• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


نگاهی به حوادث فینال ناتمام جام رستم
چاپ ارسال به دوست
همراه برساد   
۱۲ آذر ۱۳۸۹
Image
به عنوان یکی از برگزارکنندگان جام ایران دخت، باید بگویم یکی از بهترین خاطراتم به زمانی باز می گردد که اختتامیه نخستین دوره جام ایران دخت به پایان رسید و شاهد آن بودیم که اعضای تیمهای شرکت کننده و تماشاچیان پا به پای ما مشغول به جمع کردن وسایل و صندلی ها شدند، آن شب خستگی های ناشی از برگزاری این جام تازه تاسیس بدون هیچ استراحتی از تن ما برگزارکننده ها به در رفت و هنوز هم که هنوز هست وقتی به یاد آن صحنه می افتم، ناخودآگاه لبخند می زنم.

از این مقدمه می خواهیم به جام رستم بیاییم، جامی که یک تفاوت نسبتا مهم در مقایسه با دیگر جامهای جامعه زرتشتی دارد و آن چیزی نیست جز دوستی و محبتی که در بین برگزارکننده ها و شرکت کننده ها وجود دارد، برگزاری جام به یاد روانشاد رستم اخوی جو و به همت خانواده و دوستان آن روانشاد باعث شده است که در تمام این سالها با وجود اعتراضها و اتفاقات گوناگونی که رخ داده است، برگزارکنندگان و شرکت کنندگان خود را در کنار همدیگر ببینند. چیزی که شاید آرزوی برگزارکنندگان جامهایی چون اشا و جان باختگان باشد.

حال به موضوع اصلی یعنی فینال جام رستم بپردازیم، مهمترین بازی جام که به دلیل اعتراض تیم سپنتا ناتمام ماند. در یکسوی فینال تیم اهرستان قرار داشت که با بازیکنان کامل خود راهی فینال شده بود، اما در سوی دیگر تیم سپنتا بود، تیمی که پیش از این بازی نیز نسبت به داوری ها معترض بود، به هر حال غیبت دو بازیکن از سه بازیکن تاثیرگذار و ثابت این تیم به دلیل دریافت کارتهای زرد در دیدارهای قبلی بود.

نداشتن سه بازیکن اصلی، باعث شده بود تا کمتر کسی به قهرمانی تیم سپنتا خوش بین باشد، نکته ای که بازیکنان سپنتا نیز به آن واقف بودند، اما با این وجود، آنها وارد زمین مسابقه شدند، 10 گل دریافت نمودند، به داوری اعتراض نمودند، حرکات ناشایستی همچون خطاهای عمدی هند را انجام دادند و در نهایت تیم را بیرون کشیدند تا یازدهمین گل را در حالی بخورند که بازیکنی از تیم سپنتا در داخل زمین نبود.

تیم سپنتا عملکرد بد داوری را باعث اعتراضهایش می داند و دلیل بیرون کشیدن تیم را صحبتهای نابجای داور مسابقه ذکر می کند، اعتراض به عملکرد داوری آن هم در هنگام بازی امری است که در همه جای دنیا نکوهیده است، جالب است که در جام جهانی، جایی که قرار است قهرمان جهان مشخص شود و میلیاردها دلار برای این قهرمانی هزینه شده است، وقتی داور اشتباه می کند، هیچ اعتراضی را مشاهده نمی کنیم، اما ما برای یک جام که تنها ویژه خودمان است، چه اعتراضهایی که نمی کنیم؟ تازه این اعتراضها را در حالی انجام می دهیم که فوتبال سطح اول کشورمان نیز پراست از اشتباهات داوری و در واقع قهرمانان لیگ ایران نیز بر اثر همین اشتباهات انتخاب می شوند.

با وجود اینکه همه این صحنه ها را می بینیم، باز هم منتظریم که اشتباهات خود را به گردن داوری بیندازیم و همه چیز را از چشم او ببینیم و ای کاش به همین اکتفا می کردیم و سعی نمی کردیم با حرکاتی ناشایست اعتراض خود را عملا نشان دهیم، بیایید یک لحظه تصور کنیم اگر یکی از این بازیکنان مثلا در دیدار انگلیس و المان حضور داشتند، آیا در آن زمان داور بازی می توانست بازی را تا پایان قضاوت کند؟

باز اگر بازیکن مطرحی در سطح شهر یا استان داشتیم می توانستیم بگوییم که سطح داوری ها پایین است و باید از داوران غیرهمکیش استفاده کنیم، اما وقتی خوب دقت می کنیم از آن هم خبری نیست، اصلا مگر سالهای گذشته در همین جام رستم شاهد کتک خوردن داوری غیرهمکیش نبودیم؟ در واقع باید بپذیریم که داوری چه بخواهد و چه نخواهد با اشتباهات همراه است، جمله ی کلیشه ای که هزاران بار آنرا خوانده ایم و شنیده ایم، اما در عمل آن را درک نکرده ایم و متوجه نشده ایم که اعتراض به داوری راه و روش خاص خود را دارد، متوجه نشده ایم که تنها در صورتی می توان تصمیمات داور مسابقه را نقض کرد که ثابت شود داور از روی قصد و غرض کاری را انجام داده است، به کلمه ثابت شود دقت کنید. متوجه نشده ایم که در طول بازی هیچ کس حق ندارد نسبت به تصمیمات داور اعتراض کند. آموختن این فرهنگ لازمه پیشرفت ما است، لازمه داشتن یک ورزش سالم، رو به جلو و شادی بخش است.

اما ادعای دیگر بازیکنان سپنتا، توهین داور است، در صورتیکه فرض کنیم این تیم بتواند ثابت کند که داوری به آنها توهین کرده است، آیا راه برخورد با این قضیه ناتمام گذاشتن دیدار فینال است؟ کافی بود یک لحظه بازیکنان و دست اندرکاران تیم سپنتا خود را به جای برگزارکنندگان بگذارند، برگزارکنندگانی که نه برای خودشان که برای گرامیداشت روانشاد رستم اخوی جو، جوان ورزشکار جامعه زرتشتی، سختی های برگزاری یک جام ورزشی را به جان خریده اند، برگزارکنندگانی که 8 هفته متوالی از کار و زندگی خود زده اند، به باشگاه مزدیسنا خرمشاه آمده اند و اگر هیچ کار نکرده اند در پایان بازیها پوست تخمه های فراوان تماشاچیان و بازیگران را جمع کرده اند، برگزارکنندگانی که از جیب خود هزینه برگزاری این مسابقات را تامین می کنند تا در پیشرفت ورزش جامعه زرتشتی نقش داشته باشند، آیا به نظر شما منطق تیم سپنتا برای ترک بازی فینال درست است؟ آیا می توان به همین راحتی مهمترین بازی چنین جامی را خراب کرد؟

البته شاید بهتر بود، برگزارکنندگان این مسابقات وقتی این صحنه ها را دیدند، کمی بیشتر تامل می کردند، دقایق بیشتری صبر می کردند و با گفتگو بازیکنان تیم سپنتا را به داخل زمین باز می گرداندند، نه اینکه داور بازی را آغاز کند، به بازیکنان تیم اهرستان اجازه دهد پنالتی را در حالی بزنند که هیچ کدام از بازیکنان سپنتا در زمین حضور ندارند و بعد هم سوت پایان بازی را به صدا در بیاورد. هیچ اشکالی نداشت که به جای 5 دقیقه بعد این چند دقیقه باقیمانده بازی، نیم ساعت دیگر برگزار می شد، شاید همین صبر و تحمل و گفتگوهای بیشتر باعث می شد تا تیم سپنتا به بازی باخته برگردد و همان مقام دومی اش را از دست ندهد، نه اینکه امروز شاهد حذف کامل این تیم خوب باشیم.

در پایان این نوشتار پیشنهاد می شود که در صورت امکان در بازیهای حساس تلاش شود تا از ناظری بیطرف استفاده شود، کسی که هم بر داوری نظارت داشته باشد و هم بتواند اینگونه اتفاقات را مدیریت کند و از سوی دیگر چه خوب بود اگر تیمهای ما در کنار بازیکنان جوان خود از افراد با تجربه نیز بر روی نیمکتها بهره می بردند و ای کاش داوران زرتشتی ما نیز داوری هایشان را محدود به مسابقات جامعه نمی کردند و سعی می کردند تا در مسابقات شهرستانی، استانی، منطقه ای و حتی کشوری نیز شرکت کنند تا تجربه یک داور واقعی را داشته باشند.


بازدید: 1066

  یادداشت ها (4)
1. نویسنده hamrahe hamishegi, در ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ - ۰۸:۴۷:۰۱
vaght be khair khaste nabashid  
man dar baziha nabodam va nemidanam che gozashte va nemikhaham az kasi tarfdari konam bad begoyam ya yektarafe be ghazi beravam ama man tajrobei dashtam va khastam begoyam ta shoma ke dar jaryanat hastid rahehale manteghi paida konid man fekr nakonam moshkele ma ba avardane davare gheire hamdin hal shavad chon dar jame jan bakhtegan az davarane ghaire hamdin bahre borde mishavad bemanad ke bar hasbe hadese motavaje shodam ke davaran bar khalafe ghavanin ba mojavez fotsale tehran davari nakrdand va an sazman bikhabar bod man kasi hastam dar yeki az doreha timash dochare biedalati shod davare marbote ghanon ra barkhalfe ghavanin fotsal ejra kard bazi anjam shod dargiri pish nayamad ta javanane jame sarmashghe nadorost nadashte bashand bad az jam masale paigiri shod ta sale ayande in moshkel hal shode va be omide khoda sale ayande in moshkel vojod nadashte bashad fax ra khodam ferestadam ba copy safe ketabe ghavanine fotsal resid anra gereftam vali bad az tarafe digaran motaham shodam ke nafrestadam kanon goft asle name badan anham ferstade shod jahate paigiri bazaham tamas gerefte shod ama motajeban bazham chizi daryaft nashode bod ma na mikhastim natije avaz shavad na hich chiz digar vali laghal entezare paigiri ra dashtim ta bedanim barkhorde manteghi tafavoti ba barkhorde ghire manteghi darad va inra laghal be 10 nafare bachehaye tim befhmanim va yad dahim ke in eshtebah bode va gharazi dar kar nabode vali agar shoma jaye mane 21sale bashid ba in aksoalamal kanon che fekri mikonid? pas biam omghi be masale bengarim farhang sazi az bazikon shoro nakonim az bargozar konande ta tamashgar faghat vaghan bekhahim va az khodeman shoro konim 
biaid bahs konim rahe hal bedahim faghat az moshkelat nagoim faghat enteghad nakonim rahkaram bedahim man fekr konam beresad behtarin jast chon ham bargozar konande ast ham sherkat konnade ham tamashagar ham naghd konannde
2. نویسنده بنی اسراییلی, در ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ - ۰۹:۳۵:۰۹
تامل کنند ، نه تعمل کنند تصحیح کنید لطفا
3. نویسنده Man, در ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ - ۱۱:۵۱:۰۷
I love your article. You are the man. Thank you
4. نویسنده جاويزيان, در ۱۳۸۹/۰۹/۱۲ - ۱۵:۳۹:۰۳
با نظر شما موافق هستم .نوشته به جا وخوبي بود .بي طرفانه وبدون غرض .احسنت بر اين نويسنده .

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات