| هر پنجشنبه سروده ای از شاعری زرتشتی(97) |
|
|
| اردشیر ماندگاریان | ||||||||
| ۲۷ آبان ۱۳۸۹ | ||||||||
|
یک جوان دیدم نشسته بر لب آب روان
چشم او بر آسمان گوید خدای مهربان در کنار سبزه ها و نغمه آن بلبلان پیر صد ساله شود از نو، جوان «ای خداوند کریم و مهربان نان سنگک، مرغ بریانی به این جانب رسان» گفتمش جانا چرا تنها نشستی پهلوان گفت: تنهایی به از صد مردمان این زمان گفتمش تندی مکن با زندگی نیک و بد باید بسازی در جهان گر دو صد سال نشینی این مکان کس نیارد بهر تو یک قرص نان رو برای خویشتن کاری پیشه کن تا دهد یزدان تو را رزقی چنان بازدید: 545
|
||||||||