• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


گفتگو با شیرین خوبچهر، از مادران موفق زرتشتی
چاپ ارسال به دوست
فرحناز چهلمرد   
۰۲ اسفند ۱۳۸۹
Image
به مناسبت جشن سپندارمزدگان به گفتگو با شیرین خوبچهر نشستیم، مادری که 5 فرزندش، هر کدام افتخاراتی را برای جامعه زرتشتی به دست آورده اند و خود نیز در زمینه های اجتماعی و ورزشی فعال است.

این گفتگو را در ادامه مطلب بخوانید:

خود را معرفی کنید و تحصیلات و سوابق اجتماعی و کاری خود را بگویید .

بیاری اهورامزدا، من شیرین خوبچهر فرزند روانشادان کیخسرو خوبچهر و همایون ویسپرد هستم، تحصیلات ابتدایی را در مدارس زرتشتی گیو و انوشیروان گذراندم و اکنون در رشته تربیت بدنی شاخه مدیریت دانشگاه آزاد تهران مشغول تحصیل هستم. در مورد هنر در رشته های خیاطی و قالیبافی دیپلم درجه یک را دریافت کرده ام و در امور ورزشی در رشته بسکتبال و پرتاب وزنه و بدمینتون  فعالیت داشتم و دارم. با یاری ورزشکاران در شهریور 1389در شهر شیراز گروه ورزش همگانی ورهرام را تشکیل دادیم و با ورزشکار ان در رشته های بدمینتون، کوه نوردی( با برگزاری گل گشت ) و فوتبال و رشته های دیگر ورزشی همگام با ورزشدوستان همکیش با همازوری در راستای گسترش ورزش همگانی تلاش می کنیم و ورزش را در مهد کودکها و خانه سالمندان و کلاسهای دینی و دیگر ارگانهای زرتشتی در سراسر کشور گسترش می دهیم. ما همه  کوشش می کنیم با پیاده روی همگانی در روز ورهرام ایزد به سوی شاه ورهرام ایزد، نیاش و دین و ورزش را بهم پیوند زنیم. بتازگی هم مسئولیت هماهنگی زمینهای ورزشی در آدریان بزرگ را به عهده گرفته ام و امید وارم که همه بتوانیم با یاری خدا و همازوری، پایه ورزش جامعه را روی اصول دانش و علوم  ورزشی بنا نهیم. تا نخست سلامتی تن و روان، در جامعه پایدار بماند و در کنار آن بتوانیم سکوهای پیروزی را از آن خود سازیم.

چند فرزند دارید وموقعیت اجتماعی فرزندان و فعالیتهای آنان چگونه است.

 من همسر آقای اسفندیار جهانگیری هستم و پنج فرزند دارم چهار دختر و یک پسر

دکتر نوشین جهانگیری فرزند اول خانواده هستند و در رشته پزشکی دوره تخصص را در خارج از ایران می گذراند. از نظر دینی ایشان دوره هیربدی را زیر نظر کنکاش موبدان گذرانده و در مسابقات مانتره در زمینه گاتا شناسی سالهای پی در پی دارای مقام هستند و عضو فعال کانون دانشجویان بوده اند. از نظر ورزشی مربی بدمینتون بوده و در این رشته دارای مقام کشوری می باشند. ازدواج کرده اند و دو فرزند دارند .

دکتر راشین جهانگیری فرزند دوم خانواده  می باشند و درحال حاضر در جهت ادامه تحصیل جهت تخصص در رشته پزشکی، خود را آماده می سازند. از نظر دینی دوره هیربدی را زیر نظر کنکاش موبدان گذرانیده و در حال حاضر در آموزش گاتاخوانی از روی خط دین دبیره در کلاس دینی فعالیت دارند. ایشان سالهای پی در پی مقامدار گاتا شناسی و گاتاخوانی در مسابقات مانتره هستند و داوری اوستا و گاتا خوانی مسابقات مانتره را به عهده دارند و در حال حاضر سخنرانی دینی مراسمهای متفاوت را به عهده دارند و به تازگی در امتحان موبدیاری موفق گردیده و در روز 29 بهمن 1389 مقام ارزشمند موبدیاری را کسب کردند، از نظر ورزشی ایشان مربی بدمینتون و مقامدار این رشته هستند ازدواج کرده اند و یک فرزند دارند.

دکتر ویدا جهانگیری  فرزند سوم خانواده هستند که در حال حاضر خود را برای امتحان تخصص در رشته پزشکی در خارج از کشور آماده می کنند. از نظر دینی ایشان نیز دوره هیربدی را زیر نظر کنکاش موبدان گذرانیده است و سالها مقامدار مسابقات مانتره در زمینه گاتا خوانی و گاتا شناسی بوده اند و چندین سال داوری گاتاخوانی و اوستا خوانی در مسابقات مانتره  را به عهده داشته اند. از نظر ورزشی در رشته تنیس فعالیت می کنند. ازدواج کرده اند و تشکیل خانواده داده اند

مهندس پیمان جهانگیری فرزند چهارم هستند که در رشته معماری ساختمان تحصیل کرده اند. از نظر دینی در گاتا خوانی و گاتا شناسی در مانتره شرکت داشته و در گاتا خوانی دارای مقام هستند. از نظر ورزشی در رشته های هندبال و تنیس روی میز و شنا فعالیت می کنند و در رشته هند بال و تنیس روی میز مقام دارند.

شیوا جهانگیری فرزند پنجم می باشند و دانشجوی سال سوم در رشته  فنآوری اطلاعات هستند. در زمینه دینی در مسابقات مانتره شرکت داشته و در رشته گاتا شناسی دارای مقام هستند. در زمینه ورزشی مربی بدمینتون و در رشته های شنا و دومیدانی مقامدار هستند.

آیا خودتان را مادری  موفق میدانید و دلیلتان چیست ؟

در مورد این سوال که آیا خودم را مادری موفق می دانم، باید بگویم که شخصی در زندگی موفق است که هدف داشته باشد و وظیفه خود را بشناسد و با برنامه ریزی و کار و کوشش و هماهنگ کردن اندیشه و وجدان، در راه راستی گام برداشته و وظایف خود را به انجام برساند. من و همسرم تصمیم گرفتیم با همازوری و همفکری وظیفه خود را انجام دهیم و فرزندانمان را دین شناس و دین دار و دین گستر و خردمند و دانا تربیت کنیم.

به نظر شما سهم پدر و مادر در تربیت فرزندان چقدر است ؟

من همکاری پدر و مادر را در تربیت فرزند بسیار می دانم و ایمان دارم پدران  و مادرانی که خود خوب و درست بار آمده باشند، یعنی درس خود شناسی و در نهایت خدا شناسی را آموخته باشند و یاد گرفته باشند که چگونه خرد و وجدان خود را بکار گیرند و خواسته نابجا و خشم خود را مهار سازند و از تنبلی و بیکاری دوری کنند و تنها در راه راستی و کارهای خوب به رقابت بپردازند و بطور خلاصه اندیشه و گفتار و کردار نیک داشته باشند می توانند فرزندان را خوب تربیت کنند زیرا آنان نخستین الگوی رفتاری و گفتاری فرزندان خویش هستند.

به نظر شما عدم وجود مادر چه تاثیری بر زندگی فرزندان دارد؟

در خانواده هایی که متاسفانه فرزندان از نعمت مادر محرومند، اعضای دیگر خانواده باید با همازوری و همفکری و برنامه ریزی درست، بار توجه و محبت و دلسوزی و همدلی و همچنین نقش تربیتی و آموزشی و مادر را بر دوش کشند  تا فرزند کمتر کاستیها را احساس کند، پدر باید توانایی خود را بشناسد و آن را شکوفا سازد و نیازها و کمبودهای بوجود آمده در زندگی را بهبود بخشد.

وجود فرزندان  خوب در خانواده نقش میوه زندگی را دارند به گونه ای که می توان بیاری آنان بذر راستی را در جهان گسترش داد. در جهان انسان می تواند دین مزدا داده را گسترش دهد و جهان را از نو سازد وجود فرزندان سبب به تکامل رسیدن خانواده می گردد و اگر خانواده ای دارای فرزند نباشد، می تواند در سایه خود، بذرهای دیگری را در جهت راستی پرورش دهد و خانواده خود را به تکامل برساند.

وجود فرزند چه تاثیری روی زندگی والدین دارد؟

اگر خواستن فرزند، هدفمند و برنامه ریزی شده باشد و امکانات آموزش و پرورش او مهیا باشد به اوج رسیدن فرزندان، خانواده را توانمند ساخته و به تکامل می رساند و عکس آن هم امکان دارد، هر کاری بدون برنامه، محدودیت و مشکلات خودش را دارد و تربیت فرزند با مشکل مواجه می شود. ما با چگونگی تربیت فرزند می توانیم فرزندی درستکار و یا فرزند ناراست داشته باشیم، فرزند خوب می تواند خانواده را در راه راستی به سوی پیشرفت و سربلندی ببرد و در نهایت سبب گسترش آیین راستی می گردد اما فرزند ناراست برای به تکامل رسیدن خانواده محدودیت ایجاد می کند و مانع پیشرفت و خوشبختی می گردد.

قبل از بدنیا آمدن فرزندان چه آرزویی داشتید و بعد از بدنیا آمدن فرزندان چقدر آز ان آرزوها بر آورده  شده است؟

در مورد آرزوهای قبل از فرزند دار شدن باید بگویم ادامه تحصیل و کسب هنر و فرزند دار شدن آرزوی من بود. من کوشش کردم با برنامه ریزی و همکاری همسرم و فرزندانم  آرزوهایم را یکی بعد از دیگری برآورده سازم.

آیا شده بخواهید کاری را بی دغدغه انجام دهید و بچه ها مانع شده باشند؟

خوب واضح است که تربیت و پرورش فرزندان و توجه و ابراز محبت به آنان بسیار وقت و تمرکز می خواهد. در زندگی گاهی کاری پیش می آید که باید یکی را انتخاب کنیم فرزندان نیستند که مانع می شوند، بلکه این هدف و انتخاب ما است .

چه نکته ای را اگر به عقب بر می گشتید در زندگی بکار می بردید ؟

من فرزندانم را در هفت سالگی سدره پوش کردم اگر به عقب برمی گشتم آنها را زمانی سدره پوش می کردم که مانند امروز دین اشوزرتشت و مفاهیم گاتا را بدانند و در آزمون موفق شوند، آنوقت کمربند پیمان و افتخار کشتی را به کمرشان می بستم تا باور داشته باشد کمربند را به خاطر دانایی و توانایی بالایشان گرفته اند، نه به خاطر آداب و رسومی که فرزندان باید در 7-15 سالگی سدره پوش شوند و فرزند آستین موبد را بگیرد و موبد کشتی را بر کمرش ببندد و هیچ چیز از دین و آیین ندانند.

بهترین لحظات زندگی شما چه موقعی است ؟

 بهترین لحظات زندگی من این است که همه جهانیان را در سلامتی و آرامش و پیشرفت و شادی ببینم .

بهترین خاطره نسبت به فرزندانتان چیست؟

بهترین خاطره من نسبت به فرزندانم این است که وقتی برای اولین بار برای معاینه به دکتر می رفتم و صدای قلبشان را می شنیدم، برایم بهترین خاطره است چون برای من بهترین و بالا ترین نعمت بود.

بدترین خاطره نسبت به فرزندانتان چیست؟

خدا را شکر می کنم که خاطرات بدی از فرزندانم ندارم. من با تربیت فرزندانم  این باور را بوجود آوردم که بهتر و بدتر بودن فرزند به جنس آن نیست، بلکه به تربیت و پرورش آن است، هرکس باید با گفتار و کردار نیک خود در جهان جاودان بماند نه با داشتن فرزند پسر، امروز بزرگان و اندیشمندان و دهشمندان و آموزگاران و........ را از نظر داشتن فرزند پسر به نیکی یاد نمی کنند، بلکه  رفتار نیک آنان سبب جاودان شدن نامشان گردیده است. داشتن فرزندان نیک نمایانگر کردارنیک پدر و مادر است و ستودنی است، اما برای جاودان شدن کافی نیست. راستی را باید در جهان گسترش دهیم و گرنه  بدنیا آوردن فرزند و تربیت فرزند درستکار، تنها یک وظیفه است و باید انجام داد و کوتاهی از آن ننگ به همراه دارد چون فرزند بد نشانگر کوتاهی از انجام وظیفه والدین است.

چه امکاناتی در زندگی مادر امروز هست که در آن  زمان نبوده است ؟

در آن زمان، ما بیشتر از تجارب و نصیحتهای بزرگترها  و یا از کتابهای متفاوت استفاده می کردیم، اما امروز با وجود رسانه ها و گسترش اطلاعات و اینترنت کمتر از تجارب گذشتگان استفاده می شود و مادران  به مسائل با دید علمی می نگرند.

چه مشکلاتی مادران امروزی دارند که در آن زمان نبوده است؟

مشکلاتی که مادران امروزی دارند این است که باید در بیرون از خانه کار و فعالیت کنند تا چرخ زندگی بچرخد  متاسفانه پدران در زندگیهایی که مادر وقت و توجه و فکر خود را درمدیریت داخل منزل و تربیت فرزند و آرامش زندگی می کند و درآمد روزانه و یا ماهانه و سالانه ندارد ارزشی قائل نیستند و فکر می کنند که مادران در زیر سایه خوابیده و تنها آنان زحمت می کشند. چرا که درآمد روزانه و یا ماهانه ندارند. از دیدگاه آنان همسری که هم پای آنان بتواند چرخ اقتصاد خانواده را بچرخاند  در زندگی شریکی توانمند است در حالیکه غافلند محبت و آرامش خاطری که فرزند در حداقل هفت سال اول زندگی از مادر خود دریافت می کند، پایه آرامش روان او را در طول زندگی تقویت می کند. متاسفانه تجملات و آدابهای کاذب و چشم و همچشمی ها، در این زمان مادران را وادار کرده تا فرزند خود را به مهد کودکها یا پرستاران بسپارند تا درآمدی کسب کنند و نیازهای کاذب خود را برآورده سازند.

اگر زندگی مادران آن زمان رامثال بزنم ما همیشه در منزل و در کنار فرزندانمان به تهیه رب گوجه و رب انار و آبلیمو طبیعی و گاهی نان و شیرینیهای خانگی، شور و ترشی و غذاهای متنوع خانگی و بهداشتی و طبیعی می پرداختیم و بندرت از غذاهای بیرون استفاده می کردیم و از نظر پوشاک بافتنی و یا از پارچه لباسهای خود و فرزندانمان را می دوختیم و یا با میل و قلاب  بلوز و ژاکت  شال و کلاه و دستکش و جوراب زمستانی و حتی رومیزی و روتختی و ....می بافتیم و در کنار آن  فرزندمان را آموزش می دادیم تا خوب و بد را تشخیص دهند و در هفت سال اول زندگی فرزندان را از محبت سیراب می کردیم، فرزند با خانواده بر سر یک سفره می نشست و غذا می خورد. او معنی خانواده و همبستگی را از همان کودکی  می آموخت و در ذهنش نقش می بست او به محبت پدر و مادر وابسته می گشت و تا زمانی که پدر و مادر دوران پیری را می گذراندند به خاطر برآورده ساختن نیاز محبتش از آنها دور نمی شد و تنهایشان نمی گذاشت او از محبت پدر و مادر لذت می برد و خاطرات آنان را حتی بعد از مرگ با مراسم زنده نگاه می داشت و فراموش نمی کرد او قدر و ارزش پدر و مادر را می شناخت زیرا با آن آرامش می یافت. 

اما مادران امروزی، تحصیلات بالایی دارند، در آمد خوبی دارند و همپای همسرشان چرخ زندگی را می چرخانند، استعداد هایشان را می شناسند و آن را شکوفا می سازند. بیشتر در اجتماع هستند و نقشهای خوبی در جوامع بیرون دارند و گاهی  به مقامهایی بالاتر از مردان در زمینه علمی، هنری و ورزشی و دینی و...دست می یابند. مهد کودکها  نیز از یک نظر چون مربی های زیادی دارند و به فرزندانمان آموزش می دهند و استعدادهایشان را شکوفا می سازند و فرزندانمان را اجتماعی بار می آورند. اما باید باور کنیم که فرزندان امروزی کمتر از گذشته از محبت مادر بهره می گیرند.

اگر می شد مادران بیشتر وقتهایی که فرزندشان در منزل است، کمبودهای محبت او را جبران کنند و فرزند را نسبت به خود وابسته سازند، فرزند به خاطر وابستگی به محبت مادر و پدر در زمان پیری آنان را تنها نخواهد گذاشت.

مادر و زن و دختر نمونه چه ویژگی باید داشته باشند ؟

برای نمونه شدن خردمندی لازم است

بانویی  که همه جوانب و امکانات را در نظر داشته باشد و با  هدف و برنامه ریزی مناسب و ایجاد شرایط محیطی خوب مقام مادری را بپذیرد مادری نمونه خواهد بود. او خواهد توانست فرزندانی آگاه و خردمند و دلسوز و مهربان برای  جامعه تربیت کند.

به نظر من دختری که همیشه در زندگی با خرد و وجدان خود مشورت کند و دانش کسب کند راه راستی را انتخاب می کند و در راه راستی دارای ویژگیهایی چون پاکدامنی و خردمندی و نیک اندیشی می گردد که بسیار ستودنی است و نمونه است.

وقتی دختری نمونه باشد حتما خردمند است او دانش همسر داری را کسب می کند و با یاری خرد و وجدان خود نسبت به زندگی مشترک وفادار می ماند.

چه حرفی برای مادران جوان دارید ؟

از مادران جوان می خواهم که همیشه خرد و وجدانشان را هماهنگ کرده و در راه کسب دانش بکار گیرند، خشم و خواسته نابجا را با خرد خود مهار کنند و از تنبلی دوری کنند، نیازمندان را دستگیری کنند، احترام به یکدیگر را فراموش نکنند، پاکی و راستی را سر لوحه زندگی خود قرار دهند، با ورزش و تغذیه به فکر سلامتی تن و روان خود باشند. سدره و کشتی را همیشه بر تن داشته باشند و این نماد ظاهری زرتشتی را در جامعه گسترش دهند، خود را باور داشته باشند. دانش خود شناسی و انسان شناسی و خداشناسی را فرا گیرند. باور داشته باشند که با مردان برابرند، استعدادهای نهفته خود را شکوفا سازند. فرزندان نیکو بدنیا آورند و دین راستین اشوزرتشت و آیین راستی را برای گسترش به آنان بسپارند.

چه حرفی برای فرزندان زرتشتی دارید ؟

امیدوارم که فرزندانی خردمند باشند و با وجدان بیدار زندگی کنند، ادب و دانش خودشناسی را در کنار علوم های دیگر، بیاموزند تا با آگاهی کامل ارزش و قدر پدر و مادر و خانواده خود را درک کنند و از محبت آنان بیشترین بهره را ببرند، به همراه همان حرفهایی که برای مادران جوان داشتم.

به نظر شما مهمترین چالش و کاستی در جامعه برای مادران چیست ؟

به نظر من بعضی از مردان جامعه هنوز باور ندارند و نمی خواهند باور داشته باشند که زنان در جامعه نقش مکمل را دارند و نقش آنها با مردان برابر است و هیچ یک را بر دیگری برتری نیست، گاهی ممکن است در شرایط متفاوت برای بقای جامعه  نقش یکی پررنگتر از دیگری گردد و به نسبت کم و زیاد شود، اما برای بقای جامعه یکی باید کمبودها و کاستیهای دیگری را پوشش دهد و گرنه دیگر جامعه تکامل یافته ای وجود نخواهد داشت. ما زنان وظیفه داریم نقش خود را درهر جامعه ای (خانواده تا جوامع بزرگ) پررنگتر سازیم تا این باور را نهادینه گردانیم.

از مسولین کشور و جامعه برای زنان چه درخواستی دارید؟

یکی از بزرگترین بخششهای خداوند به انسان پوشاک است که ما را از گزند سرما و گرما و بیماریها در امان می دارد، پوشیدگی مناسب، نشان دانایی، شخصیت، پارسایی و پاکدامنی انسانها ست.

ما زنان ایرانی و زرتشتی پوشش را نشان تمدن و فرهنگ بالای انسانی می دانیم و افتخار می کنیم که از گذشته های دور این فرهنگ در ایران زمین وجود داشته است و ما آن را تا به حال حفظ کرده ایم. من از مسئولین جامعه خواهانم که  طرحهای پوشاک مناسبی را برای بانوان و آقایان مطابق با فرهنگ ایرانی بصورتی پوشیده و زیبا و مدرن با رنگهای شاد و مردم پسند در نظر بگیرند و این فرهنگ و پوشش دیرینه را زنده نگاه دارند.

پیشنهاد دیگر اینکه قانونی را بگذارند تا برای بانوانی که تمام وقت خود را در منزل به مدیریت خانواده می پردازند و تمام عمر خود را در منزل زحمت می کشند، حقوقی مادی در نظر گرفته شود .تا نقش مستقیم آنان در گرداندن چرخ اقتصاد خانواده آشکارو پر رنگتر گردد.

از مسئولین زرتشتی هم کمال سپاس را دارم که با موبدیار شدن بانوان زرتشتی موافقت کردند و برابری زن و مرد را با کردار نشان دادند.

در کل من فکر نمی کنم که کار خاصی کرده باشم من تنها وظیفه انسانی خود را انجام داده اما ادب حکم می کند، جهت احترام به شما پاسخگوی پرسشهایتان باشم .

ما خانواده های بسیاری در جامعه زرتشتی داریم که بسیار موفق بوده اند و حق تقدم با آنانی است که علاوه بر انجام وظیفه انسانی راستی را نیز گسترش داده اند و جهان را نو ساخته اند، چه خوب است که آنان نخست شناخته و معرفی  گردند، مخصوصا کسانی که در راه انجام وظیفه و در جهت اهدافشان با مشکلات زیادی روبرو بوده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند و بر آن غلبه کرده اند، امیدوارم که در راهی که پیش گرفته اید موفق و پیروز باشید.


بازدید: 761

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۱۲/۰۳ - ۰۷:۲۳:۲۷
اهورا مزدا شما را هر چه بیشتر در ادامه زندگی موفق گرداند به شما تبریک می گویم برای تربیت چنین فرزندانی مخصوصا خانم دکتر راشین جهانگیری./.
2. نویسنده گروه كوهنوردان ز, در ۱۳۸۹/۱۲/۰۴ - ۰۸:۲۱:۴۴
آرزوي ما پيشرفت شما ، خانواده گراميتان وجامعه زرتشتي به سمت آرمان‌ها و اهداف عقايدشان است ا؛ميدواريم راهي كه پيش گرفته ايد موفق و سربلند باشيد و هميشه رهنماي جامعه خوشنام زرتشتي. 
تندرست زيويد تا زيويد به كامه زيويد

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات