| عشق چه چیزی می باشد؟ |
|
|
| کودک نفهم | |||||||||||||
| ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ | |||||||||||||
|
بابایی عشق چه چیزی می باشد؟ عشق یعنی اینکه من و مامانت اینهمه ساله داریم تو رو تحمل می کنیم و خم به ابرو نمیاریم. به تو چه بچه، چکار داری عشق چه چیزی می باشد. دهنت هنوز بوی شیر میده، بعد از عشق می پرسی. برو بشین پای درس و مشقت. این بابایم هی دماغش رو تو آینه می بینه فکر میکنه خیلی گنده می باشد، بعد هی کوچولو بودن منو به رخ می کشه. از مامانم می پرسم عشق یعنی چی؟ او می گوید: عشق یعنی اینکه اینهمه سال بابایت رو تحمل می کنم و خم به ابرو نمیارم، حالا هم که از دستش خسته شدم و میخوام ولش کنم هی میگه هنوز تکلیف احوال شخصیه تو دین ما معلوم نیست پس فعلا عاشقم باش. از دایی کامی می پرسم عشق یعنی چی؟ میگه: عشق یعنی آی لاو یو. یعنی اینکه برو بیینیم دلت خوشه. یعنی اینکه تو آمریکا شیش تا گرل فرند داشتیم هیچ کدوم اینقدر زور نمی گفتن، اینجا یک زن داریم انگار برده گرفته هر روز باید ببریمش خرید، ببریمش آرایشگاه، ببریمش مهمونی. خلاصه عشق تو ایران خیلی سخت می باشد. زندگی با اعمال شاقه است. سوسن جون ولی می گوید: عشق یعنی اینکه شوهرت گرین کارت داشته باشه و تو رو ببره آمریکا، بعدش تو هم بری اونجا بشی جنیفر لوپز، هی تو پی ام سی نشونت بدن بعد که سوختی، یکی تو دارقوز آباد پیدا بشه و بگه اینجا دارقوزآباد آی لاو یو پی ام سی. این حرف سوسن جون یعنی چی رو خودتون بفهمین. آقا مدیر سایت میگه: عشق یعنی اینکه شب تا صبح و صبح تا شب بیدار بمونی. دوزار درنیاری و هر چی هم داری خرج کنی. کلی جوون مردم رو هم بکار بکشی تا خبرتهیه کنند و بزاری رو سایت بعدش بیان بهمون فحش بدن و بهت بگن جیره خوار. همون بچه جوون ها رو از تو جام و اردو و انجمن بندازن بیرون. بعد تهدید هم بشی. برو بابا دلت خوشه عاشقی کشکه. آقا مدیر انجمن میگه: عشق یعنی هموندان انجمن یهویی همه یکروز بیان توجلسه تا جلسه رسمیت پیداکنه. عشق یعنی اینکه یکنفر با اینکه نزدیک انجمنه هی تو کوچه و خیابون بچرخه و بره پیراشکی خسروی بخوره تا جلسه رسمی نشه، بعدش یهو بعد یکساعت و نیم بیاد تو جلسه و همه رو ذوق زده بکنه. عشق یعنی اینکه واسه حقوق دربون فلان پذیرشگاه کمیسیون بزاری ولی چون جلسه رسمی نمیشه، نمی تونی تصمیم بگیری که طرف باید حقوق بگیره یا نه. آقا نماینده مجلس میگه: عشق یعنی اینکه بری مجلس کلا تحویلت نگیرن که نماینده کلی زرتشتی هستی، بعدش میای تو دفترت میشینی، چهارنفر میان سراغت ازت امضا میگیرن که بچه ات خدمت سربازی بیافته تهرون. بعدش میری تو پرسه چایی می خوری بعدش میری تو جشنها میگی خشنوتره اهوره مزدا، بعدش میری آدریان بزرگ چمن مصنوعی رونگاه می کنی، میگی آخیش مصنوعیش اینه طبیعیش چیه. بعدش هی هواپما سوارمیشی میری یزد و شیراز و کرمان، ولی سری به اصفهون و زاهدان نمیزنی تا حالشون گرفته بشه. بعدش میشینی، می بینی انجمن تهرون هی رسمی نمیشه و تو سکوت می کنی میگی مجلس که اونه چه توقعی از انجمن ماهست.. دبیرآقای کانون میگه عشق یعنی اینکه یکسال کارگروه ورزش بزاری تازه بعد از 7جلسه آئین نامه انضباطی تائید بشه. حالا 70تا جلسه می زاریم ببینیم که اگر ورزشکاران اخلاق ورزشی داشته باشند، چه توفیری داره چون نه زمین درست و حسابی داریم نه جایزه بدرد بخوری می دیم تا ورزشکارها دلشون خوش بشه نه امکانات خوبی تو مدرسه ها داریم تا ورزشکار خوبی بیرون بیاد نه ورزشکارهامون انگیزه دارند چون فقط با اون همه تلاش تحقیر میشن. عشق یعنی اینکه کارگروه ورزش از ته بیاد به سر آقا موبد هم میگه از عشق حرف نزن سوسک میشی. ولی عشق یعنی اینکه عشقی چند نفر زن رو برای موبدیاری انتخاب بکنی با اینکه خیلی لیاقت دارند ولی چون عشقی انتخاب کردی داد همه رو در بیاری و همه رو به جون هم بندازی. بعدش هم پای حرفت وایسی و بگی عشقم کشیده پس همینه که هست. ولی دمشون گرم خیلی کارخوبی کردن با اینکه عشقی بوده. بعد به من میگن نفهم. اینا هنوز فرق عاشق بودن و عشقی کارکردن رو نمی دونند بعدش دلشون خوشه که عاشق مردم و جامعه هستند. واسه همینه روز ولنتایم هیچکی بهشون کادوی قرمز قرمز و از اون قلب گنده ها نمیده. بقول بابایم میشه با اینهمه عاشق شصتاد تا کتاب لیلی ومجنون نوشت. بازدید: 669
|
|||||||||||||