• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(102)
شب چله
چاپ ارسال به دوست
اردشیر ماندگاری   
۲۵ آذر ۱۳۸۹
Image
شب چله گويند كه يلدا بود
كه آن شب بلند است و سرما بود

چو اين جشن نيكو ز ايران بود
به هر شهر و استان، همه جا بود

نشسته به هم باهمه دوستان
چلو مرغ و آجيل وحلوا بود

سخن هاي شيرين و آواز و ساز
خوش و خرم وشاد، دلها بود

دگر چله آن چله پيش نيست
كه بر دور كرسي نوه ها بود

خوراك جوانان نباشد حليم
فلافل بود يا كه پيتزا بود

آگر عاشقي زار و تنها بود
همه شب برايش چو يلدا بود

الهي كه فردا نباشد چنين
كه هر فرد در خانه تنها بود


بازدید: 472

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات