• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


موبد دکتر اردشیرخورشیدیان:
«دستور رستم‌شهزادی» بزرگترین شخصیت یک‌سده‌ی اخیر جامعه‌ی ایرانیان‌زرتشتی است
چاپ ارسال به دوست
فرید شولیزاده   
۲۶ اسفند ۱۳۸۹
روز اردیبهشت‌امشاسپند و فروردین‌ماه در گاهنمای‌زرتشتی (:3فروردین‌خورشیدی)، مصادف است با زادروز موبد دانشمند و فیلسوف‌ نام‌آور «دستور رستم‌شهزادی».

به‌همت و همازوری گروهی از جوانان و بهدینان دین‌دوست و دینیار و البته پشتیبانی‌های همه‌جانبه و دلگرم‌کننده‌ی گرامی «انجمن موبدان» و نماینده‌ی گرانقدر ما در مجلس «دکتر اسفندیاراختیاری» بنا شد تا به ‌منظور نکوداشت جایگاه والای آن پیشوای فرزانه، مراسم بزرگداشتی در زادروز ایشان با باشندگی تمامی همکیشان دین‌دوست و قدرشناس در «تالار پولاد کسنویه» برپا شود.

این گرامی‌داشت بهانه‌ای شد تا به حضور «دستور دکتر اردشیرخورشیدیان» فرنشین فرهیخته و محترم «انجمن‌موبدان» برسیم و ساعاتی با ایشان پیرامون سیرت روانشاد «دستور رستم ‌شهزادی» به گفت‌وگو بنشینیم. (در ادامه متن کامل این گفت‌وگو از برابر دیدگانتان خواهد گذشت.)
گفتگو با دکتر موبد اردشیر خورشیدیان
ما امروز به‌حضور شما رسیدیم، از آن جهت که جنابعالی سالیان درازی افتخار شاگردی و هم‌نشینی روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» را داشتید و امروز به‌عنوان یک موبددانشمند و فرنشین «انجمن موبدان»، بر جای روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» نشسته‌اید. آنچه از واکاوی آثار و نوشتار های شما برمی‌تابد، کوشش قدرشناسانه‌ی شما در وفادار ماندن به الگوی پژوهشی و چارچوب کلامی آن شادروان است... به‌عنوان موبدی که سال‌ها افتخار شاگردی «موبد رستم‌شهزادی» را داشته است، چه ویژگی‌های بارزی را از شخصیت ایشان به‌یاد دارید؟

ـ به‌ نام و یاری اهورامزدا. من نخست سپاسگذاری می‌کنم از مهر و محبت شما جوان دین‌دوست و دین‌پژوه... پیرامون روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» باید عرض کنم که ایشان مرد بسیار بزرگی بودند و من خاطرات و خصوصیات اخلاقی بسیاری از ایشان به‌یاد دارم. ایشان اساسا" فردی بسیار صبور و آزاداندیش بودند و همیشه به عقاید مخالفین گوش می‌دادند و با تسلطی که بر علم‌کلام و دانش دین داشتند، پاسخ‌های شایسته‌ای می‌دادند. این صبر و حوصله‌ی ایشان شامل حال من هم که در آن زمان با نگاه صرفا" علمی به ابعاد گوناگون دین می‌نگریستم، نیز می‌شد. من در هنگام جوانی و دانشجویی مکاتب گوناگون فلسفی را از مکاتب مادی‌گرای محض چون «مارکسیسم» و «اگزیستانسیالیسم» تا مکاتب میانه و شرقی را مورد واکاوی و مطالعه قرار داده بودم و البته در این میان به «برتراند‌راسل» توجه ویژه‌ای داشتم. برای من بسیار جالب بود که ایشان با یکایک این مکاتب فلسفی آشنا بودند و بدون تعصب‌مذهبی و جبهه‌گیری، با زبان و کلامی شیوا به گفتگو با من پیرامون این حوزه‌های اندیشه و فلسفه می‌پرداختند و یکایک آنها را در کفه‌ی سنجش با جهان‌بینی‌زرتشتی قرار می‌دادند و اهورایی بودن دین و جهان‌بینی‌زرتشتی در برابر این مکاتب اومانیستی را مورد بحث قرار می‌دادند. دینی که مبتنی بر راستی، نیکی و خردمندی است و بینا کننده‌ی دیده‌دل است. ایشان همواره پیرامون سه قسمت «تن»، «دئنا» و «منو» از 5‌ بخش وجودی انسان با من گفتگو می‌کردند و می‌فرمودند که جسم را با تکیه بر ورزش و تغذیه درست می‌توان پویا و سالم نگهداشت؛ بخش دیگر «منه» یا خرد است و انسان تنها موجودی است که صاحب «من» است و می‌تواند «من» خود را بالا ببرد و «هومن»، «وهومن» و «سپنته‌من» شود و یا سقوط کند به‌سوی «دوژمنی»، «اَکُمنی» و «اَهرمنی»؛ بر همین اساس است که خرد همیشه باید در کنار «دئنا»(:دیده‌ی‌دل و چشم‌درون) باشد. به زبانی دیگر اخلاق و دانش دین همواره باید در کنار دانش کاربردی و خرد باشد. زیرا علم تهی از اخلاق، اسلحه‌ی خطرناکی بر علیه خود بشریت خواهدبود. اگر قرار باشد دیده‌ی دل و وجدان در کنار خرد نباشد، بهتر آن است که خرد هم نباشد. زیرا بزرگترین صدمات به جامعه‌ی انسانی را انسان‌های خردمند اما بی‌وجدان وارد کرده‌اند. این سخنی است که پیوسته روانشاد پیرامون آن سخن می‌گفت و می‌فرمود که دین زرتشتی، آیین دیده‌ی دل و طریقت وجدان‌مداری است. ایشان دقت‌نظر بسیاری به درون‌مایه واژه‌های کلیدی «دینی»، «مذهبی» و «فلسفی» داشتند و روی این حوزه‌ها‌ی کلامی کارهای ارزشمندی انجام دادند. چنان‌که خود شما آگاه هستید، من هم خیلی به حوزه‌ی کلامی و فلسفه علاقه‌مند هستم و کوشیدم کار ایشان را پی بگیرم. مثلا" تفاوت «دین» با «مذهب یا کیش» چیست؟ یا چرا از واژه‌های «جهان‌بینی» و «فرهنگ» بهره می‌گیریم؛ «حقیقت»، «طریقت» و «شریعت» در ساختار ایدئولوژیک دین چه تعریفی دارند؟ یا حتی چرا می‌گوییم «پسر»، چرا می‌گوییم «دختر»، یا برای نمونه این‌که چرا در زبان عربی  و کلا" در بینش‌های سامی به زن می‌گویند «نسا» درحالی که ما به مُردار می‌گوییم «نسا»... هر واژه‌ای باورها و فلسفه‌ای در پس خود دارد و ما باید به آن باورها توجه کنیم و از بازی کردن با این واژه‌ها و دست‌اندازی در آنها بپرهیزیم. یکی از ویژگی‌های ایشان نکته‌سنجی بود؛ ایشان در برخورد با افراد گوناگون می‌کوشیدند با بیان تمثیل‌های شیرین و به زبان قابل فهم هرکس، با وی سخن بگویند. زبان بسیار بسیار شیرینی داشتند. به کمک این زبان شیرین بود که بسیاری از سخنان و پندهای موبد در خاطر مردم می‌نشست. با آن‌که سنشان بالا بود خیلی از جوان‌ها، حتی بچه‌ها دوستشان داشتند و چون پروانه به گردش جمع می‌شدند. من خیلی از دوران جوانی به ایشان ارادت داشتم واز هر فرصتی استفاده می‌کردم که پای صحبت ایشان بنشینم و از محضر ایشان بهره ببرم. من تعداد زیادی از این سخنان و نیز سخنرانی‌های عمومی ایشان را ضبط کرده بودم و پیوسته به آنها گوش می‌دادم. واقعا" روانش شاد خیلی با شیوایی و بهره‌گیری از دانش روز می‌کوشید تا آموزش‌های دین را برای مردم بازگو کند. ما در یک‌سده‌ی گذشته موبدان بزرگی مانند آذرگشسب‌ها، اُشیدری و پدر روانشاد خود داشتیم اما در حوزه‌ی فلسفه‌ی‌دین و علم‌کلام، «موبد رستم‌شهزادی» به‌راستی سرآمد روزگار بود، ایشان درواقع بار کلامی «انجمن‌موبدان» را بر دوش داشتند. من به‌شخصه به‌عنوان موبدی که افتخار شاگردی ایشان را داشته‌ام تا امروز کوشیده‌ام که چارچوب پژوهشی و نگاه علمی آن روانشاد به گفتمان‌های دین، در انجمن‌موبدان پی‌گرفته شود و تا آنجا که ممکن است کیش(مذهب) ما به اصول 9 گانه دین ما که جهان‌بینی اشوزرتشت است، نزدیک‌تر شود.

ـ شما پیوسته از نگاه علمی خودتان و موبدشهزادی به دین سخن به میان می‌آورید، می‌توانید در این باره بیشتر توضیح دهید؟

ـ عرض کنم خدمت شما که من از حدود سال 1365خ که به‌طور جدی تصمیم گرفتم موبد شوم، آموزش‌های بایسته را نزد روانشادان پدرم و «موبد رستم‌شهزادی» آغاز کردم و این پروسه تا سال‌های 74_75 ادامه داشت. بخش‌های در پیوند با سنت و آیین‌ها را مانند فراگیری دین‌دبیره و شیوه‌ی برگزاری آیین‌ها را نزد روانشاد پدرم و جهان‌بینی‌زرتشتی، حکمت و فلسفه را نزد روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» فرا گرفتم. زنده‌یاد در این راه خیلی خردمندانه برخورد می‌کردند و آشنایی ایشان با علوم روز سبب شده بود تا ایشان مقوله‌ی دین را از دریچه‌ی علم نیز بنگرند. من به‌عنوان یک دانش‌آموخته‌ی چشم‌پزشکی خدمت روانشاد پدرم هم عرض کردم که من به یک جهان‌بینی علمی پیرامون انسان و جهان رسیده‌ام و وجود انسان را تا آنجا که دانش پزشکی یاری رسان بوده، شناخته‌ام. به‌ویژه پدیده‌ای به‌نام « نور» را که در دین‌زرتشتی جایگاهی والا دارد چون در بُعد فیزیکی با دانش چشم‌‌پزشکی در پیوند است، خوب شناخته‌ام. بر همین پایه خوانش من از دین و فرهنگ زرتشتی به صورتی علمی بوده است. همنشینی و گفتگوهای پیوسته‌ی و متمادی من با موبدشهزادی سبب شد تا به برابری و همخوانی دین و فرهنگ زرتشتی با علم و دانش هرچه بیشتر پی ببرم. ببینید دانش امروز، به ویژه در حوزه‌ی علوم‌پایه با بخش فیزیکی و خرد ما انسان‌ها سر و کار دارد. دانش دین به ما کمک می‌کند تا بخش مینوی و درونی یا وجدانی خودمان یا به زبان اوستایی «دئنا» بشناسیم و هم با دیده‌ی دانش و خرد، و هم با اخلاق و چشم‌دل یا دیده‌ی‌درون به واکاوی پدیده‌های پیرامونمان بپردازیم. و خرد و دانش را بدون اخلاق و وجدان به‌کار نگیریم. این چیزی بود که موبدشهزدای پیوسته بر آن تاکید می‌کردند. آن روانشاد همیشه من و دیگر جوانان دین‌دوست را به پژوهش‌های علمی و مقاله‌نویسی در حوزه‌ی دین و فرهنگ زرتشتی تشویق می‌کردند. به‌یاد دارم زمانی را که مقاله‌ای تحت عنوان «هستی و نیستی» نوشتم و این نوشتار در ماهنامه‌ی «هوخت» سال‌های 50خورشیدی به چاپ رسید. ایشان پس از خواندن آن مقاله مرا به‌خاطر تجزیه و تحلیل‌هایم از جهان‌بینی‌زرتشتی و انطباق آن با دانش روز در آن نوشتار مورد تشویق قرار دادند. این تشویق‌های مستمر ایشان، بی‌شک نقشی مهم در زندگی دینی و مذهبی من به‌عنوان یک بهدین دین‌دوست و سپس به‌عنوان یک موبد دین‌پژوه داشت.

ـ نخستین مأموریت دینی که از سوی روانشاد موبدشهزادی بر دوش شما به‌عنوان یک موبد گذاشته شد، چه کاری بود؟

ـ ایشان من را مأمور کردند تا در «سازمان‌فروهر» به پرسش‌های دینی همکیشان پاسخ بدهم. این شرکت در جلسات پرسش ‌و پاسخ با همکیشان و هم‌میهنان به تقویت توانایی من در علم‌کلام می‌افزود و باعث می‌شد که من برای آن‌که پرسش همکیشان و هم‌میهنان را کامل‌تر و علمی‌تر پاسخ بدهم به مطالعه و البته گفتگوی بیشتری با روانشاد موبدشهزادی بپردازم و با راهنمایی ایشان عرصه‌ی پژوهشی خودم را گسترش بیشتری دهم. این پرسش و پاسخ‌هایی که با تشویق آن روانشاد صورت می‌پذیرفت کم‌کم به‌صورت جزوه‌هایی درآمد و دراختیار همکیشان گذاشته شد. به تدریج خود این جزوه‌ها گردآوری و در قالب کتاب‌های «جهان‌بینی‌اشوزرتشت» و «پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان» به چاپ رسید.

ـ بیشترین کوشش‌های ایشان در انجمن‌موبدان معطوف به چه مسائلی بود؟

ـ ایشان روی مساله‌ی حفظ مذهب و فرهنگ زرتشتی در دامنه دین‌زرتشتی خیلی تاکید داشتند. ببینید ما موبدان وظیفه داریم، اساسا" تکلیف و خویشکاری داریم که از دین و فرهنگ زرتشتی پاسداری کنیم و هرگز اجازه ندهیم مذهب ما از دامنه‌ی دین ما خارج بشود. به‌همین دلیل است که در چندهزارساله گذشته دین ما به مذاهب مختلف تقسیم‌بندی نشده، درحالی که در دنیا شما نمی‌توانید دین دیگری را پیدا کنید که دچار چنین مشکلی نشده باشد. حال آن‌که دین ما زرتشتی است، مذهب ما هم زرتشتی است. این همه موبدان بزرگ از تنسرها، کرتیرها، آذربادمهراسپندها و آذرفرنبغ‌ها آمدند ولی هیچ یک مذهب تنسری یا آذربادمهراسپندی نساختند و این از افتخارات ماست که مذهب یا کیش زرتشتی در دامنه‌ی دین زرتشتی است. هرچند زمانی که دین می‌خواهد به‌صورت مذهب پیاده شود و به میان جامعه بیایید، در قالب سنن و آداب شکل ساده‌تر و مردم‌فهم‌تری به خود می‌گیرد اما مهم این است که این مردمی شدن از دایره‌ی اصول دین خارج نشود. روانشاد «موبد رستم ‌شهزادی» در حفظ این چارچوب نقشی مهم داشتند. ایشان همیشه به من می‌فرمودند که ما باید کوشش کنیم که مذهب و سنت‌های ما فرشکرد و به‌روز باشد اما به‌شرطی که از دامنه‌ی اصول دین‌زرتشتی خارج نباشد. ایشان می‌فرمودند که ما موبدان باید رفتارهایی را که در منافات با اصول و حقیقت دین‌زرتشتی است، شناسایی و از مذهب و اندیشه خود و بهدینان بزداییم. از آن جمله باید به یک سری رفتارها و حرکت‌های ناشایست که در جشن‌مهرگان و مراسم مهرایزد صورت می‌گرفت، اشاره کنم. ایشان به همراه هموندان انجمن موبدان وقت، مردم را به‌طور جدی از انجام این کردارهای ناپسند منع فرمودند. و یا قربانی پیرامون پیرسبز یا پیرهریشت و... موبدشهزادی در ایجاد یک ساختار سیستماتیک برای اداره‌ی بخش مذهبی جامعه‌ی زرتشتی، نقشی پُررنگ داشتند. می‌دانید که خود مذهب یا کیش از 3بخش تشکیل شده؛ یکی بخش حقوقی است که پی آمد آن به جامعه مربوط می‌شود و به آن می‌گوییم «احوالات‌شخصیه»، یک بخش دیگر شامل بخش مذهبی یا آیین و سنت‌هاست و یک بخش هم قسمت فرهنگی است مانند روز پدر و یا روز پرندگان و... این سه‌بخش مذهبی را باید انجمن موبدان با موشکافی و کاملا" دقیق مدیریت کند که خدای ناکرده از دامنه‌ی اصول دین و فرهنگ زرتشتی خارج نشود. روانشاد موبدشهزادی در کلاسه کردن این مسائل در انجمن‌موبدان نقش مهمی داشتند. ایشان همواره تاکید داشتند که انجمن‌موبدان یک نهاد رسمی و حقوقی است که می‌باست بر مبنای یک اصول مشخص یعنی اساسنامه و قانون و دین و فرهنگ زرتشتی فعالیت و تصمیم‌گیری کند و نمی‌تواند خارج از این دایره‌ی اصول دیدگاه کارشناسی دهد. شوربختانه هستند همکیشانی که از ایمان سستی برخوردارند و به قول معروف زرتشتی بودن برایشان یک توفیق اجباری است و در واقع تنها زرتشتی‌زاده هستند تا زرتشتی‌بهدین!  متاسفانه گاه‌گاهی شاهدیم که برخی از این افراد، نابخردانه سخن از کنار گذاشتن بسیاری از باورهای دینی و آیین‌های مذهبی را به میان می‌آورند؛ من هم همان سخن روانشاد موبدشهزادی را در پاسخ به این همکیشان ناآگاه می‌زنم که می‌فرمود: «زمانی می‌توانیم خودمان را زرتشتی بنامیم که برپایه‌ی دین و فرهنگ زرتشتی زندگی کنیم.»

ـ جایگاه اجتماعی روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» را در تاریخ معاصر زرتشتیان چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟

ـ من نقش ایشان در تاریخ معاصر زرتشتیان را خیلی پُررنگ می‌بینم. بی‌شک اگر انسان‌های بزرگی چون «موبد رستم‌شهزادی» در تاریخ دین‌ زرتشتی وجود نداشتند، این دین اهورایی و فرهنگ انسانی آن  نمی‌توانست به حیات مذهبی و اجتماعی خود ادامه دهد. من به‌عنوان فرنشین فعلی انجمن‌موبدان، «دستور رستم‌شهزادی» را از بزرگترین و مهم‌ترین شخصیت‌های دینی و اجتماعی یک‌سده‌ی اخیر جامعه‌ی ایرانیان‌زرتشتی می‌دانم. اساسا" جدا از هازمان زرتشتی، موبدشهزادی یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان و اندیشمندان ایران معاصر هستند.

ـ چرا دیگر در جامعه‌ی خودمان شاهد پیدایش و پرورش موبدانی‌دانشمند چون روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» نیستیم؟

ـ ببینید بزرگ‌ترین مشکلی که باعث می‌شود تا ما شاهد پیدایش چنین افرادی در جامعه‌ی زرتشتی نباشیم، مساله‌ی تأمین معاش این افراد است. خود روانشاد موبدشهزادی به من می‌گفتند: «من و «موبد فیروزآذرگشسب» هم به اندازه‌ی شما که پزشک هستید، زمان صرف تحصیلات آکادمیک کرده‌ایم و با زحمت بسیار در حوزه‌ی دین و فرهنگ زرتشتی و زبان و ادبیات اوستایی، پهلوی و سنسکریت درس خوانده‌ایم اما گویا این دانش در این سرزمین قدر و بهایی ندارد. ما 2تن پس از 8سال تحصیل در دانش‌سرای دینی «کاماآتورنان» و کسب مدرک موبد دانشمندی، باید برای امرار معاش به کارهای دیگری  رو بیاوریم.» این سخنان موبد بزرگوار برای من دردناک بود که می‌دیدم این دو سرمایه‌ی گرانبهای جامعه‌ی ما این‌گونه مورد بی‌مهری نهادها و انجمن‌های زرتشتی قرار می‌گیرند...! ببینید با توجه به آن‌که موبدان نباید پول‌هایی مانند خمس و زکات از بهدینان بگیرند و هزینه‌های انجمن‌موبدان هم توسط برخی از هموندان آن و کمک‌های اندک برخی دهشمندان تامین می‌شود، طبیعتا" این نهاد دینی نمی‌تواند بودجه زیادی داشته باشد و قادر به حمایت مالی از موبدان‌دانشمند و پژوهشگر نیست.  با این شرایط پس از آن دو بزرگوار کسی دیگر حاضر نشد که به دانش‌سرای دینی «کاماآتورنان» در هندوستان برود و سختی این 8سال تحصیل دانش اوستاشناسی و آموزش‌های موبددانشمندی را به جان بخرد. من بارها این موضوع را به اطلاع نهادها و انجمن‌های زرتشتی رسانده‌ام که ما به شرطی قادر خواهیم بود که افرادی چون «موبد رستم‌شهزادی» و «موبد فیروزآذرگشسب» را دوباره پرورش دهیم که این افراد پس از فراغت از تحصیل و بازگشت به ایران، دغدغه معاش و تامین بودجه‌ی خانواده را نداشته باشند و دستکم معادل تحصیلات آکادمیکی که در دانش‌سرای دینی «کاماآتورنان» انجام داده‌اند، برای آنها حقوقی در نظر گرفته شود تا این افراد تمام وقت در خدمت جامعه‌ی زرتشتی باشند و مجبور نشوند برای امرار معاش خویش، این دانشی را که با زحمت فرا گرفته‌اند به کناری بگذارند و به دنبال شغل  دیگری بروند. خود شما به‌خوبی آگاه هستید که کار پژوهشی در حوزه‌ی دین و فرهنگ تا چه حد سخت و طاقت فرساست و حوزه‌ای است که فرد، شبانه‌روز با آن درگیر است.
4_khorshid
ـ و سخن پایانی؟

ـ من واقعا" امیدوارم که همه‌ی ما زرتشتیان به‌ ویژه جوانان داستان زندگی موبدان بزرگوارمان را بخوانیم و بدانیم که همه‌ی ما در برابر ذات‌بی‌پایان‌خداوندی، دین‌ و فرهنگ زرتشتی و نیاکان دردمندی که با هزاران رنج و سختی این دین اهورای را پاس داشته‌اند، مسئول هستیم. به نظرمن هیچ‌کس در جامعه‌ی زرتشتی حق ندارد بگوید من مسئول نیستم یا سرنوشت دین‌زرتشتی و جامعه‌ی بهدینان به من ربطی ندارد. ما به من چه نداریم!  برای جوامع کوچک دینی چون ما، یک واحد انسانی هم مهم است. ما باید باهم وحدت‌کلمه داشته باشیم و در کنار پرورش جسم و فراگیری دانش‌های روز، درون خودمان را هم به یاری آموزه‌های اهورایی دین پرورش دهیم و همواره با دو دیده‌ی چشم‌سر(:منه یا خرد) و چشم‌دل(:دین یا وجدان) به جهان پیرامون‌مان و پدیده‌های آن بنگریم. آنچه مسلم است آنگاه که ما موفق به شناخت خودمان و طبیعت بشویم، خواهیم توانست که گام در راه خداشناسی بگذاریم. ما به وحدت‌وجود و نور بی‌پایان بودن ذات‌خداوندی اعتقاد داریم و این از اصول دین ماست؛ بر همین اساس ما خود را جدا و دور از خداوند احساس نمی‌کنیم، زیرا که خداوند همیشه و در همه حال با ماست. آن موبد بزرگوار و بسیاری از موبدان بزرگ دیگر روانشاد شدند و دیگر در میان ما نیستند و من باورم دارم که در بهشت‌برین جای دارند. ما باید از زندگی ایشان درس بگیریم. متأسفانه امروز جوانان ما خیلی کوتاهی می‌کنند، من امیدوارم کوشش‌هایی از این دست که توسط جوانان دین‌دوستی چون شما صورت می‌پذیرد، باعث شود سایر جوان‌ها یک قدری تکان بخورند. ما زرتشتیان باید از زندگی اینگونه پیشوایان بزرگمان پند بگیریم و هرجای دنیا که هستیم از چارچوب دین و فرهنگ زرتشتی خارج نشویم، دستکم اگر ملیت دیگری هم دارید، ایرانی  بودنمان را فراموش نکنیم و هرگز زرتشتی بودنمان را از یاد نبریم. من آرزو می‌کنم خداوند این توفیق را به ما زرتشتیان بدهد که بتوانیم ادامه دهنده‌ی راه موبدان بزرگمان چون روانشاد «موبد رستم‌شهزادی» باشیم. به یاری اهورمزدا.

 1/12/89 تهران


بازدید: 719

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات