• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


نامورنامه (4)
نامهای داریوش و سودابه
چاپ ارسال به دوست
فروغ شمسیان   
۰۲ دي ۱۳۸۹
Image
داریوش

این نام صورت فاعلی مفرد مذکر از dārayavahu است. مشتق از dāray- ماده ی مضارع از dar- "داشتن" وvahu- "نیک ، خوب" و در اوستایی: vohu-,vaŋhu؛ روی هم "دارنده ی بهی" است. (مولایی،1384،ص184) و داریوش یعنی کسی که خوبی را نگه می دارد.

چنانچه خود می گوید:
-         Adam Dārayavauš xšāyaθiya vazraka xšāyaθiya xšāyaθiyānām xšāyaθiya pārsaiy xšāyaθiya dahyūnām vištāspahyā puça Aršāmahyā napā Haxāmanišiya.
-         من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه در پارس، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ، نوه ی ارشام، هخامنشی(هستم).(DB1 ،3-1)  

داریوش که در آخرین سفر جنگی کوروش، سرداری جوان حامل نیزه بود، در زمان کمبوجیه در سفر جنگی مصر فرماندهی ده هزار جاوید را- که نگهبانان شاهی بودند- به عهده داشت. پس از قضیه ی گوماتای مغ (بردیای دروغین) کمبوجیه که معلوم نیست مُرد یا به زندگی خود پایان بخشید؟ همواره او و همراهانش به هخامنشی وفادار بودند و در پایان او را به عنوان شاه برگزیدند. این مفهوم استقرار صلح را برای شاه جوان در کشور نداشت. داریوش به ناچار قریب به دو سال اسلحه در دست با اغتشاشات همه جانبه جنگید. خاطره ی این موفقیت را بر روی تپه ای مرتفع (که در جاده ی کرمانشاه به همدان است) در حدود چهل متر بالای زمین، روی لوحه ای برجسته(بیستون) حجاری کرده است.(گیرشمن،1336،ص 55-151)

در زمان پادشاهی داریوش، شاهنشاهی به بیست ایالت تقسیم شد که در رأس آن ها شهربان یا حامیان مملکت قرار داشتند. هر شهربان دبیری داشت که مراقب اعمال وی و رابط بین او و قدرت مرکزی بود. همچنین شاه مفتشانی داشت که به گوش های شاه معروف شدند. آن ها کاملاً مستقل بودند، در ایالات شاهنشاهی گردش می کردند و به کارهای عُمال رسیدگی می کردند. برای حفظ ارتباط بین مراکز مختلف شبکه ای از منازل عرض راه تشکیل شد که وسعت و اهمیت آن تا مدت ها پایدار ماند که از شوش شروع می شد و به ساردس ختم می گردید. ایران با داشتن چنین تشکیلاتی در زمان داریوش توانست وحدت مملکت را تأمین کند. اقدام مهم دیگر داریوش طرح مقدماتی کانال سوئز با حفر قناتی بین احمر و رود نیل بود.

در مورد مبنای روابط داریوش شاه همین بس که خود گوید: "من دوست دوستان خود بودم. من بهترین سوار، ماهرترین تیرانداز و پادشاه شکارگران بودم من هر کاری را دانسته ام." کتیبه ی او در بیستون که نوعی شهادت نامه است از همین احساس شریف و انسانی می گوید. سلطنت همراه با عطوفت با وجود قدرت که اراده ی شاه در میان همه ی اقوام روز و شب اجرا می شود و صرف نظر از اختلاف نژاد، اخلاق و معتقدات حکم قانون را دارد. حقیقت و عدالت با احساس ملیت که قبل از او در شاهنشاهی شرق باستان جز کوروش ادراک نمی شد، خلط می شود:

"اهورامزدا مرا یاری فرمود، چنان که همه ی بغان. اهوره مزدا مملکت مرا از هجوم (دشمن)، از محصول بد، از دروغ محفوظ دارند. نه هجوم نه محصول بد نه دروغ، ضد این مملکت پیشرفت نکند؛ برای همین است که از اهورمزدا و بغان درخواست می کنم، اهوره مزدا با همه ی بغان آن را به من خواهند داد."

و این احساس همه ی قوم پارس بوده است. چنان که هرودت می گوید: "هرگز یک پارسی از خدای خود نیکی ها را برای شخص خود نمی خواهد بلکه او درخواست سعادت برای تمام ملت پارس و برای شاه می کند و خود را مشمول این دعای عمومی می داند." (همو،همان،ص 171-155 )

در شاهنامه این نام به شکل دارا Dārā آمده است و در پهلوی Dārāb به معنی دارنده می باشد. همان داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی که به دست والی بلخ کشته شد و در زمان او بود که اسکندر به ایران حمله کرد و آن را تصرف کرد. (رستگار فسایی،1388 ،ص372-371 )

سودابه

دختر شاه هاماوران و زن کیکاوس شاه ایران sūdābe می باشد. مهرداد بهار می نویسد: "شاید معنی سودابه آب افزونی بخش یا آب روشن باشد." (بهار،1380،ص 54)

در بندهشن آمده است که افراسیاب جنگ نو کرد و سیاوخش با او در کارزار آمد، اما به خیانت سوتاپیه، زن کی اوس، سیاوخش دیگر به ایرانشهر نیامد و او را افراسیاب پیش خود به زینهار پذیرفت ... . یوستی با توجه به کلمه ی سُعدی در متن غرر اصل کلمه را عربی می داند که احتمالاً در اصل اوستاییSutā- wanhu  می باشد.

در شاهنامه آمده است که کاوس پس از آن که شاه هاماوران را شکست داد و دانست که دختری دارد. سودابه را خواستگاری کرد. اما شاه تنها همین دختر را داشت افسرده و ناراحت گشت و بعد از چندی شاه را به مهمانی خود فراخواند. سودابه فریب پدر را می دانست و به شاه گفت اما او باور نکرد و در بند شاه هاماوران گرفتار آمد. تا اینکه رستم کاوس را از بند رهانید.

سیاوش پسر کاوس، پس از سال ها دوری نزد پدر بازگشت و سودابه بدو دل بست و بدو عشق ورزید. اما سیاوش درخواست سودابه را نپذیرفت. سودابه که از فاش شدن راز خویش نزد شاه بیمناک بود، جامه بر تن درید و چهره خراشید واحتمال سقط جنین خویش را بر گردن سیاوش انداخت. شاه باور نکرد و طی جریاناتی که در شاهنامه به تفصیل آمده است، کاوس در آخر با موبدان به مشورت پرداخت. قرار بر این شد که سیاوش در اثبات بی گناهی خویش از آتش بگذرد و چنین کرد و سودابه رسوا شد. شاه فرمان به دار آویختن او را داد اما با پادرمیانی کردن سیاوش، شاه او را بخشید.

چون سیاوش در توران به دست افراسیاب کشته شد، رستم به درگاه کاوس رفت و کاوس را سرزنش ها کرد و سودابه را به کین خواهی سیاوش کُشت. (رستگار فسایی،همان،ص 564-561)

یاری نامه ها
·         پورداود، ابراهيم (1377 )يشت ها،دو جلد،اساطير،تهران.
·         رستگار فسايي،منصور(1388).فرهنگ نام هاي شاهنامه،پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي،تهران.
·         فرنبغ دادگی(1378).بندهشن،گزارنده:مهرداد بهار،توس،تهران.
·         مولایی،چنگیز( 1384).راهنمای زبان فارسی باستان ،مهرنامک ، تهران.
·         شارپ،رلف نارمن(1384).فرمان های شاهنشاهان هخامنشی،پارینه،تهران.
·         گیرشمن،ر(1380).ایران از آغاز تا اسلام،انتشارات علمی و فرهنگی،تهران.
Kent,Roland.G(1953).OLD PERSIAN,American Oriental Society,USA.

در این زمینه بخوانید:
نامورنامه3- نامهای منوچهر و به آفرید
نامورنامه2- نامهای سیامک و آزرمی دخت
نامورنامه1- نامهای کیومرث و همای

بازدید: 1069

  یادداشت ها (3)
1. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۲ - ۰۹:۲۲:۰۰
درود و سپاس فراوان به خانم فروغ شمسیان
2. نویسنده د.ی, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۲ - ۲۰:۲۸:۴۲
بسیار آموزنده بود اما کم بود
3. نویسنده داریوش, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ - ۱۰:۵۹:۱۷
به نام اهورامزدا 
با تشکر از نویسنئه محترم،با توجه به اینکه مانند داریوش مقاله در زندگی کمتر می توان بود.آیا راهی که خوبی را میتوان نگه داشت مشخص است یا باید خوبی را منتشر کرد. 
با سپاس

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات