|
نخستین مهاجران- قسمت سوم کاسیان (کاشیان) |
|
|
| مژده اسکندری | ||||||||
| ۲۴ دي ۱۳۸۹ | ||||||||
|
نخستین بار در متون عیلامی در اواخر هزاره سوم پیش از میلاد از آنان یاد شده است. این متون متعلق به عهد پوزور-اینشوشیناک (Inshushinak-puzur) است. به نظر میرسد که آنان در طی هزاره سوم پیش از میلاد نسبتاً بیاهمیت بودند؛ آشوریان آنان را با نام کاسی Kassi میشناختند.
این اسم به شکل کوسایوئی Kossaioi توسط استرابون یاد شده، و او جای کاسیان را در ناحیه شرقیتر، در دربندهای خزر، بالای تهران یاد میکند. کلمه یونانی کاسیتیرسKassitiros (به معنی قلع) به معنی فلزی است «که از ناحیه کاسیان میآید». نام همدان پیش از عهد مادها اکاسیاAkessaЇa بود که در آشوری کار-کاسی به معنی «شهر کاسیان» است. (گیرشمن، 1383، ص 55) Kassites ، در بابلی و آشوری Kashshu، Kashshi و در نامواژههای جغرافیائی در ایران محتملاً به صورتهای قزوین و کاشان بازمانده است. کشّوها یاکاشیان (کاسیان) که محتملاً به صورت اقوامی مهاجر از شمال غرب به نجد ایران وارد شده بودند، سرانجام در مناطقی از زاگروس که محتملاً لرستان خوانده میشود، ساکن شدند. دیاکونف و محققان روس با مهاجر بودن کاسیان مخالفاند. وی آنان را با عیلامیان محتملاً خویشاوند میداند. (بهار، 1384، ص 442) کاسیان در هزاره دوم پیش از میلاد به بینالنهرین تاختند، ولی شکست خوردند و تنها توانستند در بخشهایی از دره پهناور دجله و فرات، در شمال مرزهای بابل، باز بمانند. سپس، در همان هزاره باز تاختند و خاندان دوم سلطنتی بابل را تأسیس کردند (قرن هجدهم پیش از میلاد) و 576 سال بر آنجا فرمان راندند. (بهار،1384، ص 442) خاطره حمله کاسیان تأثیری عمیق و متمادی در ذهن بابلیان باقی گذاشت. آنان این خاطره را با نیرو و قدرتی خارقالعاده- که کمتر در مهاجمان بیگانه دیده شده بود- توأم کردند. لابد این علل و اسبابی داشته که منجر به طول دوران تسلط کاسیان شده است. در هر حال تعداد نسبتاً اندک متون و اسناد عهد کاسی تعجبآور است و موجب این فرض شده که در این دوره رکودی طولانی وجود داشته است. کاسیان با مصر در عهد «امارنا» در تماس بودند. (گیرشمن، 1383، ص 56) کاسیان برای اولین بار اسب را که در نزد ایشان جانور مقدسی بود، وارد بابل کردند. آنها نظامی اقطاعی در بینالنهرین پدید آوردند که محتملاً ملایم بود. (بهار،1384، ص 442) متون بابلی مربوط به کاسیان نشان میدهد که در ناحیه آنان، اختلاطی از آیینهای مختلف وجود داشته، که در آن خدایانی از منشأ آسیانی در جنب خدایان بابلی و ارباب انواع هند و اروپایی قرار داشتهاند، مثلاً شوریاشنShuriashn، سوریای هندوSurya hindou ، ماروتاشMaruttash یا ماروت هندیMarut indien ، و بوریاشBuriash که بورآس یونانی باشد. خدای بومی، کاشوKashshu ، بدون شک موجب تسمیه نام قوم مذکور گردیده است. (گیرشمن، 1383، ص 54) در قرن دوازدهم پیش از میلاد، حکومت ایشان بر بابل توسط عیلامیان برافتاد، و در هزاره اول به کوههای زاگروس بازگشتند. گمان میرود که لرها از اعقاب ایشان باشند. (بهار،1384، ص 442) بسیاری از مفرغهای لرستان، که در گورها پیدا شده است مربوط به مکان زندگی کاسیان است. (فرای، 1382، ص 84) [املاهای فارسی استاد بهار: کسپیها، کسپهها؛ به نظر آقای دکتر ارفعی املای «کاشی» و «کاشیان» برای این نام بهتر است. kaššu و kašši هر دو یک واژه است که اولی در صورت جمع مذکر فاعلی و دومی صورت جمع در حالت اضافی/مفعولی است.] (بهار، 1384، ص 442) یارینامه ها: بهار، مهرداد، 1384، پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: آگاه گیرشمن، رومن، 1383، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی فرای، ریچارد نلسون، 1382، تاریخ باستانی ایران، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی در این زمینه بخوانید: نخستین مهاجران- قسمت دوم نخستین مهاجران- قسمت اول نشانه های ورود آریاییان در ایران سرزمین ایرانویچ کجاست؟ سرزمین ایران پیش از ورود آریاییان بازدید: 579
|
||||||||