جانا تو بگو کجای کاری گویا ز جهان خبر نداری چیزی که"نه" خوردی و "نه" دادی باید که به دیگری سپاری
پولی که نهاده یی سر پول روزی رسدت که واگذاری بشمار گروه رفتگان را کز رفتنشان تو سوگواری ز اندازه برون بود شمارش با دقت و فرصت ار شماری گیتی به کسی نمانده هرگز یعنی که تو هم نه ماندگاری تو مایه ی سربلندی ما سرمایه ی نام و افتخاری ای باز بلند آشیانه بنشسته ز چیست؟ در کناری خود اختر خویش کرده یی بد تهمت چه زنی به بدبیاری پندی بشنو زمن که زیباست چون حلقه اگر به گوش داری باید همه جا چو مهرورزان شوری شعفی، به کار آری کاری نکنی که بین مردم مشهور شوی به بی بخاری هرگز نبری سعادتی را گر عشق و ارادتی نیاری در سالن خسروی و مارکار جشنی اگر است و گانباری گر مانتره است و سدره پوشی گر ورزشی است و گیروداری با شرکت خویش رونقی ده بر جشن و سرور و کامکاری چون ارزش ما به همت ماست همت بنمای گه گداری از خرمن خویش خوشه یی بخش تا تخم محبتی بکاری در دادودهش بکوش کاین راه راهی بودت به رستگاری نامت به جهان همیشه جاوید یادت به زبان همیشه جاری
بازدید: 462
یادداشت ها (1)
1. نویسنده ی دوست در غربت, در ۱۳۸۹/۰۹/۱۸ - ۲۰:۵۲:۳۴ همت بلند باد.
ایجاد یادداشت
لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید