| مردم بدوی سرزمین ماد |
|
|
| مژده اسکندری | ||||||||
| ۰۸ بهمن ۱۳۸۹ | ||||||||
|
در مطالب قبل به موضوع نجد ایران، ورود آریاییان به این سرزمین، اقوام کاسیان، عیلامیان، حتیان و ... پرداختیم و با چگونگی مهاجرت و نحوۀ زندگی ایشان آشنا شدیم در ادامه به چگونگی پیدایش مادها که از دیگر اقوام آریایی می باشند میپردازیم. در این که انسان در چه زمان سرزمین ماد را مسکون ساخت و نخستین بار بدانجا گام نهاد اطلاعات در دست نیست ولی تا این اندازه دانسته است که در عصر قدیم حجر (یا پالوئیت) آدمیزادگان در آن خطه زندگی میکردند. تا کنون آثار قابل اعتمادی از عصر نئولیت (عصر جدید حجر) در خاک ماد دیده نشده است. درباره جامعه ماد در عصر حجر و مس میتوان از روی نتایج حفاریهای تپه حصار نزدیک دامغان و تپه گیان نزدیک دماوند و تپه سیلک نزدیک کاشان و گوی تپه نزدیک رضاییه کرانه غربی دریاچه ارومیه داوری کرد. جمله این نقاط در نواحی مرزی ماد قرار گرفتهاند. در نواحی شمالی و مرکزی ماد تا کنون حفاریهای منظم به عمل نیامده است. قدیمیترین قشرهای تپههای مزبور (از لحاظ باستانشناسی) را میتوان به دوره پایان هزاره چهارم و آغاز هزاره سوم قبل از میلاد مربوط دانست. در آن عصر سرزمین ماد به آن چه اصطلاحاً خطه تمدن سفالینه ملون نامیده میشود و از سوریه و فلسطین تا آسیای میانه و چین ممتد بوده تعلق داشته است. علائم نخستین تقسیم مهم و اجتماعی کار، تقسیم کار میان شبانپیشه و زراعتپیشه پدید آمده بوده. در دامنه کوهها از جویها برای آبیاری استفاده میشده. و برای نخستین بار غلات اهلی شده- محتملاً جو و گندم وحشی و گندم- کشت میشده. فراوانی تصاویر دامهای بزرگ و شاخدار و گوسفندان که بر ظروف آن دوران دیده میشود از اهمیت خاص دامداری حکایت میکند. در نواحی زراعی نقاط مسکون دائمی ایجاد گشت. برخی مصنوعات مسین پدید آمد. مجموع این پیشرفتها اجازه داد که پیشه نساجی و کوزهگری ترقی بسیار کند. به تدریج شرایطی برای انتقال به دومین دوره مهم تقسیم اجتماعی کار - یعنی تقسیم به پیشه و زراعت - فراهم آمد. تزیینات پیچ در پیچ هندسی ظروف از خصوصیات این دوره به شمار میرود که در طی آن مصنوعات کوزهگران و نساجان زمینه اصلی هنرنمایی و آفرینش هنری بوده است. قدیمیترین ساکنان ماد و فلات ایران، از لحاظ مردمشناسی سیهچرده و درازکله و از خمیره شبه اروپایی کرانه دریای مدیترانه بودند که اکنون نیز در خراسان و آذربایجان زندگی میکنند و بسیار دیده میشوند. از آثاری که به زبان شومری و اکدی و هوریانی در دست است چنین مستفاد میگردد که در هزاره سوم قبل از میلاد در کوهپایههای غربی زاگروس و آنجایی که بعدها ماد غربی را تشکیل میداد قبایل هوریان و لولوئیان و کوتیان و ظاهراً قبایل دیگری که با عیلامیان قرابت داشتند زندگی میکردند و در هزاره دوم قبل از میلاد کاسیان. ترکیب قومی مردم ماد در حدود هزار سال قبل از میلاد: ترکیب قومی یا اصل و تبار مردم ماد- و لااقل بخش غربی آن سرزمین در آن زمان- به قدر کفایت برای ما روشن است. با اینکه ممکن است بعضی از اصطلاحات و نامهای قومی و دستخوش دگرگونی شده باشد ولی دلیلی برای نقل و انتقالهای مهم تودههای یک قوم و تبار از نقطهای به نقطه دیگر در دست نیست و بدین سبب میتوان گفت که ترکیب قومی مردم آن سرزمین بر روی هم از هزاره سوم تا آغاز هزاره اول بدون تغییر بوده است. مردم سراسر این ناحیه از دریاچه ارومیه گرفته تا بخش بالای دیاله از قوم کوتی و لولوبئی بودند و لولوبیان در نقاط غربیتر و کوتیان در نواحی شرقیتر مسکن داشتند. گمان میرود که سومین عنصر قومیای که به تقریب در همان ناحیه مسکن داشته مهرانیان بودهاند. ناحیه جنوبغربی - بخشهای بالای دیاله و کرخه- را عناصر قومی کاسی اشغال کرده بودند. محتملاً ساکنان حاشیه کرانه دریا - که بعدها مؤلفان عهد عتیق آنها را کاسپیان خواندند- به گروه کاسی و عیلامی منتسب بودند. سرانجام ممکن است در بعضی نواحی مجاور دریاچه ارومیه (به خصوص در مغرب و شمال آن ) و همچنین در برخی درههای غربی زاگروس عناصر قومی هوریانی زندگی میکردند. مدارک مربوط به میزان رشد نیروهای تولیدی قبایل مذکور اندک است. با وجود این با اطمینان میتوان گفت که دامداری در میان ایشان بسیار ترقی کرده و زراعت رونق داشته است و از فلزکاری با مفرغ به خوبی اطلاع داشتند ولی آهن فقط در هزاره اول اندک اندک در آن ناحیه نفوذ کرد. درباره سازمان اجتماعی قبایل مزبور میتوان فرضهایی کم و بیش محتمل به عمل آورد و اینان مسلماً از لحاظ رشد اقتصادی یکسان نبودند. منابع آشوری آن زمان از واحدهای جزء و خرد سیاسی و جغرافیایی یاد میکنند ولی نامی از اینکه مردمان مردمان فلان و یا بهمان محل به کدام قبیله بزرگ منسوب بودهاند به میان نمیآورند. با این حال جالب توجه است که منابع آشوری -مثلاً- فقط از مادای یا اتحادیه ماد صحبت میدارند و از قبایل ماد جدا جدا سخنی نمیگویند، و اسامی قبایل مزبور را ما فقط در آثار هرودوت مییابیم. اما از اتحادیه قبایل ماد در نیمه دوم قرن نهم قبل از میلاد در منابع یاد شده است و در آن هنگام محل آن را در مشرق ماد آینده و تا حدی در بخش مرکزی آن قلمداد کردهاند. اگر بگوییم که در پایان هزاره دوم و آغاز هزاره اول قبل از میلاد در ماد غربی جامعه در آستانه روابط طبقاتی _ تجزیه پیشهها از زراعت که مقدمه پیدایش جامعه طبقاتی است- قرار داشته، چندان اشتباه نکردهایم. روابط مزبور در متکاملترین نواحی آن سرزمین برقرار شده یا در شرف استقرار بود. در نواحی کوهستانی و دیگر نقاط عقب مانده فقط اثری از روابط یاد شده پدید آمده بود و یا به طور کلی هنوز سازمان جماعت بدوی در آن جا حکمفرما بود. اما راجع به ماد شرقی تا پایان قرن نهم قبل از میلاد تقریباً هیچ مدرک و اطلاعی راجع به آن در دست نداریم. ولی از روی مقایسه با زمان بعد میتوان حدس زد که ناحیه مزبور نسبت به بخش غربی بسیار عقب مانده و روابط اجتماعی و دوران جماعت بدوی کاملاً در آن حکمفرمایی میکرده. با این حال در بعضی نقاط ناحیه شرقی نیز زراعت توسعه مییافت و آن هم نه به یاری کلوخ کوب بدوی، بلکه حتی در هزاره سوم قبل از میلاد هم از وسیلهای شبه گاوآهن که به وسیله دام کشیده میشد استفاده میگشت. اکتشافات باستانشناسی از تکمیل اسلحه دفاعی و تهاجمی و توسعه مبادله میان قبایل حکایت میکند. در گورستانها، گورهای عظیم پیشوایان میان گورهای کوچک افراد عادی به چشم میخورد و این خود دلیل آغاز پیدایش اختلاف در میزان مال و منال است. (دیاکونوف، 1386، تلخیص 95-133) در مطلب آینده به دوره تکوین سازمان بندهداری در سرزمین ماد خواهیم پرداخت. یاری نامه ها: دیاکونوف، ایگورمیخائیلوویچ، 1386، تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی در این زمینه بخوانید: عیلام نخستین مهاجران- قسمت سوم نخستین مهاجران- قسمت دوم نخستین مهاجران- قسمت اول نشانه های ورود آریاییان در ایران سرزمین ایرانویچ کجاست؟ سرزمین ایران پیش از ورود آریاییان بازدید: 395
|
||||||||