|
دیداری نو با گذشته(16) مهر ایزد نامور، بخشندهء پیروزی و شهریاری و فَر |
|
|
| راشین جهانگیری | ||||||||
| ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ | ||||||||
|
در بخش پیشین که با نام «به این کشور خونیرث درخشان، ایزد مهر نگران است» مورد بررسی قرار گرفت دربردارندهءنگاهی دوباره به بند پانزدهم از کردهء چهارم مهریشت بود و اشاره ای به نام های هفت کشور زمین و ویژگی های برترین و شریف ترین شان یعنی،کشور خونیرثِ درخشان که امروزه به نام ایران شناخته می شود،داشته و بیان شد که ایزد مهر، چونان پاسبانی همیشه بیدار بر این کشور می نگرد تا آن را در امان دارد. دراین قسمت به بازخوانی و بازبینی بند شانزدهم از کردهء چهارم مهریشت می پردازیم. کرده چهارم بند شانزدهم «آن ایزد مینوی فرّ بخشنده به سوی همهء کشورها روان گردد. آن ایزد مینوی شهریاری بخشنده، به سوی همهء کشورها روان گردد. به آن کسانی او پیروزی دهد و به آن پاکدینان واقف به رسوم دینی(ظفر دهد) که وی را با زَور می ستایند . برای فروغ و فرّش..» همانگونه که از بخش پیشین به یاد دارید،نام هفت کشور زمین در اوستا و مهریشت عبارتند از اَرِزه، سَوَه، فرَدَدَفش، ویدَدَفش، واُروبَرِشن و واُوروجَرِشن و کشور خونیرث. استاد پورداوور در یادداشتهای خود در کتاب یشت ها به گزارش خویش اشاره دارد که ، در اوستا بارها از هفت کشوربه صورت هَپتو کِرشوَرِ یاد شده که در گاتها(هات 32 بند 3) به هفت بوم(buumi) اشاره شده که بعدها واژهء کشور جای آن را گرفته است.در آیین برهمنان نیز روی زمین به هفت کشور تقسیم شده استکه به آن ها سِپتَ دوی پا(septa dvipa) می گفته اند. در اوستا، خونیرث کشور مرکزی است و در پهلوی خونیرس یا خوانیرس خوانده شده است.از این کشور در اوستا، بیش از شِش کشور دیگر نام برده شده چرا که شریف ترین قسمت زمین و مسکن ایرانی هاست. چنانچه در هادخت نسک، فرگرد نخست، از این کشور به عنوان میهن ایرانیان یاد شده است. به گفتهء بندهش در فصل پانزدهم کردهء بیست و هفتم، شِش نژاد در کشور خونیرس زندگی می کنند. در کردهء یازدهم همین کتاب دربارهء پیدایش خشکی ها و آبهای زمین چنین نوشته شده است: سی و سه گونه زمین موجود است. در روزی که تِشتَر بارندگی کرد، نیمی از زمین را آب فرا گرفت و زمین به هفت کشور تقسیم گردید. کشوری که در میان قرار دارد، موسوم است به خونیرس و به بزرگی شِش کشور دیگری است که در پیرامون آن قرار دارند.در طرف خوراسان(مشرق)، سَوَه و در طرف خوروران(مغرب)،اَرِزَه و در طرف نیمروچ(جنوب)، فرَدَدَفش و ویدَدَفش و در طرف اَپاختر(شمال)، واُوروبَرِشن و واُروجَرِشن گرفته و خونیرس در میان قرار دارد. بخشی از اقیانوس فراخکرت، پیرامون خونیرس را در بر گرفته است و میان واُوروبَرِشن و واُروجَرِشن، کوهی برپاست که گذر از آن ممکن نیست تا کسی از این کشور به کشور دیگر برود و در میان این کشورها،از همه بهتر خونیرس است. در بند پیشین نویسندهءمهریشت اشاره کرد که ایزد مهر در هر حال بر کشور خونیرس(ایران) چشم دوخته و بدان می نگرد تا در همه حال از بدی بدان در امان بماند.در این بند نیز در ادامه بند پیشین چنین آمده که این ایزد مینوی، بر همهء کشورها می نگرد و هر بامداد به سویشان روان می شود. اما از دید نگارندگان مهریشت،این ایزد مینوی، یعنی مهر ایزد نامدار، دارای قدرت بخشش و بخشندگی در محدودهء سه مفهوم انتزاعی است. او فَرXvarenō )-خواَرِنوُ) و شهریاریXšaθrō)-خشَثراُ) و پیروزی(وِرِثرَغنِم vereθraγnem-) را به آنان که شایستگی اش را دارند می بخشد. ایزد مینوی فرّ بخشنده و ایزد مینوی شهریاری بخشنده: هر دو دارای آرایهءادبی استعاره است. این دو، استعاره از ایزد مهر می باشند. اما آنان که شایستهء دریافت این پاداش ها از ایزد مهر می باشند، ویژگی هایی دارند که در همین بند به آنها اشاره شده است: مهر ایزد هر بامداد به سوی کشورها روان می شود تا مردمان و پاکدینانی(اَشَوان)را که بنا به گفتهء مهریشت، به آیین های دینی و رسوم بزرگداشت اهورامزدا وایزدان آگاهند و این آیینها را شناخته و اجرا می کنند، پیروزی و فر و شهریاری ارزانی دارد.آیین هایی که مهم ترینشان ستایش اهورامزدا و امشاسپندان و ایزدانش با زَور(زَاُثرَ- آب تقدیس شده به دست زوت) است.آیین هایی که پیش از این در بخش های پیشین به فراوانی، شناسانده شد. اما در همین بخش شایسته است دربارهء فَر یا خواَرِنه که در این بند، یکی از بخشش های ایزد مهر به پاکدینان است، بیشتر گفتگو کنیم. فَر یا خُره،که اولی نزدیک به لهجهء فُرس هخامنشی و دومی به لهجهء اوستایی است، چکیده و گوهر آتش است که به خواَرِنَنگهِه نامزد است و عبارت است از فروغ یا شکوه و بزرگی و اقتدار ویژه ای که از سوی اهورا به پیامبر یا پادشاهی بخشیده می شود. در اوستا بیشتر از فَرِ کیانی گفتگو به میان است و دریای فراخکرت، آرامگاه آن شمرده شده است و ضحاک برای بدست آوردن آن کوشید و افراسیاب تورانی بیهوده برای بدست آوردنش خود را سه بار به دریای مذکور انداخت و جمشید شهریاری بود که فَر را پس از آنکه خودستایی و دروغ ورزی آغاز نمود، از دست داد و فَر از او به شکل مرغی جدا شد. زامیادیشت که یکی از یشتهای دلکش اشت یکی از منابع آگاهی دربارهء فَر است. هر چند در سانسکریت واژه ای مطابق فَر موجود نیست،اما بی تردید که ریشهء این واژه در سانسکریت سوَر(svar) به معنی خورشید می باشد و در اوستا، هوَر(hvar) است.در گاتها خواَرِنه، به عنوان صفت برای جاماسب بکار رفته است و به معنی درخشان و نیکبخت است. از زامیادیَشت چنین برمی آید که فَر، فروغی است ایزدی که به دل هر که بتابد، از همگنان برتری می یابد. از پرتو این فروغ است که کسی، به شهریاری می رسد و برازندهء سروری و آسایش گستر و دادگر شود و هماره پیروزمند و کامیاب و پیروزمند باشد و همچنین در پرتو این نیرو است که کسی در بُعد مینوی، به رسایی رسیده و از سوی خداوند برای راهنمایی مردم برانگیخته می گردد و به مقام پیامبری می رسد و شایستهء الهام ایزدی شود. چون فَر، پرتویی خدایی است ناگزیر باید آن را تنها از آنِ شهریاری شمرد که یزدان پرست و پرهیزگار و دادگر و مهربان باشد. بهمین روی است که در اوستا ضحاک بیدادگر و افراسیاب ستمکار دارندهء فَر خوانده نشده اند و هر شهریاری که سر از فرمان اهورایی بتافت و از راه راستی برگشت، فَر از او رخت بربسته است(جمشید). در اوستا معمولا دو گونه فَر وجود دارد: فَرِ ایرانی یا ائیریَنِم خواَرِنو(airyanem xvarenoo) و دیگری فر کیانی یا کَوَئِنِم(kavaenem). در دو سیروزه بزرگ و کوچک، از هر دو فَر نام برده شده است.فَر ایرانی در اشتادیشت، از ستور و رمه و ثروت و شکوه برخوردار و بخشندهء خرد و دانش و دولت و درهم شکنندهء غیرایرانی است و در زامیاد یشت، فَرِ کیانی نو به نو نصیبِ ناموران و شهریاران و پارسایان گشته و از پرتو آن رستگار و کامروا شدند. این فَر همیشه از آنِ ایرانیان بوده و تا آمدن سوشیانت و رستاخیز از ایران روی برنخواهد تافت. در این زمینه بخوانید: آشنایی با یشتها- بخش نخست آشنایی با یشتها- بخش دوم آشنایی با یشتها- بخش سوم آشنایی با یشتها- بخش پنجم آشنایی با یشتها- بخش چهارم آشنایی با یشتها، بخش ششم مهر یشت ابزارهای آیینی بکار رفته در مراسم بزرگداشت ایزدمهر ایزد مهر نافریفتنی است راه های ستایش ایزد مهر ابزارهای قدرت و چیرگی ایزد مهر نقش ايزد مهر در مبارزهء ديرينه مهر و خورشيد دو يار ديرينه و جاودانه سیمای منزلگاهان آریایی در آیینهءجغرافیای کهن به این کشورِ خونیرثِ درخشان، ایزدمهر نگران است بازدید: 514
|
||||||||