• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر دوشنبه برگی از شاهنامه (36)
خان سوم و چهارم از هفت خان رستم (همراه با فایل صوتی)
چاپ ارسال به دوست
فرزانه گشتاسب   
۲۹ فروردين ۱۳۹۰
Image
خان سوم از هفتخان رستم، کشتن اژدهایی است که خود را در زمین پنهان می‌کرد.

اژدها وقتی به بیشه و خانه خود آمد و رستم و رخش را آنجا دید، شگفت‌زده شد؛ چه کسی جرات کرده است که به قلمرو او پای بگذارد.

رخش که اژدها را دید سعی کرد رستم را بیدار کند، وقتی رستم بیدار شد اژدها در زمین پنهان شد و رستم او را ندید. بار دوم هم همین اتفاق افتاد و رستم از این که رخش بیهوده او را از خواب خوش بیدار کرده، بر رخش خشم گرفت و او را تهدید کرد که اگر یک بار دیگر بیهوده او را بیدار کند، سر از تنش جدا خواهد کرد و پیاده تا مازندران خواهد رفت.

گر این بار سازی چنین رستخیز                            پی تو ببرم به شمشیر تیز
پیاده شوم سوی مازندران                                  کشم خشت و گوپال و گرز گران

سومین بار که اژدها ظاهر شد، رخش جرات نداشت که رستم را بیدار کند، پس در بیابان شروع به دویدن کرد؛ اما نگران رستم بود پس نزد وی بازگشت.

این بار به کمک خداوند زمین اژدها را پنهان نکرد و رستم او را دید.

چنان ساخت روشن جهان آفرین               که پنهان نکرد اژدها را زمین

رستم به کمک رخش بر اژدها پیروز شد و سر از تن او جدا کرد. از تن بی‌جان اژدها، رود زهر و خون بر زمین جاری شد و همه جا را فرا گرفت.

زمین شد به زیر تنش ناپدید                      یکی چشمه خون از او بردمید      
بیابان همه زیر او دید پاک                       روان خون و زهر از بر تیره خاک

به این ترتیب رستم از خان سوم گذشت و راهی خان چهارم شد که خان جادو و بزم جادوگر زشت‌ بود.

خور جادوان بود که رستم رسید               از آواز او زود شد ناپدید

تهمتن سر سفره نشست، شروع به خوردن و نوشیدن و آواز خواندن کرد. جادوگر وقتی صدای آواز رستم را شنید خود را به شکل زن جوانی آراست و نزد رستم رفت.

ندانست کو جادوی ریمن است                 نهاده به رنگ اندر آهِرمن است

رستم با دیدن این همه خوبی و زیبایی شروع به ستایش خداوند کرد. وقتی نام یزدان بر زبان رستم جاری شد، چهره جادوگر تغییر کرد.

یکی گنده پیری شد اندر کمند                 پر از رنگ و نیرنگ و بند و کمند

رستم که چنین دید، جادوگر را از میان به دو نیم کرد و خان چهارم را نیز به سلامت پشت سر گذاشت.

برای شنیدن فایل صوتی اینجا را کلیک کنید


در این زمینه بخوانید:
پیش سخن
سرچشمۀ داستان‌های شاهنامه
داستان پادشاهی کیومرث
کین‌خواهی هوشنگ، پسر سیامک و کشتن دیو سیاه
پادشاهی هوشنگ
پادشاهی تهمورث و هنر نوشتن
هفتصد سال پادشاهی جمشید
جمشید و بنیان گذاری نوروز
مرداسِ پاکدین، پدر ضحاک
مغز ایرانیان، خوراک مارهای ضحاک
هزار سال پادشاهی ضحاک
داستان زادن و بالیدن فریدون فرخ
داستان کاوه آهنگر
جنگ فریدون با ضحاک
جشن مهرگان، روز پیروزی بر دروغ
فریدون سه پسر داشت
پادشاهی منوچهر
داستان به دنیا آمدن زال
داستان زال و رودابه
سرنوشت زال و رودابه
پذیرفتن منوچهر شاه، خواهش سام را
به دنیا آمدن رستم به تندرستی 
به دنیا آمدن رستم به تندرستی  
درگذشت منوچهر و جانشینی نوذر
پادشاهی افراسیاب در ایران‌زمین
پادشاهی زَو تهماسپان
رخش
پادشاهی کیقباد
نخستین جنگ رستم با افراسیاب
پادشاهی کیقباد صد سال بود
کاوس
آغاز داستان كاوس
داستان كاوس (فايل صوتي)
ادامه جنگ مازندران (فايل صوتي)
دیدار زال با کاوس (همراه با فایل صوتی) 
اندر شدن کاوس به شهر مازندران (همراه با فایل صوتی)
گفتار اندر آگاهی دادن شاه کاوس زال را (همراه با فایل صوتی)
داستان هفت خان رستم - خان اول و دوم (همراه با فایل صوتی)

بازدید: 840

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات