• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(111)
حسود
چاپ ارسال به دوست
جمشید زره پوش   
۱۴ بهمن ۱۳۸۹
Image
حسودی و نظرتنگی، بلاییست
که بر جان و دل بیمار تازند

سراسر زندگی و هستیش را
به رشک و حرص و حسرت می­گدازند

 
خسیسی گفت: روزی خوب ونیکوست
که مهمانی به مهمانخانه­ام نیست

کسی را دوست میدارم که دستش
درون دیگ و ظرف و کاسه­ام نیست



حسودی دست بر سر زد که ایدوست
چو من هرگز تو در آتش نبودی

که من مال کسی گر دیگری خورد
ز حسرت سوزم و حرص و حسودی



حسود دیگری نالید از درد
که من بیچاره­تر از خود نبینم

اگر ببینم کسی خود مال خود خورد
من بدبخت، روز و شب غمینم
 

حسودی زان میان گفت ای حسودان
سخن از خوردن و ناخوردنش نیست

کسی گر نام نیکش بر زبانهاست
مرا چشمان نیکی دینش نیست

 

حسود آخری نالید که افسوس
من از خواری و خفت بدترینم

دلم خواهد بمیرم با غم و درد
ولی نانی به دست کس نبینم

 

خداوندا حسودان را چو خاشاک
سزد کز صحنه­ی گیتی بروبند

که مرده شویشان صد میخ تابوت
به چشم تنگ رسواشان بکوبند


بازدید: 432

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده دوست, در ۱۳۸۹/۱۱/۱۵ - ۱۰:۳۲:۰۶
با تشکر از شاعر خوش طبع این دیار ،اما در بین ایرانی ها که به مهمان دوستی معروف و مشهورند و ما هم افتخارمان همین است، این چنین شعری در شأن آنها نمی گنجد،اگر گاهی حسودی هم در بین باشد، چنانکه خود شاعر گفته این یک نوع بیماریست و باید برایش دعا کنیم و بدنبال مداوایش باشیم نه اینچنین بسراییم!
2. نویسنده ج-ز, در ۱۳۸۹/۱۱/۲۱ - ۰۶:۴۶:۴۹
چو نام تو در ذیل گفتر نیست  
ندانم که آن یار فرزانه کیست 
 
بگو ای روانکاو بسیار دان 
دوای حسود نظرتنگ چیست 
 
که هر غیبت وتهمت وافتراست 
جز از این گروه بد آهنگ نیست 
 
ولیکن بدانید ای همرهان 
هرایرانی یی پاک از هر بدی ست 
 
چه خوش گفته فردوسی پاک زاد 
که ایرانیان را بود نمره بیست

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات