• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


اولین شب چله بدون رستم باستانی
چاپ ارسال به دوست
منوچهر باستانی   
۰۱ دي ۱۳۸۹
Image
اول دیماه سال 1388 فردای شب یلدا، رستم باستانی کارمند بازنشسته انجمن زرتشتیان و راننده آمبولانس قصر فیروزه درست در ساعت 30: 6 پسین  چشم از جهان فرو بست. خوب بخاطر دارم که چند روز قبل رستم از گازرسانی به آرامگاه خبر داد و برق شادی را می شد در چشمانش دید.

بخاطر دارم که روز بعد از درگذشت او تمامی هازمان زرتشتی تحت تاثیر رفتن او بود و در مراسم خاکسپاری همکیشان مانند همیشه سنگ تمام گذاشتند و مسئولان جامعه نیز در اقدامی همیشگی در مراسم شرکت کردند و صحبتهایی در وصف شخصیت و اخلاق و زحمات رستم گفتند.

هنوز یادم هست که روز جمعه هجدهم دیماه سال پیش در مراسم پرسه آن شادروان تالار ایرج و تالار خسروی مملو از جمعیت بود و سکوت کل فضا را پوشانده بود، هر فردی که از سالن بیرون می رفت بر زبان افسوس و تسلیت را روان می کرد و خودش را در غم فرزندانش شریک می دانست.

تصویر فرشید یکی از پسرهای رستم را بخاطر دارم که از ابتدا تا انتهای مراسم در درگاهی تالار ایرج ایستاده بود و به ابراز احساسات همکیشان پاسخ می داد. مهشید و مهرشید دختران رستم نیز روبروی در با چشمانی پر از گریه به فردای  گنگ و نامعلوم خود می نگریستند.

به یاد دارم که آدینه 25 دیماه گروه کوهنوردان زرتشتی در یک حرکت نمادین بهمراه فرشید اقدام به کوهپیمایی کردند. در خبرها خوانده بودم که یاد رستم در اولین جلسات کنکاش یگانگی و انجمن زرتشتیان که بعد ازفوت او برگزار شد گرامی داشته شد.

هنوز اشک چشمان فرشید را بعد از اینکه تنها چند هفته از فوت رستم گذشته بود، بخاطر دارم که می دانست چه تنهایی سختی را در پیش رو دارد و چه بار سنگینی را هم خود او و هم دوخواهر دیگرش باید بر دوش بکشند. هر بار که تلفنی حالی از خودش و خانواده اش می پرسیدم، فقط می گفت خوبیم و خداروشکر. هر وقت می گفتم کمکی از دست من بر میاد فقط تشکر می کرد.

بخاطر دارم که او برای هزینه های مراسمهای پدرش هیچ کمکی از انجمن دریافت نکرد و تاکید داشت که این اتفاق نیافتد و وقتی از او پرسیدم: که فرشید چرا؟ او می گفت: یاد بابا می افتم که همیشه می گفت حقوق چهار ماه پیش را هنوز نگرفتم و چقدر به انجمن رفت تا حقوق عقب افتاده پدر از دنیا رفته را بگیرد.

خوب بخاطر دارم که فرشید گفت که: در تابستان امسال مبلغی را بعنوان بیعانه برای ساخت و برش سنگ قبر به سنگ بر انجمن پرداخت کردم و هنوز بعد از گذشت یکسال از فوت بابا مشخص نیست که سنگ قبر حاضر شده یا خیر.

بهرام خسرویانی یار قدیمی آرامگاه و رستم را به یاد دارم که می گفت: تنها کسی که هر روز در اینجا به همه ما انرژی می داد او بود و این ماشین جدید آرامگاه اولین کسی را که به آرامگاه آورد رستم بود و فرشید از قول بهرام می گوید که: از روزی که رستم فوت کرده هر روز سر درد دارم.

دیشب تلفنی به فرشید زدم تا حال و هوای اولین چله بدون پدر را بپرسم. با اینکه خسته بود و تازه از سر کار برگشته بود گفت: همین الان یاد بابا بودیم. سال پیش همین موقع داشت با ما میوه و شیرینی می خورد و من گفتم که بابا اینهمه نخور برایت خوب نیست و او با خنده همیشگی گفت: امشب از اون شبهاست که میخوام همه چیز بخورم .

از او درمورد این یکسال پرسیدم و فقط گفت: خیلی سخت گذشت. گفتم: کسی یاد شما بود و با افسوس گفت: پدرم نیمی از عمر خودش را برای این جامعه و انجمن گذاشت و  من همیشه گله می کردم که چرا باید اینقدر اعصابت را پای وظیفه ات بگذاری و حال که او نیست کسی  هم یادی از ما نمی کند.

بخاطر دارم از این عزیزانی که یک روزی رفتند و ما فقط چند روزی به یادشان بودیم وبعد از آن فراموش شدند. به یاد دارم که در مراسم این درگذشتگان ازدحام جمعیت باور نکردنی بود ولی بعد فقط تنهایی بازماندگان را می شد دید. به یاد دارم عزیزان درگذشته ای را که فقط امروز شاید نامی از آنها باقی مانده است.

شما چند نفر را بخاطر دارید؟ راستی از خانواده درگذشته بهروز خدادادی خبر جدیدی دارید؟ آنها شب یلدا را بدون پدر چگونه گذراندند؟


بازدید: 978

  یادداشت ها (6)
1. نویسنده رهگذر, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۱ - ۲۱:۳۰:۴۰
با درود ، سپاس از نوشته دلنشینتون . کاش انسانهایی که خود را به خواب زدند با این تلنگرها بیدار شوند!!
2. نویسنده همراه, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۱ - ۲۳:۳۶:۵۶
عین واقعیت بود از اون مسئول گرفته تا اون کوهنورد وتا خود مردم که منهم جزو اونها هستم فقط وقتی کسی مرد تا یکماه نهایت یادش میمونیم وبعدش به سرعت فراموش میشه .تمام این گفتن خوبیها و کارهای نمادین همه واسه نشون دادن خودمون هست کی بفکر کس دیگه است
3. نویسنده ف.باستانی, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۲ - ۱۳:۵۴:۲۵
با سلام و درود و خسته نباشید از زحمات شما و تشکر از منوچهر باستانی
4. نویسنده هوشنگ, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۲ - ۱۹:۰۱:۰۶
روحش شاد.یادش بخیر رستم طلا.یک سال گذشت.اون که رفت.ما که موندیم چه کار کردیم.به چند نفر از زنده ها سر زدیم و حالشون رو پرسیدیم.براشون چکار کردیم.از زحمات چندتاشون تشکر کردیم.قبل از اینکه دیر بشه بلند شیم وبریم سراغشون.پدرها.مادرها.معلمها.همه اون کسایی که برامون یه جورایی یه کارایی کردن.نزاریم دیر بشه.سال نو نزدیکه بدو تا دیر نرسی!!!!!!!!!!!!!!!!
5. نویسنده بهدین, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ - ۰۰:۴۶:۳۸
درود بر روان پاک شاددروان رستم باستانی براستی که آزاده مردی بود روحش شاد و اهورامزدای بزرگ یار و یاور بارماندگانش باد.
6. نویسنده همکیش, در ۱۳۸۹/۱۰/۰۳ - ۲۳:۰۹:۴۷
روحش شاد

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات