خاطرات او و ما افسانه نیست مستی ی ما از می و میخانه نیست
عشق ما از یار دیرینست و بس او بما نزدیک و اندر خانه نیست
دارد اندر قلب ما جا از قدیم سوزشم از خویش و از بیگانه نیست
مرغ عشقم آنچنان گشته اسیر کاین زمان در فکر آب و دانه نیست
آن سر پرشور و پرگفتارها سالها بگذشته و بر شانه نیست
چون شکسته دل دگر دلدار نیست خانه خالی گشته و جانانه نیست
بینم اندر روزگار خود چنین شمع اندر سوزش و پروانه نیست
بین یاران گفتگو بسیار و لیک عشق پیدا عاشق دیوانه نیست
گفته غیبی با صدایی پرطنین گشته ویران خانه و کاشانه نیست
بازدید: 445
یادداشت ها (2)
1. نویسنده گودرز, در ۱۳۸۹/۱۲/۰۶ - ۱۱:۳۰:۳۷ عشق و می و میخانه و معشوق همینجاست هر کس که شد عاشق بی کس و جانانه نیست غیـبی با بلـند آوایـی گـفـت از عـشق پـاک عشق پاک میماند ای گودرز نیازش خانه نیست به دوست عزیزم جناب پرویزغیبی-ماوندی
2. نویسنده فرشید, در ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ - ۰۳:۲۶:۴۰ آقای غیبی از شعر شما لذت می بریم و افتخار میکنیم به شاعران عزیز زرتشتی ،زنده و پاینده باشید .
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید