• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هنوز باورمان نشده است
چاپ ارسال به دوست
ماندانا میرابی   
۰۹ بهمن ۱۳۸۹
آرمین عزیز هم کانونی خوبم، یک سال از رفتنت می گذرد، یکسالی که خیلی ها رفتند خیلی از جوانان رفتند

آرمین عزیز، دبیر اردو 30، روز تولدت یکی از برگزار کنندگان اردو سی پیامک زد و یاد آوری کرد که «امروز روز تولد دبیرمان است تولدش مبارک»، اشک در چشمانم حلقه زد. امروز نهم بهمن ماه سالگرد رفتنت است، یادت است پارسال همراه با خانواده ات به همایش علمی کانون آمده بودی و با هم کانونی هایت مثل همیشه گفتی و خندیدی اما صبح روز بعد خبر دادند رفتی، خیلی سخت بود باور کردنش برای تمام دوستانت برای تمام کانونی ها.

روز خاک سپاریت صبح جشن سده 10 بهمن ماه بود، می دانم دیدی چقدر برای بدرقه ات آمده بودند تمام دوستان کانونی ات در حالی که رفتنت را می دیدند و باور نمی کردند این قدر زود داری می روی خاطراتشان و زحمتی که برای کانون و جامعه کشیدی را مرور می کردند پسین همان روز جشن سده در کوشک برگزار شد باورمان نمی شد نیستی .



 باورمان نشده است، بیست روز بعد از رفتن تو هم کانونی دیگرمان رامین شهرت هم رفت، 28 همین ماه سال روز رفتن رامین است. روز تولد رامین در کانون شیرینی پخش شد، خیلی می خواستیم باشد تا به رسم کانونی ها کیکی به صورتش بزنیم اما نبود. آرمین  می خواستیم همایش علمی امسال باشی رامین می خواستیم  جام  امسال هم خوابگاه را اداره کنی اما...

رامین و آرمین برای دوستانتان باورنکردنی است دیگر نیستید. می دانیم خوب می دانیم جایی که شما هستید خیلی خوب است اما... می گویند «از دل برود هر ان که از دیده رود» ولی این حرف دروغ است  چون نه تنها در جام سی از شما یاد کردیم و به یادتان بودیم بلکه برای همیشه در ذهن دوستانتان باقی خواهید ماند. 

4_ramin

بازدید: 998

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات