|
هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(118) به یاد هرکس که دیگر نیست |
|
|
| منوچهر باستانی | ||||||||||
| ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ | ||||||||||
|
زمانه چرخ فرسوده خسته از تکرار بیهوده کام تلخ عشق آلوده به لب، شهد و نباتـم ده زخمی زخم یـک خنجر بدست شوم هم سنگر کلاغ مرگ به پشت در به جـان ،آب حیاتم ده رفاقتها، حباب آب نجابتها به رنگ خواب آدمیت هم سرابی ناب تشنه چون کاغذ ، دواتم ده زنان سرگرم حرف مفت همه مردان پی صد جفت در این بازار گدایی گفت: نیازمندم ، زکـاتـم ده وجودم غرق این گنداب به پیشم، قوم مست خواب رهایم کن از این مرداب مرا از خـود، نجاتـم ده بازدید: 712
|
||||||||||