خانه فرهنگ و هنر، ساختمانی قدیمى است. در خیابان نجات اللهی. از انقلاب که به سمت طالقانی بروی، پلاک 103، خانه ای را خواهی دید که چونان همسایگانش تبدیل به یک ساختمان نوساز و شیک با آپارتمانهای چندمتری و یا یک منبع کسب درآمد وتجاری نشده است. خانه ای که معماریش نیز دیدنی است. و اینجا خانه فرهنگ و هنر انجمن زرتشتیان تهران است که قرار است در نخستین روز اردیبهشت بازگشایی شود.

پیش از این با کوروش وفاداری، که به تازگی فرنشینی هیات مدیره این خانه را پذیرفته است، هماهنگ کرده ام تا از خانه بازدید کنم و با وی نیز به گفتگویی هر چند کوتاه بنشینم. هنگامی که وارد می شوم یادآور می شود که قرار است تا نیم ساعت دیگر جلسه هیات مدیره برگزار شود و پس از آن نیز بایستی به انجمن برود تا تصمیمات هیات مدیره را با کمیسیون جوانان در میان بگذارد. آماده ام که از خانه بازدید کنم ولی وی می گوید از چه چیز می خواهی بازدید کنی؟ به اطراف نگاه می کنم در اتاقی که مرا پذیرا شده عمده ترین چیزی که به چشم می خورد میزی است که روی آن یک سری دفتر و گلدانی که با شیشه ساخته شده است همراه با شاخه های سبز، به چشم می خورد. تابلویی نیز هست که بر روی زمین قرار گرفته است. و البته یک سیستم کامپیوتری که هنوز نصب نشده است. کوروش وفاداری می گوید این اتاق که می بینی قرار است آتلیه عکاسی باشد. وی ادامه می دهد اتاقهای دیگر هنوز هیچ چیزی در آن قرار نگرفته به جز کارگاه تجسمی که خودم آنرا با وسایلی که خريده و داشته ام و كمك مالى كه خانم خادم به نامگانه فرزندشان اهدا نموده اند، آماده ساخته ام.

کم کم درد و دلهای وفاداری آغاز می شود. می گوید ما با چه چیزی اینجا را آماده سازیم؟ از ما خواسته اند تا خانه را آماده بازگشایی کنیم ولی چگونه؟ به عنوان مثال برای آماده سازی اینجا که قرار است آتلیه شود، گفتیم از عکاسهای زرتشتی بخواهیم تا عکسهای خود را برای روز بازگشایی در اختیار ما قرار دهند تا در این اتاق بچینیم هرچند تعريف آتليه عكاسى، گالرى و نمايش عكس نيست. بارى براى نصب و نمايش عكسها هم نياز به ريل و نور پردازى است كه متاسفانه بودجه اى براي اين حداقل نيز در اختيار نداريم.

وفاداری در مورد خیراندیشان نیز می گوید، خانه فرهنگ و هنر مقوله جدیدی است. اگر قرار بود پذیرشگاه ساخته شود خیراندیشان می دانستند چه چیزی لازم است و برایش تهیه می دیدند ولی اینجا اینگونه نیست. خیراندیشان ما با آنکه خیلی اهل فرهنگ و هنر هستند ولی با نیازهای اینجا آشنا نیستند. هنر و هنرمند هميشه يتيم بوده و دليل آن درك نشدنش از سوى ديگر اقشار جامعه است و در اينجا هم تاكنون همين اتفاق افتاده است. مردم هنر را تابلويى بر ديوار يا فرشى بر زمين مي دانند حال آنكه هنر به خاطر فضاهاى ويژه، امكانات و وسايل خاصى كه نياز دارد هميشه ضعيف مانده كه اميدوارم درباره اين خانه اتفاق نيافتد و خير انديشان و هنر پروران ما با كمك هاى به موقع خود و هم فكرى و همراهى ما بهترين و كاملترين فضاها را شكل دهند. البته اين به معنى پر هزينه بودن آن نيست چرا كه ما(هيات مديره) باور داريم مي توان با كمترين هزينه، بهترينها را ساخت اما به شرطى كه كمترينى باشد و ما فعلا هيچ نداريم. از وی می پرسم با این شرایط هنوز خواهان بازگشایی هستید؟ می گوید اگر تا آن موقع خیراندیش و یا پول کافی را برای آماده سازی اینجا پیدا نکنیم با همین شرایط بازگشایی خواهیم کرد تا مردم کمبودهای ما را ببینند و با شروع کار کمبودها را رفع کنیم.

با وی گشتی در اتاق ها می زنم. قرار است پس از آماده سازی اتاق سرایداری، زیرزمین برای گنجینه و موزه مورد استفاده قرار گیرد. در میانه طبقه دوم نیز اتاقی است که با دو میز و تعدادی صندلی که توسط خیراندیشی اهدا شده است، آماده شده تا پس از بهره برداری به عنوان بوفه استفاده شود. تنها اتاق آماده شده نیز از وسایلی پر شده است که به گفته وفاداری در کمتر کارگاه تجسمی به چشم می خورد. از بالکن این اتاق، حیاط بزرگ را می بینم از برنامه های هیات مدیره برای این حیاط می پرسم می گوید برنامه های فراوانی داریم ولی به دلیل کمبود بودجه خانه قابل انجام نیست. به باغچه ای که گلکاری شده اشاره می کند می گوید اینجا را نیز سرایدار که برای خود هنرمندی است با سنگهای بی استفاده ایجاد کرده است. زنگ به صدا در می آید. به پایین می رویم. دو تن دیگر از هموندان هیات مدیره به جمع پیوسته اند. گفتنی است تمامی هموندان هیات مدیره خانه فرهنگ و هنر خود هنرمند هستند. دیگر هنگام ترک خانه است. من با خداحافظی و قدردانی از هیات مدیره خانه را ترک می کنم.

امیدوارم خانه فرهنگ و هنر یکی از اضلاع مثلث تمدن زرتشتی را بارورتر از پیش کند و با پیشینه خود یکی از نیرومندترین ضلعهای تمدن زرتشتی شود.