• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


نامورنامه(3)
نام های منوچهر و به آفرید
چاپ ارسال به دوست
فروغ شمسیان   
۲۶ آذر ۱۳۸۹
Image
منوچهر


منوچهر از خاندان ایرج یکی از پادشاهان پیشدادی است. خاندان وی به ائیریاوَ (Airyāva ) یعنی یاری کننده ی ایرانیان در اوستا یکبار آمده است.
  منوش چیثرَ  Manūščiθraدر اوستا یعنی از نژاد و پشت منوش که یکی از ناموران قدیم بوده است. در بندهشن آمده است که مانوش از سلسله نسب لهراسب پادشاه کیانی شمرده شده، همچنین نام کوهی است که منوچهر در بالای آن تولد یافته است.(پورداود،1377،ج2،ص 50)
برخی معنی این نام را بدین سان توجیه کرده اند که جزء اول منو: مینو= روح+ چهر=سرشت. یعنی روحانی سرشت.(رستگار فسایی،1388 ،ص 1006)
نام منوچهر و خاندانش تنها یکبار درفروردین یشت آمده است:"... فروهر پاک دین منوچهر از خاندان ایرج را می ستاییم."(پورداود،همان،ص 103)
داستان این پادشاه پیشدادی بسیار معروف است. شاهنامه و کلیه ی کتب تواریخ مفصلاً آن را ذکر می کنند.و از این قرار است که: فریدون ممالک خود را در میان سه پسرش سلم،تور و ایرج تقسیم کرد. سلم و تور به برادر کوچکتر خود که در ایران شهریاری می کرد رشک برده، او را کشتند. نام آن دختر ماه آفرید بود که از او دختری زاده شد که فریدون او را پس از بلوغ به برادرزاده ی خویش پشنگ داد. از آنان منوچهر به وجود آمد که صد و بیست سال پادشاهی نمود و کین جدش ایرج را خواست و سلم و تور را کشت. .(همو،همان،ص 51)
در شاهنامه منوچهر نبیره ی فریدون یاد شده اما در سایر کتب چندین نسل فاصله است. چنانچه در بندهشن آمده است :"... فریدون دختر را همی پنهان بکرد ،تا ده پیوند، هنگامی که منوشِ خورشید -به-بینی(هنگامی که زاده شد روشنی خورشید به بینی او افتاده بود) از مادر زاده شد. از منوش و خواهر او منوچهر زاده شد... "(فرنبغ دادگی،1378،ص 150)
پس از چندی بعد از انتقام پدر، به نزد فریدون شتافت. او نیز شاهانه از منوچهر استقبال کرد و بر تخت شاهی نشاند. دیری نپایید که در گذشت و منوچهر رسماً کلاه کیانی بر سر نهاد و مردم را به دادگری ونیکی و یزدان پرستی فراخواند. در روزگار او بود که سام ،زال را از البرز کوه آورد. همچنین ازدواج زال و رودابه که در ابتدا مخالفت می نمود اما موبدان و ستاره شناسان را فراخواند و رای زنی کرد. بعد از سه روز آنها گزارش دادند که حاصل این پیوند فرخنده خواهد بود ،پس او نیز دست از مخالفت برداشت.
و هم در زمان او بود که افراسیاب در طبرستان ایرانیان را به محاصره گرفت و برای صلح قرار شد که آرش تیری بیفکند که مرز دو کشور را تعیین کنند.
منوچهر هنگام مرگ خویش که صدو بیست ساله بود، نوذر فرزند خویش را فراخواند و در حضور بزرگان کشور او را اندرزها داد و فتوحاتش را برشمرد و در آخر از آمدن موسی گفت که او را نیازارد و به دین وی که یزدانی است بگرود و پادشاهی بدو سپرد. همگان دوران او را پرقدرت با فر و شکوه می دانند.(رستگار فسایی،همان،ص 1011-1009)

بِه آفرید                                                                                             


دختر گشتاسب، شاه ایران ،بِه آفریدBehāfarid که در اوستا،در درواسپ یشت (Waridhkana) آمده به معنای نیکو آفریده است.(همو،همان.ص 189)
این نام ترکیبی از weh به معنای خوب، بِه و بهتر بعلاوه یāfrīd از مصدر āfrīdan به معنای آفریدن، ستودن، دعای خیر کردن است (البته این بررسی در پهلوی می باشد اما اصل نام معلوم نیست که چگونه بدین صورت درآمده است).(مکنزی،1383،ص33 و156)
نام بِه آفرید در فقره 31 گئوش یشت آمده، در آنجا کی گشتاسب آرزومند است تا دو دخترش که در سرزمین توران اسیرند به خانه شان بازگردند.(پورداود،همان،ص272). داستان از این قرار بوده است که به آفرید همراه خواهرش همای در حمله ی کهرم به بلخ اسیر شد و باره و تاجش را برگرفتند و او را با خواری به رویین دژ بردند. اسفندیار با آنکه از بی مهری آنان با جاماسب سخن می گفت و رنجیده بود ولی چون داستان اسیرشدن آن ها را شنید به رویین دژ رفت و به آفرید و همای را رهانید و با خود به بلخ برد.
در شاهنامه این داستان به تفصیل آمده است ؛(رستگار فسایی،همان،ص 190)
دگر دختر شاه بِه آفرید                      که باد هوا هرگز او را ندید  
گویند به آفرید پس از مرگ اسفندیار زنده و بسیار سوگوار بود.
در بندهشن نیز از بِه آفرید مادر ساسان ،پدر اردشیر بابکان یادشده است.(فرنبغ دادگی،همان،ص 151)

 
یاری نامه ها    
·        پورداود، ابراهيم (1377 )يشت ها،دو جلد،اساطير،تهران.
·        رستگار فسايي،منصور(1388).فرهنگ نام هاي شاهنامه،پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي،تهران.
·        فرنبغ دادگی(1378).بندهشن،گزارنده:مهرداد بهار،توس،تهران.
·        مکنزی،دیویدنیل،(1383).فرهنگ کوچک زبان پهلوی،ترجمه:مهشیدمیرفخرایی،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران.

 

 

 

 


بازدید: 524

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ - ۱۰:۳۴:۰۲
واقعا دست نویسنده درد نکنه
2. نویسنده afshari, در ۱۳۸۹/۰۹/۲۷ - ۱۶:۴۲:۴۳
khob boud

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات