• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


پاسخ آرمین وفاداری، مسئول پیشین بلیط فروشی پیرسبز، خطاب به همکیشان و فرنشین انجمن شریف آباد
چاپ ارسال به دوست
آرمین وفاداری   
۲۶ اسفند ۱۳۸۹
Image
گفتن در فلان محلت آش پخته اند، گفت به من چه؟ گفتن برای تو نیز برده اند، گفت به تو چه؟

هنگامی که از نواقص و مشکلات مکانی و جماعتی سخن به میان آید گویند به من چه؟ و هنگامی که گوییم شما در راس امورید گویند به تو چه؟

گویی که این حکایت، حکایت جامعه ما شده است.

با درود و سپاس

اینجانب آرمین وفاداری شریف آباد در نامه ای طی دو بخش جداگانه نخست بار دیگر دیدگاه هایم را خطاب به مسئولین و همکیشان عنوان می کنم و در قسمت دوم دفاعیاتم را در مقابل سخنان موبدیار شابهرام بلیوانی می آورم.

بخش اول:

همکیشان ارجمند:
با تشکر از انتقادات و پیشنهادات شما و همچنین توجه تان به مسائل زیارتگاه، باید بگویم اگر در مورد مسائل و مشکلات موجود در زیارتگاه چک چک خاموش می ماندم، خود را همیشه مدیون جامعه زرتشتی و این زیارتگاه می دیدم.

اینجانب شفاها چندین بار مشکلات پیش رو که بیشتر از طرف بازدیدکنندگان مطرح شده بود. را در ابتدای امر به مسئولین منتقل می کردم. ولی کسی خود را پاسخگو نمی دید و وقتی خواهان نوشتن نامه ای کتبی برای انجمن زرتشتیان شریف آباد شدم، آگاه شدم که انجمنی به رسمیت در کار نیست و گروهی متشکل از سه نفر عض و بدون بازرس خود را در راس امور و تشکیلات انجمنی معرففی می نمود و در پاسخگویی به مشکلات، شرکت پارس کویر را بهانه می کردند.

پس چاره ای نداشتم تا در یک تارنمای خبری با ایجاد یک مناظره رشته سخن را به دست گیرم و همکیشان را آگاه نمایم تا با نظرات شما به نتیجه ای برسیم و مسئولین دلسوز را به عرضه فرا خوانیم. و برای حل مشکلات چاره جویی نماییم.

ولی متاسفانه جناب آقای شابهرام بلیوانی که خود را نماینده تام الاختیار این زیارتگاه می داند با سخنان ناروا و بدون مدک بنده را متهم می نمایند و برای پاک نمودن اصل صورت ماجرا به گزافه گویی پرداخته اند، ولی اینجانب بیش از آنکه از نامه نابخردانه ایشان خطاب به بنده ناراحت باشم از به حاشیه کشانیده شدن موضوع و کشمش میان طرفین ناراحت هستم.

این زیارتگاه متعلق به همه زرتشتیان است و همه باید با پیشنهادات و نظرات خود در هر چه بهتر ارائه نمودن خدمات و بازسازی و رفع مشلات آن کوشا باشیم. چرا که ما نیز جوابگوی نسل بعدی خواهیم بود و خواه ناخواه ارائه خدمات به صورت مثمرثمر نمایانگر فرهنگ جامعه زرتشتی است، آن هم در سطح جهانی، خواهشمندم بیشتر به این جنبه قضیه توجه نمایید تا از مبحث اصلی دور نشده و خدای ناکرده به حاشیه رانده نشویم.

در ضمن اگر نسبت به سخنان بنده مردد می باشید، خواهان طرحی برای ایجاد صندوق نظرات و پیشنهادات برای بازدیدکنندگان باشید و آن را در یک تارنمای خبری منعس نمایید و آنهم به وسیله مسئولین منصف تا از مشکلات پیش رو آگاه باشیم. باز هم از فروش بلیط که انقلابی برای نوپایی زیارتگاه ها است، حمایت می کنم ولی خواهان فروش بلیط با ارائه خدمات مناسب هستم.

و در پاسخ به منتقدان محترم:

به فرض که من مفسد فی الارض باشم ولی نقد خاطراتم و ایجاد یک مناطره حق اینجانب است و این جامعه کمبود و کاستی هایی هم دارد و باید در رفع نواقص کوشید، نه آن که رویش را با گل بپوشانیم.

بنده نه خواهان آنم که شما کسی را محکوم نمایید و نه به هواخواهی از کسی بپردازید، هدف شفاف سازی و رفع مشکلات است. بنده بی طرفی خود را اعلام نموده و خود را موظف می دانم، پیگیر قضیه تا نتیجه مطلوب باشیم.

دست مزن! چشم، ببستم دو دوست
راه مرو! چشم، دو پایم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم، کور شوم، کر شوم
لیک محال است که من خر شوم.


بخش دوم


دفاعیات اینجانب در پاسخگویی به گفته های شما
جناب آقای شابهرام بلیوانی

موبدیار محترم، متاسفانه همه کاره زیارتگاه را شرکت پارس کویر می دانید و وقتی سخن از بی کفایتی مدیران و مسئولین به میان می آید خود را از آن مبرا نمی دانید، شرکتی که نه هویت آن مشخص می باشد و نه جایی اعلام نموده اید که شاید دیگر همکیشان هم خواهان شرکت در آن باشند و اگر شرت خصوصی را در این مکان عمومی برپا نموده اید چرا از دیگر شرکتهای خصوصی دعوت به عمل نیاوردید و همچنین چرا قراردادهای بسته شده میان طرفین (انجمن و شرکت) و موعد زمان مقرر برای انجام پروژه را به آگاهی همکیشان نمی رسانید.

بنده نه به دنبال مقام و منصب هستم و نه احتیاجی به مطرح شدن در جامعه دارم. در کجای سخنم از رفتن به اجبار یا افزایش حقوق ماهیانه ام صحبت نموده ام هدف از انتقادم رسیدگی به شرایط مسئولین که در حال خدمت می باشند و همچنین ایجاد بستری مناسب، که زمینه ای برای ایجاد همکاری هر بیشتر جوانان را فراهم سازد، بود.

 جناب آقای شابهرام بلیوانی امیدوارم که جسارت بنده را به پای جوانی ام بگذارید. مثل آنه درک مطلب شما نیز ضعیف است، لطفا بار دیگر به نامه ای که با صراحت نوشته ام، توجه فرمایید. می گویید به نیمه خالی لیوان اشاره نموده ام، پس بندهای اول این نامه که تعریف و حمایت از طرح فروش بلیط می باشد و شما نیز شدیدا از بند بند آن انتقاد به عمل آورده اید توجه ننموده اید.

و همچنین به دزدی و فحشا در دوران قبل از بلیط فروشی اشاره نموده ام که متاسفانه قضاوت ناصحیح و تعجیل در پاسخگویی شما باعث نوشته شدن نامه ای علیه آقای وفاداری شده است. و بنده آرمین وفاداری هستم، نه خانواده وفاداری که امیدوارم در نامه ای که به نگارش در می آورید توجه لازم را مبذول فرمایید.

و باید بگویم هرگونه اتفاقی که در زیارتگاه اتفاق افتاده و منجر به ایجاد چالش برای دست اندرکاران را فراهم می نموده به مسئول شرکت پارس کویرتان گزارش داده ام، در دو  ماه کاری بنده شما یکبار به زیارتگاه تشریف فرما شدید و حال از فروش سگ و توله سگ و راه اندازی باغ وحش سخن به میان می آورید.

بنده بی تقصیرم باز بدون مدرک به کرسی قضاوت نشسته اید، مسئول سگهایی که به آنجا می آیند، اینجانب نیستم و همچنین آقایان فیروز فرهادیه به همراه داریوش کدخدایان دو توله سگ را برای پاسبانی به آنجا آوردند، برای اینکه روباه ها شب سیم کانکس را قطع می کرده اند و با خود می بردند و بنده باید شب تا صبح را با سرما در کانکس سپری می کردم.

باید بگویم بعد از پایان دوران خدمتم از عهده نگهداری سگها بر نمی آمدم و هر دوتایشان را به آقای سهرابی تحویل دادم، بدون هیچگونه خرید و فروشی، ولی اگر شما به شخصه در فکر فروششان بودید، زودتر می گفتید آنها را به شما اهدا می نمودم، جناب آقای موبدیار شابهرام بلیوانی مگر نمی دانید که راه در جهان یکی است و آن راه راستی است.

شما به تعداد افرادی که با برخورد نامناسب اینجانب مواجه شده اند، اشاره دارید، شکایتشان را با توجه به شواهد مربوطه در تارنماهای خبر منتشر کنید، بنده از کسی ترس و واهمه ای ندارم، در میان 5400 نفر بازدید کننده دو مورد درگیری داشتیم که هم خودتان و هم نماینده شرکت پارس کویرتان در جریانند.

افرادی که حاضر به پرداخت ورودیه نبودند و بنده جلو ورودشان را گرفتم که جز وظایف محوله بوده است و وقتی شروع به سنگ پراکنی و فحاشی نمودند، معاون انجمنتان فرار را بر قرار ترجیح داد و هم وطنان لری به حمایت از من برخاستند.

و در مورد دیگر: شخصی که خود را زرتشتی معرفی نموده بود و به دنبال تخریب چهره زرتشتیان در میان بازدیدکنندگان بود و می دانم به میراث فرهنگی و فرمانداری اردکان نامه نگاری نموده است و خواهان منتفی شدن طرح بلیط فروشی شده بود، بنده شخصا در هر دادگاهی حاضر به پاسخگویی به این فرد می باشم و خودتان بهتر می دانید از کجا آب می خورد و کینه انجمن را به دل دارد...

بنده شش روز هفته 24 ساعته در زیارتگاه حضور داشته ام. آیا با این پول بنزین و استهلاک ماشین هر روزه می توان فاصله 105 کیلومتری را به صورت رفت و برگشت طی نمود، مرا دیوانه پنداشته اید یا این توهین به شعور مردم است که اینگونه به دروغ گویی می پردازید، اینجانب جمعه شب ها بعد از ساعت کاریم آنهم با هماهنگی با خادمین و مسئول شرکت پارس کویرتان برای دیدن خانواده ام به یزد می آمدم، اگر به اطلاعتان نرسانده بنده معذورم.

و اگر زیارتگاهتان دچار کمبود آب نشده بود چرا وقتی می خواستیم درختان زیارتگاه را آبیاری نماییم از کمبود آب سخن به میان آوردید، چرا آب انبارتان به گل نشسته بود و بنده باید از آب گل آلود آن استفاده می نمودم و مثل اینکه فراموش کرده اید اگر اینجانب و رشید رشیدی در هنگام ریزش باران، آب انبارتان را پر نکرده بودیم، با تانکر مجبور به آوردن آب بودید.  در ضمن سخن از نگهداری آب پیشنهادی برای ایجاد فضای سبز و ذخیره آب برای فصول کم باران بود.

و خوشحالم از آنکه انتقادات بنده باعث شد که راه پله ها را مورد نظافت قرار دهید و از آن عکس برداری نمایید. و باید بگویم نظافت راه پله پیشنهاد بنده به شخصه نبوده بلکه پیشنهاد بسیاری از راهنمایان گردشگران تور بود که وقتی با نماینده پارس کویرتان را مطرح نمودم با کمال احترام آن را نیز دخالت در امور انجمن عنوان نمودند.

جناب آقای مهندس موبدیار، ماشالله شما که لیسانس بهداشت دارید در کجای نامه ام سخن از حفاری به میان آوردم (گفتم نبود جایی برای دفن زباله ها) با داشتن یک شبکه هم می توان زباله ها را سوزاند و از بین برد، به جای پرخاش از مردم نظرخواهی نمایید، نه همه جای کوه را برای جمع آوری زباله و آتش کشیدن آنها استفاده نماییم. از این امر چه چیز عاید بنده خواهد شد به جز اینکه نمای زیارتگاهمان تمیز و زیبا باشد و باز نیز متاسفم که در این فاصله زمانی کوتاه (روزانه) که اشاره نمودید این همه زباله به یکباره جمع شد تا من از آنها عکس برداری نمایم.

از واگذاری مسئولیتم به مسئول فعلی بدون اطلاع قبلی خبر می دهید، پس معاون انجمنتان یا نماینده پارس کویرتان که مبالغ و بلیط های باقیمانده را دریافت نمود، چکاره بودند، ایشان که قراردادهای یک طرفه می بندند، شاید خودتان نیز از صحت اطلاعاتشان اطمینان ندارید.

چرا خطر لغزش سنگ ها را که هر آن احتمال لغزششان وجود دارد و جان مسافران را تهدید می نماید و همچنین خرابی به دنبال دارد و با یک طرح ساده می توان پیشگیری نمود را محکوم می نمایید و در صدد آیند که به پاسخگویی بپردازید. لطفا کمی هم انتقاد پذیر باشید(چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی)

در مورد سیاه نمایی راه آب ها سخن می گویید که خیله های در حال ویران شدنتان نمایانگر آن می باشد.

و در مورد مشکلات خدام زیارتگاه نیز برای بنده که دو ماه در آنجا حضور داشتم قابل لمس و درک می باشد تا شما که سالی دو سه بار به آنجا رفته اید.

و اما در مورد طرح پیشنهادی در مدت زمانی که ما مشغول به خدمت بودیم به جز یک بلیط ساده سفید رنگ چیزی ندیدم که روی آن کپی برداری نماییم، از نوشته های روی بلیطتان کمک گرفته و به کمک دوستان بلیطی را به عنوان طرح پیشنهادی بدون هیچگونه ادعا و انتصاب به شخص خاصی به حضور جنابعالی آوردم و در مورد رنگ مشخص، برای هر فصل سال و آمارگیری فصول مربوطه با نامه ای کتبی اطلاع رسانی نمودم که شما از فونت و رنگ آن ایراد به عمل آورده و از بالا رفتن هزینه انجمن با لحن فعالیتتان صحبت نمودید، آیا بهتر نبود از طرح خودتان دفاع می کردید و یا پیشنهاد طرحی بهتر را می دادید و در آخر برای ما روشن فرمایید که ساخت بندهای بتونی، لوله کشی آب باغ گلزار و ساخت منبع باغ گلزار کار شما بوده است یا جهاد سازندگی.

و نگفتید این چه کمر به خدمت بستنی است که با وجود 25 توالت، باز در چک چک توالت بسازیم آن هم در جلو خیله کوچه بیوک و آنهم وقتی کمیته فنی زیارتگاه ها، شما را از پیامدهای آن واقف نمود.

و این چه کمر به خدمت بستن است که ....!!!

البته زحماتی که برای زیارتگاه کشیده اید، بخصوص آقایان رستم بلیوانی پدر بزرگوارو گشتاسبپور بلیوانی برادر گرامیتان را نباید از دیده پنهان داشت که آن هم به نوبه خود جای تشکر و قدردانی دارد.

ولی بهتر آن بود که کارها را اولویت بندی می نمودید و دگر نهادها را نیز در جریان ساخت و ساز قرار می دادید آن هم به کمک افراد ذیصلاح، خودتان بهتر می دانید که چه ناگفته هایی به قلم نیامد، آن هم فقط به خاطر این که جامعه سیاست زده شریف آباد را با همه فراز و نشیب ها از آسیبش مصون دارم، ولی این را هم بدانید که ماه همیشه پشت ابر باقی نمی ماند.

جناب آقای بلیوانی بنده به عنوان فرزند شما از تحسینتان در نامه ای که برایم نوشته اید، قدردانی می نمایم ولی باید بگویم ارائه خدمات نامناسب برای بازدیدکنندگان فرهنگ ما زرتشتیان را به زیر سئوال خواهد برد. نه من و شما و نه انجمن زرتشتیان شریف آباد، بلکه این متعلق به کل جامعه زرتشتی می باشد، هر چه داریم از نسل گذشته است، پس چرا ما به فکر نسل آینده نباشیم، اینجا کهتر و مهتر نمی شناسد، همه باید زن و مرد پیر و جوان دست در دست یکدیگر با همفکری برای پیشبرد آینده بهتر همت نماییم.

و بحث را بیش از این با شما ادامه نمی دهم، چرا که شاید دوباره نیز به گزافه گویی بپردازید و بحث را به حاشیه بکشانید که باعث می شود کار بنده آب در هاون کوبیدن باشد و انتقاد از شما میخ را در سنگ کوفتن.

با تشکر
آرمین وفاداری شریف آباد


در این زمینه بخوانید:
ناگفته های مسئول پیشین بلیط فروشی در زیارتگاه پیرسبز
پاسخی به اظهارات ناگفته های مسئول پیشین بلیط فروشی در زیارتگاه پیرسبز در تارنمای برساد

بازدید: 647

  یادداشت ها (14)
1. نویسنده شیر فرهاد و خانو, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۴:۲۲:۵۲
"BE NICE TO OTHERS IN THE SAME WAY, AS YOU WANT OTHERS TO BE NICE WITH YOU " 
che khub neveshti azizam, ghose nakhor.shir farhad,toghrol,khozru khan,nezam va hame barareyi ha hamrat hastand.Hatamn biyayi Pire sabz,barareyi ha qarar hast biyan.Moshtaq didar. 
When we remember we are all mad, the mysteries disappear and life stands explained.
2. نویسنده کیو ون بره ره ای, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۴:۵۵:۳۵
به نام خدا 
 
روزی حضرت عیسی با گروهی از یارانش سخن می گفت. یکی از یارانش به او گفت:« ای پیامبر بزرگوار، شما به اذن خدای متعال قادرید مردگان را زنده کنید و بیماران را شفا دهید و کورها را بینا سازید. شما افرادی را شفا داده اید که به بیماریهای لاعلاجی مثل جذام مبتلا بوده اند.افراد فلج و زمینگیر را شفا داده اید به طوری که از بستر بیماری برخاسته اند و توانسته اند روی پای خود بایستند و راه بروند. آیا مریضی هم هست که نتوانسته باشید شفا دهید؟  
 
حضرت عیسی پاسخ داد:«آری من نتوانستم آدم های احمق را شفا دهم وبرای درمان آنها کاری بکنم.آن شخص گفت:« مگر حماقت هم بیماری است؟اگر بیماری است آدم احمق چه نشانه هایی دارد؟» 
 
حضرت عیسی در جواب گفتند:« فرد احمق از خود راضی و خود پسند است؛ نظریـّه ی خود و رفتار خود را بالاتر از نظریّه و رفتار دیگران می داند. او همواره خود را حق به جانب می داند، وهیچگاه خود را ناحق جلوه نمی دهد؛ چنین فردی احمق است و تا این حالت را دارد ،چاره ای برای درمان او نیست. 
 
غصه نخور پول زور را وگیر
3. نویسنده sharifabad, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۴:۵۹:۲۶
به نام اهورا مزدا 
دوست من بهتر نیست از دایی محترمت که بازرس انجمن است بخواهید تحقیقی در کار انجمن بدون پروانه وتطابق با اساسنامه انجام دهد وتذکر بدهد یا مجمع عمومی طبق اساسنامه تشگیل دهد ومسائل شرکت پارس کویر و ساخت وساز ها نا متعارف وکار های غیر قانونی که انجمن انجام می دهد تامردم شریف آباد نظر بدهند تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد ومردم را در جریان واقعیت انجمن قرار دهد
4. نویسنده شیر فرهاد, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۵:۰۲:۵۴
خوب گفتی 
 
ها این کیوون کجا بید باید سه درصد خودم را ازش وگیرم. معلوم نیست شاید بعضیها هنوز یه آن درجات فکری و شعوری نرسیده با شند . 
 
یکى از اساتید بازنشسته ى‌ دانشگاه تعریف مى کرد: 
پس از سال‌ها یکى از شاگردان خود را که به حمق و بى هوشى مشهور بود و خصوصا در ریاضیات بدترین نمره ها را مى گرفت دیدم که بسیار ثروتمند شده است. 
با تعجب از او پرسیدم : "با آن همه نفهمى و کودنى و حساب ندانى چنین ثروتى را از کجا به دست آورده اى؟!" 
گفت: " با صاحب یک کارخانه ى چینى سازى مرتبط شده ام. یک سرویس چینى را از او به ده هزار تومان مى خرم و به سى هزار تومان مى فروشم و به همین سه درصد قانعم ...! 
 
به نادان آنچنان روزى رساند 
که صد دانا در آن حیران بماند!
5. نویسنده مادر, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۵:۱۸:۲۴
انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت.  
 
در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند.  
 
بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد ...
6. نویسنده به دل نگیر, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۵:۱۹:۳۴
در جهان سوم هر کس کار بزرگی انجام میدهد ، در کنار آن دو وسیله چوبی قوی نیز میسازد .  
 
یکی نردبانی برای بالا رفتن دیگران ، یکی چماقی برای آنکه دیگران بر سرش کوبند . 
 
رمز پیشرفت کشورهای موفق در آن است که ، از ساخت این دو وسیله ، در کنار کار بزرگ انجام شده ، جلوگیری میکنند .
7. نویسنده ناشناس, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۵:۳۸:۰۲
دوستان 
خواهش مي كنم از اينكه كسي خارج از محدوده يزد يا ايران اين مطالب را مي خواند نگران نباشيد.لطفا به قسمت مثبت موضوع بنگريد.  
انعكاس مطالب در سايت يكي از راه هاي اصلاحات اساسي مشكلات است. از چه مي ترسيد؟ حداقل بگذاريد در اين جامعه كوچكمان دمكراسي باشد و هر كس با هر عقيده اي نظرش را بيان كند و مردم قضاوت كنند. مگر تا به حال با تمام پنهان كاري ها به نتيجه اي رسيده ايم.  
من شخصا از تمام كساني كه در اداره امور زيارت گاهها نقشي داشته اند سپاسگذارم. اما از آنها خواهش مي كنم انتقاد پذير باشند. بنده شخصا بارها در پير سبز دچار مشكل شده ام و به مسئو لين مراجعه كردم ولي متاسفانه حتي منكر مشكلات شدند و جاي بسي نا اميدي است. 
اميدوارم مديريت سايت اين امكان را بدهد كه تمام هموطناني كه به اين زيارت گاه ارادت دارند نظرات خود را در اين سايت منعكس كنند.
8. نویسنده کیانوش, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۵:۵۴:۵۱
مـوقـعـى کـه خـلافت به عمر بن عبدالعزیز منتقل شد, هیات هایى ازاطراف کشور, براى عرض تـبـریـک و تـهنیت به دربار وى آمدند که ازآن جمله , هیاتى بود از حجاز. 
 
کودک خردسالى در آن هیات بود که درمجلس خلیفه به پا خاست تا سخن بگوید. 
 
خلیفه گفت : آن کس که سنش بیشتر است حرف بزند. 
 
کـودک گـفـت : اى خـلیفه مسلمین , اگر میزان شایستگى به سن باشد,در مجلس شما کسانى هستند که براى خلافت شایسته ترند. 
 
عمر بن عبدالعزیز از سخن طفل به عجب آمد, حرف او را تاییدکرد و اجازه داد حرف بزند. 
 
کودک گـفـت : از مـکـان دورى به این جاآمده ایم . 
 
آمدن ما نه براى طمع است و نه به علت ترس . 
 
طمع نداریم براى آن که از عدل تو برخورداریم و در منازل خویش با اطمینان وامنیت زندگى مى کنیم . 
 
تـرس نـداریـم , زیـرا خـویـشـتن را از ستم تودرامان مى دانیم . 
 
آمدن ما به این جا, فقط به منظور شکرگزارى وقدردانى است . 
 
عمر بن عبدالعزیز گفت : مرا موعظه کن . 
 
کـودک گـفـت : اى خـلـیفه , بعضى از مردم از حلم خداوند و ازتمجیدمردم , دچار غرور شدند. 
 
مواظب باش این دو عامل در تو ایجادغرور نکند و در زمامدارى , گرفتار لغزش نشوى . 
 
عـمـر بـن عـبـدالـعـزیز از گفتار کودک بسیار مسرور شد و چون ازسن وى سؤال کرد, گفتند: دوازده سال است .
9. نویسنده لیدا, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۸:۰۱:۵۶
بسیار مستدل و سنجیده و قاطعانه سخن گفته اید. پاینده باشید. راستی همیشه پیروز است.
10. نویسنده مهمان, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ - ۱۸:۵۱:۵۸
از قدیم گفته اند وقتی یک طرفه به قاضی بری راضی بر میگردی نوشته های شما منطقی وبی پرده بود با توجه به این که دو ماه در زیارتگاه چکچک بوده ایدومشکلات را از نزدیک دیده ایدامیدوارم مسعولین نسبت بر طرف کردن انها واداره بهتر از این میراث به این مهم توجه بیشتری نمایند
11. نویسنده جاماسبی, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۷ - ۰۳:۱۷:۱۸
با درود 
آقای آرمین وفاداری بهتر نبود متنتان را یکبار چک میکردید تا این قد غلط املایی نداشت و بعد برای مدیر سایت میفرستادید؟نمیدانم چرا این موضوع را اینقدر کش میدهید،بابا این یک سایت عمومی است،چه معنی دارد این بحثها در اینجا مطرح شود؟یک جواب قانع کننده به ما بدهید که این کار به چه دلیل است؟اآقای وفاداری این کار جز تقرفه اندازی پیامد دیگری ندارد،در پیام قبلی شما چه نظرههای راه گشایی برای این موضوع دیدید که موگویید با هدف همفکری با همکیشان این متن را فرستادید،بس است این بازیهای بچه گانه
12. نویسنده زرتشتی, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۸ - ۱۲:۱۸:۱۶
همکیش محترم جاماسبی متاسفم شما در نوشته ای که خودتان تایپ نموده اید غلط املایی دارید و مثل اینکه به اصل سخن پی نبرده اید و لازم نیست سواد کسی که با هدف روشنفکری مسایل را بیان نموده ا ست ایراد بگیرید
13. نویسنده برره ای بالا, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۸ - ۱۸:۴۳:۵۶
وگوم در برره ما هم به یک بلیط فروش احتیاج داریم وه یا هواتو داریم.هر چی هم وخاهی تو سایت وه نویس .به شرطی پیشنهادای خوب برای برره ما هم ودی. به شرطی هر چی وگی گف خودت باشه نه اینکه تو دهنت وذارن ها.
14. نویسنده مهاتما گاندي:, در ۱۳۹۰/۰۱/۳۱ - ۱۵:۲۸:۵۹
مهاتما گاندي: 
نادرستی، هرچند هم که درباره آن تبلیغات فراوان به عمل آید حقیقت 
نخواهد شد و حقیقت هم، هرچند هیچ کس آنرا نبیند نادرست نخواهد شد

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات