|
29 سال گذشت به یاد جان باخته داریوش شهزادی |
|
|
| داریوش شاهمردانی | |||||||||||||
| ۰۶ آذر ۱۳۸۹ | |||||||||||||
|
"براستی کسانی از زمره سوشیانت ها و رهانندگان جهان به شمار خواهند رفت که فرمان مزدا و وظیفه خود را با نیک منشی بجای آرند و بر ضد خشم و ستم بپاخیزند و آنرا در هم شکنند "
هات 48 بند 12 هر آنكو شود كشته ز ایران سپاه بهشت برینش بود جایگاه درشاهنامه رستم از هفت خوان دشمن می گذرد، سیاوش جان در کف از آتش می گذرد و گرد آفرید با حیله دشمن به جنگ سهراب می رود و همه و همه داستان عشق بی ریا به ایران زمین است. اما حماسه امروز، مربوط به دوستی است که کوه ها، تپه ها و دشت ها را پشت سر می گذارد تا آنتنی نصب شود و ایستگاه رادیو یا تلویزیون راه اندازی شود و اطلاع رسانی درست انجام شود. اولین بار روز دوم مهر1351 بود در دانشگاه به هم معرفی شدیم و از اشوزرتشت، پیر سبز و فرهنگ زرتشتی تعریف کرد. برای بار دوم سال 1355 بود، باز هم در دانشگاه، برای گرفتن مدرک کارشناسی آمده بود و خوشحال از اینکه خدا یارش بوده و توانسته است در کارش به جامعه خدمت کند. آخرین بار، در قصر فیروزه جمعیت انبوهی آمده بودند تا داریوش را با لبخندهایش به خدا بسپارند و بهشت برین را برایش آرزو کنند و با یادش به سر ببرند. امروز روزماه ایزد و آذر ماه در سالگرد شهادتش آرزو می کنیم، روان داریوش بجای نیکان و نیک کرداران برسد، امید است ایران زمین آنقدر قدرتمند شود که هیچ دشمن خارجی یا عوامل داخلی آنها نتوانند چنین جوانهایی را از ما بگیرند. زندگی نامه جان باخته داریوش شهزادی: داریوش شهزادی در تاریخ 6 دیماه 1328خورشیدی در تهران از زوجی دیندار(خانم دولت لهراسب و موبد رستم شهزادی) متولد شد. در دوران کودکی مانند بچه های دیگر زرنگ بازیگوش و معصوم بود. دوران ابتدایی را در مدرسه جمشید جم با دلسوزی معلمان و پدر و مادر به پایان رسانید و سپس وارد دبیرستان فیروز بهرام شد و با موفقیت دراین دبیرستان دیپلمش را در رشته علوم ریاضی گرفت، در ادامه موفق شد کارشناسی مهندسی الکترونیک را از دانشکده علم وصنعت دریافت کند. سپس به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید، 4ماه آموزشی را در پادگان و20 ماه بقیه را در رادیو تلویزیون قصر شیرین گذرانید. بلافاصله به استخدام صدا و سیما درآمد و در واحد فنی به کار مشغول شد و در سال 53 برای کارآموزی شش ماهه به ژاپن و فرانسه اعزام شد . داریوش در سال 57 خانم گلرخ مهری، دختری شایسته از جامعه زرتشتی را برای همسری انتخاب کرد. ثمره این ازدواج پسری به نام رامتین است. داریوش مدتی با کانون دانشجویان زرتشتی باشوق بسیار به جامعه خدمت کرد و مسلما اعضای کانون آن موقع خدمات ارزنده ای از او بیاد دارند، داریوش با دل و جان مددکار طبقه کم در آمد جامعه بود و به سنت های مذهبی به شدت علاقه داشت و باعث افتخار دوستان و خانواده و جامعه بود. و از زبان همسنگر و همسر ایشان بقیه ماجرا را می شنویم: " وارد پمپ بنزین خیابان ولیعصر شدیم ناگهان بمب منفجر شد. اول فکر کردم ماشین نقص فنی پیدا کرده، اما اینطور نبود و در آن لحظه همه چیز را میدیدم. دیدم که درختان از هر طرف افتادند، ولی هیچ صدایی را نمیشنیدم- سکوت مطلق بود، بعدها فهمیدم که در موج انفجار خلا ایجاد میشود، پسرم رامتین که در آن موقع یک سال و هفتماه داشت در بغل داشتم". اینجا بغضی گلویش را میفشارد، ادامه میدهد: " میدیدم که گریه میکرد اما صدایش را نمیشنیدم خیلی وحشتناک بود. وقتی دیدم که داریوش از حال رفته و خودم هم نیمه تنم را احساس نمیکنم در یک لحظه بین این دنیا و آن دنیا قرار گرفتم و در آن لحظه تنها از خدا خواستم که لطفی در حق ما کند و رامتین را سالم نگه دارد که خوشبختانه همینطور هم شد. داریوش که از دنیا رفت من هم نیمه بدنم فلج شد و پسرم سالم ماند و کوچکترین نقصی پیدا نکرد." خانم گلرخ مهری در6 اذر60 در اثر انفجار بمب به دست منافقان به شدت مجروح شد و قطع نخاع شده است. ایشان جانباز 70 درصد است و در 29 سال گذشته، با تحمل همه درد ها و ناشکیبایی ها مانند سنگ صبوری بوده و حتی به اطرافیان دلداری می دهد و امیدوار به آینده، نگهداری از تنها فرزند را بعهده داشته است. یاد داریوش شهزادی گرامی راهش پر رهرو باد. منابع: پیک کنکاش موبدان و امرداد بازدید: 1047
|
|||||||||||||