• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


یه کم فحش بده!!!!!!!!!
چاپ ارسال به دوست
کبوتر سفید   
۱۹ اسفند ۱۳۸۹
Image
مگه چی شده همیشه به ما گفتن فحش نده، فحش نده، فحش کار آدم بد است،  میری جهنم، فحش بدی همه میگن آدم خوبی نیستی از این حرفها.

حالا یه نفر پیدا شده میگه فحش بده!!!!!!!!!!!!!

اصلا میدونی چی شد دارم این مطب رو می نوسم، واقعا چرا ننویسم وقتی متاسفانه فحش شده جزئی از زندگی ما !!!!!

تو خونه، تو مدرسه، تو دانشگاه، توجامعه، تو فیلم، تو ورزش و توی هرجایی از زندگی که نگاه کنی

راستی گفتم نگاه کردن بعضی ها هم حتی با نگاه کردنشون به ما فحش میدن.

چند روز پیش با یکی  که چند سالی از من کوچیکتر بود حرفم شد البته چند سال کوچیکتر که چی عرض کنم جای بچه خودم حسابش میکنم !!!!!!

حالا دعوا سر چه بود من بهش گفتم بابا تو کوچیکی نمیشه با ماها بازی کنی برو با هم سن های خودت بازی کن

ببنید من قبول دارم شاید باید طور دیگه میگفتم که قبول کنه، ناراحت نشه، ولی این حرف من آیا کار اون را توجیه میکنه !!!!!

دیدم یه دقیقه که خوب منو نگاه کرد ما رو بست به فحش !!!!!!!

اونم از اون فحش ها که معلم به بچه های شیطون میگن و یا تو فوتبال و تو تلویزیون می بینیم !!!!!!!!(حیف که دست و بالم بسته است وگرنه یه تقسیم بندی از فحشها را بهتون ارائه می دادم.)

جالب داستان اینه که ای کاش با  فحش تمومش می کرد ما که راضی شده بودیم !!!!!

بعد شنیدن سخنان گوارا و دلنیشین حالا می خواست ما رو بزنه!!!!

منی که پدرم هم مرا نزده بود. خلاصه رفت و خیلی شاکی هم رفت کجا ؟

رفت که بابایی رو بیاره بعد چند دقیقه با بابایی برگشت.

از راه دور دیدم که بابایی که اون عروسکش رو بغل کرده بود اومد پیش ما و گفت ببینم فلانی تو به چه حقی بچه من را اذیت کردی !!!!!!!!

د بیا گاومون زایید بدهکارم شدیم، بعد از کلی  جر و بحث، آقا عروسکش رو بغل کرده بهش میگه عزیزم بیا بریم  وبا چند تا بوسه آبدار بهش گفت تو غصه نخور خودم واست هرچی میخوایی میخرم !!!!!!!

بله به این میگن یک پدر نمونه. آخرسرم ماشدیم آدم بده و علی موند و حوضش!!!!!!!!!!!

خب چی از این بهتر همینا هستند که بزرگ میشن و جامعه ما را میسازن و جامعه خوشنام ما را که نیکان ما به جا گذاشتند تو دست می گیرند و از این خوشنام تر می کنند!!!!!!

شاید این جمله واستون آشنا باشه که همه پدر و مادرا به  ما میگفتن  که ما حتی جلوی پدر و مادرمون پامون رو دراز نمیکنیم و جلوشون پا می شدیم

من میدونم هر نسلی که می یاد میگه نسل ما این جور نبود

حالا من نمیگم به اون شدت احترام بگذارید و این جوریشم

به خدا نوبره!!!!!!!!!

ولی هشدارم به پدر ومادرای عزیز اینه اگه واقعا دلسوز هستید و آینده  فرزندتون واستون مهمه یه فکری بردارین مطمئن باشین هر کسی یه راهی داره

نه با زدن ولی یه راهی داره


بازدید: 684

  یادداشت ها (8)
1. نویسنده کامبیز, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۱ - ۱۳:۲۹:۵۷
من همیشه معتقدم اگه پدرومادرم مرا زده بودن شاید الان کسی شده بودم برای خودم
2. نویسنده شیر فرهاد, در ۱۳۸۹/۱۲/۱۹ - ۱۷:۴۰:۴۵
تنبیه عملی است که باعث کاهش بدرفتاری کودک می‌شود. پس اگر ما روشی از تنبیه را اعمال می‌کنیم و متعاقب آن مشکلات رفتاری کودک زیادتر می‌شود این بدان معناست که تنبیه ما صحیح نیست و ما باید روش خود را عوض کنیم. 
 
 
آیا شما هم جزو آن دسته از والدینی هستید که فکر می‌کنند مشکلات رفتاری کودکان را باید با تنبیه درست کرد؟ و در ابتدا و بدون مقدمه باید سراغ تنبیه بروند تا بدرفتاری کودک کاهش پیدا کند؟ 
تنبیه عملی است که باعث کاهش بدرفتاری کودک می‌شود. پس اگر ما روشی از تنبیه را اعمال می‌کنیم و متعاقب آن مشکلات رفتاری کودک زیادتر می‌شود این بدان معناست که تنبیه ما صحیح نیست و ما باید روش خود را عوض کنیم. مثلاً اگر با کودک خود قهر می‌کنیم و او را تهدید می‌کنیم که دیگر مادرش نخواهیم بود، در واقع هدف ما آن است که او گریه‌اش را متوقف کند و با آرامش در منزل بماند ولی آنچه در عمل رخ می‌دهد افزایش گریه، اضطراب و بیقراری کودک است. پس تنبیه ما مشکل را بدتر کرده است. 
وقتی با داد و فریاد به کودک خود می‌گوییم که دیگه نبینم با من بلند صحبت کنی، باید آرام صحبت کنی؛ وقتی کودک خود را در حمام یا دستشویی حبس می‌کنیم یا با او قهر کنیم؛ وقتی کودک خود را کتک می‌زنیم که دیگر حق ندارد دوستش را کتک بزند، او دقیقاً همین الگوی رفتاری را در مقابل ما و دوستانش به کار خواهد برد. فرزند ما از ما الگوبرداری می‌کند. از سوی دیگر این روش‌ها منجر به افزایش خشم، پرخاشگری، اضطراب و افسردگی کودک می‌شود. 
 
تنبیهاتی که از روی خشم و عصبانیت باشد، منطقی نیست و خطر آن وجود دارد که آسیب و صدمه‌ای به کودک برسد (چه آسیب جسمی و چه آسیب عاطفی و روانی) و از سویی دیگر کودکان در بسیاری از زمینه‌ها والدین را به عنوان الگوی رفتاری خود قرار می‌دهند. وقتی آنها را کتک می‌زنیم، تحقیر می‌کنیم، ناسزا می‌گوییم، تمسخر می‌کنیم و... آنها نیز همین روش را به عنوان راه‌حل در ارتباطات خود استفاده می‌کنند. وقتی در زمان خشم و عصبانیت کودک خود را تنبیه می‌کنیم، چون در آن زمان کنترلی بر رفتار خود نداریم پس از مدت کوتاهی از رفتار خود پشیمان شده و سعی در جبران آن می‌کنیم. به کودک رشوه می‌دهیم، از خطاهای او چشمپوشی می‌کنیم و در اعمال تربیت او کوتاهی می‌کنیم تا حمله مجدد و خشم و عصبانیت و این موضوع منجر به نوسانات و ناهماهنگی‌هایی در روش والدگری ما می‌شود و مشکلات رفتاری کودک را افزایش می‌دهد. 
تنبیه نباید منجر به تضییع حقوق کودک شود. مواردی چون زندانی کردن در دستشویی و حمام، حبس کودک در مکان تاریک و ترسناک، محروم کردن او از غذا و پوشاک، مقایسه، تمسخر، ارعاب و ترساندن او، قراردادن او در سرما و گرما، کتک زدن و تنبیه بدنی و... کودک آزاری محسوب می‌شوند و تنبیهات مناسبی نیستند. 
تنبیه نادرست و کودک آزاری ممکن است به اشکال دیگر هم اعمال شود: 
▪ مقایسه کودک با سایر کودکان. 
سرزنش کردن او که باعث بیماری و مریضی والدین شده است (مریضم کردی، از دستت سردرد گرفتم، وقتی از دستت مریض شدم و مردم آن موقع می‌فهمی با من چه کار کرده‌ای). 
تحقیر کردن او که کارهایش احمقانه است و هیچ نمی‌فهمد (دیوانه هستی، مثل احمق‌ها رفتار می‌کنی، اندازه یک... هم نمی‌فهمی، بهتر از این نمی‌توانی فکر کنی، چقدر دست و پا چلفتی هستی.) 
محروم کردن او از عشق و دوست داشتن (دیگر دوست ندارم، مادرت نمی‌شوم. من یک بچه با تربیت و آرام می‌خواهم یک بچه که حرف بفهمد، پسر من نیستی.) 
تهدید او به جدایی (دیگر در این خانه نمی‌مانم، میروم و دیگر هم بر نمی‌گردم). 
ارعاب و ترساندن او (اگر به حرفم گوش نکنی بلایی به سرت می‌آورم که مرغان آسمان به حالت گریه کنند.) 
▪ قهر کردن با او. 
بی‌توجهی به سر و وضع ظاهری کودک، طوری که او در میان سایر کودکان احساس خفت کند. 
موارد بی‌شمار دیگری هست که ما به اشتباه فکر می‌کنیم خاصیت تنبیهی دارد ولی صرفاً از روی خشم و عصبانیت ما انجام می‌شود و نه تنها بدرفتاری کودک را کاهش نمی‌دهد بلکه آن را افزایش نیز می‌دهد. 
تنبیه فیزیکی ممکن است یک کنترل موقتی و انتخابی بر رفتار کودک ایجاد کند (یعنی کودک فقط در حضور شخص تنبیه کننده و آن هم بطور موقتی رفتار خود را کنترل کند) ولی در درازمدت اثرات سوء دارد و بی‌تأثیر است. الگوهای تربیتی پرخاشگرانه باعث افزایش مشکلات رفتاری کودک، پرخاشگری، عصبانیت، لجبازی، مقابله‌جویی، منفی گرایی، اضطراب، افسردگی، اعتماد به نفس پائین و... در کودک می‌شوند. 
مطالعات نشان داده است تنبیه بدنی، دختران را بیشتر دچار اضطراب و افسردگی و پسرها را بیشتر دچار پرخاشگری، عصبانیت و لجبازی می‌کند. تنبیه بدنی و فیزیکی دقیقاً مشکلات رفتاری کودک را افزایش می‌دهد در حالی که هدف ما کاستن آن مشکلات بوده است. 
معمولاً والدین زمانی کودک خود را کتک می‌زنند و او را تنبیه بدنی و کلامی می‌کنند که عصبانی هستند و آستانه تحمل آنها پائین آمده است. وقتی از آنها دلیل این کار پرسیده می‌شود، آنها عنوان می‌کنند: 
«دیگر کاسه صبرم لبریز شده بود و نمی‌توانستم تحملش کنم و با او مدارا کنم. او مرا از کوره در می‌آورد، آنقدر عصبی‌ام می‌کند که خون جلوی چشمانم را می‌گیرد. آدم هم یک آستانه تحمل دارد، او مرا به یک مرحله‌ای می‌رساند که دیگر نمی‌توانم خودم را کنترل کنم، در آن موقع فقط باید او را بزنم تا راحت شوم و...» 
چیزی که در تمام این موارد مشترک است این است که تنبیه فیزیکی زمانی رخ می‌دهد که والدین خشمگین و عصبانی هستند و باید به‌نوعی خشم خود را تخلیه کنند؛ یعنی خود نیز می‌دانند که در آن لحظه کتک‌زدن، ناسزا گفتن، داد و فریاد کشیدن فقط راهی است برای تخلیه خشم و اصلاً برای کودک اثر درمانی ندارد. 
آنچه پس از تنبیه نامناسب کودک اتفاق می‌افتد، احساس ندامت و پشیمانی والدین از روش برخورد خودشان است. تمام اعمالی که در زمان خشم و عصبانیت و بدون فکر انجام می‌‌دهیم موجب پشیمانی و ندامت ما می‌شوند. این مختص فرزندان ما نیست، شامل سایر ارتباطات خانوادگی، شغلی و اجتماعی نیز می‌شود چون در زمان خشم و عصبانیت، مانمی‌توانیم تمام جوانب مسئله را بسنجیم. 
معمولاً پس از تنبیه نامناسب و احساس ندامت و پشیمانی والدین به فکر جبران رفتار خود بر می‌آیند تا احساس گناه کمتری داشته باشند و در این مرحله در مقابل بد رفتاری کودک واکنش نشان نمی‌دهند تا مجدداً مشکلات رفتاری کودک به حدی برسد که آنها را عصبانی کرده و چرخه‌ای معیوب تکرار شود. 
در این روش تربیت، از یک طرف پرخاشگری و خشونت و از طرف دیگر انعطاف، تساهل زیاد و انفعال وجود دارد. ثبات و تداوم در روش‌های تربیتی از بین می‌رود، نوع پیامد رفتاری کودک بستگی به حالت احساسی والدین دارد. در این شرایط که ثباتی در روش‌های والدگری وجود ندارد و هیچ چیز از قبل قابل پیش‌بینی نیست پس از مدتی کودک گیج و آشفته می‌شود، چون نمی‌داند رفتارهایش چه واکنشی را به دنبال خواهد داشت. مسلم است پس از مدتی مشکلات رفتاری کودک افزایش پیدا می‌کند و والدین خود را ناکام و ناتوان در مقابل بد رفتاری کودک احساس می‌کنند. 
مورد دیگری که در تنبیه بدنی هست این است که در تنبیه بدنی ما فقط به کودک می‌گوییم چه کاری را نباید انجام دهد و نمی‌گوییم که به جای آن چه کاری را باید انجام دهد. 
مثلاً به او می‌گوییم: «داد نزن، عربده نکش، مثل احمق‌ها رفتار نکن، حرص مرا در نیاور، دوستانت را نزن، مثل دست و پا چلفتی‌ها راه نرو، در را اینقدر محکم نبند.» 
صحیح است کودک در کنار نبایدها و نکن‌ها باید‌ها و بکن‌ها را هم بشناسد و بداند: «آرام صحبت کن، در را آرام ببند، با سارا دوست باش و اسباب‌بازی‌هایت را به او هم بده تا بازی کند، در خیابان دست مرا بچسب، پشت میز بنشین و غذا بخور و...» 
وقت آن است که فرصتی به خود بدهیم و این سؤال را از خود بپرسیم از کدام یک از روش‌های تنبیهی فوق در مورد کودک خود استفاده می‌کنیم؟ پس از اعمال چنین تنبیهاتی چه احساسی داریم؟ آیا این روش‌ها را در کنترل بد‌رفتاری کودک خود مؤثر می‌دانیم و چرا این روش‌ها موفق نیست؟ حال که مضرات و بی‌فایده بودن تنبیه فیزیکی، هیجانی و کلامی را فهمیدیم وقت آن است که روش‌های خود را عوض کنیم و از روش‌های تنبیهی صحیح برای تربیت کودک خود استفاده کنیم. 
 
دکتر فریبا عربگل 
فوق‌تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان
3. نویسنده toghrol, در ۱۳۸۹/۱۲/۱۹ - ۱۷:۴۶:۵۷
یارب دلی ارزانی دار که شوم بیدل و دل دل نکنم 
 
فحش چیست 
 
زباني ساده براي استحقاق حق - ابزاري ساده براي عبور از مشکلات - يک کتک ساز بسيار قوي - يک وسيله ساده براي از بين بردن آبرو !! (دو طرف) - اصطلاحاً يک ميخ کوب قوي - گاهي ابزاري براي گردن کلفتي 
 
انواع فحش : 
به نظر من فحش چند جنبه داره ... از جمله : جنبه ي صلح آميز و ديگري جنبه ي پل خراب کن . 
جنبه پل خراب کن واسه مواقعي استفاده ميشه که ديگه از طرف مقابل هر انتظاري داشته باشي .  
در اين مورد اکثراً از کتک خوردن هم نمي ترسن و انواع فحش رو ميدن ! 
ولي جنبه ي صلح آميز اين روزا خيلي کار آمدتره و ميتوني خفتن ترين فحش هايي که ميتونه دلتو خنک کنه به طرف مقابل بدي ، يادتون باشه که در اين مورد حتماً بايد حق با شما باشه . 
در اين مورد طرف مدام سعي داره تا شمارو آروم کنه در حالي که شما بيشتر جوش مياري ( تا حد لازم ) . 
تفاوت اين دو نوع فحش : از تفاوت هاي اين دو جنبه اينه که جنبه ي صلح آميز مدت نمايش بيشتري داره ولي جنبه ي پل خراب کن مدت کمتري لازم داره . 
جنبه ي اول براي افرادي که روشون شناخت داريم ، استقاده ميشه ولي جنبه ي دوم بيشتر براي غريبه ها و افرادي استفاده ميشه که کمتر باهاشون سر و کار داريم ! 
فحش هاي صلح آميز بيشتر شامل کنايه ميباشد ولي فحش هاي پل خراب کن از معمولي ترين فحشها شروع ميشه تا فحش هاي ناموسي (خداي من) !!!! 
 
 
آمار و ارقام : 
طبق آمار بدست آمده حدود 75% از فحش ها صلح آميز بوده و تاثير مثبت داشته . ( از همه نظر ! )  
 
مزاياي فحش دادن : 
طبق تجربه خود من ، ميشه از فحش استفاده ي بهينه برد ! 
کارهايي از قبيل : بدست آوردن حق از دست رفته ، بدست آوردن حقوق ناحق و خیلی بدست آوردن های دیگه ... 
و 
يکي از بهترين مزاياي فحش دادن (در بعضي مواقع) اينه که چون آدم حرفشو رک ميزنه باعث ميشه که دوستان يا طرف هاي مقابل با ما رو راست باشن و اين باعث ميشه که دوستاي ارجينال بمونن و دوستاي کم ظرفيت فيلتر بشن . 
 
پيدايش فحش : 
روايت است که فحش را ارسطو اختراع کرده است . زماني که بين مردم جنگ و درگيري و جدال زياد بود ، ارسطو فحش را اختراع کرد و از مردم خواست تا بجاي جنگ و جدال به يکديگر فحش بدهند ! (خدا بگم چيکارش کنه) 
 
چرا فحش ؟ 
بعضي مواقع در مقابل اعمالي که افراد مقابل در برابر ما انجام ميدن باعث ميشن ما ناراحت بشيم ، اينو ميتونيم به چند شکل بروز بديم از جمله : 1- ناراحتي 2- عصبانيت 
1- در صورت ناراحت شدن ميتونيم چند تا کار بکنيم ، از جمله صحبت با طرف مقابل و راضي کردن او ...... و بعضي مواقع : (سکوت) 
2- از آنجا که بعضي مواقع سکوت باعث خر جلوه کردن ما ميشه اگر کمي عاقل باشيم اجازه چنين فکر را به طرف مقابل نميديم ... و اينجاست که عصبانيت ميتونه به هر شکلي بروز کنه و از آنجا که اين روزا کتک کاري هيچ عاقبت خوشي نداره ما فقط ميتونيم با فحش دادن کارا رو پيش ببريم .
4. نویسنده بچه, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۰ - ۱۳:۲۰:۲۹
ببين داداش مطلبي كه گذاشتي واقعا بايد فحشت داد.به خاطر اخرش بيشتر!!!! 
اخه چيكار داري نصيحت كني ما كم ميشنويم تو خانه كه الان دنياي مجازي را هم كردين نصيحت خونه. 
اين جوري نكنيد بچه ها افسردگي مفرد ميگيرنا! 
اااااااااي واااااااااي من!! اااااي وااااااي توووووووووو!!
5. نویسنده فرشيد, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۰ - ۲۰:۴۷:۴۳
با بهترين درودها ،گل گفتي ولي كم گفتي ... 
بي زحمت اين كودك (ن)فهم چرا مرتب ناز ميكنه و يك خط درميان مطلب مينويسه. شايد هم....
6. نویسنده شیر فرهاد, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۱ - ۰۹:۰۵:۴۸
گفتگو بادکتر نسرین امیری  
مـا فحش می دهیم، شما فحش می دهید، آنها فحش می دهند 
مشغول کارهایم بودم که شنیدم فرزند ۵ ساله ام در حالی که با اسباب بازی هایش بازی می کرد، خطاب به یکی از آنها گفت: «آهای، کله پوک! مگه با تو نبودم؟» گفتم: «حسین! حرف بد؟» نگاهم کرد و گفت: «من نبودم.» و بعد به سرباز پلاستیکی ای که در دست داشت، اشاره کرد... 
 
و گفت: «این بود!» گفتم: «پس به سربازت بگو حرف بد نزنه؛ وگرنه هردومون از دستش ناراحت می شیم.» و او هم همین را به سربازش گفت. نمی دانم تاثیر حرفم روی حسین تا چه حدی بود و اصلا آیا او با شنیدن این همه حرف های بد در فیلم ها و کارتون ها و آدم های اطرافش باز هم این کار را تکرار خواهد کرد یا نه؟ تنها کاری که از دست من ساخته است، همین است که دائم در گوشش بخوانم این حرف بد است و آن حرف، خوب. اما دکتر نسرین امیری، فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، می گوید بیش از اینها از دست یک پدر و مادر ساخته است. موضوع گفتگوی من با دکتر امیری، بچه های بددهن است. با ما همراه شوید. 
 
▪ خانم دکتر! بچه هایی که معنی فحش و ناسزا را درک نمی کنند، چرا گاهی وقت ها فحش می دهند؟ 
 
ـ اینکه کودکان اقدام به فحاشی می کنند، چند علت می تواند داشته باشد؛ یکی از علت هایش این است که ما الگوی بچه ها هستیم؛ یعنی کودک در محیطی قرار می گیرد که اطرافیانش به این شکل صحبت می کنند. در نتیجه، این قضیه برای کودک عادی می شود زیرا در این محیط رشد و پرورش می یابد. در چنین مواردی ما درمان هایمان را به سمتی پیش می بریم که بتوانیم محیط را تغییر دهیم. علت دیگر فحاشی کودکان می تواند این باشد که آنها نمی توانند خشم خود را کنترل کنند و فحش دادن در حقیقت، یک نوع ابراز خشم و پرخاشگری کلامی است؛ مانند مواردی که کودکان در حالت خشم کتک کاری می کنند یا چیزی از این قبیل. در واقع این حالت یک نوع برخورد ناشی از عدم کنترل خشم است. در چنین مواردی، علاوه بر اینکه باید از روش های کنترل خشم استفاده کنیم، باید زمینه این رفتارها را نیز بررسی و ارزیابی کنیم. گاهی اوقات ممکن است کودکان در حالت افسردگی، پرخاشگر شده و ناسزا بگویند. گاهی بعضی بیماری های جسمانی سبب ایجاد اضطراب در کودکان می شود و همین باعث پرخاشگری و در نهایت فحاشی می شود. 
 
▪ واقعا؟! مثلا کدام بیماری می تواند کودک را به پرخاشگری و فحاشی وادار کند؟ 
 
ـ مثلا می توانم به بیماری پرکاری تیرویید اشاره کنم که باعث می شود کودک زمینه بیمارگونه ای از اختلالات اضطرابی و افسردگی را پیدا کند که خود این عامل، زمینه ای برای فحاشی کودکان است. البته فحاشی می تواند به مشکلات رفتاری کودکان (مانند لجبازی) نیز برگردد. بچه های لجباز می دانند که فحش دادن کار بدی است و اطرافیان را ناراحت می کند و به همین علت شروع به ناسزاگویی می کنند تا محیط اطرافشان را طبق نظر خودشان کنترل کنند. 
 
▪ پس برای کنترل ناسزاگویی کودک، اول باید این مشکلات زمینه ای را کشف و درمان کنیم؟ 
 
ـ بله! برای رفع مشکلات بیمارگونه کودک باید حتما مداخلات درمانی صورت بگیرد. در مورد الگو گرفتن کودک نیز قطعا باید محیط را تغییر بدهیم و در مورد لجبازی ها هم معمولا ترکیبی از تغییر محیط و رفتاردرمانی برای کودکان در نظر می گیریم تا این گونه لجبازی ها را به طور کلی درمان کنیم. 
 
▪ گاهی اوقات کودکان دچار تعارض می شوند از این جهت که والدین شان آنها را از بعضی حرف ها منع می کنند اما همان حرف ها را خودشان به زبان می آورند یا کودک، آنها را از برنامه های تلویزیونی می شنود. این امر چه تاثیری روی کودک می گذارد؟ 
 
ـ همان طور که اشاره کردم، یکی از علت های شایع فحاشی کودکان، الگو قراردادن والدین و اطرافیان است. همه رفتارهای اجتماعی ما آموزشی است. به عنوان نمونه همه ما وقتی به دنیا آمدیم بعد از مدتی فهمیدیم که وقتی انسان ها با یکدیگر برخورد می کنند سلام می کنند بنابراین یاد گرفتیم که وقتی به فردی رسیدیم به او سلام کنیم. وقتی در یک خانواده افراد به هم فحش می دهند و سر هم داد می زنند این رفتار عادی می شود و کودک آنها را به راحتی یاد می گیرد و اجرا می کند. بنابراین رفتارمان بیشتر از کلاممان پیام می دهد. پس اگر می خواهیم به کودکی بگوییم که فحش ندهد، اول باید روی خودمان تسلط داشته باشیم و اگر نتوانیم بر خودمان تسلط داشته باشیم، نباید امید داشته باشیم که کودکمان خوب تربیت شود و ناسزا نگوید. بنابراین محیطی که ما کودک را در آن پرورش می دهیم، بسیار مهم است و کودک همه رفتارهای خود مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن، حرف زدن و سایر رفتارهایش را از افراد خانواده الگو می گیرد. ممکن است ما به کودک بگوییم فحش دادن زشت است ولی او نگاه می کند تا ببیند ما چه کاری انجام می دهیم. اگر فحش دادیم و اقدام به ناسزاگویی کردیم او الگو می گیرد. 
 
▪ اگر والدین و اطرافیان هم رعایت کنند باز هم ممکن است کودک با دیدن بعضی برنامه های تلویزیونی، این قبیل حرف ها را یاد بگیرد. 
 
ـ خب، اینکه ما می گوییم کودک نباید هر نوع برنامه ای را ببیند، دلیلش همین است. از طرفی اگر الگوی مناسبی از خودمان در بین نباشد، کودک ممکن است آن حرف بد را به کار ببرد اما وقتی برایش توضیح بدهیم که این هنرپیشه ای که این حرف را زده، کار بدی انجام داده و حرف زشتی زده است یا اگر توضیح بدهیم که این فرد آدم خوبی نبود که این کار را انجام داد، این رفتار در کودک مستمر نمی ماند و بعد از مدت کوتاهی محو می شود و دیگر آن را تکرار نمی کند. کودکی که دایم فحاشی می کند، در مقوله هایی می گنجد که در ابتدا گفتم و این طور نیست که فقط با دیدن یک فیلم فحاشی کند. 
 
▪ حالا اگر اطرافیان در کنار کودک اقدام به ناسزاگویی کنند، بهترین برخوردی که می توانیم با آن فرد داشته باشیم تا برای کودک هم آموزش محسوب شود، چیست؟ 
 
ـ ببینید؛ اگر یکی از والدین کودک بیمار باشد، ممکن است گاهی ناسزاگویی کند. بهترین کار در این موارد این است که برای کودک، بیماری والد را توضیح دهیم. به عنوان نمونه بگوییم که: «پدرت حالش خوب نیست» یا «پدرت رفتار نامناسبی انجام می دهد» یا ... مساله اصلی این است که باید بر حسب سن کودک به تحلیل این شرایط بپردازیم. اگر کودک دبستانی است و می توان با او در تعامل کلامی قرار گرفت با او صحبت می کنیم و مسایل را برایش توضیح می دهیم. اگر کودک در سنین نوجوانی است، می توانیم از او کمک و مداخله درمانی بگیریم. 
 
به عنوان نمونه از او بپرسیم: «به نظر تو چه کار کنیم بهتر است تا این مشکل پدرت حل شود؟» اگر کودکی خیلی کوچک است، توصیه می کنم والدین اجازه ندهند کودک در آن شرایط بیمارگونه برای مدتی طولانی قرار بگیرد زیرا کودکان کوچک تر بسته به جنسیت شان از والد همجنس فحاش شان الگو می گیرند بنابراین اگر هر کدام از والدین دیدند که والد دیگر از مساله ای ناراحت و عصبانی است و احتمال فحاشی و ناسزاگویی وجود دارد، کودک را از او دور یا حواسش را پرت کنند. اگر هم این مساله رخ داد و کودک درباره آن سوال کرد باید برای او توضیح دهند که این رفتار، رفتار مناسبی نیست. ضمن اینکه نباید وجهه والد را هم نزد کودک خراب کرد. 
 
▪ حالا اگر والدین سهوا جلوی کودک حرف بدی بزنند و بعد بلافاصله از او عذرخواهی کنند، آیا این عذرخواهی مورد قبول کودک قرار می گیرد و مشکل رفع می شود یا نه؟ 
 
ـ به شرطی که واقعا عذرخواهی باشد، بله! گاهی اوقات ما از حرفی که زدیم، خیلی هم خوشمان آمده ولی چون می بینیم کودک در حال تماشا کردن ماست، از او عذرخواهی می کنیم. در چنین مواردی کودکان خیلی هوشیارند و متوجه می شوند که ما از ته دلمان خیلی هم خوشحالیم که حرف زشتی را به کسی که از او خوشمان نمی آید، زده ایم. این رفتار ما تاثیر منفی بیشتری روی کودک می گذارد. 
 
▪ اگر کودک حرف زشتی زد، آیا می توانیم او را تنبیه کنیم؟ 
 
ـ حتما باید تنبیه اش کنیم ولی تنبیه از نظر ما به هیچ وجه به معنای خشونت نیست. تنبیه از نظر من یعنی محروم کردن. وقتی کودک ناسزا می گوید اولین مرحله تنبیه، محروم کردن او از حضور در جمع است که معمولا به اندازه سنش دقیقه تعیین می کنیم. به عنوان نمونه یک کودک ۵ ساله باید ۵ دقیقه از جمع جدا شود چون حرف زشتی زده است. اگر این محرومیت ها جواب ندهد به سراغ محرومیت از چیزهایی که مورد علاقه اش است می رویم. ضمن اینکه یادتان باشد وقتی تنبیه را به کار می بریم حتما برای رفتار عکس آن هم تشویق در نظر می گیریم. 
 
▪ اگر کودک بلافاصله عذرخواهی کرد تا چند مرتبه عذرخواهی اش را قبول کنیم؟ 
 
ـ عذرخواهی کودک را همان بار اول قبول می کنیم ولی عذرخواهی مانع تنبیه نمی شود. باید به او گفت: «تو را می بخشم ولی به خاطر حرفی که زده ای باید ۵ دقیقه در اتاقت تنها بمانی.» 
 
▪ آیا ناسزاگویی در بزرگسالان ریشه در دوران کودکی شان دارد؟ 
 
ـ بعضی هایش بله! بعضی هم می تواند عادتی باشد. کودکانی که در محیط های نامناسب بزرگ می شوند معمولا بددهن می شوند و این یک رفتار عادتی است که باید از همان کودکی اصلاح شود.
7. نویسنده کبوتر سفید, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۱ - ۱۴:۵۷:۳۱
با درود 
طبق عادت همیشگیم بعد از اینکه مطلبی رو نوشتم تمام نظرات میخونم و سعی دارم به همه اونها جواب بدم 
درباره صحبت کامبیز که نظر زدن رو داره کاملا باهاش مخالف هستم  
ومعتقدم به جز در مواردی خاص  
از شیر فرهادم ممنونم ولی فکر میکنم خیلی تخصصی و مخاطبای خاص خودشو داره  
وفکر میکنم اگه به جای قسمت نظرات در یک مطلب جداگانه نقل میشد خیلی بهتر بود  
طغرلم که به صورت طنز گونه بیان کرده 
و خطاب به دو منتقد که نظرشون رو با نام های بچه وفرشید بیان کرده بودند باید بگم هدف از نوشتن این مطب نشان دادن قسمت کوچکی از مشکلات جامعمون وگرنه من خودمم زیاد پاستوریزه بودن دوست ندارم 
در آخر مرسی از این که نظر دادین
8. نویسنده فرشيد, در ۱۳۸۹/۱۲/۲۱ - ۲۳:۵۵:۵۹
با بهترين درودها،كبوتر سفيد گرامي بهترين ها را برايت آرزو دارم و از اينكه به نظرات توجه كردي ازت سپاسگزارم. درود بر تو

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات