف دارند، تو خوشحال باش که تو جیره خوار نیستی؟

با این حرف ناراحت تر می شود و می گوید: " کاشکی مردم اینو می فهمیدن، یه وقتایی وقتی میگن که ما اینجا پول می گیریم، می خوام گریه کنم، اونا خبر ندارن که اینجا ما هیچ به حساب نمی آییم، فقط وظیفه مون اینه که خبر تهیه کنیم؟ انتقادهای مدیر سایت را بشنویم و هیچ نگوییم، حتی اگه یه پیشنهادی به ذهنمون رسید که در راستای کار خودمون باشه هم حق نداریم اونو مطرح کنیم"

می گویم: خوب، پس برای همین اعصابت به هم ریخته، دوباره رفتی پیشنهاد دادی، به جای اینکه استقبال کنن، زدن تو برجکت، هان؟

پرویز می گوید: "دست رو دلم نزار که خونه، آخه مگه من مسئول تبلیغات نیستم؟ مگه من نباید تبلیغ برای سایت جمع کنم؟ خوب حالا یکی اومده می خواد تو سایت تبلیغ کنه، اون هم یکی از کاندیداهای انجمن تهران، آقای مدیر سایت به جای اینکه استقبال کنه، میگه نه، ما وارد این بازی نمی شیم."

با تعجب می گویم: چرا اینکه خیلی خوبه، 36 نفر هستند، 10 نفرشون هم بخواهند تبلیغ کنند، یه کم پول دستمون را می گیره، چی از این بهتر؟"

پرویز آهی می کشد و می گوید: "آره دقیقا من هم اینطور فکر می کردم، من هم پیش خودم گفتم، حداقل پول تلفن دو ماه بچه ها در می یاد، ولی مدیر سایت اینجوری فکر نمی کنه، آخه اون نزدیک به نماینده است و شاید بعضی از این کاندیداها مثل سرهنگ دکتر بخوان تو انتخابات مجلس هم کاندیدا بشن، برای همین نباید براش تبلیغ کنیم."

خنده ام می گیرد، این پرویز هم زیادی حساس است، آخر برای این چنین اتفاقاتی آدم ناراحت می شود؟ اون هم تو رسانه ی نزدیک به نماینده؟ اگر مثل پرویز با قضایا برخورد کنیم که همیشه باید عصبانی باشیم، پس کی طنز بنویسیم و جای کودک نفهم را پر کنیم؟


بازدید: 732

  یادداشت ها (5)
1. نویسنده همکیش, در ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ - ۱۴:۵۰:۱۵
نگران نباشید برای هرکدامتان به نحوی جبران میشه این دوره هم که دور شماست تابعد خدابزرگه
2. نویسنده چاره ساز, در ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ - ۱۶:۵۳:۴۵
1- از نماينده خواهش كنيد شما رو هم بفرسته بريد كانادا. 
2- سايت رو يكم از نماينده دور كنيد. 
3- مدير سايت رو نوازش كنيد با بيل، كفش و ساير وسايل نوازش كننده. 
4- به سايتهاي دور براي تبليغات مراجعه نماييد. 
5- زماني كه پرويز ها اين گونه عصباني هستند، آب يخ، حرف يخ، كار ساز است. 
6- بالاخره مقصر كي شد ما نفهميديم، مقصر را معلوم كنيد، مردم آگاه شن، بعد يه پس قضاوت كنن، بعد ماجرا را باز تر كنيد. 
7- خوب بابا جون بذار تبليغ كنن مردم، راي نيارن بد مي شها، دوباره انجمن مثل دوره قبل مي شه، خوبها آخر دوره كه مي شه استفاء مي دن ها، بذار تبليغ كنن، آدم ها به اين خوبي، عاشق كار اجتماعي هستند. 
8- البته هر چي مدير سايت بگه 
9- براي مدير سايت هم اگه پسر خوبي باشه، تولد، بليط كانادا، ماشين و اصلا انتخابات برگزار مي كنيم، خوبه پرويز جون؟
3. نویسنده آشنا, در ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ - ۱۸:۰۸:۱۸
راستی کودک نفهم دوباره غیبش زده؟ مثل اینکه بازم مشکل پیدا کرده!!!!
4. نویسنده یه وست, در ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ - ۱۹:۳۸:۱۶
واقعا جایه کودک نفهم تو سایت خالیه،صداش کنید بیاد دیگه...
5. نویسنده فرشيد, در ۱۳۹۰/۰۲/۲۹ - ۱۱:۲۴:۱۰
با بهترين درودها هر چه بگي باز هم كم گفتي ب....تر ازاينها سانسورچي بزرگي است هر چه ازش خوشش نيايد نديد ميگيره . دلش هم نميخواد كسي دوست داشتني تر از او هم باشه ميگه نه ؟معلوم نيست چه به سر كودك نفهم اورده (!)پاسش داده به پارس نامه و.... 
بيشتر نميگم شايد اين دفعه سانسور نكند هر چند كه ميخوام خودش بفهمد  
ناگفته نماند كه من با رفتنش به خارج كاملا موافق هستم( خبرهاي داخلي وقتي بيات ميشه در سايت قرار ميدهد)

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات