• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


متن سخنرانی مهرداد قدردان در همایش ملی ادیان توحیدی
چاپ ارسال به دوست
مهرداد قدردان   
۲۲ بهمن ۱۳۸۹
Image
روز گذشته با حضور گروهی از زرتشتیان، ارامنه، یهودیان در هتل عباسی اصفهان نخستین همایش ملی ادیان توحیدی برگزار شد.

مهرداد قدردان، پژوهشگر زرتشتی از سخنرانان این همایش بود که متن کامل سخنرانی اش را می توانید در ادامه مطلب بخوانید

بخشنودي اهورامزدا

 

سي و دومين سالگرد انقلاب شكوهمند اسلامي را خدمت حضار گرامي شادباش عرض نموده و از دست اندر كاران و برگزار كنندگان  اين نشست فرهنگي به سهم خود سپاسگزاري مي كنم.

ره  آسمان درون است پر عشق را بجنبان        پرعشق چون قوي شد غم نردبان نماند

با اجازه ميخواهم در اين نشست دوستانه نيروي انديشه و وجدان (منه و دئنه) گرانمايگان باشنده را

به حضور و شهود بطلبم و اين پرسش را به طرح درآورم كه ما چه ملتي بوده ، هستيم و بر مبناي پتانسيل موجود خواهيم بود يا به بيان بهتر بايد باشيم.

ما ايرانيان از گذشته اي دور بر اين پهنه خاكيِ سپند(مقدس) كه ايرانش مي ناميم «جايگاه نجبا و آزادگان» زندگي كرده ايم و به شهادت تاريخ حتي همان تاريخ دست ساز و پردازش شده غربيان ،  نجيب و راستكار بوده و در طول تاريخ حاصلمند و مستعد در جهت تعالي ابناي بشر حركت كرده ايم اين را هرودوت ديروز و ويل دورانت امروز ثبت دوران كرده اند.

اين سرزمين اهورايي از  پگاه تاريخ به دلايل مختلف اعم از استراتژيك بودن خاك و آب ، معادن و ذخاير ، استعداد و سخت كوشي مردمانش هماره  مورد سوءنيت بيگانگان و زيادت طلبان بوده و بارها حاصل تلاش و كوشش خود در عرصه عظيم هنرانساني ازهنر و  معماري گرفته تا اقتصاد و سياست را خوان يغماي بيگانگان ديده و در ماتم خاك و خاكستر شدنشان جانسوزانه نشسته ولي تعلل نكرده و باز برخاسته واز سر جان كوشيده و باز حاصل تلاش و كوشش خود را به بشريت عرضه كرده و هر بار گنجينه معنويت و هنر بشري را غنايي نو بخشيده است ، درخور و شايان توجه اينكه اين خودِ او بوده كه خود را چاره گر و درمانگر درد و حرمان خويش يافته است و هيچگاه از جايي براي او درمان و هميار و همراه و غمخوار نياورده اند و او به مدد انديشه كارساز ، همت بلند و سعه صدر مثال زدني به  برآوردگاري كاخ رفعت انساني كوشيده است. از ديرباز اينگونه زيسته ، اينگونه انديشيده و اينگونه بارآمده است زماني كه ارجاسب توراني ، بلخ بامي را به خاك و خون كشيد كه چرا گشتاسب يكتاپرست شده و حامي دين اهورايي زرتشت گرديده تا اينسوتر حمله اسكندر گجسته اين زيادت طلب خونريز كه ايرانشهر را به آتش و خون كشيد و مردمانش را به سختي آزار داد و حاصل گيتي و مينوي چند صد ساله شان را به يغما برد هر كدام ضرباتي كاري ، خانمان برانداز بر پيكره  اين سرزمين و مردمان خداجوي آن بوده است و اينها سبب و شَوَندي نبوده كه اين ملت سرخم كند ، زبوني پيشه سازد ، مضمحل شود و از مام ميهن و آرمان بلند خود دست بكشد.اين نيك كوشي و پايمردي و پشتكار از آغاز آشكار بوده و به همين روي در اوستا اين نامه مينوي ، ايران و ايراني دارنده  فرّ يعني تاييديه ايزدي دانسته شده اند آري ايران و ايراني داراي فرّند و مويدند به تاييديه الهي در راستاي انجام خويشكاري و وظيفه اشويي او با جانفشاني و فداكاري به خواسته توراني تن درنداد و طبيعت پرست و باج گزار نماند او با انديشه  و شكيبايي، مقدونيان و يوناني مآبان را تسليم محض نشد و هلني گري پيشه نكرد،كار را بدانجا كشاندكه يوناني، ايراني گري پيشه اش شد و در خوي و منش ايراني مضمحل گشت و بازماندگانشان به غيرت پارتيانِ ايراني سيطره گجستگي خود را از اين سرزمين پاك برگرفتند و به ديار فنا رخت كشيدند.

نه دين اشوزرتشت محوشد و نه كاركرد و آزاد منشي كورش بزرگ و نه مديريت كارآمد داريوش بزرگ به فراموشي سپرده شد. در دوران هخامنشي، اشكاني و ساساني،  ايراني بر بخش بزرگي از جهان آن روزگار سيادت داشت و در كشورداري و مديريت پيشتاز و مردمانش در دانش و فرهنگ سازي و تمدن پيشرو بودند و نزديك به هزار سال در پهنه گيتي، تمدن ساز بود و سيادت سياسي داشت با آمدن اسلام به اين سرزمين اين بار او، سيادت فرهنگي را جايگزين سيادت سياسي نمود و علم و هنر جهاني را سرو سامان داد و غنا بخشيد. در علم  ومنطق و فلسفه شاخصانش پورسينا، زكرياي رازي، فارابي، خيام، خوارزمي، ابوريحان، سيبويه، خواجه نصير و جمشيد كاشاني و در عرفان و ادبيات برگزيدگانش سهروردي، حلاج، عين القضات، بايزيد، فردوسي، مولانا، نظامي، سعدي و حافظ بودندكه فروتنانه حاصل انديشه و ضمير و كاركردشان پيشكش جامعه جهاني شده است. اينها اندكي از بسيار و گوشه اي از گستره گزينِ كاركرد اوست بماند در هنر و معماري، سياست و كشورداري و ديگر جنبه هاي شكوه حيات بشري كه براي نمونه : مسجد امام، تخت جمشيد، عالي قاپو، خواجو، بيستون، مداين و در سياست و كشورداري همين بس كه خليفه اموي بگويد ايرانيان هزار سال حكومت كردند و لحظه اي به ما نيازشان نشد و ما ساعتي نتوانيم بي وجود ايشان كشورداري كنيم. خاندان برامكه، سهل و نوبختيان نمونه گان آنند.

ايران و ايراني در اينسوي تاريخ نيز باز مهاجمان خونريز و خانمان برانداز به خود ديده و گزند و آزار سخت را به جان خريده است، حمله مغولان وحشي برايش جانگداز بود و اين بلاي دهشت آور همه چيزش را به نابودي كشاند و تا مرز نيستي اش برد ولي اين ايراني سرفراز بود كه خميد و خمانده نماند به زمين افتاد ولي زمين گير نگرديد تسليم نشد باز سرپا ايستاد و گرد و خاك ماتم و حرمان را از تن خويش تكاند و عزم و اراده نو كرد تا بدانجا پيش رفت كه مغول خونريز وحشي را رام كرد و مسلمان نمود و سرش را بر آستان حق نهاد اين عظمت اراده و گستره توانمندي و ميزان اعتقاد و باورمندي ايراني است. ايراني اگر مغلوب كسي هم شده باز اين او بوده كه غالب مي گشته و در عين فرودستي به  فرادستي مي انديشيده و بدان مي رسيده است و اين غالب بود كه در نهايت مغلوب مي گشت. مغول ، مغلوب ، مسلمان و اسير سياست ايراني شد امويان و عباسيان خونريز كه در آزار و اذيت خاندان نبوت و امامت مي كوشيدند اولي مغلوب شمشير ابومسلم خراساني و دومي اسير تدبير خواجه نصير طوسي شد.

ببينيد اينها براي تعريف و تمجيد از خود نيست و اين گفته را مي دانم كه فضل پدر ما را چه حاصل! نه، مي خواهم تنبه بدهم كه امروز هم ما از همان ريشه ايم و توانمندي ما زوالي نداشته تنها خودباوري چاره ساز است فشرده اي از كاركرد اين مردم را در درازناي تاريخ پيش چشم آورده تا  ماموريت امروزين تبيين شود. باري سخن اينجاست كه ايراني هيچ گاه منفعل و سرخورده، تسليم و دست و پابسته نبوده است نه يوناني و مقدوني شد نه عرب شد نه مغول شد و نه تاتار، بوده اند سرزمين و مردماني كه يكسره در قوم غالب محو شده اند و اثري از آنان نمانده است براي نمونه مردمان امروز عراق، مصر، سوريه، ايتاليا يا تركيه در برابر تمدن هاي پيشين خود (بين النهرين، مصر، روم شرقي، روم باستان و آسياي صغير) هيچگونه احساس قرابت، غرور و خلجان روحي و ذهني ندارند. پويايي و بالندگي روز افزون فرهنگ ايراني آشكار است. ايراني ژن فرهنگي خود را هميشه زنده و كارا نگاه داشته است اگر غرب، ديروز سقراط و افلاطون و ارسطو داشته و مدعي انديش ورزي و سياست مردم دارانه است. ايراني نيزآنقدر توانمندي داشته كه شاكله فكري افلاطون را ساخته و در عرصه سياست عملي نيز پيشرو بوده و تنها بر مصطبه آكادميا تئوري پردازي سياسي نداشته بلكه چارچوب حقوق بشر را تنظيم و عملياتي نموده است. اگر نمايندگان نبوغ ملي و شاخص قومي هر كدام از كشورهاي غربي را تنها يك تن بر دوش دارد ايرانيان شماره نمايندگانش از تعداد انگشتان دو دست هم فراتر مي رود اگر ايتاليا دانته، انگلستان شكسپير، روسيه پوشكين، آلمان گوته دارد ايراني فردوسي، مولوي، سعدي، حافظ، خيام، پورسينا، سهروردي، خوارزمي، ملاصدرا و ..... دارد. كه دنيايي وامدار عظمت انديشه و منش آنانند و رفعت بناي فكري آنان بر كسي پوشيده نيست.

انديشه والاي فردوسي را در اين بيت بنگريد :

بنام خداوند جان و خرد           كزين برتر انديشه برنگذرد

در اين بيت كتابي شرح فرو فشرده شده معرفي يكتا خداوندي كه آفريننده جان و خرد است و در عين حال براي شناختنش انديشه و خرد تنها كارساز نيست و دل نيز مرجعيت دارد دقت نظر و انديشمندي حكيم توس عجب ژرفايي دارد، ماندگاري دين در انديشه پيشرفتي ندارد و دين با گذر از انديشه و ماندگاري در دل است كه پايداري و ثمربخشي و بالندگي مي يابد.

يا در اين بيت عرفاني مولانا دنيايي معرفت نهفته است:

ره  آسمان درون است پر عشق را بجنبان             پر عشق چون قوي شد غم نردبان نماند

خودشناسي و شناخت عشق به خدا «من عرفه نفسه فقد عرفه ربه» بي گمان خودشناسي زيربنا و محور خداشناسي است. از سعدي شيخ اجل :

بني آدم اعضاي يك پيكرند                  كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار

خداي محوري، اوج انديشي و كمال معرفت انساني در اين دو بيت موج مي زند و آنچنان گوياي اسرار است كه  شرحي را  نياز ندارد.

يا حافظ اهل راز راست از آيه شريفه «يحبهم و يحبونه»

نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود                    زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت

اين بيت عالم ذرّ روايات اسلامي و عالم فروهري اوستايي را يادآور است و پيمان ازلي مطروحه در اين عالم، «الست بربكم قالوا بلي»

از سهرودي شهيد راه نور و خرد كه نورانيت قرآني «الله نورالسموات و الارض» را جدا از فلسفه باستاني و حكمت خسرواني ندانست و بيشتر از هر عارف و فيلسوفي در شناساندن علم حضوري كوشيد و آتش عشق الهي در درون آدمي را فروزان خواند و حكيم متاله را تولي داد و در نشر حكمت الهي تا سر حد جان پيش رفت. همو در پيوند ايران و اسلام كوشيد و جوهره فكري ملاصدرا را در امر تشكيك وجود بر پايه تشكيك نوري بنيان نهاد.«هوالاول و الآخر والظاهر والباطن».

پورسينا اعجوبه اي كه در چهار رشته ادب، عرفان، پزشكي و حكمت سرآمد بود و مايه شگفتي آدمي كه انسان مي تواند اين همه بياموزد و بيانديشد و ثمربخشي داشته باشد، كتابهاي پزشكي اش تا يكي دو قرن اخير زينت بخش محافل علمي اروپا بود و درمانگر دردها و عوارض جسماني و روحاني بشر در درازناي يك هزاره، در فلسفه مشّا از ارسطو عبور كرد و بدان درجه از توانمندي در حكمت  رسيد كه كتابهاي فلسفه شفا و اشارات خود را حكمت عوام ناميد و حكمت المشرقيين خود را كه حكمت اشراقي در بر داشته حكمت خواص ناميد.

اينها گفته آمد كه اندكي از واژه حاصلمند بودن ايراني كه ابتداي گفتار آورده شد تبيين گردد اينها نمي از يم و مشتي از خروار است كه پيش كشيده شد تا بدانيم كه ايراني بي پشتوانه به اين روزگار كنوني پا ننهاده و بي معرفت و انديشه ره دوران نسپرده و تا سرحد توان با وجود افت و خيزهاي فراوان در سرفرازي و تعالي نوع بشر كوشيده است و مسئله اساسي آنست كه براي بشر گسيخته از معرفت و بصيرت امروز، گنجينه معرفتي، خوراك معنوي و راهكار انساني دارد اگر قوميت امروزه ملت ما را بلوچ، لر، كرد، فارس، تركمن، عرب و آذري تشكيل مي دهد يكايك بر مليت ايراني خود مفتخرند،  اگر پيروان اديان توحيدي و الهي مسلمان، مسيحي ،يهودي و زرتشتي در كنار يكديگر زندگي مي كنند بر افتخار بزرگ «ايراني بودن» مي بالند  و فصل مشترك و محور جانبازي و وحدت،  «ايران» است به قول امام راحل «ره»:

«ايران مال همه است، توحيد مذهب همه است و ما ملت واحده هستيم»

در اين بيان ارزشمند واژگان اساسي «ايران» ، «توحيد» ، «ملت واحده» درخشندگي ويژه اي دارد و مي تواند چون گذشته محور همبستگي، كاركرد و آرمان خواهي ما ايرانيان قرار گيرد.

از ايران اين مام سرفراز پيشتر گفته آمد.

از توحيد كه اساس خداشناسي و معرفت كردگار است با تكيه بر قرآن كريم و ديگركتب آسماني خود به آن مي رسيم. حضرت موسي و مرتبه تكليم با خداوند و شهود آن حضرت «اني آنست نارا».

از روح الله بودن حضرت مسيح و همراهي ايشان در برقراري عدالت موعود.

از عالم ذرّ و جام الست الهي آدمي، پيامبر باطني، «انالله و انااليه الراجعون» قرآني و بازآرايي نهايي و رستاخيز، عالم فروهري ،وهومن(انديشه نيك) ، پَئيتي ستَوَس اَيِني(ستايش كنان به سويت بازخواهم گشت«اشوزرتشت») و سوشيانت جلوه هايي الهي، هميشگي و اساس يگانگي و وحدت و آرمان انديشي ما ايرانيان است.

افزون بر يك هزاره است كه ما پيروان اديان توحيدي در كنار هم و براي  يكديگر زيسته ايم، به ويژه در اين سي سال گذشته دوران ساز بوده ايم و به اين باور رسيده ايم كه كسي يا كساني در بيرون اين مرزها براي ما دل نسوزانده و نخواهند سوزاند و خير خود را تنها خود انديشيده و خود خواسته ايم و به نيكي در برابر توطئه هاي گوناگون و مكر و حيله هاي مختلف دشمنان يك پيكره واحد بوده ايم.

با برپايي جمهوري اسلامي توجه به دين و معنويت مبناي كار قرار گرفته و براي پيروان اديان منشا افزوني و بركات بوده است هر ديني و پيروانش بر اساس اصول پيشرو وآزادمنشانه سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم قانون اساسي آزاد بوده و پيروان هر ديني به باور، آداب و رسوم، خط و زبان خود پاي بند و عامل و در عين حال ايراني و در كنار پيروان ساير اديان با تعاملي سازنده، شاخص بوده اند.

اين آزادانديشي كه محوريتش الهي و استعانتش هم از اوست مايه بركت و فزوني و پيشرفت بوده و همگي پيروان اديان الهي رويكردي عاملانه و انديش ورزانه به دين و آداب و رسوم و و باورمندي خود داشته اند و اين كم سعادتي نيست. اما نكته اساسي در اين روزگار اين است كه ايراني با آن پشتوانه فرهنگي كه اندكي از آن را برشمرديم با اعتقاد به وحدانيت خداوند، معتقد و معنوي انديش در روزگاركنوني آماج عمليات بدخواهانه افزون خواهان سياهكارِ مادي انديش قرارگرفته است.

افزون خواهاني كه حقوق بشر را دست مايه اي براي دست اندازي به حقوق ساير ملل قرار داده اند و در پياده سازي حقوق بشر ترسيمي خود چه خونها كه نمي ريزند و چه خاكها كه به توبره نمي كشند اينجاست كه همبستگي ما، هم انديشي ما كارساز و شايسته ريزبيني، توجه و دقت است.

غرب امروز فارغ از معنويت در گستره ماديت پيشي گرفته و با ابزار و فناوري سعي در تسخير جهان دارد غافل از اينكه اين گيتي يك مينو و معنويتي به پشتوانه دارد و غفلت از آن هر چند با پيشرفت روزافزون بُعد گيتي يا مادي همراه باشد سرانجام ناكامي در پي خواهد داشت. ما  به هيچ وجه منكر پيشرفت هاي علمي غرب و خدمات علمي نوينشان به بشريت نيستيم و قصدي براي انكار آن نداريم و سپاسگوييم. در صنعت و فناوري پيشرفت هاي شگرف و شايان را بشر تجربه كرده است و ره صدساله را يك شبه پيموده است و حاصل اساسي آن تنها پيشرفت مادي صرف است. بشر ناچار است كه به «مينو» نيمه ديگر وجودي «خود» و «هستي» كه انسان جزئي از آنست توجه كند. پيشرفت هاي مادي صرف انسان را اقناع نخواهد كرد و امروزه چالش هاي جدي پيش روي غرب قرار دارد كه در كنار پيشرفت هاي شگفت مادي آشكارا خودنمايي و آن پيشرفت ها را تحت الشعاع قرار داده است برخي انديشمندان غرب به اين نكته رسيده و اين خلا را گوشزد كرده اند. هرمان هسه ، هانري كُربن از اين زمره اند. هانري كُربن به ويژه در عرفان ايراني چاره را جستجو كرد و عمر خويش را در اين راه صرف نمود سالها بحث وكشف وشهود اين انديشمند در محضر علامه طباطبايي(قدس سره)در نزد جويندگان عرفان و فلسفه زبانزد است.

ملت ايران 32 سال پيش به اين بُعد توجه كرد و انقلابي ديني را صورت داد و توجه به درون و بُعد مينو را آغاز كرد و اين بر مادي انديشان و غربيان گران آمده است و ما از ابتدا تا كنون مورد بي مهري و دشمني آنان واقع شده ايم ولي ما همگي پيروان اديان الهي در اين مدت به دين و اعتقادات خود بسيار بيشتر از گذشته پرداخته و در باورمندي جوانانمان كوشيده ايم و باور داريم كه توجه به  دين و باورمندي ديني كارساز است. نكته اينجاست كه غرب زندگي انسان منهاي دين را طالب است و آنرا براي پيشرفت مادي و دست اندازيهاي خود كارساز مي داند اما غافل است كه جهان نامتوازن امروز به توازني عظيم نيازمند است و اين توازن، توازن قوا يا سلاح يا توازن در پيشرفت يا دست اندازي هاي مرسوم غرب نيست توازن، توازن ماديات و معنويات در عرصه وجودي انسان «عالم اكبر» و گيتي «عالم اصغر» است ديري است كه اين توازن بهم خورده و شاهين اين ترازو كه دل آدمي است مدتهاست سنگيني بار ماديات را بر هستي نشان مي دهد بشر اين روزگار بيشتر از هر زمان ديگر و توانمند تر از هر زمان  از امكانات و لذات و خوشي هاي مادي بهره مندي دارد ولي بيشتر از هر زمان ديگر از ناراحتي و بد روزگاري مي نالد و خود را متزلزل و لرزان مي يابد و متوجه نيست كه سرچشمه اصلي اين مشكلات بي توجهي به بُعد اساسي وجودي آدمي است. مطابق تعاليم الهي اصلا بُعد مادي و گيتيايي آدمي بايد در خدمت پرورش بُعد مينوي قرار گيرد تا تعالي و پيشرفت بدست آيد و اين رسالت كنوني انسان روزگار ماست. اما اگر ملتي بخواهد به اين بُعد بپردازد مادي گرايان زورمند به اسباب زر و زور مانع مي تراشند و سد مادي فرازخواهند آورد. بنا بر تعاليم آسماني راه همين است: پرورش بُعد مينو و حركت در اين راستا.

 آيا آنان كه دم از حقوق بشر مي مي زنند توانسته اند حتي لحظه اي آن را مرعي دارند.

اين همه اُفت اخلاقي، سنگدلي، شتابزدگي، ترشرويي روزافزون براي چيست؟ آيا همه ماموريت آدمي در لذت يابي جسم است؟

تنوع طلبي، شكمبارگي، سرگرميهاي سبك، مشاجره، جنگ، شهوت پروري نسخه فرار غرب براي  خروج از بن بست جلو روي انسان مادي گراي امروزين شمرده شده است اين شماي كلي و تصوير مصوره غرب از حقوق بشر است. غرب بايد به اين رسيده باشد كه دين مانع رشد نيست، دين، توجه به درون است و اينكه توانمندي اساسي و هميشگي انسان در توجه به درون و پرورش بُعد مينوي انسان است بايد به اين نكته توجه دادكه هستي بر پايه هنجار و داد و قانوني الهي و ازلي بنيان نهاده شده كه آن راستي و درستي و عشق و داد است و تخطي از آن هرچند پيشرفت روزافزون بُعد مادي را در پي داشته باشد. جز شكست و ناكامي و زبوني پيامدي ديگر نخواهد داشت اين اظهرمن الشمس است كه بي توجهي به درون و دين كه پرورنده درون است و تاكيد صرف بر برون، انسان را به بن بستي صعب و بي برون رو خواهد كشاند كه در پايان، تمامي اسباب و ابزار ماديش بر عليه او عمل خواهد كرد و در نابوديش سهمي اساسي خواهد داشت. نكته اساسي اين است ما كه توجه به درون و مينو را همراه با پيشرفت مادي برگزيده ايم اگر در اين مسير بدانديشان سنگي گذارند و سيه دلان حرمتي شكنند، اساس اين است كه نبايد نااميد شد اگر سختي در كار است بايد متحمل شد و به ماموريت انسان در عرصه گيتي انديشيد به خليفه الهي، توازن گيتي و مينو را مد نظر قرار داد و يقين داشت كه پيشرفت واقعي انسان در اين مسير است كه به خداي اين معشوق پاك ازلي مي رسد، راه امشاسپندي، خودشناسي و طي طريق الهي و اهورايي.

 باز به اين شعر اول گفتار از بزرگ عارف ايراني مولانا مي رسيم :

ره آسمان درون است پر عشق را بجنبان      پر عشق چون قوي شد غم نردبان نماند.

                                                                                                                         سپاسدار

                                                                                                                      مهرداد قدردان

                                                                                                                         21/11/89


بازدید: 556

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات