|
رهیافتی به مفهوم پاکیزگی در فرهنگزرتشتی(بخش نخست) پاکیزگی با آموزههای مینوی «گاتها» پیوندی ناگسستنی دارد |
|
|
| فرید شولیزاده | ||||||||||||
| ۰۲ بهمن ۱۳۸۹ | ||||||||||||
|
در جهانی که ما امروزه در آن زندگی میکنیم، بهداشت و سلامتی بهعنوان یکی از بنیادیترین ارکان هستیِ بشریت پذیرفته و در فرهنگ جوامع مختلف نهادینه شده است. مسالهی بهداشت و سلامتی انسانها در چهارگوشهی گیتی چنان مهم است که «سازمانمللمتحد» گسترش سلامتی و بهبود میانگین بهداشت و تغذیه فردی و جمعی جوامع بشری را در شمار اصلیترین آرمانهای خود میشمارد.
چه، تداوم حیات نوعبشر در گرو این رکن مهم، یعنی سلامتی وجود اوست. شاید به سختی بتوان مردمان بافرهنگی را در جهان امروز پیدا کرد که منکر بایستگی مسالهی بهداشت و سلامتی در زندگانی بشر باشند. بهداشت، پیشگیری و درمان بیماریها، مبارزه با عوامل بیماریزا همگی مواردی هستند که پیوستگی زندگی نوع بشر بر روی این کرهی خاکی با آنها پیوندی ناگسستنی خورده است. نگارنده بهیاد ندارد که هیچگاه شنیده باشد در جهان امروز پزشکی را بهواسطهی توصیههای پیشگیرانه پیرامون پاکیزگی و رعایت بهداشت فردی و جمعی، و دعوت عامه مردم به حفظ پاکیزگی، سرزنش و شماتت کرده باشند. برعکس، فرهنگ پویای بشری در این عصر فنآوری میکوشد تا آگاهیهای یکایک واحدهای انسانی پیرامون بهداشت و پاکیزی فردی و جمعی را فزونی بخشد. تا همین یکسدسال پیش، اندیشیدن به مفاهیمی چون بهداشت فردی و پاکیزه نگهداشتن محیطزیست و نیالودن آن، برای بخش بزرگی از مردمان گیتی سخنانی نامفهوم بود. مایهی سربلندی است که آنچه را هازمان بشری به گونهای منسجم در عصر حاضر پیشهی خود ساخته، از چندهزارسال پیش توسط فرهنگ والا و پویای زرتشتی تدوین و در قالب تمدنزرتشتی اجرا شده است. «مغان بینشور»(:موبدان دانشمند) در سایهی آموزههای مینوی گاتها، بهنیکی دریافته بودند که میان سلامتی انسان و پاکیزگی محیطزیست پیوندی ناگسستنی وجود دارد. چه چیزی از این والاتر که در کلام سپند «اوستا»، پاکی تن و روان انسان باهم طلب میشود.(1) در فرهنگزرتشتی، خویشکاری هر بهدین است که از آلودن «چهار آخشیج»(:عناصر اهوراآفریدهی آب، هوا، خاک، آتش) که بنپایههای جهان مادی و محیطزیست هستند، بپرهیزد. این سخنی است که شاید تنها در نیمسدهای اخیر هازمان(:جامعه) بشری بدان واقف شده و برای پاکیزه نگهداشتن محیطزیست کوششهایی را آغاز کرده است. در فرهنگزرتشتی مرگ، بیماری و عوامل بیماریزا، ریمنی(:کثیفی و ناپاکی) از جمله مظاهر نسبی بدی در عرصهی زندگی بشر شمرده میشوند. عوامل کاهندهای که هستی و حیات نوع بشر در این سیارهی خاکی را تهدید میکنند و باید با آنها مبارزه برخاست. نگاه تیزبینانه و ژرف دینورزان زرتشتی در وضع احکام بهداشتی، بیشک در این راستا بوده است. مفهوم «پاکی» و «زلالی» در زبان اوستایی، بهصورت واژهی «یئوژدائو»(:yaozdaw)(2) بیان شده است. این واژهی مرکب برای نخستینبار در «اوستا»، در هات45بند8 «گاتها» آمده و پس از آن در اوستای متأخر بهعنوان مبنای تفسیری، مورد استناد گسترده قرار گرفته است. بهشکلی که میتوان گفت شاهکلید تفسیر مسالهی پاکیزگی در اوستا، بهویژه بخش «وندیداد»، همین واژه است. در «هات48بند5» میخوانیم: «یَئوژدائو مَشیاای اَای پی زانتم وَهیشتا» یعنی: «پاکیزگی از برای مردم از هنگام زایش بهترین است.»(3) واژهی «یئوژدائو» خود از مدخل اوستایی «یَئوُژدائیتی» و «یئوُژداتَر»(:yaozdatar) بهمعنی «پاکساز»، «زداینده» و «پاککننده» است.(4) زندهیاد «دستورجهانگیراُشیدری» پیرامون مدخل اوستایی «یئوُژداتَر» مینویسد: «در اوستا پاکیزگی بدن «یورژداترَ» از کارهای نیک شمرده شده و آن را یکی از لوازم زندگی بشر و نشان تمدن و تربیت دانسته. این پاکیزگی باید در همهی اُمور باشد.»(5) شادروان «دستور ایرججهانگیرتاراپوروالا»، پیرامون واژهی «یئوژدائو» در ترجمان خویش از گاتها مینویسد: «این واژه؛ واژهای است مرکب که از دو جزءِ «یئوژ»(:yaoz) بهمعنی پاک و «دائو»(:daw) بهمعنی دادن و تسلیم شدن، تشکیل شده است. معنی این دو بخش روی هم پاکیزگی، پاکی و پارسایی است. حتی به عبارتی با نگاه به زبان سانسکریت میتوان معنی آن را جان نثاری در راه پاکی نیز دانست.» «کریستین بارتولومه» در واژهنامه اوستایی خویش، یکی از معانی واژهی «یئوژدائو» را «کامل ساختن»(:در بُعد جسم و روح) گرفته است. از نگاه ساختمان زبانی؛ پارهی نخست واژهی «یئوژداو» یعنی «یَئوژ» یا «یَئوش» با واژهی سانسکریتی«yos» همریشه بوده و با واژهی لاتین«jus» نیز از نظر مفهومی مترادف میباشد. در «هات44بند9» گاتها، پارهی نخست یعنی «یَئوژ» با پسوند «دانِ» ذکر شده و بصورت واژهی «یئوژدانِ» بیان میشود. واژهی «یئوژدانِ» را در این بند گاتها، «استاد پورداوود» بهمعنی «درست کردن»، «رسا ساختن»، «پاک کردن»، «از آلودگی بدر آوردن» و «از آلایش گناه پرداخته کردن» گرفته است(6)؛ «دستور فیروزآذرگشسب» آن را «به پاکی نثار کردن» و خود را وقف پاکی و پارسایی کردن میداند(7). یادکرد از مسالهی پاکی درون و برون مردمان در آموزههای مینوی گاتها، و بایسته شمردن آن برای زندگی مردمان از گاه تولد تا هنگامهی مرگ، گویای ارزش و جایگاه والایی است که کلام سپند مانتره برای پاکی و پاکیزگی قائل است. چنانکه در ادامه خواهیم دید، دینورزان زرتشتی این پاره از پیام گاتها(:هات48بند5) را چونان بذری در گسترهی فرهنگزرتشتی پراکندهاند. چنانکه برای نمونه این سطر از هات48بند5 گاتها(:یَئوژدائو مَشیاای اَای پی زانتم وَهیشتا) عینا" در بخشی از «فرگرد5بند21 وندیداد» تکرار میشود: «این بهتر. این زیباتر. چون. تو. به درستی. گفتی. او را. با این. گفتار. رامش داد. اهورامزدایِ. اَشو. اشوزرتشت را. پاکی برای مردم پس از زایش، بهترین است. آن پاکی ای زرتشت که دین مزدیسنی [است] که مردمان هستی خود را با [آن] پاک میکنند: با اندیشههای نیک، با گفتههای نیک و با کردههای نیک.»(7) در این بند از «وندیداد»، سخن از تطابُق درون و برون انسان با پاکی اشا و تعمید وجود او با آبشار نورانی آموزهای دین مزدیسنی است. آموزههایی که درون را پاک و زلال و برون را تمیز و پاکیزه میگرداند. رو تو زنگار از دل خود پاک کن بعد از آن، آن نور را ادراک کن نور حق ظاهر بود ایدر ولی نیکبین باش اگر اهل دلی این سطر از هات48بند5 گاتها، عینا"در «فرگرد10بند18 وندیداد» نیز آمده است. مقصود پیشوایی که نویسندهی آن بند، و بند پس از آن یعنی «فرگرد10بند19» است؛ تشویق توأم مردمان به پاکی درون(:بند19) و پاکیزگی برون(:بند18) است. وی نخست مفاهیم روحانی این سطر از گاتها در باب پاکی وجود انسان را پینوشت خود بر مسالهی شرعی «برشنوم»(:شیوهای از شستشو برای ضدعفونی و پاکیزگی جسم) قرار داده است. اما در پی نوشتارهای همین بند(:بند18)، در بند بعدی(:بند19) به روشنی سخن از تزکیه و پالودن نفس و ذات درونی خویشتن خویش را پیش میکشد: «دئنا(9) را به درستی باید تطهیر کرد(:پالود)، چه ایدون از آن <عمل پاک کردن> هست پاکی و تقدس، برای اینکه در جهان اَستومند، دئنای خود را، به درستی، که دئنای خویش را باید پاک کرد با: اندیشهی نیک و با گفتههای نیک و با کردههای نیک.»(10) آینهی دل چون شود صافی و پاک نقشها بینی برون از آب و خاک هم بینی نقش و هم نقاش را فرش دولت را و هم فراش را شوربختانه برخی خاورشناسان غربی یکسره بر ژرفای عرفانی کلام مینوی «گاتها» چشم بستهاند و صرفا" با تکیه بر برداشتهای مادی خویش از اوستای متأخر، واژهی «یئوژدائو» را تنها به مفهوم پالودن جسم گرفتهاند، حال آنکه مُراد از واژهی «یئوژدائو» که در این بند در کنار فروزه اهورایی «آرمئیتی»(:عشق و ایمان به ذات خداوندی) بر زبان مبارک وخشور بزرگ جاری است، پاکی و پارسایی تن و روان بهطور توأم در سایهی عشق و ایمان به ذات خداوندی است(:اَشویی تن و اَشویی روان)(11). در جهانبینیزرتشتی میان این دو پیوندی مستقیم برقرار است؛ چه، دینداران راستین باید در پی پاکی و زلال ساختن ضمیر و ظاهر با هم باشند. زندهیاد «دستور فیروزآذرگشسب» در باب آموزهی پاکی و پاکیزگی در این بند(:48/5)، سخنی نغز دارد: «در سطر سوم این بند راجع به مسالهی پاکیزگی و پرهیزگاری است، میفرماید بهترین بخشش خداوندی برای انسان از زمان تولد همین پارسایی است. هرگاه انسان مراعات بهداشت را که همان رعایت اصول پاکیزگی و پرهیزگاری میباشد، بنماید هیچگاه گرفتار بیماری و درد و رنج نخواهد شد. منظور از پاکی، تنها پاک نگهداشتن تن و پوشاک نیست، بلکه باید از آلوده ساختن آب و هوا و خاک و آتش نیز پرهیز نمود، زیرا امروز ثابت شده است که بیشتر بیماریهای بشر در اثر آلودگی هوا و آب بروز مینماید. پس هرگاه شخص از زمان کودکی به اصول پاکیزگی و رعایت بهداشت خو کند در بزرگی نیز از این اصول پیروی خواهد کرد و این خود بزرگترین بخشش خداوندی است. هرگاه اصول بهداشت بهطور کامل رعایت شود و محیطزیست از هرگونه آلودگی پاک گردد بر طول عمر و سلامت بشر بطور قطع افزوده خواهد گشت.»(12) این سخنان دستور بزرگوار را که تفسیری است از عینیت کلام مینوی گاتها، باید قاب طلا گرفت. این سخنان جملگی حقایقی است که شاید به زحمت نیمسده است بشر بهطور جمعی به اهمیت آن پیبرده است... تأمین سلامت یک جامعه، مرهون بهداشت آن هازمان است و این امر خطیر و بسیار مهم، هم باید بهصورت فردی و هم بهصورت جمعی رعایت شود. در بهداشت فردی، هرکس دستورهای بهداشتی را که فراگرفته، رعایت میکند. برای نمونه هرکس باید خود بهداشت اعضای بدن خویشتن، چون دست و صورت، دهان و دندان، چشم و... را رعایت کند تا سالم و تندرست بماند. در بُعد بهداشت جمعی، همه باید مقرّرات بهداشتی و دستورات پاکیزگی عمومی را رعایت کنند؛ مانند خودداری از آلوده کردن آب و هوا و بهطور کلی محیطزیست که در آموزههای بهداشتی اَوستا، بهصورت پرهیز از آلودن چهار آخشیج نمود پیدا میکند؛ و نیز لزوم رعایت نکات بهداشتی در مواقع شیوع بیماریهای واگیردار و... که برای نمونه در فرهنگزرتشتی بهصورت «نشوه»(:نوعیقرنطینه)، «برشنوم»(:شستشو و ضدعفونیهای ویژه) و... اجرا میشده است. شادروان «دستور دکتر جیوانجیجمشیدجیمُدی» دراینباره مینویسد: «قاطعترین روش مبارزه با انتشار بیماریها، تجهیز و نگهداری افراد سالم در برابر یورش بیماریهاست که به وسیلهی آگاه کردن مردم از قوانین بهداشتی و تشویق آنها به رعایت موازین بهداشتی چون دقت و کوشش در پاکی بدن، خوراک و پیرامون میسر میشود. در ایرانباستان هنگامی که بیماریهای پُرمرگ چون طاعون، وبا و آبله جایی را فرا میگرفت، مردم به تبعیت از آموزههای بهداشتی مذهب، اغلب در انزوا میزیستند. جامهی سپید(13) میپوشیدند، دستکش سپید بهدست میداشتند و با یکدیگر کم تماس میگرفتند. حتی افراد یک خانواده، هرکدام در بستری جدا میخوابیدند و از ظرفی جداگانه خوراک میخوردند و میآشامیدند(14)، گیاهان ضدعفونی کننده و صمغهای خوشبو و نافع بر آتش مینهادند. پیشوایان دین تمام این مراقبتهای بهداشتی را در قالب کتاب «وندیداد» گردآوری کردهاند. اگر بخواهیم پیام کتاب «وندیداد» را در یک جملهی کوتاه بیان کنیم، باید گفت: پاکیزگی فردی و جمعی، موهبتی اهورایی است.»(15) ادامه دارد... پینوشت: 1: برپایه آموزههای اوستا، پاكی و نيرومندی خرد و روان، بستگی به پاكی و تندرستی تن دارد. چنانکه در نماز «سروشباژ» میخوانيم: «پاكی تن و اشویی روان» این بدان سبب است که با تن بيمار و ناتوان، كسی نمیتواند نماز و ستايش پروردگار یکتا و بیهمتا را كه شيوهی درستی و نيرومندی روان اوست، به خوبی انجام دهد. 2: دکتر احسان بهرامی، فرهنگ واژههای اوستا ج3، ص1152. 3: ترجمه واژه به واژ برخی اوستاشناسان از این سطر: «دستور فیروزآذرگشسب»: «پاکیزگی(:یئوژدائو) از برای مردم از هنگام زایش بهترین است.» «دکتر علیاکبرجعفری»: «پاکیزگی(:یئوژدائو) در کار جهان برای تامین زندگی بهترین عملی است که انسان پس از زادن می کند.» «دکتر تهمورسستنا»: «پاکی و راستی از گاه تولد تا مرگ برای آدمی بهترین نعمت است.» «استاد ابراهیمپورداوود»: «از برای مردم در زندگی آینده، پاکی(:یئوژدائو) بهتر.» «هانس رایشلت»: «پاکیزگی از هنگام زادن، مردمان را بهترین [کار در زندگانی] است.» هانس رایشلت در بررسی خویش از واژه اوستایی «یئوژدائو»، آن را «پالودن»، «آلایش زدائی» و «پاک کردن» میشمارد. به رویههای 634 و 635 «رهیافتی به گاهان زرتشت و متنهای نواوستایی» پژوهش و گردآوری «هانس رایشلت» سری بزنید. 4: دکتر احسان بهرامی، فرهنگ واژههای اوستا ج3، ص1152. 5: دستور دکتر جهانگیر اشیدری، ص82 راهنمای آشنایی با دین و آموزشهای اشوزرتشت 6: استاد ابراهیم پورداوود، یاداشتهای گاتها ص343 7: دستور فیروزآذرگشسب، ج2 گاتها ص168 8: هاشم رضی، دوره دو جلدی وندیداد، ج1 ص314 9: «دئنا» در گاتها، درونیترین معنی انسان، سکوی دید و معرفت شهودی یا به سخنی دیگر نفسدرون یا وجدان است. «دستور فیروزآذرگشسب» نیز «دئنا» را در مغز مفهوم، درونیترین مفهوم انسان و نفسدرون میداند. چنانکه در هات«44بند9» آن را «نفس» ترجمه میکند و در واژهشناسی همان بند آن را نفسدرون(:باطن انسان) میشمارد. (:بنگرید به ج2 گاتها ص167). دیدگاه «آندریاس» نیز بر همین نظری استوار است. «بارتولومه» نیز واژه «دئنا» را در فرهنگ اوستایی خویش به دو معنی گرفته است، یکی مفهوم عام دین و دیگری شخصیت یا نفس درون انسان. 10: هاشم رضی، وندیداد جلد2 ص679 11: استاد ابراهیم پورداوود، یاداشتهای گاتها، ص310 12: دستور فیروزآذرگشسب، گاتها ج2، ص502و503 13: رنگ «سپید» جلوهای از وهومنامشاسپند و نماد روشنایی، پاکی و نیکمنشی در فرهنگ زرتشتی است. این رنگ مورد پسندترین رنگ برای پوشش در نزد موبدان و زرتشتیان دینباور است. زندهیاد «مهرداد مهرین» ارزشمندی رنگ «سپید» در فرهنگ زرتشتی را در این پنج نکته چکیده ساخته است: ـ رنگ سپید اثرات سلامتیبخش روی ذهن و تن میگذارد. ـ رنگ سپید به پرتوهای خورشید اجازه میدهد رنگهای مختلفی که از این اشعه به اطراف پخش میشود، به نسبت مساوی پخش گردد. این امر اثرات خوبی روی بدن انسان میگذارد. ـ رنگ سپید پاکی تن و ذهن را حفظ میکند. ـ رنگ سپید ناپاکی های بدن را از بین میبرد و اثرات پاک محیط را به خود جذب مینماید. ـ رنگ سپید به یک زرتشتی هشدار میدهد که علاوه بر حفظ پاکی تن و محیطزیست، باید به فکر حسن اخلاق هم باشد و نگذارد کوچکترین لکهای روی آن اُفتد. «ماهنامهی فروهر، شماره 328 (آذر و دی 1370خ)، ص17» 14: این سخن دستور بزرگوار برگفته از آموزههای کتاب ارجمند «وندیداد» است که در آن توصیه میشود مردمان در ظرفهای جداگانه خوراک بخورند و در لیوانهای جداگانه آب بنوشند و با پای برهنه راه نروند و با پای برهنه به دستشویی نروند و بیماران و بانوان در هنگام دشتان در بستری جداگانه بخوابند. گسترهی ظروف گوناگون خواکخوری در ابعاد گوناگون از دورههای مختلف تاریخی در کنار چنگالها و قاشقهای برجای مانده از روزگار هخامنشی، اشکانی و ساسانی موجود در گنجینهی موزهی ملی ایران، گواهی است بر سخن بالا و نفوذ این آموزههای والای فرهنگزرتشتی در تار و پود زندگی مردمان آن روزگاران نجد ایران. 15: modi,(shams ul ulama.dr.dastur.sir),Jivanji Jamshedji »The Religious Ceremonies and Customs of the Parsees«. ]Bombay, 1922[ , p.43 بازدید: 623
|
||||||||||||