| جشن درختکاری |
|
|
| داریوش شاهمردانی | ||||||||
| ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ | ||||||||
|
معلم با گچ سبز روی تخته سیاه رنگ و رو رفته ای نوشت : امروز پانزدهم اسفند روز درختکاری است و دانش آموزی اجازه می گیرد و این شعر را می خواند: به دست خود درختی می نشانم به پایش جوی آبی می كشانم كمی تخم چمن بر روی خاكش برای یادگاری می فشانم درختم كم كم آرد برگ و باری بسازد بر سر خود شاخساری چمن روید در آنجا سبز و خرم شود زیر درختم سبزه زاری به تابستان كه گرما رو نماید درختم چتر خود را می گشاید خنك می سازد آنجا را ز سایه دل هر رهگذر را می رباید به پایش خسته ای بی حال و بی تاب میان روز گرمی می رود خواب شود بیدار و گوید: ای كه اینجا درختی كاشتی روح تو شاداب و معلم چگونه او را تشویق می کند؟ بچه ها به خانه بروید و هر کدام با بیل و نهالی به مدرسه بیایید و به یادگار نهالی در این مدرسه بکارید، زمانی طول نمی کشد همه کلاسها تعطیل و مدرسه محل آموزش درخت کاری، شناسایی درختان و روش کاشت آن می شود. خاطره دوستی بود که در مدرسه ابتدایی در روی یک نیمکت می نشستیم و اکنون توانسته است جان هزاران نونهال ایرانی را نجات دهد. درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد با صنعتی شدن و شهر نشینی جماعت زرتشتی و با گسترش شهرها کمتر فرزند جماعت است که چنین امکاناتی در اختیار داشته باشد و درخت به عنوان ریه شهرها نیاز است، همه توقع داریم سازمان های شهری مربوطه ومنابع طبیعی و شهرداری ها دست به کار شوند ولی مسئولیت ما در این زمینه چیست؟ من و تو با دست هایمان نهال کوچک را به خاک سرد اسفند می سپاریم و آفتاب، گرمای خویش را نثارش می کند خاک مواد مغذی اش را در اختیارش می گذارد هوا گاز های مورد نیازش را تامین می کند ولی منتظرباران می ماند یا چشم به راه آبی می ماند تا رهگذری سیرابش کند و ریشه و ساقه و برگهایش جان بگیرند وبه درختی تنومند تبدیل شود، چشم را نوازش می دهد و زبان را به تسبیح وا می دارد. ما با هم در روز درختکاری قرار مان را از یاد نمی بریم و همدیگر را به کاشت و حفظ این موجود زیبای خداوندی سفارش می کنیم. درخت، طلای سبزی است که زیستن، شکوفایی، حرکت و پویایی را به ما می فهماند. خداوند این موجود سبز و بابرکت را مایه عبرت، حکمت و قدرت خویش قرار داده است، اشو زرتشت در پیامش به ما فرموده اند: "کسی که درخت می کارد راستی می افشاند." آنچه مهم است برای همبستگی بیشتر و آشنایی بیشر زرتشتیان با هم، انجمن ها، سازمان ها و کانون ها و باشگاه ها با برنامه ریزی صحیح و آموزش برای کاشت درخت و همچنین آبیاری و رسیدگی به درختان و محیط زیست آنچه اشو زرتشت وظیفه هر زرتشتی می داند، اعضایشان را در طبیعت سبز مانند آرامگاه ها، زیارتگاه ها و آدریان ها و محل هایی که می توان درخت کاشت حاضر شوند تا همبستگی و وحدت ما مثل همیشه پایدار و جاوید باشد و بتوانیم از محیط هایی که داریم درست بهره ببریم و درخت بکاریم و خدای نکرده نهالی را نکاریم که بعد آبیاری نشود یا محیط مساعدی در اختیارش قرار نگیرد. دانشمندان محیط زیست و کشاورزی معتقدند ."یک هکتار جنگل کاج می تواند 36 تن گرد و غبار را در عرض سال پاکیزه کند." پس برای داشتن هوای سالم و جلوگیری از ضایعات هوای آلوده، با کاشت درختان سازگار با وضعیت جوی ایران و با در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی خشک و کم باران اغلب مناطق کشور، می توان محیط زیست را لطیف و با طراوت کرد. طبیعت و فضای سبز وسیله ای برای بقای بشری و حفظ زیبایی شهر است و به عنوان میراثی ارزشمند به همه انسانها تعلق دارد. انبوه درختان سبب پدید آمدن محیط زیست برای پرندگان، گیاهان و جانوران مختلف می شود. درختكاری در ایران دارای پشتوانهای از علایق ملی و سنت تاریخی است، تاریخ نشان میدهد که ایرانیان باستان، جشنهای خاصی داشتند و در این جشنها به درختکاری پرداخته و به خاک و زراعت احترام میگذاشتند علاوه بر این درختكاری با اعتقادات مذهبی مردم نیز پیوند دارد، تا حدی كه كاشت درخت نوعی عبادت محسوب می شود. اگر انجمن زرتشتیان یزد گامی در این مورد برداشته بیایید با آنها همکاری و هماهنگی لازم را انجام دهیم. حتی با کاشتن یک نهال کوچک، کشوری زیبا و آباد را برای خویش مهیا کنیم و نمونه ای برای آغاز مجدد تلاشهایمان در این زمینه در سراسر کشورباشد. پانزدهم اسفند سالروز تولد درخت پر باری در زمینه مطالعات ایران باستان وادبیات مزدیسنی است. در سال 1264 هجري شمسي ابراهيم پور داوود استاد و محقق معاصر در رشت به دنيا آمد. وي پس از طي تحصيلات مقدماتي در رشت به تهران آمد و در مکتب درسي ميرزا محمد حسينخان به تحصيل علوم پزشکي مشغول شد. وي پس از آن به بيروت، باکو و فرانسه رفت و در فرانسه به تحصيل حقوق مشغول شد. او در سالهاي جنگ جهاني و در زمان اشغال ايران به دست متفقين با انتشار روزنامه اي به نام «رستخيز» به نکوهش متجاوزان پرداخت. وي پس از آن دوباره به اروپا رفت و اين بار به تحقيق درباره ايران باستان مشغول شد. او همچنين مدتي استاد دانشگاه «ويسويهاري» هند بود. پور داوود سپس به ايران بازگشت و به تدريس حقوق در ايران باستان و ادبيات ايران باستان مشغول گرديد. اين استاد فرزانه سرانجام پس از عمري تلاش در جهت نشر معارف در سال 1347 ه.ش درگذشت . بازدید: 607
|
||||||||