| صمیمیت در انجمن |
|
|
| داریوش شاهمردانی | ||||||||
| ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ | ||||||||
|
"ما بیش از هر زمان دیگر نیاز به صمیمیت ،محبت ودرک متقابل داریم." همانطور که قبلا گفتم چند جلسه است عضو هیئت مدیره یکی از انجمن ها شدم ونقل قول بالاسخن رئیس انجمن به هموندان هیات مدیره است ولی اعضا گویی با کمبود وقت روبرو شده اند، آنهایی که می گفتند کمیسون های انجمن باید تشکیل شود وجوانان را در راس امور می خواستند، هنوز مسئله ای حل نشده به دنبال مشکل دیگری می روند انگار با چراغ خاموش می خواهند در شلوغی ترافیک برانند و سطح تحمل و صبرشان پایین آمده است. با توجه به اینکه دراین دو هفته میزبان دو عزیزی بودیم که برای جوانان و جماعت کار کرده اند و سرمایه گذاری کلانی هم انجام داده اند، باید سپاسگزار بود. سخن از دستان عاشق است که پلی از پیغام، عطر و نور و نسیم بر فراز شبها ساخته اند و سخن از گذشت و فداکاری است و تنها باید شکرگزار اهورا مزدا بود که چنین کسانی در بین ما هستند. با توجه به اینکه هفته گذشته برای مراسم و یادبودهای انقلاب و گهنبار برنامه ریزی زیاد و کار زیادی نیاز بود و دوستانی تلاش دو چندانی در این زمینه ها انجام دادند، بهتر است جماعت را به کمک گرفت و در برنامه ها شریک کرد. شاعر چه خوب گفته است: با من اکنون چه نشستنها ، خاموشیهاست با تو اکنون چه فراموشیهاست چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد اگر ما اختلاف سلیقه داریم قبل از اینکه فاصله ها زیاد شود، در انجمن با بحث و گفتگو حل کنیم و با صمیمیت و استفاده از امکانات انجمن به بهره وری بالایی برسیم و دست در دست با جماعت برای رفع مشکل تلاشی دو چندان را بکاربگیریم. باید تند روی ها را به کنار گذاشت واز نفرت و جدایی دوری جست، چون اگر من و تو ما نشویم به قول شاعر خانه اش ویران باد و جماعت دست پر مهرش را در دست انجمنی ها باید گره بزند وهم اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک را دریغ نورزد. سینه ام آینه ایست با غباری از غم تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار آشیان تهی دست مرا مرغ دستان تو پر می سازد آه مگذار که دستان من آن اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشی بسپارد آه مگذار که دستان سپید دستت دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد به امید آنروز بازدید: 633
|
||||||||