• default color
  • red color
  • green color

تبلیغات






asho

zaban


rambod


هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(97)
چاپ ارسال به دوست
اردشیر ماندگاریان   
۲۷ آبان ۱۳۸۹
Image
یک جوان دیدم نشسته بر لب آب روان
چشم او بر آسمان گوید خدای مهربان

در کنار سبزه ها و نغمه آن بلبلان
پیر صد ساله شود از نو، جوان

«ای خداوند کریم و مهربان
نان سنگک، مرغ بریانی به این جانب رسان»

گفتمش جانا چرا تنها نشستی پهلوان
گفت: تنهایی به از صد مردمان این زمان

گفتمش تندی مکن با زندگی
نیک و بد باید بسازی در جهان

گر دو صد سال نشینی این مکان
کس نیارد بهر تو یک قرص نان

رو برای خویشتن کاری پیشه کن
تا دهد یزدان تو را رزقی چنان

بازدید: 545

  اولین یادداشت

ایجاد یادداشت
  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
یادداشت

کد امنیتی: (کد مقابل را داخل کادر وارد کنید)* Code

تبلیغات