| شب شعر شاعران زرتشتی در تهران |
|
|
| رشید شهرت | ||||||||||||
| ۰۳ دي ۱۳۸۹ | ||||||||||||
شعر، شعوری است منظم. سخنانی که از دل بر می آید تا بر دل نشیند. سخنانی برای گفتن حرفهایی تلخ که گاه رمزآلود کردنشان و قالب آرایه افزودن به آن یاری می کنند تا شیرین تر آیند. سخنانی که معنایشان گسترده است ، چون انسانها. گاه از دل شاعر برمی آید و شخص او و گاه از اجتماعی که در آن می زید و گاه خلقت و خالق. و این مختص افرادی خاص نیست. ![]() ![]() می گویند ایرانیان همه شاعرند و سخن خود را با شعر می گویند و اینکه در این میان شخصی به نام شاعر شناخته شود، کاری دشوارتر است. ایرانیان زرتشتی نیز از شعر خالی نیستند. مگر نه اینکه گوینده نخستین سروده های جهان، کسی نیست جز پیام آور ما که خود را پیرو وی می دانیم. در جامعه بوده و هستند هنوز افرادی که بسرایند و شعر بگویند. از خود، جامعه، میهن و.... ![]() ![]() دیشب به کوشش تارنمای برساد، شاعران زرتشتی در تالار کانون دانشجویان زرتشتی گرد آمدند. شاید برای نخستین بار. آمدند تا جز اینکه همدیگر را ببینند سروده های خود را برای باشندگان بخوانند. باشندگانی که گرچه اندک بودند ولی زبان گویندگان را بهتر از بقیه می فهمیدند. ![]() برنامه ها این شب، با سرود ملی و گاتهاخوانی آغاز شد. گاتها خوانی این شب را رویا نمیرانیان بر عهده داشت. ![]() توران بهرامی، اسطوره و الگوی شعر کنونی زرتشتیان، جدا از شعر خود، سخنانی را نیز برای باشندگان ارایه کرد. وی در سخنان خود از میترا گفت و شب چله. میترا و زایش دوباره خورشید در روز پایانی پاییز، عنوان سخنان وی بود در پسینی که روزها آغاز به بزرگ شدن کرده اند. وی سروده خود را با نام یلدا، ریشه کریسمس برای باشندگان خواند. علاوه بر این وی در قسمت پایانی برنامه سروده ای که از حافظه وی سرچشمه می گرفت با نام شمع را برای باشندگان خواند. ![]() ![]() اردشیر ماندگاریان که سروده های وی پنجشنبه ها بر تارنمای برساد قرار می گیرد، دومین شاعر باشنده نشست بود. سروده های وی را همسرش گلرخ ظهرابیان خواند. سروده ای دری و نیز سروده ای که به یاد تفت سروده شده بود. ![]() ![]() جمشید زره پوش، دومین کسی بود که در جمع شعر دری خواند. این دبیر بازنشسته، جدا از شعر دری خود که ریشه های طنز نیز داشت از زمستان نیز خواند. فصلی که روزهای نخستینش را پشت سر می گذاریم. ![]() هدیه کشاورزیان و لیدا گوهربخش نیز نوازندگان دف و پیانو بودند. آمده بودند تا در میان شعرها، موسیقی را از دنیای کلام به دنیای سازها ببرند. ![]() دیگر شاعر این جمع، گودرز ماوندی بود. شاعری که خود را از کرج به تهران رسانده بود. وی سروده های خود، هَزارو هِزار، شب چله و نیز آفرین برساد را برای باشندگان خواند. وی پیشنهاد برگزاری چنین برنامه هایی را هر چند گاه یکبار نیز داد. ![]() ![]() دیگر شاعری که پشت تریبون قرار گرفت، منوچهر باستانی همکار تارنمای برساد بود. وی از مادر گفته بود و سروده اش را به مادر خود و تمام مادران تقدیم کرد. ![]() سروش خسروی، اما جوانترین شاعر باشنده بود. شاعر بیست ساله زرتشتی سروده خود را که از دلی پردغدغه بیرون می آمد برای باشندگان خواند. ![]() اما آنانی هم که نیامده بودند، شعرهایشان برای باشندگان خوانده شد. شاعرانی که سروده هایشان تعداد اشعار تارنمای برساد را به بیش از 100 رسانده بود. دکتر مهراب وحیدی، کامیار لریان، کامران فروهر، امید کاحیان و بهاره ماندگاریان، هوشنگ باستانی و تورج باستانی ، رامتین شهریاری و پرویز غیبی. این شاعران که هر یک به دلایلی نتوانسته بودند در جمع حاضر شوند بیتهایی از سروده هایشان توسط مجری برنامه، تهمینه اختری، خوانده شد. ![]() ![]() در پایان برنامه نیز دکتر اسفندیار اختیاری در جایگاه حاضر شد تا هدایایی را به رسم یادبود به شاعران و یاری دهندگان این برنامه تقدیم کند. وی در سخنان خود شاعران را کسانی دانست که با قلم هایشان به همکیشان جان می بخشند. او که از نشست کنکاش یگانگی به این جمع پیوسته بود، از ادبیات و دیگر علوم انسانی یاد کرد و آنرا مهم ارزیابی کرد. بازدید: 1335
|
||||||||||||