• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر دوشنبه برگی از شاهنامه (30)
کاوس
چاپ ارسال به دوست
فرزانه گشتاسب   
۲۷ دي ۱۳۸۹
 از میان چهار پسر کیقباد، کاوس به شاهی رسید و به روایت شاهنامه صدوبیست سال پادشاهی کرد. فردوسی پیش از آغاز داستان کاوس، ده بیت مقدمه آورده است که پیشاپیش ما را با شخصیت کاوس آشنا می‌کند.

درختِ   بَرومند چون  شد بلند
شود برگ پژمرده و بیخ سست
چون از جایگه  بگسلد پای خویش
مرو را سپارد گل و برگ و باغ
اگر شاخ بد خیزد از بیخِ  نیک
پدر چون به فرزند  ماند[1] جهان
گر او بفگند  فرّ  و  نام  پدر
گر او  گم  کند  راه  آموزگار
چُنین  است  رسم  سرای  کَهُن
چو  رسم  بدش  بازیابد  کسی
 

گر  ایدونکِ  آید  بروبر  گزند
سرش  سوی  پستی  گراید  درست
به شاخ نوآیین  دهد جای  خویش
بهاری   به کردارِ   روشن چراغ
تو  با  بیخ  تندی  میاغاز  ویک
کند  آشکارا   بر و بر   نهان
تو  بیگانه  خوانش، مخوانش پسر
سَزد  گر  جفا  بیند  از  روزگار
سرش  هیچ  پیدا  نبینی  ز  بُن
نخواهد  که  ماند  بدودر  بسی
 











نام کاوس در اوستا در به صورت کَوی‌اوسَن (kavi usan) آمده است که احتمالا از ریشۀ اوستایی «وَس» (vas-) به معنی «آرزو کردن، مشتاق بودن» آمده است و بنابراین نام کاوس به معنی «آرزومند و مشتاق» است. از اوستا اطلاعات زیادی دربارۀ کاوس به دست نمی‌آید. در آبان یشت، از نیایش و ستایش او به درگاه ایزد آناهیتا، الهۀ آب‌ها، یاد شده است. کاوس در برابر یزش‌های خود از آناهیتا درخواست می‌کند که او را یاری دهد تا بزرگ‌ترین و نامورترین پادشاه زمین باشد و بر همۀ آدمیان و دیوان و جادوگران تسلط یابد.

در نوشته‌های پهلوی مانند دینکرت مطالب بیشتری دربارۀ کاوس وجود دارد. کاوس از سه برادر خود بزرگ‌تر بود، او بر بلندای البرز هفت کاخ ساخت، یکی زرین، دو کاخ سیمین، دو کاخ پولادین و دو کاخ شیشه‌ای. کاوس از این کاخ بر  دیوان مازندران حکومت می‌کرد. از ویژگی‌های این هفت کاخ این بود که سالخوردگان را به جوانی و شادابی بازمی‌گرداند و پیرانی را که بدان وارد می‌شدند همچون پانزده‌سالگان جوان و برومند می‌ساخت.

کاوس مانند جمشید ابتدا بی‌مرگ و دارندۀ پادشاهی جاودانی آفریده شده بود اما دیو خشم بر او مسلط شد و از آن پس کاوس به پادشاهی زمین خرسند و قانع نبود و در پی آن برآمد که بر آسمان نیز حکومت کند و همین امر یعنی خودستایی و خودکامگی او سبب شد تا از اوج قدرت و توانایی سقوط کند و پادشاهی‌اش نابود شود.

دوران پادشاهی کاوس سرشار از حوادث تلخ و شیرین و گوناگون است. هفت‌خان رستم، داستان سیاوش و کشته‌شدن او و جنگ‌هایی که به انتقام خون او برپا می‌شود، داستان رستم و سهراب و داستان زاده شدن کیخسرو که در نهایت انتقام سیاوش را ازافراسیاب می‌گیرد، همه در دوران پادشاهی کاوس اتفاق می‌افتند.



[1]. ماندن در این جا فعل متعدی است به معنی «ترک کردن، واگذار کردن».

در این زمینه بخوانید:
پیش سخن
سرچشمۀ داستان‌های شاهنامه
داستان پادشاهی کیومرث
کین‌خواهی هوشنگ، پسر سیامک و کشتن دیو سیاه
پادشاهی هوشنگ
پادشاهی تهمورث و هنر نوشتن
هفتصد سال پادشاهی جمشید
جمشید و بنیان گذاری نوروز
مرداسِ پاکدین، پدر ضحاک
مغز ایرانیان، خوراک مارهای ضحاک
هزار سال پادشاهی ضحاک
داستان زادن و بالیدن فریدون فرخ
داستان کاوه آهنگر
جنگ فریدون با ضحاک
جشن مهرگان، روز پیروزی بر دروغ
فریدون سه پسر داشت
پادشاهی منوچهر

بازدید: 505

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات