|
رهیافتی به مفهوم پاکیزگی در فرهنگزرتشتی(بخش پایانی) پاکیزگی، ارمغان فرهنگ زرتشتی برای زندگانی امروز |
|
|
| فرید شولیزاده | ||||||||||||
| ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ | ||||||||||||
|
در بخش نخست این نوشتار پژوهشی به واکاوی جایگاه پاکی و پاکیزگی در آموزههای مینوی «گاتها» و سپس بسط این آموزهی اهورایی در اوستای متأخر پرداختیم. سپس از ارزشمندی این آموزهها در گذر تاریخی زندگی بشر سخن راندیم. اکنون ادامه نوشتار...
در برابر آموزههای روشن پاکیزگی که دین و فرهنگ زرتشتی به زندگی بشر امروز ارمغان میدهد؛ روی دیگر و البته سیاهی هم در زندگی امروزی بشر وجود دارد. این روی سیاه سکه، ناهنجاریهای برخاسته از جاهطلبیهای روزافزون و زیادهخواهیهای افسارگسیخته است. زیادهخواهیهای بشر امروز، آسیبهای سنگینی به محیطزیست و چرخهی حیات طبیعی جهان پیرامون او وارد ساخته است. ممکن است که ما انسانها بهصورت انفرادی برای حفظ تندرستی خود، موازین بهداشتی را رعایت کنیم، ولی اگر الزامی به حفظ بهداشت عمومی نداشته باشیم و در این میان کسانی خودخواهانه محیط زندگی عموم را آلوده سازند، سلامت جمیع افراد به خطر خواهد افتاد. باید دانست که زرتشتیان در لوای آموزههای دین و فرهنگزرتشتی، از کوشاترین مردمان در درازای تاریخ پیرامون حفظ بهداشت فردی و جمعی بوده و هستند. برهان این سخن نیز کتاب «وندیداد»، بهویژه مسالهی پاسداشت چهار آخشیج است. «هرودت» در کتاب نخست از مجموع تواریخ خویش(:کلییو) و «استرابو» در کتاب «جغرافیا» هر دو نقل میکنند که پارسیان هرگز در آب کثافت(:ریمنی= مُردار، آبدهان، زباله، پیشاب و...) نمیریزند و خود و یا چیزی را در آبروان نمیشویند. چنانکه آبروان در نزد آنان حرمت بسیار داشته و از آلوده کردن آن به هر ترتیبی که شده امتناع میورزیدند و در پاسداشت و پاکی آن میکوشیدند. چه، در فرهنگزرتشتی آب از سرچشمههای زندگی شمرده شده و آلوده کردن آن به پلیدی، ممنوع و از کارهای نابایسته است. این سختگیریها بیدلیل نبوده، زیرا آب آشامیدنی شیرین و پاکیزه، با حیات سالم انسانها پیوندی ناگسستنی دارد.(1) باید دانست که گسترهی بزرگی از منابع آبی کرهی زمین، بهسبب شوری غیرقابل آشامیدن هستند. از همین رو بشر منابع آب شیرین قابل آشامیدن بسیار محدودی در اختیار داد. منابعی که نگهداری از آنها با حیات بشر بر روی این کرهی خاکی، پیوندی مستقیم دارد. مُردار یکی از بزرگترین عوامل آلوده کنندهی این منایع آب آشامیدنی شیرین است. در فرهنگزرتشتی بهرهجستن از آبی که در آن مُردار باشد (خواه در حال حرکت و یا سکون) مجاز شمرده نشده است. در بیشتر نسکهای پهلوی چون «شایستناشایست» سخن از کرفهکاری و ثواب بزرگی است که در پاک کردن آبروان و آبچاه(:آب آشامیدنی شیرین) از لوث کثیفی مردار وجود دارد. پس از بیرون آوردن «نسا»(:مُردار) هم چنانکه در «شایستنشایست» و «روایات دستوردارابهرمزدیار» مکتوب است، میبایست چند ساعتی را درنگ میکردند، سپس آب بر میداشتند. در فرگرد6بندهای26و27و28و... وندیداد آموزش داده میشود که چگونه پس از بیرون آوردن نسا از چاه آب یا چشمه یا آب روان، آب را پاک و برای مصارف عمومی از آن بهره گیرند. در همین راستا، «دستور جمشیدکاووسجیکاتراک» در گفتاری نغز میفرمایند: «گفتهی اخلاقی معروف «پاكيزگی، نزديكترين راه رسيدن به خداست» را ايرانيانباستان به بهترين وجهی عمل میكردند. نظافت و پاكيزگی برای هركس، از ابتدای طفوليت، جزو مهمترين وظيفه بود. به مسالهی «عقلسالم در بدنسالم است» اهميت فوقالعاده داده میشد. ايرانيانباستان در پاك نگهداشتن آب و باد و خاك و آتش، کوششی وافر داشتند و میكوشيدند كه با پاك نگهداشتن محيط اطراف خويش، سبب پراكنده شدن ميكروب و سرايت امراض به ديگران نشوند. در كتاب «ونديداد»، درباره دوری از امراض واگيردار و خويشتن را دور نگهداشتن از كثافات دستورات اكيد آمدهاست. در روزگار كنونی با پيشرفتهایی كه در بهداشت شده است، ارزشمندی مندرجات كتاب «ونديداد» درباره جلوگيری از امراض و آگاهی دادن درباره سرايت آن توسط ميكروب به ديگران بیشتر مشخص میشود.»(2) چکیده سخن آنکه در فرهنگزرتشتی، آب اصلیترین ابزار پاکیزگی و زدودن آلودگیها است. چه، هر بهدین بايد در پاكیتن خود بكوشد، از آلودگیها بپرهيزد و هنگام آلوده شدن، خود را با آب پاك بشويد(: ایرانیانباستان نخستین سازندگان حمام هستند). در فرهنگ زرتشتی بايد با آب پاك، شستشو كرد؛ آبی كه رنگ و بو و مزه آن برنگشته و به چيزی آلوده نباشد. در فرهنگ زرتشتی شایسته است تا پيش و پس از خوراك خوردن، دست و روی و دهان خود را بشويند؛ اين خود نمودی از اهميت تن پاك و در نتيجه روان سالم است و حاكی از گذراندن درست زندگی گيتوی و راه نهادن با سطح تكاملی بالا به جهان مينوی است. در کنار آب، یکی از بزرگترین بخششهای اهورایی که ادامه زندگانی آدمی و سایر موجودات زنده در گروی وجود آن است، هواست. هوا مانند آب و خوراک، بلکه مقدم بر آنها، رزقی است که هستیبخش نیکیافزا برای تداوم حیات، بدون نیاز به زحمت و تلاشی در اختیار آفریدههایش قرار میدهد. حال اگر این آخشیج مهم و حیاتی به مواد مضر آلوده شود، انسان مجبور است در هربار تنفس، مقداری مواد مضر و مسمومکننده به درون ریهها فرستاده و از این راه در معرض خطر اثرات نامطلوب و گاه کشنده آنها قرار گیرد. در این میان یکی از راههایی که انسان با دست خود این بخشش خداوندی را آلوده و به وجود خویش صدمه وارد میکند، استعمال دخانیات است.(3) شاید بتوان به شکلی دیگر نیز وارد گفتمان پاکیزگی در فرهنگزرتشتی شد، و آن گفتمان فلسفی «آرمانشهر»(:مدینهی فاضله) در جهانبینیزرتشتی است. «آرمانشهر» یا در زبان اوستایی «ونگهِئوشخشَترَ»(:گاتها 43/6،48/5،51/1 و یسنای35بند5) یکی از اصول محوری حکمتعملی در فلسفهی اشراق، و برگرفته از آموزههای مینوی گاتها است.(4) همین آموزهی ژرف است که در جهانشناسیافلاطونی بوسیلهی «افلاطون»، فیلسوفاشراقی یونانباستان مورد استناد مستقیم قرار گرفته و در قالب گفتمان «مدینهی فاضله» در باخترزمین بسط و توسعه یافته است. یکی از ارکان اصلی این آرمانشهر یا «ونگهِئوشخشَترَ»، چنانکه کلیت کلامی هات48بند5 گاتها میفرماید، حیات سالم ذهنی و جسمی مردمان از بدو تولد تا هنگامه مرگ است که این در سایهی شهریار و رهبر(:یا شهریاران و رهبران) دیندار، دلسوز، عادل و مردم مدار محقق میشود. «پروفسور عباسشوشتریمهرین» در خوانش و تفسیر خویش از هات48بند5 گاتها، واژهی «یئوژدائو»(:پاکیزگی) را در قالب مفهوم کلی «آرمانشهر» که در روح این بند گاتها بدان پرداخته میشود، قرار میدهد. پروفسور مهرین در توضیح خویش از این بند، شهریار آرمانشهر را که در این بند مطرح شده به سرچشمهای تشبیه میکند که اگر نیک باشد، جامعه پویا و پیشرو خواهد بود. در برابر اگر فرمانروا بد باشد، آن سرچشمه گلآلود گردد و همهی جوی آب نیز گلآلود خواهد شد، بر همین پایه زندگی باید به پاکی وقف شود تا گیتی آباد شود. به زبانی دیگر «آرمانشهر» یا «ونگهِئوشخشَترَ» زمانی شکل خواهد گرفت که اَشویی تن و اَشویی روان مردمان با هم محقق شود.(5) پاکیزگی تن و روان انسان و به تبع آن بهداشت جسمی و روحی جامعه؛ یکی از اصلیترین ارکان فرهنگزرتشتی بوده و امتداد پیام مینوی گاتها(:48/5) است. پیامی که فعل پاکی را از پسندیدهترین پدیدههای جاری در زندگی بشر معرفی میکند. گفتمان پاکیزگی در فرهنگزرتشتی را از دریچه فلسفهی دو نیروی همزاد و همایستار هم میتوان مورد واکاوی قرار داد. چه، بهداشت و پاکیزگی چون سبب تداوم و افزایش زندگانی بشر و دیگر مظاهر زنده و سودمند هستی میشود، از لحاظ فلسفی در چارچوب جهانبینیزرتشتی؛ عین افزایندگی و در راستای همازوری با نیروگان «سپنتامینو»(:صفت آفرینندگی اهورامزدا، مینوی افزاینده) است. بیسبب نیست که در درازای تاریخ، دینورزان زرتشتی کوشیدهاند با وضع احکام و شرایعی در این راستا، اسباب پاکیزگی نفس و جسم خود و سایر بهدینان را فراهم سازند. چه، پاکیزگی یکی از مظاهر افزایندگی و راههای خداپرستی و نزدیک شدن به خداوند است. شادروان «علامهابوالکلامآزاد» در توصیف امر پاکیزگی در نزد پارسیانهند و پاکستان مینویسد: «در شبه قارهیهند و پاکستان ضربالمثل «صفایی مين خدایی هی»؛ یعنی«خدايی در پاکیزگی است» رواج بسیاری دارد و این دربارهی پارسیان نیز رواست. وضو و حمام و پاکیزگی در آیين پارسيان حايز اهميت بسيار است تا از يك سو، از اثرات منحوس و بد کثیفی و بیماری مأمون بمانند و از سوی ديگر، سالم و تندرست و توانا و تنومند باشند و در برابر حوادث روزگار نامساعد با جرأت و حوصله باشند. منتهی طهارت و پاكی در سرزمينهای ايران و هند چه از نظر فيزيكی و چه از نظر اخلاقی، عاملی مهم محسوب میشده و میشود.»(6) اشارهی «علامهابوالکلامآزاد» به اهمیت مسالهی بهداشت و پاکیزگی در میان پارسیان بیسبب نیست. چه، آموزههای پاکیزگی در کتاب «وندیداد» و گسترهی فرهنگزرتشتی خود شاهدی بر این مدعاست. دربارهی اهمیت پاکیزگی و بهداشت در فرهنگزرتشتی همین بس که یکی از برجستهترین صفات پیشوایان بزرگ زرتشتی «یَئوژداثرگر»(:yaojdathragar) است؛ و آن اشارت به کسی است که «یئوژداثرگری»(:yaozhe dasrgarie) یا «پَلشتبری» کرده، رسا و پاک کنندهی دینداران از آلودگی و ریمنی درون و برون، و بدر آورندهی مردمان از آلایش جسمی و روحی گناه است. در بخشهای متاخرتر کلام سپند «اوستا»، پیوستگی اصل خداپرستی و اَشویی با گفتمان پاکیزگی بهصورت گستردهتری بسط داده میشود، چنانکه در هُرمزدیشت بندهای7و8 میخوانیم: «پنجمین نام من آفرینندهی همهی نیکیها و پاکیهاست.» این پاره از کلام اوستا گویای آن است که خداوند، آفریدگار نیکیها و پاکیهاست. بر همین اساس یکی از راههای همبسته و پیوسته شدن انسان با ارادهی خالق خویش(:اشا)، کوشش در پاکی و حفظ پاکیزگی است. زمانی به ارزش واقعی آموزههای پاکیزگی اوستا و رهنمودهای بهداشتی فرهنگزرتشتی و البته غیرخُرافی(7) بودن آنها در قیاس با دیگر فرهنگهای مذهبی پیخواهیم برد که بدانیم تا چند سده پیش از این، چرک و کثافت و ناپاکی در میان برخی جوامع مذهبی، ارزشی معنوی قلمداد میشد!! چنانکه برای نمونه: «زمانی در اروپای قرون وسطی، اهل کلیسا به حمام رفتن افراد بدین عنوان که هر عملی که باعث زیباتر شدن بدنهای ما شود، به همانگونه ما را به ارتکاب گناه نزدیکتر میکند، حمله میکردند. کمکم کثیف بودن مورد تشویق قرار میگرفت! و رایحه کثافت از همه جای متقدسین و روحانیون به مشام میرسید. تا آنجا که پائولای قدیس را این عقیده بهدست آمده بود که تمیزی بدن و لباسهای پوشانندهی آن، درست مترادف ناپاکیزگی و عدم صفای روح است.»(8) «دیگر کثافات بدن، ارزش معنوی و شپشها، مرواریدهای خدا نامیده میشدند و بدین ترتیب پوشیده بودن لباس و بدن راهبان از این حشرات، علامت ضروری تعبد و حتی نشانهی ایمان شناخته میشد.»(9) آنچه تاکنون گفته شد، جملگی پیرامون بهداشت و پاکیزگی در فرهنگزرتشتی بود. بد نیست که قدری هم پیرامون مقولهی متضاد پاکی و بهداشت، یعنی ناپاکی و آلودگی در فرهنگزرتشتی سخن بگوییم. کتاب «اوستا» از مفاهیم آلودگی و ناپاکی، بهصورت واژهی «رَئِثوَ»(:raetwa)(10) یاد میکند. این واژه در زبان پهلوی بهصورت «ریمنی»(:rimanih) در آمده است. این «ریمنی»(:ناپاکی) در فرهنگزرتشتی خود به دو زیر مجوعهی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم میشود. چنانکه در وندیداد، فرگرد10بند6 سخن از دو گونه آلودگی و ریمنی(:ناپاکی) به میان میآید، یکی «ریمنی مستقیم» و دیگری «ریمنی غیرمستقیم». _ ریمنی مستقیم: در زبان اوستایی «هانم _ رَئِثوَ»(:hanm_raetwa)، آلودگی را گویند که در اثر تماس مستقیم انسان با عوامل ناپاک و بیماریزا ایجاد میشود. مانند ریمن شدن به سبب تماس مستقیم(لمس کردن) جسد مردار(:نسا). _ ریمنی غیرمستقیم: در زبان اوستایی «پئیتی _ رَئِثوَ»(:paiti_raetwa)، آلوده شدن غیرمستقیم به عوامل ناپاکی و بیماریزا را گویند. چون بیمار شدن بهسبب میکروبهای موجود در هوا که از یک منبع آلودگی وارد هوا شده است، یا آب آلوده به عوامل بیماریزا منتشر شده از یک منبع ناپاک و کثیف. آموزههای پاکیزگی در فرهنگزرتشتی پیرامون مسالهی ناپاکی و ریمنی(خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم) خود نیز به تناسب آگاهانه و یا ناخواسته بودن(:عمدی و غیرعمدی) به دو بخش کلی تقسیم می شود. طبعا" زمانی که ناپاکی و ریمنی، تعمدی و آگاهانه صورت گیرد، احکام پاکیزه شدن، سختگیرانهتر خواهد بود نسبت به زمانی که فرد ناخواسته ریمن و ناپاک میشود. برای نمونه خوردن آگاهانهی «نسا»(:مردار)(11) و یا آلودن تعمدی آبروان، آتش و خوراک مردمان با مردار در این زمره است.(:بنگرید به وندیداد، فرگرد7بندهای23تا27 و فرگرد3بندهای38و39) اما در مواردی كه ریمنی بهصورت تصادفی و ناخواسته رخ دهد، آموزههای پاکیزگی و پالودن ریمنی نیز متفاوت خواهد بود.(:بنگرید به وندیداد، فرگرد5بند3 و فرگرد6بندهای1و6) در فرهنگزرتشتی، «نسا»(:مُردار) در زمرهی ریمنترین و کثیفترین چیزهای ممکن قلمداد میشود و باید بهسرعت از فضای زندگی انسانها و محیطزیست پیرامونشان دور شود، زیرا سبب اشاعهی بیماری و گسترش آلودگی و ناپاکی میشود. دینورزانی که آموزههای پاکیزگی اوستا را گردآوردهاند، کوشیدهاند تا تجربهی خود و گذشتگان از بیماریزایی و خطرناک بودن لاشهی مردار برای سلامتی مردمان را، به آیندگان منتقل كنند. ایشان در حد توان خویش کوشیدهاند تا اصول بهداشتی و پیشگیری، و نیز دلیل گسترش بیماریهای عفونی از منشاء مُردار را شناسایی كنند. در فرهنگزرتشتی هیچگاه توصیه نمیشود که از پوشاک، وسایل، و بستر میت استفاده شود. چنانکه در وندیداد، فرگرد7بندهای10،11،12و13 توصیه میشود که جامهی تن مرده را ترجیها" پاره پاره کرده و به دور بریزند(:فرگرد7بند13 میگوید دفن کنند)، زیرا رطوبت تن مرده بدان رسیده و این لباس و بستر معمولا" به چیزهایی چون خون، رطوبت، مدفوع، ادرار، استفراغ یا منی درگذشته آلوده شده است. در برخی وچرهای گردآوری شده در کتاب «روایات دستوردارابهرمزدیار» گفته میشود که اگر اصرار به استفاده از لباس و بستر مرده داشته باشند، باید به دقت آن پارچهها و لباسها را بشویند و با «گمیز»(:قویترین مادهی ضذعفونی که در آن روزگار در اختیار داشتهاند) خوب ضدعفونی کنند و در برابر نور مستقیم آفتاب بگسترانند تا خوب آفتاب بخورد، سپس مجازند تا از آن استفاده کنند.(12) «موبددکترسهرابخدابخشی» در کتاب «پزشکی در ایرانباستان» روشهای «یئوژداثرگری»(:پاک کردن، پَلشتبری) هوا، آب و زمین را با تکیه بر آموزههای پاکیزگی «اوستا» بدین شرح بیان میکند: «یئوژداثرگری و پَلشتبری هوا: بدین منظور مواد زیر را بهکار میبردند، «اشترک» (:gomme amoniacal) که چون بر روی آتش ریزند، بخارهای آمونیاکی در هوا منتشر میسازد. «سداب» از نوع گیاهان «روتاسه»(:rutace) بهصورت درخت یا بوتهای است که گل آن بسیار شبیه «قرنفلیان» و برگ آن باریک و دارای بوی مخصوصی است که خرهفستران(:حشرات موذی) از آن گریزانند. «اسفند» یا «پگانوم»(:peganume) که وقتی دانهی آن را بر آتش نهند بوی مخصوصی میدهد و خرهفستران از آن گریزانند. «اورواسنا»(:urvasna) که در زبان پهلوی «راسن» نامیده میشود و بهمنظور خوشبویی، مخلوط با «ebene» بر آتش نهاده میشود. زرتشتیان در هنگام شیوع بیماریهای سخت و واگیردار بهمنظور ضدعفونی هوای محیط، بیرون از دروازههای شهر، در هر نیمهشب مقدار زیادی از این صمغ و گیاهان را دود میکردند و به این طریق از شدت شیوع بیماری از طریق هوا میکاستند. یئوژداثرگری و پَلشتبری آب: اوستا، آفتاب را بزرگترین عامل پاک کنندهی آب جاری و راکد میداند و با صفت مؤکد «یوژداثره» از آن یاد میکند. چنانکه در خورشیدیشت، بند1 میخوانیم: «زمانی که خورشید بتابد، آب روان پاک گردد، آب چشمه پاک گردد، آب چاه پاک گردد، آب راکد پاک گردد، آب دریا پاک گردد، همهی آفرینشهای نیک که به سپنتامینو بستگی دارند پاک گردند. اگر چنانچه خورشید نمیتابید، زیان رسانندگان(:عوامل بیماریزا و مرگ آفرین) همهی موجودات را نابود میساختند.» یئوژداثرگری و پَلشتبری زمین: آفتاب، زمین را از پلشتی و نسا(:لاشهی مردار) پاک میسازد ولی بازه زمانی طولانی، چنانکه در وندیداد فرگرد7بند45 میفرماید: «ای پاک دادار گیتی جسمانی تا درازای چه زمان که نسا روی زمین افتاده است و روشنی بر آن تابیده و آفتاب خورده است آن زمین پاک میشود؟ پس اهورامزدا فرمود: ای زرتشت اسپنتمان به درازای یک سال که نسا بر زمین افتاده و روشنی بر آن تابیده و آفتاب خورده آن زمین پاک میشود.» این فرآیند را که وندیداد میفرماید در زبان پهلوی «خورشیدنگرشنی» نامیده می شود.(13) روش دیگر استفاده از پلشتبرهای شیمیایی چون «سرکه غلیظ»(:acid accitique concentre) و «کربناتدوکلسیم» (:carbonate de calcium) بوده که به واسطه خاصیت گندزدایی، پلیدیها و کثیفیها را نابود میکردند.»(14) در فرهنگزرتشتی به پاکی ظروف آشپزخانه هم اهمیت بسیاری میدادند. چه آگاه بودند که بسیاری از بیماریها در نتیجه آلوده شدن و پاک نبودن این ظروف پدیدار میشود. هر ظرفی هم به صورتی خاص پاک و شسته میشده است؛ چنانکه ظروف ساخته شده از پولاد را چهار بار، ظروف ساخته شده از سنگ را شش بار و ظروف ساخته شده از مفرغ را سهبار میشستند. اما ظروف ساخته شده از گل(:سفال) و چوب را در صورت ریمن شدن قابل شستوشو نمیدانستند و به درستی به دور میانداختند. بهداشت و آموزههای پاکیزگی در فرهنگزرتشتی، چنان با تار و پود زرتشتیان دینباور گره خورده که تفکیک آنها از هم تقریبا" غیرممکن است. چنانکه در نزد دینباوران راستین، پاکی و پاکیزگی خود اَشویی، و اَشویی خود پاکی و پاکیزگی است. در اندرز گواهگیران آمده است: «داد و آیين ارديبهشتامشاسپند، راستی و پاكی است. درون و برون خود را پيوسته پاك نگهداريد. از كژی و ناپاكی پرهيزختاربيد. اَشویی ستایيد و به داد اَشا راه پديد، چه كه راه در جهان يكی است و آن اشویی است. به منش، نيك منيد. به گوشنا، نيك گوييد و به كنشن، نيك ورزيد. با همديگر، يكدل و يكزبان بيد. از دروغ و سوگند جادویی، گريزان بيد. آتش كه اندر گيتی، مهر و اَشویی را نماينده است، گرامی داريد و به نساء و پلشتی ميالایيد.» و ... بیسبب نیست که دوست و دشمن در درازای تاریخ از پیروان دینزرتشتی همواره در شمار پاکیزهترین مردمان روزگار یاد کردهاند. پاکیزگی و اَشویی افزون باد. در این زمینه بخوانید: پینوشت: 1: پیرامون مفهوم آب سالم و پاکیزه، و بهرهجستن از آن در نظر پارسیان همین بس که «کوروشبزرگ» در لشکرکشیهایش دستور میداد تا آبهای صافشده و جوشیده(بهویژه آب رودخانهی کرخه) را در ظرفها و مشربههای مخصوصی که روی ارابه و شتر حمل میشد به میادین جنگ بفرستند؛ وی میکوشید تا از این راه مانع اشاعه بیماریهای مربوط به آب آلوده در میان سپاهیان شود. 2: katrak,(Dastur) Jamsheedji Kavasji.,»literary talks«,]Bombay, 1968[ , p.79 3: کشیدن سیگار، یکی از مرگآورترین و مضرترین مسایل روزگار ماست که شوربختانه در جهان مترقی و پیشرفته امروزی، بهترین منبع درآمد و سرمایهگذاری برای زر اندوزان به شمار میآید و هر روز با تبلیغات فراوان بر تولید آن افزوده میشود. این در حالی است که سیگار مهمترین نقش را در بهوجود آمدن بیماریهای تنفسی و قلبیعروقی ایفا میکند و مقدمهی بسیاری از انحرافات اخلاقی و ناهنجاریهای اجتماعی است. از جمله زیانهای سیگار میتوان به سرطانریه اشاره کرد که شایعترین بیماری در میان افراد سیگاری است. بنابراین ترک سیگار بهترین و مؤثرترین اقدام برای حفظ سلامت و پیشگیری از بیماریهاست. از این رو باید با رواج برنامههای آموزشی و بهداشتی، جامعه را از مضرات و آسیبهای سیگار آگاه ساخت و از رواج روز افزون آن جلوگیری به عمل آورد. در این میان تقویت آموزههای ارزشمند مذهبی بسیار مؤثر خواهد بود. چه، کشیدن سیگار در فرهنگزرتشتی آلودن آخشیجها به یکدیگر و کرداری ناشایست است. از این رو فرهنگسازی با تکیه بر آموزههای مذهبی برای مبارزه با این عادات زشت باید همواره مد نظر قرار گیرد. 4: برای توضیح جامعتر بنگرید به «زرتشت پیامبر ایرانباستان» به خامهی «هاشمرضی»، ص74و75 5: اینکه اشویی مطلق تن و روان مردمان در قالب آرمانشهر اهورایی یا بنابر فرمایش کلام مینوی گاتها «ونگهِئوشخشَترَ» چه زمانی شکل خواهد گرفت، سخنی است در حوزهی علوم لدنی، که توضیح آن از دایره دانش و فهم این بندهی کمترین خارج است. اینکه «ونگهِئوشخشَترَ» در فرشکرد نهایی هستی و اضمحلال کامل انگرهمینو در نیروگان سپنتامینو و درهم شکستن نهایی دروغ بهدست راستی شکل خواهد گرفت؛ یا در هر دورهی زمانی از زندگانی بشر رسیدن به مرتبه اشویی مطلق روان و تن مردمان قابل شکلگیری است، سری است که تنها ذات پروردگار هروسپآگاه بر آن واقف است. پناه میبریم به فروغ معنوی ایمان و نیروی اندیشهی پاک پروردگار یکتا و بیهمتا(:آترَس چا مننگهَس چا). 6: نامهی فرهنگستان، شماره47، ص13 7: اینکه چه باورهایی را می توانیم خرافات بشماریم و اساسا" خرافات چیست؟ مقولهی ظریفی است که استاد گرانقدرم «دستور دکتر اردشیرخورشیدیان» پیرامون آن نظر مبسوطی به این شرح دارند: «از نظر جامعهشناسی، خرافات به آن دسته از باورهائی میگویند که برخلاف حقیقت باشد یا مردم را از درک حقیقت و شناخت دور نگاه دارد. اساسا" به آن دسته از باورهائی میتوان خرافات گفت که علم کاملا"[%100] آنها را رد کرده باشد و برای زندگی و سلامتی انسان مضر باشد. از این دیدگاه بسیاری از دانشمندان حتی به وجود خدا هم باور ندارند ولی میدانیم که آنها برای این باور خود دلائل کافی ندارد و آنچه آشکار است ما که خود را دینی میدانیم، باور آنها را نمی پذیریم و آن را کفر می دانیم.» نویسندگان و گردآورندگان آموزههای پاکیزگی وندیداد از آن بهعنوان پیشروترین، بهترین، بزرگترین و زیباترین شریعت دینی نام میبرند؛ چنانکه در فرگرد5 بندهای22تا24 آن را بزرگترین اقیانوس و سایر شرایع را دریاهایی در برابر آن معرفی میکنند. چه، آب بزرگتر، آبهای کوچکتر را بپوشاند و نیز آن را به درخت بزرگتری تشبیه کردهاند که سایهی آن، درختان کوچکتر را بپوشاند. به فروهرشان درود باد. 8: هاولوک - الیس، مطالعاتی در روانشناسی جنسی، جلد چهارم ص31 9: هارولد اسپنسر، زناشویی و اخلاقیات، ص48 و 49 10: دکتر احسان بهرامی ، فرهنگ واژه های اوستا ج3 ، ص 1195 11: فرگرد هفتم وندیداد بندهای 23 و 24 پیرامون نفی و مبارزه با خوردن مردار است. برخی شواهد تاریخی گویای آن است که در بخشهایی از فلات ایران نساخواری رواج داشته است، چنانکه «هرودت» در کتاب اول تواریخ خویش(:کلییو) فصل216 از قوم «ماساگت» که در شمال شرقی فلات پهناور ایران میزیستند و مبادرت به مردارخواری و نوعی آدمخواری میکردهاند، نام میبرد. بر مبنای برخی گمانهها، کوروش هخامنشی در پیکار با همین قبایل خونوار و بدوی کشته شده است. 12: «روایات دستور داراب هرمزدیار»، ج1 ص130و131 [در فرگرد پنجم وندیداد نیز احکام مبسوطی پیرامون شستشو و ضدعفونی کردن مکانی که فردی در آن مرده است، بیان میشود] 13: در فرگرد ششم وندیداد، تأکید میشود زمینی را که میخواهند در آن زراعت کنند باید از لوث کثیفی و مردار و عوامل بیماریزا پاک کنند. 14: موبد دکتر سهراب خدابخشی ، پزشکی در ایران باستان ص 98و99و100و101 یارینامه: _ گاتها سرودههای زرتشت، ترجمه و تفسیر پروفسورعباسشوشتریمهرین، انتشارات فروهر 1379خ _ گاتها کهنترین بخش اوستا، دو گزارش از استادابراهیمپورداوود، انتشارات اساطیر 1378خ _ ستوت یسن، دکترعلیاکبرجعفری، انتشارات فروهر 1359خ _ گاتها سرودهای زرتشت، دورهی 2جلدی، ترجمه و تفسیر دستور فیروزآذرگشسب، انتشارات فروهر 1383خ _ آموزشهای زرتشت پیامبر ایران دربارهی روش اندیشیدن و کامیابشدن در زندگی(ترجمه گاتها)، دکتر تهمورسستنا، 1975 کراچی _ یاداشتهای گاتها، استادابراهیم پورداوود، انتشارات اساطیر 1381خ _اوستا. کهنترین سرودها و متنهای ایرانی، گزارش و پژوهش دکتر جلیلدوستخواه، انتشارات مروارید 1374خ _ زند وندیداد، ترجمه و پژوهش جیمز دارمستتر _ وندیداد(دورهی 2جلدی)، ترجمه و تحقیق هاشم رضی، انتشارات بهجت 1385خ _ وندیداد، گزارش محمدعلیحسنیداعیالاسلام، چاپ موسسهی دانش 1361خ _ رهیافتی به گاهان زرتشت و متنهای نواوستایی، هانس رایشلت، ترجمه به فارسی دکتر جلیل دوستخواه، انتشارات ققنوس 1386خ _ روایات دستوردارابهرمزدیار(دفتر اول و دوم)، بهکوشش هیربد مانکجی رستمجی اونوالا، بمبئی 1922م _ شایستناشایست، ترجمه توضیح و آوانوسی، دکتر کتایونمزداپور، پژوهشگاهعلومانسانیومطالعاتفرهنگی 1369خ ــ فرهنگ واژههای اوستا(دورهی چهارجلدی)، دکتر احسان بهرامی، نشر بلخ 1369خ _ فرهنگ سانسکریت - فارسی، دکتر محمدرضا جلالینائینی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ــ فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیویدنیل مکنزی، انتشارات پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی 1388خ ــ فرهنگ زبان پهلوی، دکتر بهرام فرهوشی، انتشارات دانشگاه تهران 1386خ ــ فرهنگ فارسی به پهلوی، دکتر بهرام فرهوشی، انتشارات دانشگاه تهران 1388خ ــ دانشنامهی مزدیسنا، دستور دکتر جهانگیر اوشیدری، نشر مرکز 1371خ ــ دانشنامهی ایرانباستان(واکاوی 1360 مدخل اوستایی) دورهی 5جلدی، پژوهش هاشمرضی، انتشارات سخن 1381خ ــ فرهنگ نامهای اوستا (دورهی 3جلدی)، پژوهش هاشم رضی، انتشارات فروهر _ جهانبینی اشوزرتشت، دستور دکتر اردشیرخورشیدیان، انتشارات فروهر 1384خ _ جهانبینی زرتشتی، دستور رستمشهزادی، انتشارات فروهر 1367خ _ پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، دستور دکتر اردشیرخورشیدیان، انتشارات فروهر 1386خ ــ دورهی تاریخ هرودت، ترجمه دکتر هادیهدایتی، انتشارات دانشگاه تهران 1383خ _ جغرافیای استرابو، ترجمه همایون صنعتیزاده، بنیاد موقوفات دکتر محمد افشار 1382خ ــ زرتشت پیامبر ایرانباستان، هاشمرضی، انتشارات بهجت 1382خ ــ پزشکی در ایرانباستان، موبد دکتر سهرابخدابخشی، انتشارات فروهر 1376خ ــ جزوهی اندرز گواه گیران زرتشتيان ــ آرشیو نشریات «هوخت»، «فروهر» و «پیکانجمنموبدان» _ TARAPOREWALLA, (dr.dastur) Irajji Sohrabji, The divine songs of zararhustra _ KANGA, (dastur) Kavasji.Edalji, an English - avesta dictionary, Bombay 1909 _MODI, (shams ul ulama.dr.dastur.sir),Jivanji Jamshedji »The Religious Ceremonies and Customs of the Parsees«, Bombay 1922 _ KATRAK, (dr.dastur) Jamsheedji Kavasji, »literary talks«, Bombay 1968 _ DHALLA, (shams ul ulama.dr.dastur),Maneckji Nusservanji, » mankind whither bound?«, Karachi 1950 بازدید: 604
|
||||||||||||