• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


ايرانيان مشعل‌دار دانش در جهان
پزشكي در ايران باستان
چاپ ارسال به دوست
احمد نوری   
۳۰ آبان ۱۳۸۹
Image
 بر پايه متون باستاني، جمشيد (چهارمين شهريار پيشدادي) نخستين كسي بود كه سنت استحمام با آب گرم و سرد را ابداع كرد. اين گونه به نظر مي‌رسد كه در دوران سلطنت وي كه مدت زمان زيادي هم به طول انجاميد هيچ گونه گياهي پژمرده نشد و هيچ مخلوقي نمرد. اين به آن مفهوم است كه در دوره حكومت جمشيد علم پزشكي به قدري پيشرفت كرده بود كه گياهان و حيوانات با آسودگي مي‌زيستند و به استثناي چند مورد مرگ بر اثر بيماري‌هايي مزمن، از هرگونه ناخوشي به دور و مصون بودند.
در بند سوم يسناي نهم اوستا كه به نخستين پزشك ايراني اشاره دارد آمده:‌اي هوم (گياه روحاني كه در تشريفات مذهبي و پزشكي از آن استفاده مي‌شد) آفرين بر تو. كه از براي تو مردم دنيا را به ارمغان آورد؟ چه ميزان اجر و پاداش كسب نمود؟ چه اقبال بزرگي در انتظار توست؟

پاسخ اين سوالات در بند چهارم يسناي نهم آورده شده است: هوم پرهيزگار، آن كه همگان را ازمرگ بازمي‌دارد، پاسخ آورده: ويونگهن از ميان تمامي مردمان كره زمين، جمشيد، مالك رمگان نيك را به من عطا فرمود، كسي كه در دوران شهرياري خويش مردمان و حيوانات را ابدي و جاويدان ساخت.

جمشيد پدر پيشداديان دنباله‌رو ويونگهن، پزشكي آريايي بود. زردشت پرسش‌هايش را ادامه مي‌دهد و هوم نيز ضمن پاسخ‌هاي خود به ديگر پزشكان آريايي پس از ويونگهن اشاره مي‌كند: آبتين (پدر شهرياران پيشدادي، فريدون)، آترات (پدر اوروخشيه و گرشاسپ) و پورشاسپ (پدر پيامبر ايراني، آشوزردشت).

اوستا به پزشكان ديگري چون جاماسپ و سنا كه بعدها سيمرغ خوانده شد نيز اشاره مي‌كند. در ادوار پس از نبوت زردشت، علم پزشكي در ميان ايرانيان پيشرفت قابل توجهي يافت به طوري كه عمده‌ترين طبيبان حرفه‌اي ايراني، موبدان و مغ‌ها بودند. بهترين آموزگاران پزشكي و ستاره‌شناسي مغ‌ها بودند و دانش‌شان از طريق شاگردان‌شان و دروس نسل به نسل انتقال مي‌يافت. متاسفانه تهاجم همه‌جانبه مقدوني‌ها، اعراب، تاتارها و افغان‌ها بسياري از كتب گرانبها، آثار دانشمندان ايراني و كتب پزشكي را از بين برد. قابل ذكر است كه ديگر پزشكان ايراني در ادوار بعد، ماني، روزبه و بزرگمهر بودند. در دوره هخامنشيان پزشكان متعددي در ايران بودند كه دانشمندان يوناني و ديگر ملت‌هاي جهان نيز از تجربيات آنها استفاده مي‌كردند. حجم عمده علوم در اين عصر و حتي پيش از آن در دوره مادي بر پايه دانش‌هاي اوستايي بود. در دوره ساسانيان دانشمندان كشورهاي مختلف كه ديوگنس نيز از جمله آنها بود رشته‌هاي متعددي را از جمله علم طب در دانشگاه جندي‌شاپور تدريس مي‌كردند. پيشرفت دانش پزشكي با حمله اعراب به ايران متوقف شد. پس از مدتي دانشمندان بزرگي اين علم را احيا كردند و حتي آن را نسبت به گذشته با رشد و پيشرفت بيشتري همراه كردند. بسياري از دانشمندان دوران اسلامي سهم عمده‌اي در دانش پزشكي دنيا دارند كه از آن ميان مي‌توان به ابن سينا، محمد زكرياي رازي، فارابي و خيام اشاره كرد. اين نام‌ها بر تارك تاريخ دانش پزشكي مي‌درخشند و همواره مايه غرور و افتخار ملت ايرانند.

دانش پزشكي همان گونه كه در اوستا به آن اشاره شد به پنج بخش (ارديبهشت‌يشت- ونديداد) به اين ترتيب تقسيم مي‌شد: آشو پزشك (پزشك سلامتي)، داد پزشك (پزشك آزمايش)، كارد پزشك (جراح)، گياه پزشك (طب گياهي) و منتره پزشك (روانپزشكي كه بيماران را با اوراد و ادعيه معالجه مي‌كرد).

بند ششم ارديبهشت‌يشت اشاره دارد كه معالجات پزشكان به وسيله آشا (تنظيف)، قانون، كارد، گياه و اوراد و ادعيه صورت مي‌گيرد.

1- آشوپزشك (پزشك سلامتي)

آشو به معناي نظافت و سلامتي است؛ نظافت و سلامتي تن، محيط و درون. آشوپزشك خود بايد از سلامتي تن و روان برخوردار باشد تا بتواند ديگران را هم معالجه كند. وظيفه ديگر آشوپزشك علاوه بر اطمينان يافتن از سلامت تن، نظارت بر محيط مناطق مسكوني و شهرها هم بود. آشوپزشك مسوول قرنطينه كردن بيماران نيز بود تا چهار عنصر آب، باد، زمين و آتش از هرگونه آلودگي مصون بمانند.

در حقيقت تمامي خانواده‌هاي ايراني موظف به انجام اين وظايف بودند. وظيفه و مسووليت ديگر آشو كه به جشن‌ها و مراسم مربوط بود و در تمامي ايران نيز مرسوم بود پاكيزه‌سازي منازل در ايام نوروز و رهايي از تمامي ناپاكي‌هايي بود كه در طول سال جمع شده بود. اين رسم امروزه نيز همچنان پابرجاست و آغاز سال نو همراه با تن، روح، همسايگان و مردماني پاكيزه است.

از ديگر سو ايرانيان از آلودن چهار عنصر طبيعي مقدس خودداري مي‌كردند. مردم هيچ‌گاه تن خود يا وسايل آلوده را در آب جاري نمي‌شستند و اين اقدام را گناهي بزرگ مي‌دانستند. هيچ‌گاه اجسامي كه انداختن‌شان در آتش باعت ايجاد دود مي‌شد در آتش رها نمي‌شد و آتشدان همواره پاكيزه نگه داشته مي‌شد. زمين و خاك همواره به دور از هرگونه آلودگي بودند و به اين دليل جسد مردگان را در ارتفاعات قرار مي‌دادند تا خوراك پرندگان و گوشتخواران شوند. همواره اسپند و كندر در منازل دود مي‌شد تا همگان رايحه خوشي را استشمام كنند و حشرات و باكتري‌ها كشته شوند. اين سنت‌ها همچنان هم توسط ايرانيان و ديگر ملل پابرجاست.

2- دادپزشك (پزشك آزمايش)

اين دسته از پزشكان ارتباط بيشتري با دانش پزشكي داشتند. شغل آنها شباهت بسياري به آسيب‌شناسان امروزي داشت و مسووليت‌شان كالبدشكافي براي پي بردن به ريشه بيماري‌ها و يافتن راه درماني براي آنها در آينده بود. اين دسته از پزشكان جسد مرده را مورد آزمايش قرار مي‌دادند و پس از تحقيق روي علت مرگ، اجازه دفن جسد را صادر مي‌كردند. موميايي كردن نيز از جمله ديگر مسووليت‌هاي اين دسته از پزشكان بود هرچند اين رسم بيشتر در مصر باستان رواج داشت.

3- كاردپزشك (جراح)

عنوان اين پزشكان نشان مي‌دهد كه مسووليت‌شان درمان بيمار بوده است. به طور كلي فرآيند جراحي بسيار دشوار و خطرناك بود و چون قابليت بي‌حس‌كنندگي وجود نداشت تنها عده معدودي از بيماران از اين فرآيند جان سالم به در مي‌بردند. در بند سي و نهم از بخش هفتم ونديداد آمده: كسي كه مي‌خواست جراح شود بايد ابتدا دواپرست (شيطان‌پرست، در واقع به معناي غيرزردشتي) را عمل مي‌كرد و اگر بيمار معالجه مي‌شد بايد اين عمل را دوباره روي دواپرست ديگري انجام مي‌داد. جراح در صورت شفاي دواپرست دوم بايد براي سومين بار اين عمل را روي شيطان‌پرست ديگري انجام مي‌داد و اگر آخرين نفر هم شفا مي‌يافت، پزشك از اين امتحان سربلند بيرون مي‌آمد و مي‌توانست براي هميشه جراحي كند. همان گونه كه در بالا اشاره شد پزشك بايد جراحي‌هاي متعددي را روي بيمار انجام مي‌داد و تنها پس از گذراندن اين آزمون قادر به فعاليت در اين زمينه بود. در شاهنامه فردوسي به عمل تولد رستمينه اشاره شده است. پزشكي كه رودابه مادر رستم را عمل كرد سيمرغ يكي از شهير‌ترين پزشكان ايران باستان بود. سيمرغ يك مغ بود و بر بلنداي دماوند مي‌زيست. به خاطر همين سكونتگاه مرتفعش بود كه وي را سنامرغ ناميدند. زال پسر سام بود، پدرش وي را در كودكي براي كسب دانش و معرفت به سيمرغ سپرد و يكي از شاگردان مورد علاقه سنا بود. زال از سيمرغ درخواست كمك كرد و سيمرغ بود كه با عمل رودابه، رستم را به دنيا آورد. قابل ذكر است كه در كاوش‌ها و حفاري‌هاي باستان‌شناسي در شهر سوخته تعدادي جمجمه به دست آمد كه نشان عمل جراحي بر آنها آشكار است.

4- گياه‌پزشك يا اوروه‌پزشك (طب گياهي)

اصل و منشاء طب گياهي به رشد و گسترش كشاورزي و زراعت در ايران بازمي‌گردد. ايرانيان نخستين ملتي بودند كه با خواص گياهان آشنا شدند و از آنها براي درمان بيماري‌ها استفاده كردند. با گذشت يك هزار سال از آن زمان طب گياهي همچنان در ايران و ديگر نقاط جهان از جمله هند و پاكستان كاربرد دارد. دانش طب گياهي ريشه در ايران باستان دارد و از آنجا به كشورهايي چون هند، چين، بين‌النهرين و مصر منتقل شده است. در بند ششم از بخش بيستم ونديداد به طب گياهي اشاره شده است: ما همه گياهان را مي‌پرستيم. ما در جست‌وجوي گياهان هستيم و از آنها به خاطر ترس از سردرد، مرگ، آتش‌سوزي، تب، اژانه، وژهوه، جذام، نيش مار، داروكه، بيماري‌هاي مسري، چشم بد و ناپاكي‌ها و تباهي‌هايي كه اهريمن براي انسان به ارمغان مي‌آورد، نگهداري مي‌كنيم. از نگاشته‌هاي ذكرشده روشن است كه داروهاي گياهي براي درمان اكثر دردها و بيماري‌ها به كار مي‌رفت. در بندهاي سوم و چهارم از يسناي نهم همچون ديگر بخش‌هاي اوستا به گياه هوم اشاره شده و همان‌گونه كه از نگاشته‌هاي ونديداد، يسنا و يشت‌ها برمي‌آيد دانش پزشكي ايرانيان با بسياري ار بيماري‌ها و داروهاي لازم براي معالجه آنها آشنا بود. علاوه بر هوم، از گياهان ديگري نيز چون اسپند و كندر در ايران باستان براي معالجه بيماري‌ها استفاده مي‌شد. عصاره نعناع و بيدمشك هم نقش عمده‌اي در درمان بيماري‌ها داشت. برخي از اين گياهان همچون هوم و اسپند در تشريفات مذهبي نيز مورد استفاده قرار مي‌گرفتند.

5- منتره‌پزشك (روانپزشك)

منتره به معناي تحريك و تهييج رفتار است. منتره از جنبه‌اي ايزدي و نيرويي اصيل برخوردار بود كه تاثير عمده‌اي بر تسكين و درمان بيماران داشت. اختلالات رواني، بيماري‌هايي بودند كه روح و روان را درگير خود مي‌كردند و اين مشكل ديگر از طريق گياه يا دارو حل نمي‌شد. پس در آن زمان بيماراني كه از اين دست مشكلات رنج مي‌بردند از طريق تلقين فكري و با استفاده از ارتباطات كلامي و شفاهي درمان مي‌شدند. منتره به معني سرود و دعايي بود كه براي برقراري ارتباط با بيمار براي وي خوانده مي‌شد. هنگامي كه روح آدمي به شدت آشفته بود بهترين درمان براي او خواندن كتاب مقدس بود. اوستا اهميت فراواني براي منتره قائل است. در بند چهل و چهارم از بخش هفتم ونديداد اين طور آمده: روش‌هاي متعددي براي درمان بيماري‌ها وجود دارد، به وسيله چاقو، كارد و گفتار مقدس. آن كه از طريق گفتار مقدس درمان شود، تاثيربخش‌ترين درمان بر وي صورت گرفته است. بند پنجم ارديبهشت يشت اشاره دارد: دعايي كه منطق‌هاي اهريمن و تمامي ديوها و افسونگري‌ها را دفع كند عالي‌ترين، زيباترين، قوي‌ترين، پيروزي‌بخش‌ترين و در نهايت شفابخش‌ترين گفتار مقدس است. پس بر پايه فرهنگ و سنن ايراني منتره نابودكننده اهريمن، پليدي، پندار ناپاك و تمامي زشتي‌ها بود. نام‌هاي خدايان، گاتاهاي الهي، يسنا، ادعيه، تمامي آموزه‌هاي زردشت، پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك همگي منتره بودند. اجداد و نياكان ما اعتقاد داشتند زماني كه روح و روان سالم و شاداب باشد جسم هم سالم است. عكس اين جريان هم صادق است، هر چقدر روح و روان خسته و افسرده باشد فرقي ندارد كه جسم چقدر نيرومند باشد، در نهايت ضعيف و پژمرده خواهد شد. ديگر شفابخش، آموختن فرهنگ و علوم براي نيل به كمال انساني است. علم روانپزشكي در ادوار باستان قرائت ادعيه ديني، اوستا و مطالعه كتب مقدس ديگر آيين‌ها و ملل را توصيه مي‌كرد. طي قرون دانش پزشكي از ايران به ديگر مراكز دنياي باستان همچون شوش، بابل، مصر، چين، هند، يونان و امپراتوري روم منتقل شد. ايرانيان در طول تاريخ ثابت كرده‌اند كه همواره مشعلدار دانش و فرهنگ در جهان بوده‌اند.

ترجمه رضا دستجری برگرفته از روزنامه شرق


بازدید: 477

  یادداشت ها (2)
1. نویسنده منوچهر, در ۱۳۸۹/۰۹/۰۱ - ۰۷:۴۸:۰۴
از احمد نوری به خاطر ارائه مطالبشان سپاسگزارم و همچنین دست مترجم و ناشر هم درد نکنه./.
2. نویسنده ندا-اله داد, در ۱۳۸۹/۰۹/۰۲ - ۱۸:۴۸:۲۱
با درود 
به دوستان پيشنهاد مي كنم كتاب پزشكي در ايران باستان نوشته موبد دكتر سهراب خدابخشي را مطالعه فرمايند.

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات